تبلیغات
هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران
غم حسین(علیه السلام) عین عبادت است
قالب وبلاگ
نویسندگان
صفحات جانبی

 


اللهم عجل لولیك الفرج

برنامه جلسات هیئت بیت العباس(علیه السلام)
لعن الله قاتلی یا فاطمة الزهرا (سلام الله علیها)

 مناسب زمان
 هفتگیجمعه :1394/11/23
 ایام فاطمیه (سلام الله علیها)
 دهه اول 75 روز
جمعه:94/11/30
شنبه: 94/12/1
یكشنبه : 94/12/2
دوشنبه : 94/12/3
هفتگی
جمعه : 94/12/7
 هفتگی
 جمعه: 94/12/14
ایام فاطمیه (سلام الله علیها)
دهه دوم( 95 روز)
ایستگاه صلواتی
چهارشنبه :94/12/19
پنج شنبه :94/12/20
جمعه: 94/12/21
شنبه : 94/12/22
یكشنبه : 94/12/23
هفتگی
 جمعه : 94/12/28
(ساعت برگزاری :  20:00 )
تهران،راه آهن،جوادیه،10متری اول،
خیابان قالیشویی روبروی مسجدهمتیه،بن بست 4





[ شنبه 17 بهمن 1394 ] [ 00:40 ] [ خادمین هیئت ]

محبت واقعی چیزی نیست که به همین سادگی بیاید تا به همین راحتی برود در حقیقت عشق حقیقی ریشه در خلقت انسان دارد.

عاشقان حضرت به این روایت دقت کنند:

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ  :لَوْ ضَرَبْتُ خَیْشُومَ الْمُؤْمِنِ بِسَیْفِی هَذَا عَلَى أَنْ یُبْغِضَنِی مَا أَبْغَضَنِی وَ لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْیَا بِجُمْلَتِهَاعَلَى الْمُنَافِقِ أَنْ یُحِبَّنِی مَا أَحَبَّنِی وَ ذَلِكَ أَنَّهُ قُضِیَ فَاقْتَضَى عَلَى لِسَانِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ أَنَّهُ لَا یُبْغِضُكَ مُؤْمِنٌ وَ لَا یُحِبُّكَ مُنَافِق‏روح المعانى جلد 16 صفحه 130 و مجمع البیان جلد 6 صفحه 533، و همچنین نهج البلاغه كلمات قصار كلمه (45

در روایت صحیح و معتبر از خود امیر مؤمنان على ع چنین نقل شده :اگر با این شمشیرم بر بینى مؤمن بزنم كه مرا دشمن دارد هرگز دشمن نخواهد داشت، و اگر تمام دنیا (و نعمتهایش) را در كام منافق فرو ریزم كه مرا دوست دارد، دوست نخواهد داشت، این به خاطر آنست كه پیامبر ص به صورت یك حكم قاطع به من فرموده است: اى على! هیچ مؤمنى تو را دشمن نخواهد داشت و هیچ منافقى محبت تو را در دل نخواهد گرفت.

دو صورت در مورد محبت و نفاق فرض می شود:

* گاهی چون منافق است دلش ظرفیت برای محبت حضرت را ندارد  و گاهی چون محبت حضرت را ندارد منافق است

این روایت فوق که دارد صورت اول می گوید.

منافق یعنی شخص دوگانه در ظاهر و باطن یا گفتار و عمل , اما در مورد اظهار دوستی حضرت امیر , منافق دیگر طاقت دو رویی ندارد و اظهار دوستی نمی کند بقول ما آخر خودش رو لو می دهد.

بطوریکه از ابى سعید خدرى روایت كرده كه مى‏گوید: ما در زمان رسول خدا (ص) براى شناختن مؤمنین واقعى و منافقین این محك را در دست داشتیم كه هر كس على را دوست می ‏داشت او را مؤمن می دانستیم و هر كس دشمنش می داشت می فهمیدیم كه منافق است (مجمع البیان، ج 9، ص 106.) 

محبت اهل بیت علیهم السلام




[ دوشنبه 7 دی 1394 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]
امام صادق صلوات الله علیه میفرمایند :

....ان الله تبارک و تعالی لم یخلق خلقا انجس من الکلب و ان الناصب لنا اهل البیت لانجس منه

....خداوند تبارک و تعالی موجودی نجس تر از سگ نیافریده است و دشمن ما خانواده از سگ نیز نجس تر است 

(وسائل الشیعه جلد ۱صفحه ۱۵۹ باب۱۱ حدیث۵)

شاعری به نام ابو علی اصفهانی اینو به شعر اورده :

 

دیگران را گر عداوت زین وآن باشد بدل

در دل ما شیعیان بغض عمر تنهاستی

بزدلی گفتای استر مذهبک گفتم به او

سالک بولولوام نی از کسم پرواستی

یاد ارم یک حدیثی کز امام صادق است

دشمن ما خانواده انجس از سگهاستی




[ یکشنبه 6 دی 1394 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]

روز چهاردهم ماه ربیع الاول:

1. مرگ یزید بن معاویه

در سال 64 هجری در شب چهاردهم ربیع الاول یزید بن معاویه بن ابی سفیان در سن 39سالگی یا 37 سالگی به درکات جحیم شتافت1. اقوال دیگر در مرگ یزید دوازدهم و پانزدهم این ماه است 2.

مادر یزید میسون دختر بجدل کلبی استاو کسی است که غلام پدر خود را بر خود متمکن ساخت و به یزید ملعون بارور شداز همین جاست که طبق فرمایش ایمه علیهم السلام قاتل امام حسین علیه السلام ولدالزناستکه این کلام شامل شمرعمر سعدابن زیاد و غیر آنها نیز میشود.

او شارب الخمرقمار بازمیمون بازناکح با محارمصاحب اشعار کفر آمیز و تارک الصلو ت بوداو بود که واقعه جانسوز کربلا را به وجود آورد و امام حسین علیه السلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت را به شهادت رساند و امام زین العابدین علیه السلام و عمه سادات زینب کبری سلام الله علیها و دیگر علویات و فاطمیات را با آن وضع در کوچه و بازار به اسارت برد.

او بود که خانه خدا را خراب کرد و پرده آن را سوزانیدهمچنین او بود که در واقعه حره در مدینه کشف ستر زنان مهاجر و انار کردو سه روز مال و جان و ناموس مردم را بر سربازان خود حلال کرد3. بعد از این ماجرا فرزندانی به هم رسیدند که پدر معینی نداشتندبعد از آن قتل و غارتی در مدینه شد و حرمت حرم شریف نبوی هتک گردیدو مردم را داخل حرم مطهر کشتند.

در علت مرگ او چند قول است :یکی اینکه به بلای آسمانی هلاک شده استشیخ صدوق رحمه الله میفرمایدیزید شب با حال مستی خوابید و صبح او را مرده یافتند در حالیکه بدن او تغییر کردهمثل اینکه قیر مالیده شده باشدبدن نحسش را در باب الصغیر دمشق دفن کردند.

احمدبن حنبل و جماعتی از اهل سنت لعن یزید را تجویز کرده اند و عده ای از آنان معتقد به کفر یزید هستندو ابن جوزی کتابی بر رد یزید نوشته است4.

در این روز زیارت امام حسین علیه السلام مناسب است5.



ادامه مطلب

طبقه بندی: ماه ربیع الاول و وقایع،
[ شنبه 5 دی 1394 ] [ 02:00 ] [ خادمین هیئت ]

روز دوازدهم ماه ربیع الاول:

1.آغاز وجوب نماز

در سال اول هجرت در این روز نماز در حضر و سفر واجب شد1.

2.ورود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه

در غروب این روز پیمبر صلی الله علیه و آله وسلم بعد از هجرت از مکه وارد مدینه طیبه شدو در قبا نزول اجلال فرمود و منتظر ماند تا امیرالمومنین علیه السلام به ایشان ملحق شدو سپس وارد مدینه شدند2. این در حالی بود که در ربیع الاول پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در مسیر هجرت از غار ثور بیرون آمده به طرف مدینه حرکت فرمود3.

3. مرگ معتصم عباسی

در پنجشنبه دوازدهم ربیع الاول سال 227 هجری دو ساعت از شب گذشتهمعتصم عباسی در سامرا به هلاکت رسیدسبب مرگش آن شد که حجامت کردو سپس تب کرد و به همان تب به جهنم شتافت.

از بزرگترین جرایم او به شهادت رساندن امام جواد علیه السلام بود.

مدت خلافت او سال و ماه و روز بودو هشتم از خلفای بنی عباس بوداو پسر ودختر داشت و قصر بنا کردمعتصم مردی ظالم بود و از علم و ادب و نوشتن بهره ای نداشتاو به سادات خصوصا‘ به بزرگان آنها اذیت های بسیاری روا داشتو در دوران حکومتش علاقه زیادی به ساخت بنا داشت4.

4. مرگ احمد بن حنبل

در این روز در سال 241 هجری احمد بن حنبل رییس فرفه حنبلی ها در بغداد از دنیا رفت,و در همان شهر دفن شد5. جد او ذوالثدیه رییس خوارج نهروان است6, که به دست امیرالمومنین علیه السلام به درک فرستاده شد7. بنابر قولی مرگ او در ربیع الثانی است8.

1.مسار الشیعهص30. منتخب التواریخص55.

2.مصباح المهتجدص732.زادالمعادص344.مسارالشیعهص29.توضیح المقاصدص7.بحارالانوار:ج97ص168،ج19ص104-125.

3. مسار الشیعهص 28. قلایدالنحورج ربیع الاول،ص21.

4تتمه المنتهیص297- 310. فیض العلامص216.

5وقایع الشهورص72. مراقدالمعارفجص120. روضات الجناتجص185.

6روضات الجناتجص184.

7مراقدالمعارف:جص 123.

8.مراقدالمعارفجص120.




طبقه بندی: ماه ربیع الاول و وقایع،
[ چهارشنبه 2 دی 1394 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]
روز نهم ماه ربیع الاول

قتل عمر بن سعد لعنة الله علیه

عمر بن سعد فرمانده ظالم لشگر یزید در این روز به دست مختار ثقفی رحمه الله به درک واصل شد.

زادالمعادص344




[ سه شنبه 1 دی 1394 ] [ 01:20 ] [ خادمین هیئت ]

روز دهم ماه ربیع الاول

1.ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با حضرت خدیجه سلام الله علیها

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم 15 سال قبل از هجرت با حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها ازدواج نمودند1. از احادیث شیعه و اخبار عامه معلوم میشود که حضرت خدیجه بنت خویلد بن اسد, در علم و اطلاع به کتب آن زمان معروف بوده است. او از زنان قریش, علاوه بر کثرت اموال و املاک وتجاراتی که داشت, به عقل و کیاثت نیز مزیت داشت و در آن زمان او را طاهره, مبارکه,سیده نسوان و ملکه بطحاء میگفتند. او از کسانی بود که انتظار قدوم پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را میکشید و همیشه از علما علایم نبوت آن حضرت را جویا میشد.

هنگامی که خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شرفیاب شد, اول از مهر نبوت سُوال کرد و آن را زیارت کرد اشعار فصیح او در مدح رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و کمال محبتش به آل عبدالمطلب مشهور است که کاشف از علم و ادب و محبت اوست. در همان روزی که آن حضرت مبعوث به رسالت شد جناب خدیجه سلام الله علیها ایمان آورد.

حضرت خدیجه سلام الله علیها از مال خویش و میراثی که به او رسیده بود به صورت مضار به تجارت می نمود. چندی نگذشت که از بزرگان تجار شد به گونه ای که هشتاد هزار شتر زبر بار تجارت او بودند و هر روز اموال او زیادتر میشد. بر بام خانه او قبه ای از حریر سبز با طنابهای ابریشم با تمثالی چند بود که این علامت جلالت آن مخدره بود.

افراد زیادی مانند عقنه بن ابی معیط و ابن ابی شهاب که هر یک چهارصد کنیز و غلام و خدمتکار داشتند, و ابوجهل و ابوسفیان و دیگر بزرگان عرب آن روز به خواستگاری آن حضرت آمدند؛ ولی آن حضرت قبول نفرمودند. سرانجام خود حضرت خدیجه سلام الله علیها, پیشنهاد ازدواج به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دادند و این ازدواج با آداب و مراسم خاصی انجام شد.

خداوند دو پسر به نامهای قاسم و عبدالله که به انها طیب و طاهر هم میگفتند, و چهار دختر به نامهای ام کلثوم و زینب و رقیه و فاطمه سلام الله علیها به آن دو بزرگوار عنایت فرمود.

در کرامت و بزرگواری ایشان همین بس که آن حضرت مادر حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها ام الایمه المعصومین علیهم السلام و همسر امیرالمومنین علیه السلام و جده حضرات معصومین علیهم السلام است.

حضرت خدیجه سلام الله علیها بیست و چهار سال یک ماه با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زندگی کرد, و تا آن حضرت زنده بود پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم همسر دیگری اختیار نفرمود. همچنین حضرت خدیجه سلام الله علیها جمیع اموال خود را به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم واگذار کرد.

عایشه میگوید: کمتر اتفاق می افتاد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از خانه بیرون رود و خدیجه را به خیر یاد نکند, چنان که یک روز آتش حسد من مشتعل شد و گفتم: یا رسول الله, تا کی خدیجه را یاد می کنی؟ او پیرزنی بیش نبوده! خداوند بهتر از اورا (منظورش خودش بوده) به تو مرحمت کرد! پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در غضب شد و فرمود: نه به خدا قسم!بهتر از خدیجه سلام الله علیها نصیب من نشده. به من ایمان آورد هنگامی که مردم کافر بودند, و تصدیق نبوت من نمود هنگامیکه مردم مرا تکذیب میکردند, و اموال خود را در اختیار من گذارد در وقتی که مردم مرا از خود دور میکردند. خداوند متعال از خدیجه به من فرزندانی روزی کرد و رحم تو را عقیم قرارداد2.

2.مرگ داود بن علی حاکم ظالم مدینه

داود بن علی عموی سفاح در مدینه در دهم ربیع الاول به دعای امام صادق علیه السلام هلاک شد, چه اینکه داود بن علی فرمان داد معلی بن خنیس را که از اصحاب امام صادق علیه السلام بود شهید کردند3.

3.مرگ مالک بن انس

در این روز در سال 179 هجری مالک بن انس اصبحی, رییس فرقه مالکی از مذاهب اربعه اهل سنت از دنیا رفت و در بقیع دفن شد. از خصوصیات او اینکه مدت سه سال بعد از مرگ پدرش در شکم مادر بود و بعد از سه سال به دنیا آمد!!؟4

4.اولین روز خلافت غاصبانه معاویه

در این روز معاویه بن ابی سفیان در سال 41 هجری خود را به خلافت نشاند, و از مردم بیعت گرفت و او اولین خلیفه بنی امیه بعد از عثمان بود5.

1.فیض العلام: ص211. قلاید النحور: ج ربیع الاول، ص67. منتخب التواریخ: ص20. زادالمعاد: ص334. مصباح المهتجد:ص732. بحارالانوار: ج95 ص357.

2.ریاحین الشریعه: ج2 ص 211،207،2023.

3. مصباح المهتجد: ص732. زادالمعاد: ص344. قلایدالنحور: ج ربیع الاول، ص 67.

4.روضات الجنات: ج7 ص224.

5.منتخب التواریخ: ص7




[ سه شنبه 1 دی 1394 ] [ 00:47 ] [ خادمین هیئت ]
اسامی روز 9 ربیع از زبان امیر کلام مولا امیرالمومنین (ع):

این روز روز استراحت مؤمنان است زیرا از شر آن منافق استراحت یافتند ،
روز زایل شدن کرب و غم است ،
روز غدیر دوم است ،
روز تخفیف گناهان شیعیان است ،
روز برهم شکستن بنای کفر و عدوان است ،
روز عافیت است ،
روز برکت است ،
روز طلب خونهای مؤمنان است ،
روز عید بزرگ خدا است ،
روز مستجاب شدن دعا است ،
روز موقف اعظم است ،
روز وفای به عهد و شرط است ،
روز کندن جامة سیاه است
روز ندامت ظالم است ،
روز شکسته شدن شوکت مخالفان است ،
روز نفی هموم است ،
روز فتح است ،
روز عرضة اعمال کافران است ،
روز ظهور قدرت خدا است ،
روز عفو از گناه شیعیان است،
روز فرج ایشان است ،
روز توبه است ،
روز انابه بسوی خدا است ،
روز زکات بزرگ است ،
روز فطر دوم است ،
روز اندوه یاغیان است ،
روز کره شدن آب دهان در گلوی مخالفان است ،
روز خشنودی مؤمنان است ،
روز عید اهل بیت است ،
روز ظفریافتن بنی اسرائیل بر فرعون است ،
روز مقبول شدن اعمال شیعیان است ،
روز پیش فرستادن صدقات است ،
روز زیارتی مثوبات است ،
روز قتل منافق است ،
روز وقت معلوم است ،
روز سرور اهل بیت است ،
روز مشهود است ،
روز قهر بر دشمن است ،
روز خراب شدن بنیان ضلالت است ،
روزی که ظالم انگشت ندامت به دندان می گیرد است ،
روز تنبیه است ،
روز شرف است ،
روز خنک شدن دلهای مؤمنان است ،
روز شهادت است ،
روز درگذشتن از گناهان مؤمنان است ،
روز تازگی بوستان اهل ایمان است ،
روز شیرینی کام ایشان است ،
روز خوشی دلهای مؤمنان است ،
روز برطرف شدن پادشاهی منافقان است ،
روز توفیق اهل ایمان است ،
روز رهایی مؤمنان از شر کافران است ،
روز مظاهره است ،
روز مفاخره است ،
روز قبول اعمال است ،
روز تبجیل و تعظیم است ،
روز نحله و عطاء است ،
روز شکر حق تعالی است ،
روز یاری مظلومان است ،
روز زیارت کردن مؤمنان است ،
روز محبّت کردن به ایشان است ،
روز رسیدن به رحمتهای الهی است ،
روز پاک گردانیدن اعمال است ،
روز فاش کردن رازها است ،
روز برطرف شدن بدعتها است ،
روز ترک گناهان کبیره است،
روز اداء حق است ،
روز عبادت است ،
روز موعظه و نصیحت است
و روز انقیاد پیشوایان دین است.



[ دوشنبه 30 آذر 1394 ] [ 03:00 ] [ خادمین هیئت ]

بدعت عمر برای آینده خلافت

عمر به ابن عباس گفتخلافت را به چه کسی واگذار کنم؟ او علی بن ابیطالب علیه السلام را پیشنهاد کردو گفتشجاعت و فضیلت و قرابت و سبقت در اسلامش معلوم استعمر گفتدر طبع او مزاح استابن عباس گفتدرباره عثمان چه میگویی؟ عمر گفتاگر او خلیفه شود بنی امیه را بر گرده مردم مسلط مینماید.

ابن عباس گفتدرباره طلحه چه میگویی؟ عمر گفتمردی متکبر است و پیامبر را با کلامی که روز نزول آیه حجاب گفت آزرده استاو هنگام نزول آیه حجاب گفته بود:" وقتی از دنیا برود ما زنانش را به عقد خود در می آوریم."

ابن عباس گفت:درباره زبیر بن عوام چه می گویی؟ گفتاو مرد شجاعی استولی بسیار بخیل استمردی بدخو و مفسد استکه گاهی انسا ن و گاهی کافر استدر مورد سعد وقاص گفتمردی متکبر و متعصب است و به کار خلافت نمی آیدابن عباس گفتدر مورد عبدالرحمن نظرت چیست؟ عمر گفتاو مرد ضعیف القلبی است1.

عمر هنگام مرگ امر خلافت را به شوری واگذار کرد و ابوطلحه انصاری را طلبید و به او گفتبعد از مرگ من با پنجاه نفر از انصار با شمشیر های کشیده شش نفر را در خانه عایشه حاضر کنیدعلی بن ابیطالب علیه السلام عثمان طلحه زبیر سعد بن ابی وقاص ,عبدالرحمن بن عوفآنگاه سه روز آنها را مهلت دهیدو بعد از آن اگر چهار یا پنج نفر بر نظری متفق شدند و دو یا یک نفر مخالفان آنان بودندمخالفین را به قتل برسانیدواگر سه نفر نظری داشتند سه نفر نظر دیگری داشتندآن طرف که عبدالرحمن بن عوف در اوست مقدم بدارید و سه نفر دیگر را گردن بزنید و اگر بعد از سه روز بر امری اتفاق نکردندهر شش نفر را گردن بزنید.

شوری بعد از مرگ عمر

بعد از مرگ عمر شوری در خانه عایشه تشکیل شدو زبیربن عوام پسر صفیه حق خود را به پسر دایی خود امیرالمومنین علیه السلام بخشیدطلحه بن عبیدالله هم حق خود را به عثمان بخشید!! سعد بن ابی وقاص هم حق خود را به عبدالرحن بن عوف بخشید.

عبدالحمن به مسجد آمدو در جمع اصحاب به امیرالمومنین علیه السلام عرض کردمنبیعت میکنم با شما به این شرط که عمل کنی به کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و روش ابوبکر و عمرامیرالمومنین علیه السلام فرمودندبلکه طبق کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اجتهاد و رای خود عمل میکنم.

عبدالرحمن این کلمات را سه بار به عثمان گفتو عثمان قبول کردبار سوم عبدالرحمن با عثمان بیعت کرد و دیگران هم بیعت کردندغیر از بنی هاشم و جمعی از بزرگان صحابه مثل عماربن یاسر و مقداد بن اسود که بیعت نکردند.

اینک جا دارد چند سوُال مطرح شود:

عمر در دوران جوانی به چه کاری مشغول بوده و در سفرهای تجارتی چه شغلی داشته است؟

در جنگ حدیبیه و جاهای دیگر چه کسی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اعتراض کرد؟

چه کسی نسبت هذیان به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داد؟

چه کسی در خانه امیرالمومنین علیه السلام را آتش زد و گفت: "قصد دارم خانه را با اهلش بسوزانماگر چه فاطمه در آن باشد"؟

چه کسی محسن بن علی علیه السلام را کشت؟

چه کسی به قنفذ دستور داد تا به دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تازیانه بزند؟

چه کسی ابوبکر را به غصب فدک ترغیب کردو شهادت امیرالمومنین علیه السلام و ام ایمن و حسنین علیهما السلام را رد کرد؟

چه کسی قباله فدک را از حضرت صدیقه سلام الله علیها گرفت و جسارت به صورت مبارک آن حضرت کرد؟

اولین کسی که دست روی دست گذاشتن را احداث کرد که بود؟

اولین کسی که خلافت را به شوری حواله نمود چه کسی بود؟

اولین کسی که با همراهی ابوبکر سهم ذوی القربی را نداد چه کسی بود؟

اولین کسی که روز عید غدیر با علی بن ابیطالب علیه السلام بیعت کرد و گفت:" بخ بخ یابن ابی طالباصبحت مولای و مولی کل موُمن و موُمنه چه کسی بود؟

اولین کسی که از کوزه نصاری وضو گرفت و آنها پاک میدانست چه کسی بود؟

اولین کسی که شهادت مملوک را از درجه اعتبار ساقط کرد چه کسی بود؟

اولین کسی که متعه حج و متعه نساء را حرام کرد چه کسی بود؟

اولین کسی که دستور داد نافله های ماه رمضان به جماعت خوانده شود چه کسی بود؟

اولین کسی که گفت عجمها از یکدیگر ارث نمی برند چه کسی بود؟

چرا هنگامی که شخصی از کوزه خلیفه خورد مست شد؟!

چه کسی بود که وقتی پس از مرگش یک هشتم مال او را به چهار زن او قسمت کردند به هر زنی 83000 دینار رسید؟

چه کسی گفتهمه مردم از من باسوادترند حتی پبرزنها؟

از چه کسی هر گاه سُوال میکردند و در جواب فرو میمانداشتغال به دلالی و خریدوفروشمرا مانع از یاد گرفتن مسایل کرد؟

اینکه در کتب تاریخ با عبارتهای مختلف ذکر شده که عمر بن خطاب حسب وصیت ابوبکر به خلافت مسلمین نصب شده جای چند سوُال دارد:

1.آیا وصیت ابوبکر نافذ است و وصیت اشرف مخلوقات خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم در غدیر و غیر غدیر نافذ نیست؟

2.آیا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام رحلت نفرمود کاغذ و قلم بیاورید تا بگویم و نوشته شود مطلبی که بعد از من اختلاف نکنید؟ چرا نسبت هذیان به آن حضرت دادند و کاغذ و قلم نیاوردند و حال آنکه خداوند در قرآن میفرماید:هر چه آن حضرت میفرمایند وحی است نه از نزد خود "2.

3. چطور برای ابوبکر کاغذ و قلم آوردند و کسی اعتراض نکردجالب اینکه او بیهوش میشد و به هوش میامد و بعد از بسم الله عثمان از طرف خودش نوشت خلیفه بعد از ابوبکر عمر است و ابوبکر مخالفتی نکرد؟

1.منتخب التواریخص152-153. فیض العلامص143.

2.سوره نجمآیات 3-4." و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی ".




[ دوشنبه 30 آذر 1394 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]

فضائل لعن بر عمر بن الخطاب «لعنت الله علیه»

 امام صادق "علیه السلام" فرمودند: پدرم از پدرش و او از جدّش از پیامبر "صلی الله علیه و آله و سلم" نقل نمود که فرمودند:

« هر کس توانائی به یاری ما اهل بیت ندارد و در تنهایی خود دشمنان ما را لعن می کند، خداوند صدایش را به آنچه مادون العرش است می رساند.

هر دفعه ای که او دشمنان ما را لعن نماید، لعن او را به آسمان می برند و آنها نیز آن کس را که او لعن نموده، لعن می کنند؛ سپس تعریف از آن شخص لعن کننده می کنند و می گویند: خداوندا، بر این عبد خود که آنچه در توان داشته انجام داده درود فرست که اگر بیش از این می توانست انجام می داد.

از سوی خداوند ندا می رسد: دعای شما را مستجاب نمودم و ندای شما را شنیدم. من بر روح او در میان ارواح درود فرستادم و او را نزد خودم از برگزیدگاان و خوبان قرار دادم. » (۱)

 (0)   بحارالأنوار ، ج ۲۷ ، ص ۲۲۳ ، ش ۱۱ ، و ج۵۰ ، ص ۳۱۷ ، و البرهان ، ج ۱ ، ص ۵۶۶ ، ح ۱۴ .










[ دوشنبه 30 آذر 1394 ] [ 00:45 ] [ خادمین هیئت ]

روز نهم ماه ربیع الاول:

1.آغازامامت حضرت ولی عصرعلیه السلام

آغاز امامت حضرت صاحب الامر علیه السلام و غیبت صغرای آن حضرت پس از شهادت امام عسگری علیه السلام استکه تنها فرزند آن حضرت بودند1.

این روز عید شیعه و اولین روز امامت و خلافت آخرین خلیفه و حجت بر حق و منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم علیه السلام در سال 260 هجری است2.

2.قتل عمر بن خطاب لعنة الله علیه

در آخر شب نهم ربیع الاول سال 23 هجری عمر بن الخطاب از دنیا رفته است3, و قول اهل سنت روز چهارشنبه 26 ذی الحجه اشت.

این روز روز شادی اهل بیت علیهم السلام و انبیاء و ملایکه و ساکنان اعلی علیین و دوستان امیرالمومنین علیه السلام و اولاد طاهرین ایشان است چرا که در این روز نفرین حضرت صدیقه کبری فا طمه زهرا سلام الله علیها به اجابت رسید4.روزی عظیم الشاُن است روز سرور شیعه و عید بزرگ آنهاستحضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم این روز را عید قرار داده و امر کرده است که مردم نیز عید قرار دهند و اعمال آن را به جا آورند5.

کسی که در این روز انفاق کندخداوند او را می آمرزددر این روز اطعام برادران دینی و خوشبو کردن آنان و توسعه بر اهل و عیال و پوشیدن لباس جدید و شکر گذاری به درگاه خداوند متعال و عبادت نمودن مستحب است6.

فضیلتها و اسمهایی برای این روز ذکر شده که از جمله آنهاستعید الله الاکبرغدیر ثانیعید فطر دومروز فرح شیعهعید اهل بیت علیهم السلامروز قتل منافقروز قبولی اعمالروز پیروزی مظلومروز دوستی موُمنینروز پرهیز از کبایرروز نابودی ضلالت و گمراهی,روز شکر گزاری.

1.ارشاد:ج2ص336.کشف الغمه:ج2ص402.مستجاد:ص226.اقبال:ص598.

فیض العلام:ص207.زادالمعاد:ص336.کافی:ج2ص561.مصباح کفعمی:ج2ص596.

بحارالانوار:ج95ص355-356،ج50ص334.

2.فیض العلامص211.

3.مدینه المعاجزجص97.

4. زادالمعادص334. وقایع الایامج ربیع الاول و ربیع الثانی ،ص59. مستدرک سفینه البحارج4ص67. 5. فیض العلامص211.

6.مصباح کفعمیج2ص596. بحارالانوارج95ص189. زادالمعادص334-334. بحارالانوارج95ص351-356(از زوایدالفواید سید ابن طاووس).




[ دوشنبه 30 آذر 1394 ] [ 00:10 ] [ خادمین هیئت ]

روز هشتم ماه ربیع الاول:

شهادت امام عسگری علیه السلام

امام حسن عسگری علیه السلام در سال 260 هجری در سن 28 سالگی به دست معتمد عباسی به شهادت رسیدند1. معتمد به عباسیین سفارش میکردکه بر آن حضرت تنگ بگیرند2.صدوق رحمه الله میفرماید:معتمد چندین مرتبه امام عسگری علیه السلام را حبس کرد.

22ساله بودند که امام هادی علیه السلام به شهادت رسیدندو مدت امامت آن حضرت شش سال بوددر شبی که فردای آن روز به شهادت رسیدندنامه های زیادی به مردم مدینه نوشته بودند3.

هنگام نماز صبحبعد از آن که امام عصر علیه السلام آن حضرت را وضو دادندو جوشانده ای به حضرتش دادندبه شهادت رسیدند4.

وقتی مردم سامرا با خبر شدندهمه بازارها بسته شد و مردم کنار منزل آن حضرت جمع شدندوزراء و اتباع خلیفه و بنی هاشم و علویات داخل منزل بودنددر سامرا صدای شیون و گریه از هر سو به گوش میرسیدو قیامتی بر پا شده بود.

امام زمان علیه السلام آن حضرت را غسل داده بعد از کفن آن حضرت بدن مطهر را جهت نماز آوردندجعفر برادر حضرت جلو آمد که بر بدن مبارک نماز بخواندهمین که خواست تکبیر بگوید امام زمان علیه السلام در حالی که طفلی گندمگونپیچیده مویگشاده دندان مانند پاره ماه بودند از حجره بیرون آمدند و ردای جعفر را کشیدند و او را از آن مکان دور کردند و بر پدر بزرگوارشان نماز خواندندو آن حضرت را نزد قبر پدر بزگوارش حضرت هادی علیه السلام دفن نمودند5.

جعفر این واقعه را برای معتمد نقل کردهمه جارا در جستجوی حضرت گشتندولی اثری از آن حضرت ندیدند.

در سال شهادت امام عسگری علیه السلام سال 260 هجری محدث جلیل جناب فضل بن شاذان نیشابوری از دنیا رحلت فرموداو صاحب 180 تا‌ُلیف است و امام عسگری علیه السلام سه بار بر او رحمت فرستاده اند6.

1.ارشادج2ص336. کشف الغمه:ج2ص402. مستجادص226. اقبالص598. 

فیض العلام:ص207.زادالمعاد:ص334.کافی:ج2ص561.مصباح کفعمی:ج2ص596.

بحارالانوار:ج95ص355-356،ج50ص334.

2.قلاید النحورج رجب ص334.

3.بحارالانوارج5ص331.

4.غیبت طوسیص164. زادالمعادص334. کمال الدینص473.

5.فیض العلامص209

6.قلاید النحورج رجب ،ص 143-144. تتمه المنتهیص 350-351.




[ یکشنبه 29 آذر 1394 ] [ 02:08 ] [ خادمین هیئت ]

امام‌ حسن‌ عسكرى‌ (ع‌) در سال‌ 232 هجرى‌ در مدینه‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود . مادروالا گهرش‌ سوسن‌ یا سلیل‌ زنى‌ لایق‌ و صاحب‌ فضیلت‌ و در پرورش‌ فرزند نهایت‌ مراقبت‌ راداشت‌ ، تا حجت‌ حق‌ را آن‌ چنان‌ كه‌ شایسته‌ است‌ پرورش‌ دهد . این‌ زن‌ پرهیزگار در سفرى‌ كه‌ امام‌ عسكرى‌ (ع‌) به‌ سامرا كرد همراه‌ امام‌ بود و در سامرا از دنیا رحلت‌ كرد . كنیه‌ آن‌ حضرت‌ ابامحمد بود . 

صورت‌ و سیرت‌ امام‌ حسن‌ عسكرى‌ (ع‌)
امام‌ یازدهم‌ صورتى‌ گندمگون‌ و بدنى‌ در حد اعتدال‌ داشت‌ . ابروهاى‌ سیاه‌كمانى‌ ، چشمانى‌ درشت‌ و پیشانى‌ گشاده‌ داشت‌ . دندانها درشت‌ و بسیار سفید بود . خالى‌ بر گونه‌ راست‌ داشت‌ . امام‌ حسن‌ عسكرى‌ (ع‌) بیانى‌ شیرین‌ و جذاب‌ و شخصیتى‌ الهى‌ باشكوه‌ و وقار و مفسرى‌ بى‌نظیر براى‌ قرآن‌ مجید بود . راه‌ مستقیم‌ عترت‌ و شیوه‌ صحیح‌ تفسیر قرآن‌ را به‌ مردم‌ و به‌ ویژه‌ براى‌ اصحاب‌ بزرگوارش‌ - در ایام‌ عمر كوتاه‌ خود - روشن‌ كرد . 

دوران‌ امامت‌
به‌ طور كلى‌ دوران‌ عمر 29 ساله‌ امام‌ حسن‌ عسكرى‌ (ع‌) به‌ سه‌ دوره‌ تقسیم‌مى‌گردد : دوره‌ اول‌ 13 سال‌ است‌ كه‌ زندگى‌ آن‌ حضرت‌ در مدینه‌ گذشت‌ . دوره‌ دوم‌ 10 سال‌ در سامرا قبل‌ از امامت‌ . 
دوره‌ سوم‌ نزدیك‌ 6 سال‌ امامت‌ آن‌ حضرت‌ مى‌باشد . دوره‌ امامت‌ حضرت‌ عسكرى‌ (ع‌) با قدرت‌ ظ‌اهرى‌ بنى‌ عباس‌ رو در روى‌ بود . خلفایى‌ كه‌ به‌ تقلید هارون‌ در نشان‌ دادن‌ نیروى‌ خود بلندپروازیهایى‌ داشتند . امام‌ حسن‌ عسكرى‌ (ع‌) از شش‌ سال‌ دوران‌ اقامتش‌ ، سه‌ سال‌ را در زندان‌ گذرانید . زندانبان‌ آن‌ حضرت‌ صالح‌ بن‌ وصیف‌ دو غلام‌ ستمكار را بر امام‌ گماشته‌ 
بود ، تا بتواند آن‌ حضرت‌ را - به‌ وسیله‌ آن‌ دو غلام‌ - آزار بیشترى‌ دهد ، اما آن‌ دو غلام‌ كه‌ خود از نزدیك‌ ناظ‌ر حال‌ و حركات‌ امام‌ بودند تحت‌ تأثیر آن‌ امام‌ بزرگوار قرار گرفته‌ به‌ صلاح‌ و خوش‌ رفتارى‌ گراییده‌ بودند . وقتى‌ از این‌ غلامان‌ جویاى‌ حال‌ امام‌ شدند ، مى‌گفتند این‌ زندانى‌ روزها روزه‌دار است‌ و شبها تا بامداد به‌ عبادت‌ و راز و نیاز با معبود خود سرگرم‌ است‌ و با كسى‌ سخن‌ نمى‌گوید . 
عبیدالله‌ خاقان‌ وزیر معتمد عباسى‌ با همه‌ غرورى‌ كه‌ داشت‌ وقتى‌ با حضرت‌ عسكرى‌ ملاقات‌ مى‌كرد به‌ احترام‌ آن‌ حضرت‌ برمى‌خاست‌ ، و آن‌ حضرت‌ را بر مسند خود مى‌نشانید . پیوسته‌ مى‌گفت‌ : در سامره‌ كسى‌ را مانند آن‌ حضرت‌ ندیده‌ام‌ ، وى‌ زاهدترین‌ و داناترین‌ مردم‌ روزگار است‌ . پسر عبیدالله‌ خاقان‌ مى‌گفت‌ : من‌ پیوسته‌ احوال‌ آن‌ حضرت‌ را از مردم‌ مى‌پرسیدم‌ . مردم‌ را نسبت‌ به‌ او متواضع‌ مى‌یافتم‌ . مى‌دیدم‌ همه‌ مردم‌ به‌ بزرگواریش‌ معترفند و دوستدار او مى‌باشند . با آنكه‌ امام‌ (ع‌) جز با خواص‌ شیعیان‌ خود آمیزش‌ نمى‌فرمود ، دستگاه‌ خلافت‌ عباسى‌ براى‌ حفظ آرامش‌ خلافت‌ خود بیشتر اوقات‌ ، آن‌ حضرت‌ را زندانى‌ و ممنوع‌ از معاشرت‌ داشت‌ . 
" از جمله‌ مسائل‌ روزگار امام‌ حسن‌ عسكرى‌ (ع‌) یكى‌ نیز این‌ بود كه‌ از طرف‌ خلافت‌ وقت‌ ، اموال‌ و اوقات‌ شیعه‌ ، به‌ دست‌ كسانى‌ سپرده‌ مى‌شد كه‌ دشمن‌ آل‌ محمد (ص‌) و جریانهاى‌ شیعى‌ بودند ، تا بدین‌ گونه‌ بنیه‌ مالى‌ نهضت‌ تقویت‌ نشود . 
چنانكه‌ نوشته‌اند كه‌ احمد بن‌ عبیدالله‌ بن‌ خاقان‌ از جانب‌ خلفا ، والى‌ اوقاف‌ و صدقات‌ بود در قم‌ ، و او نسبت‌ به‌ اهل‌ بیت‌ رسالت‌ ، نهایت‌ مرتبه‌ عداوت‌ را داشت‌ " . " نیز اصحاب‌ امام‌ حسن‌ عسكرى‌ ، متفرق‌ بودند و امكان‌ تمركز براى‌ آنان‌ نبود ، كسانى‌ چون‌ ابوعلى‌ احمد بن‌ اسحاق‌ اشعرى‌ در قم‌ و ابوسهل‌ اسماعیل‌ نوبختى‌ در بغداد مى‌زیستند ، فشار و مراقبتى‌ كه‌ دستگاه‌ خلافت‌ عباسى‌ ، پس‌ از شهادت‌ حضرت‌ رضا (ع‌) معمول‌ داشت‌ ، چنان‌ دامن‌ گسترده‌ بود كه‌ جناح‌ مقابل‌ را با سخت‌ترین‌ نوع‌ درگیرى‌ واداشته‌ بود . این‌ جناح‌ نیز طبق‌ ایمان‌ به‌ حق‌ و دعوت‌ به‌ 
اصول‌ عدالت‌ كلى‌ ، این‌ همه‌ سختى‌ را تحمل‌ مى‌كرد ، و لحظه‌اى‌ از حراست‌ ( و نگهبانى‌ ) موضع‌ غفلت‌ نمى‌كرد " . 
اینكه‌ گفتیم‌ : حضرت‌ هادى‌ (ع‌) و حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسكرى‌ (ع‌) هم‌ از سوى‌ دستگاه‌ خلافت‌ تحت‌ مراقبت‌ شدید و ممنوع‌ از ملاقات‌ با مردم‌ بودند و هم‌ امامان‌ بزرگوار ما - جز با یاران‌ خاص‌ و كسانى‌ كه‌ براى‌ حل‌ مشكلات‌ زندگى‌ مادى‌ و دینى‌ خود به‌ آنها مراجعه‌ مى‌نمودند - كمتر معاشرت‌ مى‌كردند به‌ جهت‌ آن‌ بود كه‌ دوران‌ غیبت‌ حضرت‌ مهدى‌ (ع‌) نزدیك‌ بود ، و مردم‌ مى‌بایست‌ كم‌كم‌ بدان‌ خو گیرند ، و جهت‌ سیاسى‌ و حل‌ مشكلات‌ خود را از اصحاب‌ خاص‌ كه‌ پرچمداران‌ مرزهاى‌ مذهبى‌ بودند بخواهند ، و پیش‌ آمدن‌ دوران‌ غیبت‌ در نظر آنان‌ عجیب‌ نیاید . بارى‌ ، امام‌ حسن‌ 
عسكرى‌ (ع‌) بیش‌ از 29 سال‌ عمر نكرد ولى‌ در مدت‌ شش‌ سال‌ امامت‌ و ریاست‌ روحانى‌ اسلامى‌ ، آثار مهمى‌ از تفسیر قرآن‌ و نشر احكام‌ و بیان‌ مسائل‌ فقهى‌ و جهت‌ دادن‌ به‌ حركت‌ انقلابى‌ شیعیانى‌ كه‌ از راههاى‌ دور براى‌ كسب‌ فیض‌ به‌ محضر امام‌ (ع‌) مى‌رسیدند بر جاى‌ گذاشت‌ . 
در زمان‌ امام‌ یازدهم‌ تعلیمات‌ عالیه‌ قرآنى‌ و نشر احكام‌ الهى‌ و مناظ‌رات‌ كلامى‌ جنبش‌ علمى‌ خاصى‌ را تجدید كرد ، و فرهنگ‌ شیعى‌ - كه‌ تا آن‌ زمان‌ شناخته‌ شده‌ بود - در رشته‌هاى‌ دیگر نیز مانند فلسفه‌ و كلام‌ باعث‌ ظ‌هور مردان‌ بزرگى‌ چون‌ یعقوب‌ بن‌ اسحاق‌ كندى‌ ، كه‌ خود معاصر امام‌ حسن‌ عسكرى‌ بود و تحت‌ تعلیمات‌ آن‌ امام‌ ، گردید . 
در قدرت‌ علمى‌ امام‌ (ع‌) - كه‌ از سرچشمه‌ زلال‌ ولایت‌ و اهل‌ بیت‌ عصمت‌ مایه‌ گرفته‌ بود - نكته‌ها گفته‌اند . از جمله‌ : همین‌ یعقوب‌ بن‌ اسحاق‌ كندى‌ فیلسوف‌ بزرگ‌ عرب‌ كه‌ دانشمند معروف‌ ایرانى‌ ابونصر فارابى‌ شاگرد مكتب‌ وى‌ بوده‌ است‌ ، در مناظ‌ره‌ با آن‌ حضرت‌ درمانده‌ گشت‌ و كتابى‌ را كه‌ بر رد قرآن‌ نوشته‌ بود سوزانید و بعدها از دوستداران‌ و در صف‌ پیروان‌ آن‌ حضرت‌ درآمد . 

شهادت‌ امام‌ حسن‌ عسكرى‌ (ع‌)
شهادت‌ آن‌ حضرت‌ را روز جمعه‌ هشتم‌ ماه‌ ربیع‌ الاول‌ سال‌ 260 هجرى‌ نوشته‌اند .در كیفیت‌ وفات‌ آن‌ امام‌ بزرگوار آمده‌ است‌ : فرزند عبیدالله‌ بن‌ خاقان‌ گوید روزى‌ براى‌ پدرم‌ ( كه‌ وزیر معتمد عباسى‌ بود ) خبر آوردند كه‌ ابن‌ الرضا - یعنى‌ حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسكرى‌ - رنجور شده‌ ، پدرم‌ به‌ سرعت‌ تمام‌ نزد خلیفه‌ رفت‌ و خبر را به‌ خلیفه‌ داد . خلیفه‌ پنج‌ نفر از معتمدان‌ و مخصوصان‌ خود را با او همراه‌ كرد . یكى‌ از ایشان‌ نحریر خادم‌ بود كه‌ از محرمان‌ خاص‌ خلیفه‌ بود ، امر كرد ایشان‌ را كه‌ پیوسته‌ ملازم‌ خانه‌ آن‌ حضرت‌ باشند ، و بر احوال‌ آن‌ حضرت‌ مطلع‌ گردند . و طبیبى‌ را مقرر كرد كه‌ هر بامداد و پسین‌ نزد آن‌ حضرت‌ برود ، و از احوال‌ او آگاه‌ شود . بعد از دو روز براى‌ پدرم‌ خبر آوردند كه‌ مرض‌ آن‌ حضرت‌ سخت‌ شده‌ است‌ ، و ضعف‌ بر او مستولى‌ گردیده‌ . پس‌ بامداد سوار شد ، نزد آن‌ حضرت‌ رفت‌ و اطبا را - كه‌ عموما اطباى‌ مسیحى‌ و یهودى‌ در آن‌ زمان‌ بودند - امر كرد كه‌ از خدمت‌ آن‌ حضرت‌ دور نشوند و قاضى‌ القضات‌ ( داور داوران‌ ) را طلبید و گفت‌ ده‌ نفر از علماى‌ مشهور را حاضر گردان‌ كه‌ پیوسته‌ نزد آن‌ حضرت‌ باشند . و این‌ كارها را براى‌ آن‌ مى‌كردند كه‌ آن‌ زهرى‌ كه‌ به‌ آن‌ حضرت‌ داده‌ بودند بر مردم‌ معلوم‌ نشود و نزد مردم‌ ظ‌اهر سازند كه‌ آن‌ حضرت‌ به‌ مرگ‌ خود از دنیا رفته‌ ، پیوسته‌ ایشان‌ ملازم‌ خانه‌ آن‌ حضرت‌ بودند تا آنكه‌ بعد از گذشت‌ چند روز از ماه‌ ربیع‌ الاول‌ سال‌ 260 ه . ق‌ آن‌ امام‌ مظلوم‌ در سن‌ 29 سالگى‌ از دار فانى‌ به‌ سراى‌ باقى‌ رحلت‌ نمود . بعد از آن‌ خلیفه‌ متوجه‌ تفحص‌ و تجسس‌ فرزند حضرت‌ شد ، زیرا شنیده‌ بود كه‌ فرزند آن‌ حضرت‌ بر عالم‌ مستولى‌ خواهد شد ، و اهل‌ باطل‌ را منقرض‌ خواهد كرد ... تا دو سال‌ 
تفحص‌ احوال‌ او مى‌كردند ... . 
این‌ جستجوها و پژوهشها نتیجه‌ هراسى‌ بود كه‌ معتصم‌ عباسى‌ و خلفاى‌ قبل‌ و بعد از او - از طریق‌ روایات‌ مورد اعتمادى‌ كه‌ به‌ حضرت‌ رسول‌ الله‌ (ص‌) مى‌پیوست‌ ، شنیده‌ بودند كه‌ از نرگس‌ خاتون‌ و حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسكرى‌ فرزندى‌ پاك‌ گهر ملقب‌ به‌ مهدى‌ آخر الزمان‌ - همنام‌ با رسول‌ اكرم‌ (ص‌) ولادت‌ خواهد یافت‌ و تخت‌ ستمگران‌ را واژگون‌ و به‌ سلطه‌ و سلطنت‌ آنها خاتمه‌ خواهد داد . بدین‌ جهت‌ به‌ بهانه‌هاى‌ مختلف‌ در خانه‌ حضرت‌ عسكرى‌ (ع‌) رفت‌ و آمد بسیار مى‌كردند ، و جستجو مى‌نمودند تا از آن‌ فرزند گرامى‌ اثرى‌ بیابند و او را نابود سازند . 
به‌ راستى‌ داستان‌ نمرود و فرعون‌ در ظ‌هور حضرت‌ ابراهیم‌ (ع‌) و حضرت‌ موسى‌ (ع‌) تكرار مى‌شد . حتى‌ قابله‌هایى‌ را گماشته‌ بودند كه‌ در این‌ كار مهم‌ پى‌ جویى‌ 
كنند . اما خداوند متعال‌ - چنانكه‌ در فصل‌ بعد خواهید خواند - حجت‌ خود را از گزند دشمنان‌ و آسیب‌ زمان‌ حفظ كرد ، و همچنان‌ نگاهدارى‌ خواهد كرد تا مأموریت‌ الهى‌ خود را انجام‌ دهد . 
بارى‌ ، علت‌ شهادت‌ آن‌ حضرت‌ را سمى‌ مى‌دانند كه‌ معتمد عباسى‌ در غذا به‌ آن‌ حضرت‌ خورانید و بعد ، از كردار زشت‌ خود پشیمان‌ شد . بناچار اطباى‌ مسیحى‌ و یهودى‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ كار طبابت‌ را در بغداد و سامره‌ به‌ عهده‌ داشتند ، به‌ ویژه‌ در مأموریتهایى‌ كه‌ توطئه‌ قتل‌ امام‌ بزرگوارى‌ مانند امام‌ حسن‌ عسكرى‌ (ع‌) در میان‌ بود ، براى‌ معالجه‌ فرستاد . البته‌ از این‌ دلسوزیهاى‌ ظ‌اهرى‌ هدف‌ دیگرى‌ داشت‌ ، و آن‌ خشنود ساختن‌ مردم‌ و غافل‌ نگهداشتن‌ آنها از حقیقت‌ ماجرا بود . 
بعد از آگاه‌ شدن‌ شیعیان‌ از خبر درگذشت‌ جانگداز حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسكرى‌ (ع‌) شهر سامره‌ را غبار غم‌ گرفت‌ ، و از هر سوى‌ صداى‌ ناله‌ و گریه‌ برخاست‌ . مردم‌ آماده‌ سوگوارى‌ و تشییع‌ جنازه‌ آن‌ حضرت‌ شدند . 

ماجراى‌ جانشین‌ بر حق‌ امام‌ عسكرى‌ علیه السلام
ابوالادیان‌ مى‌گوید : من‌ خدمت‌ حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسكرى‌ (ع‌) مى‌كردم‌ . نامه‌هاى‌آن‌ حضرت‌ را به‌ شهرها مى‌بردم‌ . در مرض‌ موت‌ ، روزى‌ من‌ را طلب‌ فرمود و چند امه‌اى‌ نوشت‌ به‌ مدائن‌ تا آنها را برسانم‌ . سپس‌ امام‌ فرمود : پس‌ از پانزده‌ روز باز داخل‌ سامره‌ خواهى‌ شد و صداى‌ گریه‌ و شیون‌ از خانه‌ من‌ خواهى‌ شنید ، و در آن‌ موقع‌ مشغول‌ غسل‌ دادن‌ من‌ خواهند بود . 
ابوالادیان‌ به‌ امام‌ عرض‌ مى‌كند : اى‌ سید من‌ ، هرگاه‌ این‌ واقعه‌ دردناك‌ روى‌ دهد ، امامت‌ با كیست‌ ؟ 
فرمود : هر كه‌ جواب‌ نامه‌ من‌ را از تو طلب‌ كند . 
ابوالادیان‌ مى‌گوید : دوباره‌ پرسیدم‌ علامت‌ دیگرى‌ به‌ من‌ بفرما . امام‌ فرمود : هركه‌ بر من‌ نماز گزارد . ابوالادیان‌ مى‌گوید : باز هم‌ علامت‌ دیگرى‌ بگو تا بدانم‌ . 
امام‌ مى‌گوید : هر كه‌ بگوید كه‌ در همیان‌ چه‌ چیز است‌ او امام‌ شماست‌ . 
ابوالادیان‌ مى‌گوید : مهابت‌ و شكوه‌ امام‌ باعث‌ شد كه‌ نتوانم‌ چیز دیگرى‌ بپرسم‌ . رفتم‌ و نامه‌ها را رساندم‌ و پس‌ از پانزده‌ روز برگشتم‌ . وقتى‌ به‌ در خانه‌ امام‌ رسیدم‌ صداى‌ شیون‌ و گریه‌ از خانه‌ امام‌ بلند بود . داخل‌ خانه‌ امام‌ ، جعفر كذاب‌ برادر امام‌ حسن‌ عسكرى‌ را دیدم‌ كه‌ نشسته‌ ، و شیعیان‌ به‌ او تسلیت‌ مى‌دهند 
و به‌ امامت‌ او تهنیت‌ مى‌گویند . من‌ از این‌ بابت‌ بسیار تعجب‌ كردم‌ پیش‌ رفتم‌ و تعزیت‌ و تهنیت‌ گفتم‌ . اما او جوابى‌ نداد و هیچ‌ سؤالى‌ نكرد . 
چون‌ بدن‌ مظ‌هر امام‌ را كفن‌ كرده‌ و آماده‌ نماز گزاردن‌ بود ، خادمى‌ آمد و جعفر كذاب‌ را دعوت‌ كرد كه‌ بر برادر خود نماز بخواند . چون‌ جعفر به‌ نماز 
ایستاد ، طفلى‌ گندمگون‌ و پیچیده‌ موى‌ ، گشاده‌ دندانى‌ مانند پاره‌ ماه‌ بیرون‌ آمد و رداى‌ جعفر را كشید و گفت‌ : اى‌ عمو پس‌ بایست‌ كه‌ من‌ به‌ نماز سزاوارترم‌ . رنگ‌ جعفر دگرگون‌ شد . عقب‌ ایستاد . سپس‌ آن‌ طفل‌ پیش‌ آمد و بر پدر نماز گزارد و آن‌ جناب‌ را در پهلوى‌ امام‌ على‌ النقى‌ علیه‌ السلام‌ دفن‌ كرد . سپس‌ رو به‌ من‌ آورد و فرمود : جواب‌ نامه‌ها را كه‌ با تو است‌ تسلیم‌ كن‌ . من‌ جواب‌ نامه‌ را 
به‌ آن‌ كودك‌ دادم‌ . پس‌ " حاجزوشا " از جعفر پرسید : این‌ كودك‌ كه‌ بود ، جعفر گفت‌ : به‌ خدا قسم‌ من‌ او را نمى‌شناسم‌ و هرگز او را ندیده‌ام‌ . 
در این‌ موقع‌ ، عده‌اى‌ از شیعیان‌ از شهر قم‌ رسیدند ، چون‌ از وفات‌ امام‌ (ع‌) با خبر شدند ، مردم‌ به‌ جعفر اشاره‌ كردند . چند تن‌ از آن‌ مردم‌ نزد جعفر رفتند و از او پرسیدند : بگو كه‌ نامه‌هایى‌ كه‌ داریم‌ از چه‌ جماعتى‌ است‌ و مالها چه‌ مقدار است‌ ؟ جعفر گفت‌ : ببینید مردم‌ از من‌ علم‌ غیب‌ مى‌خواهند ! در آن‌ حال‌ خادمى‌ از جانب‌ حضرت‌ صاحب‌ الامر ظ‌اهر شد و از قول‌ امام‌ گفت‌ : اى‌ مردم‌ قم‌ با شما نامه‌هایى‌ است‌ از فلان‌ و فلان‌ و همیانى‌ ( كیسه‌اى‌ ) كه‌ در آن‌ هزار اشرفى‌ است‌ كه‌ در آن‌ ده‌ اشرفى‌ است‌ با روكش‌ طلا . 
شیعیانى‌ كه‌ از قم‌ آمده‌ بودند گفتند : هر كس‌ تو را فرستاده‌ است‌ امام‌ زمان‌ است‌ این‌ نامه‌ها و همیان‌ را به‌ او تسلیم‌ كن‌ . 
جعفر كذاب‌ نزد معتمد خلیفه‌ آمد و جریان‌ واقعه‌ را نقل‌ كرد . معتمد گفت‌ : بروید و در خانه‌ امام‌ حسن‌ عسكرى‌ (ع‌) جستجو كنید و كودك‌ را پیدا كنید . رفتند 
و از كودك‌ اثرى‌ نیافتند . ناچار " صیقل‌ " كنیز حضرت‌ امام‌ عسكرى‌ (ع‌) را گرفتند و مدتها تحت‌ نظر داشتند به‌ تصور اینكه‌ او حامله‌ است‌ . ولى‌ هرچه‌ بیشتر جستند كمتر یافتند . خداوند آن‌ كودك‌ مبارك‌ قدم‌ را حفظ كرد و تا زمان‌ ما نیز در كنف‌ حمایت‌ حق‌ است‌ و به‌ ظ‌اهر از نظرها پنهان‌ مى‌باشد . درود خداى‌ بزرگ‌ بر او باد . 



[ یکشنبه 29 آذر 1394 ] [ 02:03 ] [ خادمین هیئت ]
دری در دم مرگ است و به بالین پسرش 
پسری اشک
 فشان است به حال پدرش 

پدری جام
 شهادت به لبش بوسه زده
پسری سوخته
 از داغ مصیبت جگرش

پسری را که
 بود نبض دو عالم در دست
شاهد داغ پدر
 آه و دل و چشم ترش

حسن العسکری
 از زهر جفا می سوزد
حجةابن الحسن
 از غم شده گریان به برش

چار ساله
 پسری مانده و صد ها دشمن
که خداوند
 نگه دارد و از هر خطرش

دشمن افکنده
 زپا نخل امامت را باز
کند اندیشه
 به نابودی یکتا ثمرش

خانه را که
 عدو دست به غارت زده است
اتش ظلم بر
 افروخته از بام و درش

آه از آن روز
 که شد غیبت مهدی آغاز
 
غیبتی را که بود خون شهیدان اثرش

آنکه امروز
 جهان زنده و قائم از اوست
بار الها که
 مؤید نفتد از نظرش

سید رضا مؤید



[ یکشنبه 29 آذر 1394 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]

تو کیستی؟ چراغ بهشت مدینه ای
آیینه دار حُسن حسینی، سکینه ای
باید به رتبه زینب ثانی بخوانمت
چون عمه ات به صبر نداری قرینه ای
در آسمان صبر فروزنده کوکبی
بین تمامی اُسرار رکن زینبی

دشمن ذلیل عزّو وقار سکینه است
فریاد کربلای حسینی به سینه است
در مکتب مجاهدت و صبر و ابتلا
ایثار و استقامت و ایمان گزینه است
هر چند درد و رنج اسارت کشیده ای
تو خصم را به بند حقارت کشیده ای

روی تو آفتاب تماشای باب بود
آئینة تمام نمای رباب بود
در منطق تو معجزة نطق مرتضی
پیغام تو حیا و عفاف و حجاب بود
از سنگ و تازیانه که در شکوه نیستی
در قتلگه ز بردن چادر گریستی

در مجلس یزید که قلبت کباب بود
دیدی میان طشت طلا آفتاب بود
نامحرمت به دور و غمت بی حساب بود
بر چهره آستین و دو دستت حجاب بود
فریاد و آه و اشک و غم از گریة تو سوخت
حتی دل یزید هم از گریة تو سوخت

گاهی صدای گریه اصغر شنیده ای
گه ناله در شهادت اکبر کشیده ای
گاهی به روی خار مغیلان دویده ای
گه حنجر بریده به گودال دیده ای
در هر بلیّه حمد الاهیت بر لب است
الحق تو را مقاومت و صبر زینب است

ای یادگار فاطمه ای دختر حسین
همگام زینبینی و هم سنگر حسین
در راه شام راهنمایت سر پدر
منزل به منزلی تو پیام­آور حسین
هر خانه ای که هست رباب و سکینه اش
باشد صفای روضة شهر مدینه اش

تو مصحف حسین و بهشت است دامنت
بر صفحة جمال فروزنده احسنَت
پامال حرمتت شده از جور دشمنان
با تازیانه آیه نوشتند بر تنت
تو راز ناشنیده ز بابا شنیده ای
تو قاصد پیام گلوی بریده ای

ای پاکی و عفاف و حیا شرمسار تو
دشمن حقیر منزلت و اقتدار تو
پیوسته باد باغ شهادت بهار تو
تا روز حشر گریة "میثم" نثار تو
قلب حسین و چشم و چراغ مدینه ای 
سرتا قدم جلال و وقار و سکینه ای




[ پنجشنبه 26 آذر 1394 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 37 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


روایات/احادیث/معجزات/مداحی/سخنرانی
/تصاویر/اشعار اهل بیت علیهم السلام

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آخرین مطالب

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

در زندگی هر یك از ما گاهی بر سر دو راهی قرار می گیریم و بعد از مشورت با دیگرانم و زدن تمامی درها اگر نتوانستیم راه خودمان را انتخاب كنیم به استخاره روی می اوریم و از خداوند طلب خیر میكنیم .

ابتدا نیت نمایید سپس روی استخاره بگیر کلیک فرمایید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوه ‎ للّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. ‎ اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین