هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران
غم حسین(علیه السلام) عین عبادت است
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون راجع به وبلاگ ما




صفحات جانبی

 



اللهم عجل لولیك الفرج
«جلسات هفتگی»
 ساعت21:00
شهادت مولاامام صادق(ع) راس ساعت11:00ظهر
تهران،راه آهن،جوادیه،10متری اول،خیابان قالیشویی روبروی مسجدهمتیه،بن بست 4

مناسبت
زمان
8 شوال تخریب بقیع

جمعه 94/5/2
شهادت حضرت حمزه و
سیدالكریم(علیهم السلام)
جمعه 94/5/9
هفتگی
جمعه 94/5/16

 شهادت مولا امام صادق(علیه السلام)
سه شنبه 94/5/20
ساعت11:00ظهر

ایام ظهور بی بی معصومه خاتون
(سلام الله علیها)
جمعه 94/5/23
 هفتگیجمعه 94/5/30





[ سه شنبه 25 فروردین 1394 ] [ 00:40 ] [ خادمین هیئت ]
 

در این روز در سال ۱۳۴۴ هجری قبور ائمه بقیع علیهم السلام و نیز قبر حضرت حمزه در اُحد به دست وهابیون تخریب شد.(۱)

علت و انگیزه تخریب این قبور مطهر در کتب مختلفی که بر رد عقائد ضاله وهابیت تألیف شده ، بیان گردیده است .

آنان اضافه بر قبور مطهر ائمه معصومین علیهم السلام ، دیگر قبور را هم تخریب نمودند که عبارتند از: قبر منسوب به فاطمه زهرا علیها السلام ، قبر مطهر فاطمه بنت اسد علیهما السلام مادر امیرالمؤمنین علیه السلام ، قبر مطهر حضرت ام النبین علیها السلام ، قبر ابراهیم پسر پیامبر صلی الله علیه واله ، قبر اسماعیل فرزند حضرت صادق علیه السلام ، قبر دختران پیامبر صلی الله علیه واله ، قبر حلیمه سعدیه مرضعۀ پیامبر صلی الله علیه واله و قبور شهدای زمان پیامبر صلی الله علیه واله.

وهابیان در سال ۱۳۴۳ در مکه گنبدهای قبر حضرت عبدالمطلب ، ابی طالب ، خدیجه ، و زادگاه پیامبر صلی الله علیه واله و فاطمه زهرا علیها السلام را با خاک یکسان کردند . در جده نیز قبر حوا و دیگر قبور را تخریب کردند.

در مدینه گنبد نبوی را به توپ بستند ، ولی از ترس مسلمانان قبر شریف را تخریب نکردند. در شوال ۱۳۴۳ با تخریب قبور مطهر ائمه بقیع علیهم السلام اشیاء نفیس و با ارزش آن قبور مطهر را به یغما بردند.

قبر حضرت حمزه علیه السلام و شهدای احد را با خاک یکسان کردند ، و گنبد و مرقد حضرت عبدالله و آمنه پدر و مادر پیامبر صلی الله علیه واله ، قبر اسماعیل پسر حضرت صادق علیه السلام و دیگر قبور را هم خراب کردند.

در همان سال به کربلای معلی حمله کردند ، و ضریح مطهر را کندند و جواهرات و اشیاء نفیس حرم مطهر را که اکثراً از هدایای سلاطین و بسیار ارزشمند و گرانبها بود ، غارت کردند و قریب به ۷۰۰۰ نفر از علما ، فضلا و سادات و مردم را کشتند. سپس به سمت نجف رفتند که موفق به غارت نشدند و شکست خورده برگشتند.(۲)


. مستدرک سفینة البحار: ج ۶ ص ۶۵ – ۶۶ .

۲. کشف الارتیاب : ص ۷۷ . شهداء الفضیلة ( علامه امینی ) : ص ۳۸۸





[ پنجشنبه 1 مرداد 1394 ] [ 11:20 ] [ خادمین هیئت ]

در این روز سنه 247، (متوكل ) خلیفه دهم عباسى كشته شد و این بسبب آن بود كه آن خبیث ، امیرالمؤ منین علیه السلام را سخت دشمن میداشت و تنقیص مى نمود آن جناب را. روزى بحسب عادت میشوم خویش اسم مبارك آن حضرت را برد و بر آن جناب جسارت كرد. (منتصر) فرزندش در آن مجلس حاضر بود. از شنیدن ناسزا به (امیرالمؤ منین ) رنگش متغیر گشت و در غضب رفت . (متوكل ) او را شتم كرد و این بیت انشاد كرد:

((غضب  الفتى  لابن  عمه راءس  الفتى  فى  حرامه))

منتصر در صدد قتل او بر آمد و چند نفر از غلامان خاص (متوكل ) را براى كشتن او معین كرد. در شب سوم یا چهارم این ماه در حالى كه (متوكل ) مشغول شرب خمر بود بر او ریختند و خونش بر یختند و حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در اخبار غیبیه خود اشاره باو كرده در آنجا كه فرموده : (( و عاشرهم اكفرهم یقتله اخص الخلق به.متوكل مردى خبیث السیرة و بد سریرة و چنانچه امیرالمؤ منین فرموده (اكفر آل عباس ) بوده و با (آل ابوطالب ) سخت دشمنى میكرد.

ابوالفرج  نقل كرده كه (عمر بن فرج ) را والى مدینه و مكه كرده بود. عمر منع كرد مردم را از احسان با آل ابوطالب و سخت در عقب این كار شد، بحدى كه اگر خبر میرسید باو كه یكى احسان كرده بایشان اگر چه بچیز كمى بوده او را عقوبت میكرد. لاجرم مردمان دست از رعایت ایشان برداشتنند و بحدى كار برایشان سخت شد كه تمام لباسهاى زن ها علویات ، كهنه و پاره شده بود و یك لباس درست نداشتند كه نماز در آن بخوانند، مگر یك پیراهن درست كه براى ایشان بود. هرگاه میخواستند نماز بخوانند یك یك بنوبت آن پیراهن را مى پوشیدند و نماز میخواندند و چون هر یك فارغ میشد، بیرون میكرد و بدیگرى میداد و خود چرخ ریسى و مى نشست و پیوسته باین عسرت روزگار گذارنیدند تا (متوكل ) هلاك شد.

و هم از كارهاى (متوكل ) آن بوده كه منع كرد مردم را از زیارت (قبر امام حسین علیه السلام ) و زیارت امیرالمؤ منین علیه السلام و همت خود را بر آن گماشت كه آثار قبر مطهر حسینى را محو و نابود نماید (( و یابى الله الا ان یتم نوره )) .

گفته شده كه متوكل هفده مرتبه این قبر شریف را خراب كرد و باز بصورت اولى برگشت .

و در حدیث زائده است كه حضرت زینب (ع ) در وقت حركت از كربلا، چون جزع و اضطراب امام چهارم (ع ) را دید عرضكرد:

(( و ینصبون لهنا الطف علما لقبر ابیك سید الشهداء لایدرس اثره ))

یعنى در زمین كربلا بر قبر پدرت (سید الشهداء علیه السلام ) علامتى نصب كنند كه اثر آن هرگز بر طرف نشود و بمرور لیالى و ایام ، محو و مطموس نگردد و هر چند كه سلاطین كفره و اعوان ظلمه در محو آثار آن سعى و كوشش نمایند، ظهورش زیاده گردد و علوش بالاتر خواهد گرفت .

و چنان شد كه آن عالمه غیر معلمه فرموده . پیوسته مردم بزیارت آن قبر مطهر رفتند و در تعمیرات آن قبر منوره كوشیدند و مجاورت آنجارا اختیار كردند تا نوبت رسید كه شهر نو بینان نمودند و عمارتهاى عالیه و قصور بسیار پاكیزه بنا كردند كه فعلا مشاهد است .

و امیرالمؤ منین علیه السلام از عمارتها و قصور آنجا خبر داده در آنجا كه فرموده : (( كانى بالقصور قد شیدت حول قبر الحسین و كانى بالمحال تخرج من الكوفة الى قبر الحسین ((

شیخ بهائى فرموده كه در این روز غزوه (حنین ) واقع شده بعد از فتح مكه بمدت پانزده روز و لشكر اسلام دوازده هزار نفر بودند و كشته نشد از ایشان جز چهار نفر، انتهى .

بدآنكه (حنین ) و ادئى ایست میان مكه و طائف كه حضرت رسول صلى الله علیه وآله با لشكر هوازن و ثقیف محاربه فرمودند در آنجا. و این دو قبیله متفق شده بودند و مى آمدند براى قتل مسلمانان چون خبر بحضرت رسول (ص ) رسید با دوازده هزار نفر متوجه ایشان شد كه دو هزار ایشان از (طلقا) بودند.

(ابوبكر) چون كثرت مسلمانان و قلت كفار را بدید، چشم بر آنها زد و گفت : (( لن نغلب الیوم من قلة )) - چشم زخم ابوبكر بر مسلمانان تاءثیر كرد. كفار كمین كرده بودند. ناگاه از كمین گاه بیرون شدند و مسلمانان را تیر باران كردند و مسلمانان راه فرار پیش گرفتند و تمامى فرار كردند، جز ده نفر كه نه تن آنها از بنى هاشم بودند و یكتن از انصار كه (ایمن بن ام ایمن ) باشد كه در آن جنگ شهید گشت و بروایتى جز چهار نفر كسى باقى نماند كه سه نفر ایشان از بنى هاشم بود. امیرالمؤ منین علیه السلام و عباس و ابوسفیان الحارث بن عبدالمطلب .

پیغمبر در آن روز سوار براستر بود؛ استر خود را نهیب میداد و روباروى دشمن حمله میكرد و میفرمود:

)) انا  النبى  لاكذب

انا  بن  عبدالمطلب  ((

و جز در این حرب در جنگاهى دیگر نقل نشده كه خود آن حضرت رزم داده باشد و عباس و ابوسفیان ؛ ركاب و لجام استر را گرفته بودند و نمیگذاشتند كه آنحضرت بمیان و دشمنان در آید و از این جا معلوم شود كثرت شجاعت آنحضرت ، چه آنكه استر لایق كر و فر نیست و از هنگامه ستیز، پاى گریز ندارد با اینحال رسولخدا(ص ) بر دشمن حمله میكرد و نسب خود را نیز اظهار میفرمود. پس عباس ماءمور شد كه فراریان را ندا در دهد و او مردى جهورى الصوت بود كه تا یكفرسخ و بیشتر نداى او میرفت .

پس عباس بآو از بلند ندا كرد:

)) یامعشر المهاجرین و الانصار یااهل بیعة الشجره یا اصحاب سورة البقرة الى این تفرون((.

و از اصحاب سوره بقره اشارت است به آیاتى كه از بهر حال نازلشده :

))قال تعالى فلما كتب علیهم القتال تولوا الا قلیلا منهم(( .

پس اصحاب مراجعت كردند تا نزدیك بصد كس فراهم شد و رسولخدا(ص ) فرمود: (( الان حمى الوطیس )) یعنى اكنون تنور حرب گرم شد و مشتى خاك و سنگریزه به جانى كفار ریخت و فرمود شاهت الوجوه .

هیچكس از هوازن نماند جز آنكه چشم و گوشش از آن خاك پر شد و شكست بر ایشان افتاد. امیرالمؤ منین ، ابوجرول را كه از ابطال و ساعان مردم هوازن بود ورایتى سیاه در دست داشت و جمعى از مسلمانان را كشته بود، بضربتى او را بخاك هلاك افكند. مشركین را بعد از قتل او توان اندك شد و امیرالمؤ منین (ع ) بعد از تقل ابوجرول ، چهل كس دیگر را بجهنم فرستاد. چنان ایشان را دو نیمه كرد كه اگر بمیران سنجیده مى شدند، خردلى تفاوت نداشتند و رسولخدا(ص ) از خدا طلب نصرت كرد و جنود الهى نازل شد و یكسره كفار منهزم شدند و مسلمانان فتح كردند.

 

 




[ دوشنبه 29 تیر 1394 ] [ 00:34 ] [ خادمین هیئت ]

امام المتقین امیرالمومنین علیه السلام در شب بیست و یکم ماه رمضان مقارن طلوع فجر به شهادت رسید

در حالی که از سن مبارک حضرتش ۶۳ سال گذشته بود۱. در بیستم ماه رمضان اثرات سم در پاهای مبارک امیرالمومنین علیه السلام ظاهر شد و پاهای مبارک ورم کرد ۲. در شب بیست و یکم اثر زهر بر بدن مبارک امیرالمومنین علیه السلام بسیار شد. حضرت فرزندان و اهل بیت خود ر ا جمع کرد و با آنها وداع نمود و وصیتهای خود را فرمود. در آن شب هرچه خوردنی و آشامیدنی آوردند تناول نفرمود و لبهای مبارکش به ذکر خدا حرکت میکرد و مانند مروارید عرق از پیشانی نازنینش میریخت و با دست مبارک خود آنرا برطرف مینمود

به امام مجتبی علیه السلام فرمود: تو را به برادرت حسین علیه السلام وصیت میکنم. به فرزندان دیگر که از فاطمه زهرا سلام الله علیها نبودند فرمود: شما را وصیت میکنم به اطاعت از حسن و حسین. سپس فرمودند: خداوند شما را صبر نیکو کرامت فرماید. امشب از میان شما میروم و به حبیب خود محمد مصطفی صلی الله علیه و آله ملحق میشومچنانکه مرا وعده داده است. صدای گریه از اهل بیت بلند شد. آنگاه دستوراتی در مورد غسل, کفن, نماز و محل دفن به امام مجتبی علیه السلام فرمودند و با امام حسین علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها کلماتی از کربلاء فرمودند

بعد از وداع با همگان دست و پای مبارک را به طرف قبله کشیدند و فرمودند: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله , و چشمان مبارک را بستند و بهشت را به قدوم خویش مبارک فرمودند

صدای شیون و گریه از خانه آن حضرت بلند شد. اهل کوفه که با خبر شدند صدای شیون و ناله از تمتمی شهر برخواست مانند روزی که پیامبر صلی الله علیه وآله از دنیا رفتند. در آن شب آفاق آسمان متغیر گشت و زمین لرزید و صدای تسبیح و تقدیس فرشتگان از هوا شنیده شد

سپس مشغول غسل آن حضرت شدند. بعد از غسل و کفن, امام حسن و امام حسین علیهما السلام پشت سر تابوت را همانطور که حضرت فرموده بودند برداشته , جلوی تابوت خودش حرکت میکرد تا در مکانی فرود آمد

بعد از نماز بر آن حضرت توسط امام مجتبی علیه السلام مقداری از زیر تابوت را کندند و قبری آماده یافتند که داخل آن لوحی مسی و سفالی بود و بر آن نوشته شده بود: بسم الله الرحمن الرحیم, این قبری است که نوح پیامبر برای بنده صالح خدا علی بن ابی طالب حفر نموده است. بدن مطهر آن حضرت را دفن نمودند و حسب وصیت آن حضرت قبر مطهرش را مخفی نمودند تا در زمان هارون بر همگان معلوم شد

فرزندان آن حضرت از همسران مختلف ۲۸ دختر و پسرند۳. پنج نفر آنها اولاد حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها هستند که عبارتند از امام حسن امام حسین و حضرت زینب کبری و ام کلثوم وحضرت محسن علیهم السلام که در دوران حمل در شش ماهگی توسط جمعی حرامی به رهبری عمر بن خطاب(لعنت الله علیهم اجمعین) در ماجرای هجوم به خانه امیرالمومنین علیه السلام به شهادت رسید. حضرت عباس عللیه السلام و جعفر و عثمان و عبدالله در کربلا به شهادت رسیدند که مادرشان ام البنین است. بقیه اولاد حضرت از همسران دیگر هستند

وقتی خبر شهادت امیرالمومنین علیه السلام به عایشه ملعون رسید چنان خوشحال شد که بی اختیار شعری خواند و سپس گفت: چه کسی علی را کشت؟ جواب دادند: ابن ملجم. گفت: خاک بر دهانش مباد (کنایه از این که خوب کاری کرد)۴

در شب بیست و یک ماه رمضان حضرت عیسی بن مریم علیه السلام به آسمان برده شد۵ و در همین شب حضرت موسی بن عمران و یوشع بن نون علیهما السلام رحلت نمودند۶




[ سه شنبه 16 تیر 1394 ] [ 10:28 ] [ خادمین هیئت ]

اللهم العن قتلة امیرالمومنین(علیه السلام)

پرده برداشتن ازدروغ های تاریخ در باره قتل امیرالمومنین

ابن ملجم مسلمان بود یا یهودی ،ردپای عمر بن خطاب وبنی امیه در قتل امیرالمومنین علی(علیه السلام)

خیلی ها در مورد کشتن حضرت علی (علیه السلام) سعی کردند ازجمله ابابکر ،عمر،عثمان وخالدبن ولید(لعنةالله علیهم) ولی موفق نشدند.

اما اشقی الاشقیاء ابن ملجم (لعنةالله علیه) در 19ماه رمضان در محراب مسجدکوفه در حالیکه مولا در حال نماز بودن به سر مبارک آن حضرت با شمشیر ضربتی وارد ساخته که آن حضرت در اثر آن در روز 21 رمضان به شهادت رسیدند. حال ما در این نوشتار در مورد ترور آن حضرت مختصری بررسی میکنیم .

اولین مطلب در مورد دروغ وکذب بودن این داستان پردازی تاریخی است که سه نفر ازخوارج در کنار خانه کعبه هم قسم شدند زعماء مسلمین را که باعث فتنه وجنگ شدند یعنی امیرالمومنین (علیه السلام)و معاویه و عمروعاص(لعنةالله علیهما) رابه قتل برساند.که معاویه مجروح شد وعمروعاص کس دیگری رابه نماز فرستاد وکشته شد.

این مطلب از دروغ های بنی امیه و خدعه های عمروعاص بود که آن زمان شایعه کردندوهدفشان انکارومحوکردن اشتراک معاویه وعمروعاص در قتل امیرالمومنین(علیه السلام) بود ونیز ترس از عکس العمل اصحاب آن حضرت در خونخواهی وانتقام گیری داشتند لذا این روایت دروغین را ساختند والا چطور میشود آن دو کشته نمی شوند وفقط امیرالمومنین(علیه السلام) به شهادت میرسد!!! وابن ملجم هیچ اشاره ای به اجتماع سه نفره شان نمیکند!!!!

در حالیکه صحیح این است که:

بعد از آنکه درجنگ صفین با خدعه حکمیت عمروعاص ،معاویه جان سالم به در برد وبعداز گذشت مدتی از آن امیرالمومنین (علیه السلام) برای بیرون کردن معاویه ازشام قصد جنگ با اوراکردو مردم عراق را به این کار تشویق کرد و لشکر وسلاح وامکانات لازم را فراهم کرد(همانگونه که بعد از شهادت آن حضرت امام حسن_علیه السلام_ به جنگ معاویه رفت)

معاویه برای فرار از جنگ با آن حضرت که این بار دیگر شکست میخورد فکر ترور آن حضرت را کردند لذا اموال زیادی جهت این کار به کوفه برای بعضی ازاصحاب امیرالمؤمنین(علیه السلام)که ایمان ضعیفی داشتندجهت تطمیع آنان فرستادومعاویه می گفت من بعداز جنگ صفین با علی علیه السلام بدون لشگر ومهمات جنگیدم.عمروعاص زمانیکه حاکم مصر شد ومحمد بن ابی بکر رابه شهادت رساندابن ملجم در لشکراو بودپس از اودرخواست کرد امیرالمومنین(علیه السلام) رادر حال نماز در مسجد کوفه به قتل رساند ابن ملجم با این پیشنهاد موافقت کرد ومال کثیری از او در یافت کرد. به کوفه آمد وبر قبیله بنی مراد وارد شد وآنها از سخنان وحرکات واعمال او برای امیرالمومنین(علیه السلام) از سوی این غریبه احساس خطر کردند اورا گرفتند ونزدآن حضرت آوردند وماجرا را برای مولا نقل کردند ومولا ازاو سئوال هایی کرد ومتوجه شد این همان قاتل اوست ولی اورا به خاطر جرمی که مرتکب نشده آزاد کرد وبعد ابن ملجم از سوی عمروعاص خودش را به اشعث معرفی کرد اشعث اورا همراه شبیب بن بجر به خانهء فاحشه کوفه قطامه برد آن زن به آنها شراب دادخوردند ولباس حریر که برمرد حرام است برتن آنها کردو ابن ملجم صدهزار درهم که عمروعاص به او داده بود را به قطامه داد وتا صبح کناراو بود وقطام مهریه عقدش راقتل امیرالمومنین علیه السلام قرار داد وابن ملجم صبح با شبیب و وردان به سرپرستی اشعث اقدام به قتل امیرالمومنین (علیه السلام) کردند . اشعث قبل از این مولا را تهدید به مرگ کرده بودوهمچنین امام صادق (علیه السلام) فرمودند:همانا اشعث در قتل امیرالمومنین(علیه السلام) شریک است ودخترش جعده به امام حسن (علیه السلام) سمّ داد وپسرش محمد در قتل امام حسین(علیه السلام) شریک بود.

دروغ دیگر ((ابن ملجم که بود))

اینکه در مورد ابن ملجم دروغ ساختند که او از خوارج بود خیلی اهل عبادات وقرآن ونمازو ....بود

بدانید که ابن ملجم اصلا اهل کوفه نبود ونه ازخوارج ودرهیچ جنگ جمل وصفین و نهروان حضور نداشت و اولین بار که در کوفه آمد مهمان قبیله بنی مراد بود ونه اینکه مرادی باشدو قبیله بنی مراد اورا نزد مولا آوردند ومولا به او گفت بنشین . مدتی در چهره او نگریست و بعد فرمود از توسئوال هایی می پرسم پاسخ بده واز او قسم گرفت وبعد پرسید آیا تو در بین کودکان گدایی نمی کردی ودر بین آنها به پستی نبودی که هر وقت میامدی تورا میدیدند میگفتند پسر زن سگ چران آمد؟

جواب داد: آری به خدا.

آیا بر مردی (خضرنبی) نگذشتی ودر تو نظر کرد وبه تو گفت یا اشقی الاخرین چه کسی ناقه ثمود را پی کرد(سربرید)؟ جواب داد: آری.

مولا پرسید: آیا مادرت به تو نگفت به تو بار دار شد در زمانیکه حائضه بود؟ پس او را چیز اندکی میدانست. جواب داد : آری آن را به من گفت . اگر تو چیزی را کتمان میکردی منهم این منزلت را پنهان میکردم. پس مولا به اوفرمود بایست . پس ایستاد سپس فرمودند: شنیدم از رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)فرمود همانا قاتل تو شبه یهود است بلکه یهودی است.

امام به ابن ملجم فرمودند: نمی بینم تورا مگر از بدترین خلایق خداوند.

وابن ملجم از فرزندان کشنده وذبح کنند شتر صالح در قوم ثمود بود.

توجه کنیداصلا آن ملعون قبل از این با مولا ملاقاتی نداشتند و این حرفها تمام این عبادات ظاهری که از او نشان دادند دروغی وکذب بنی امیه است که متخصص در دروغ پردازی بودند.

ابن ملجم یهودی زاده ولدزنا وازنیروهای بنی امیه واهل مصروفاسق فاجر کافر دنیا پرست بود.

عمر و ابن ملجم(لعنة الله علیهما)

در زمانیکه عمار یاسر وعده ای امثال او گفتند: اگر عمر بمیرد ما با علی (علیه السلام) بیعت میکنیم. عمر تهدید کردوگفت : همانا بیعت با ابابکر خطایی بود که خداوند مسلمین را از شرآن نگهداشت واگر دوباره خواست تکرارشود آن شخص را بکشید.

همچنین عمر به دشمنان اهل بیت از امویین و اعراب و منافقان مدینه سرزمین هایی را بخشید بدین جهت که امام علی (علیه السلام) واولادش هرگز به خلافت نرسند واو عمروعاص را به مصر فرستاد و دستور داد ابن ملجم را معلم کودکان مصر قرار دهد .

رسول خدا در مورد عمروعاص ومعاویه فرمودند:آن دو هرگز برحق جمع نمیشوند وهرگاه آن دو را کنار هم دیدید آن دورا ازهم جدا کنید. وجای تعجب نیست که عمر بن خطاب آن دو را دردو ولایت کنار هم مصر وشام حاکم کرد ومخالفت رسول خدا را کرد تا آنها با همکاری هم فتنه ها اعمال شیطانی کنند بزرگان دین را بکشند وبه انحراف بکشند.

ترجمه و اقتباس از کتاب صحابه قتلوا انبیاء و اوصیا / نوشته : دکتر نجاح طایی




[ دوشنبه 15 تیر 1394 ] [ 00:19 ] [ خادمین هیئت ]

در ۱۹ ماه رمضان سال ۴۰ هجری در نماز صبح در مسجد کوفه با شمشیری مسموم به دست ناپاک عبدالرحمن ابن ملجم منافق بر فرق مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام ضربت وارد شد.

در ۱۳ ماه رمضان سال ۴۰ هجری حضرت مولی الموحدین علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از فارق شدن از جنگ نهروان از شهادت خود خبر دادند. (۱) در آن روز حضرت بر فراز منبر بعد از بیان کلماتی دُرربار در حقایق اسلام ، در آخر بیانات شریف خود ، به فرزندشان امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: تا امروز چند روز از ماه مبارک رمضان می گذرد؟ امام مجتبی علیه السلام فرمود: ۱۳ روز گذشته است. از امام حسین علیه السلام پرسیدند: چند روز باقی مانده است ؟ امام حسین علیه السلام فرمود: ۱۷ روز باقی مانده است. در این هنگام امیرالمؤمنین علیه السلام دست به محاسن مبارک گرفتند و فرمودند: نزدیک است این موی من به خون سرم خضاب شود .

درشب ۱۶ ماه رمضان سال ۴۰ هجری امیرالمؤمنین علیه السلام در خواب پیامبر صلی الله علیه واله را دیدند ، و آن حضرت به نزدیک شدن ملاقاتشان در بهشت به امیرالمؤمنین علیه السلام بشارت دادند ، و امیرالمؤمنین علیه السلام به دخترشان ام کلثوم علیها السلام خبر دادند. (۲)

در شب نوزدهم امیرالمؤمنین علیه السلام روزه را در منزل ام کلثوم علیها السلام افطار نمودند.( ۳)

در شب ۱۹ ماه رمضان سال ۴۰ هجری وردان و شبیب که با ابن ملجم در شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام همراه بودند ، در حین درگیری کشته شدند.(۴.)

در سال چهلم گروهی از خوارج در مکه جمع شدند و بر کشتگان نهروان گریستند. سه نفر از آنان با هم پیمان بستند که در یک شب امیرالمؤمنین علیه السلام و عمروعاص و معاویه را بکشند.

ابن ملجم کشتن امیرالمؤمنین علیه السلام را بر عهده گرفت و وارد کوفه شد و با کمک قطام بنت اخضر که ابن ملجم قصد ازدواج با او را داشت ، و با همدستی شبیب بن بجره و وردان بن مجاله تصمیم خود را عملی کرد .

در صبح روز نوزدهم بعد از اذان صبح ، امیرالمؤمنین علیه السلام وارد مسجد شد و صدای نازنین ایشان به یا ایها الناس ، الصلاة بلند شد .

سپس آن حضرت مشغول نماز شد. هنگامی که در رکعت اول سر از سجده برداشت شبیب بر آن حضرت حمله ور شد ، ولی شمشیرش خطا کرد. بلافاصله ابن ملجم لعنة الله علیه حمله کرد و شمشیر او فرق مبارک آن حضرت را شکافت و محاسن شریفش به خون فرق مبارکش خضاب شد ، و صدای مبارکش بلند شد: بِسمِ اللهِ وَ بِاللّهِ وَ عَلی مِلَّةِ رَسولِ الله ، فُزتُ وَ رَبَّ الکَعبَةِ.

صدای جبرئیل بلند شد :

تَهَدَّمَت وَاللهِ اَرکانُ الهُدی وَ انطَمَسَت اَعلامُ التُّقی وَانفَصَمَت العُروَةُ الوُثقی ، قُتِلَ ابنُ عَمَّ المُصطَفی ، قُتِلَ الوَصیُّ المُجتَبی ، قُتِلَ عَلیٌ المُرتَضی ، قَتَلَهُ اَشقَی الاَشقیاء“.

۱.الوقایع و الحوادث: ج ۱ ص ۱۳۹ . مستدرک سفینة البحار: ج ۵ ص ۲۱۳ .

۲. ارشاد: ج ۲ ص ۱۵ . الوقایع . الحوادث: ج ۱ ص ۲۴۲ .

۳.الوقایع و الحوادث: ج ۱ ص ۲۴۲ .

۴. نفائح العلام: ص ۴۱.




[ یکشنبه 14 تیر 1394 ] [ 10:32 ] [ خادمین هیئت ]

صیحه آسمانی


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

و استمع یوم یناد المناد من مکان قریب یوم یسمعون الصیحة بالحق ذلک یوم الخروج (سوره مباركه ق آیه شریفه 42)

یعنی: بشنو روزی را که گوینده ائی از جای نزدیکی صدا زند . روزی که صدای بحق را می شنوند . آن روز ، روز قیامت است !!

امام جعفر صادق (ع) فرمود : گوینده ، اسم حضرت قائم (عج) و پدرش را می برد ، و این صدا صدای آسمانی است ، و آن در روز قیام حضرت قائم علیه السلام است .

منبع :
بحارالانوار جلد 25 ص 274

 

1-از نشانه های حتمی ظهور حضرت حجت ـ که درود خداوند بر او باد و جان همه جهانیان فدای خاک قدومش باد ـ صیحه آسمانی است. بر اساس روایاتی که در باره آخرالزمان و نشانه های ظهور وارد شده است، یکی از حوادث سال ظهور حضرت مهدی علیه السلام شنیده شدن صدایی آسمانی است که قریب الوقوع بودن ظهور حضرت را اعلام می کند و همه مردم جهان این ندا را با زبان خودشان می شنوند. همچنین از برخی روایات در این باره چنین بر می آید که این حادثه شگفت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان رخ می دهد.
امام باقر علیه السلام می‌فرمایند:
"مردم شرق و غرب به اختلاف می گرایند. اهل قبله (مسلمانان) نیز دچار اختلاف می‌شوند. مردم از ناامنی به شدّت رنج می‌برند و این چنین روزگار سپری می‌شود تا منادی آسمانی ندا سردهد. چون بانگ آسمانی را شنیدید بشتابید."

( غیبت نعمانی ص 139) 
زراره از امام صادق علیه السلام روایت می کند كه حضرت فرمود: 
"ندامی‌كند منادی به اسم قائم علیه السلام"گفت:"پرسیدم خاص است یا عام؟"
فرمود:"عام است، می‌شنوند هر قومی به زبان خود."

روایت شده از امیرالمؤمنین علیه السلام كه فرمود:
"منادی ندا می‌كند از آسمان كه: ای گروه مردم! امیر شما فلان است و این،‌ آن مهدی است كه پر می كند زمین را از عدل و داد،چنانچه پرشده ازظلم و ستم."
در روایات همچنین آمده است كه دو ندا مردم را به خود جلب می‌كند كه نشانه‌ای از قیام مظهر عدل خدا بر بسیط خاك است. یكی ندایی از آسمان كه جبرائیل آن را سر می‌دهد و دیگری ندایی از زمین كه شیطان صاحب آن ندا می‌باشد، كه گویا این ندای دوم همان خروج سفیانی شیطان صفت از منطقه شام و سوریه است. امام باقر علیه السلام در فرازی از یك روایت در بیان علائم و كیفیت ظهور چنین می فرمایند:
"به ناچاراین دو صیحه پیش از قیام قائم (عج) شنیده خواهد شد؛ یكی از آسمان كه صدای جبرئیل امین است و دیگری از زمین كه صدای شیطان لعین است."

واكنش مردم:

امام صادق علیه السلام حالت و واكنش مردم را در قبال صیحه چنین ترسیم

می فرمایند: 
"هنگامی كه بانگ آسمانی را بشنوند، مانند كسی كه بر سرش مرغ نشسته باشد، خشكشان می‌زند. تمامی دشمنان خدا در برابر صیحه آسمانی خاضع و منقاد می‌شوند. اگر در خبری هم دچار شكّ و تردید باشند در مورد صیحه آسمانی هیچ تردیدی نخواهند داشت، كه با نام پدر و نام اجداد طاهرین او (حضرت مهدی علیه السلام) ندا داده خواهد شد."

(غیبت نعمانی، ص136)


صیحه آسمانی چه می گوید؟
رسول اکرم صلّی الله علیه و آله می فرمایند: "به هنگام خروج قائم عج منادی آسمان بانگ می زند: هان ای مردمان! خداوند مهلت ستمگران را پایان بخشید و بهترین امّت محمد صلّی الله علیه و آله را به پیشوایی و سرپرستی شما برگزید، خود را در مکّه به او برسانید"

(بحار الانوار ، ج 52 ص304)
امام باقر علیه السّلام در این باره می فرمایند: "منادی آسمانی در اوّل صبح بانگ بر می آورد: ای مردمان ! آگاه باشید که حق با علی و شیعیان اوست. شیطان که نفرین خدا بر او باد، در آخر همان روز بانگ بر می آورد: حق با سفیانی و پیروان اوست."

( بحار الانوار ج52 ص206)

زمان وقوع صیحه
در روایت بلند بالایی که ابن عقده از امام باقر علیه السّلام نقل می کند ندای آسمانی جز در ماه رمضان نخواهد بود که ماه رمضان ماه خدا است و آن بانگ جبرئیل است که به سوی حق فرا می خواند... ندای آسمانی در ماه رمضان، در شب جمعه، شب بیست و سوم رمضان است. هرگز در مورد آن دچار شکّ و تردید نشوید و گوش فرا دهید، و اطاعت کنید. و در پایان روز صدای ابلیس لعین بلند می شود که می گوید: فلانی مظلوم کشته شد. این بانگ نا بهنگام گروهی را به شک می اندازد و گروه کثیری با شکّ و تردید وارد آتش می شوند. نشانه بانگ جبرئیل این است که به نام قائم عج و نام پدرش ندا می کند. دختران پرده نشین نیزبا شنیدن آن خوشحال می شوند و پدران و برادرانشان را تشویق می کنند که خروج کنند."

(بحار الانوار: علامه مجلسی، ج52 ص230و 234و 290و 348و 354




طبقه بندی: اخبار و احادیث مهم آخرالزمان،
[ یکشنبه 14 تیر 1394 ] [ 00:22 ] [ خادمین هیئت ]

معراج پیامبر صلی الله علیه و اله پنج سال بعد از بعثت در چنین روزی واقع شده (۱)

، وآیۀ سُبحانَ الَّذی أسری بِعَبدِهِ لَیلاً مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ اِلَی المَسجِدِ الأقصی“(۲) ، در این باره نازل شده است . معراج پیامبر صلی الله علیه واله در ۲۱ رمضان نیز نقل شده است.(۳)

معراج از جمله ضروریات اسلام است( ۴)، و از آیات کریمه و احادیث متواتره ثابت شده است که خداوند متعال حضرت رسول صلی الله علیه واله را در یک شب از مکه معظمه تا مسجد الاقصی و از آنجا به آسمانها تا سدرة المنتهی و عرش اعلی برد ، و عجایب آفرینش آسمانها را به حضرت نمایاند و رازهای نهانی و معارف نامتناهی را به آن حضرت القا فرمود و آن حضرت در بیت المعمور تحت عرش به عبادت حق تعالی قیام فرمود و با انبیاء علیهم السلام ملاقات نمود و داخل بهشت شد و منازل بهشت و احوال کسانی که در عذاب بودند را مشاهده فرمود.

احادیث متواتر دلالت دارد که عروج آن حضرت به بدن بوده و نه به روح ، و در بیداری بوده نه در خواب. (۵)

اقوال دیگر در تعیین روز معراج چنین است: ۱۷ ماه رمضان سال ۱۲ قبل از هجرت ، ۱۷ ربیع الاول قبل از هجرت ، ۱۷ رجب قبل از هجرت ، ۱۷ ماه رمضان ۵ سال قبل از بعثت ، ۲۷ ماه رمضان ، ۲۱ ماه رمضان.

دربارۀ مکانی که آغاز حرکت پیامبر صلی الله علیه واله به سوی معراج بوده نیز چند قول است: از منزل خدیجه علیها السلام ، منزل ام هانی خواهر امیر المؤمنین علیه السلام ، از شعب ابی طالب علیه السلام.(۶)

امام صادق علیه السلام فرمودند: حقتعالی حضرت رسول صلی الله علیه واله را صد و بیست و چهار مرتبه به آسمان برد ، و در هر مرتبه به آن حضرت دربارۀ ولایت و امامت امیرالمؤمنین علیه السلام و دیگر ائمه طاهرین علیهم السلام زیاده از سایر فرایض تأکید و توصیه نمود.(۷)

.منتخب التواریخ : ص ۵۲ . الوقایع و الحوادث : ج ۱ ص ۱۹۴ . توضیح المقاصد: ص ۲۴ . العدد القویة : ص ۲۳۴ . مصباح کفعمی : ج ۲ ص ۵۹۹ . بحار الانوار : ج ۱۸ ص ۳۸۰ ، ج ۹۷ ص ۱۶۸ .

۲. سورۀ اسراء : آیۀ ۱

۳. توضیح المقاصد : ص ۲۴ . العدد القویة: ص ۲۳۴ . مصباح کفعمی : ج ۲ ص ۵۹۹ . بحار الانوار: ج ۹۷ ص ۱۶۸ ، ج ۹۵ ص ۱۹۶ .

۴.حق الیقین : ص ۳۰ . منتهی الآمال : ج ۱ ص ۵۱ .

۵.بحار الانوار: ج ۱۸ ص ۲۸۹ . حق الیقین: ص ۳۰ .

۶. بحار الانوار: ج ۱۸ ص ۳۰۲ – ۳۱۹ .

۷. بحار الانوار: ج ۱۸ ص ۳۰۲ – ۳۱۹ . حق الیقین: ص ۳۰




[ شنبه 13 تیر 1394 ] [ 11:27 ] [ خادمین هیئت ]

در شب ۱۷ رمضان در سال ۵۸ هجری در مدینه ، عایشه دختر ابوبکر به دست معاویه کشته شد ، و به سزای اعمالش رسید.(۱۳) دو قول دیگر در این باره ۲۹ رجب و آخر ذی الحجه است .

پیامبر صلی الله علیه واله دوست داشت تا زنده است مرگ و دفن عایشه را ببیند. (۱۴)

ابن ابی الحدید می گوید: اگر خلیفۀ دوم به جای علی علیه السلام بود هر آینه عایشه را قطعه قطعه می کرد.(۱۵)

معاویه چون می خواست برای پسرش یزید از مردم بیعت بگیرد ، عایشه انکار آن کرد و معاویه را تهدید کرد و گفت: برادرم محمد را کشتی ، و برای یزید بیعت می گیری؟ معاویه ترسید که مبادا او ایجاد فتنه کند . لذا در خانۀ خود چاهی کند و آن را پر از آهک کرد و فرشی قیمتی بر روی آن پهن نمود و تختی بر آن نهاد و عایشه را وقت نماز عشا به خانۀ خود خواند . وقتی عایشه وارد شد ، معاویه او را به نشستن بر آن تخت تعارف کرد . همین که روی آن نشست ، فرو رفت و به چاه افتاد و هلاک شد . معاویه در چاه چندین نیزۀ مسموم تعبیه کرده بود و هنگامی که عایشه در چاه افتاد فوراً کار او ساخته شد.

عایشه در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه واله با آن حضرت رفتار نامناسبی داشت؟ با امیرالمؤمنین علیه السلام و حضرت صدیقه علیها السلام و همسران پیامبر رفتارهای زشت و کینه توزانه ای روا داشت ؟ واقعۀ جمل و کشته شدن حدود بیست هزار نفر از مسلمین به خاطر فتنۀ او از کارهای معروف اوست.(۱۶)

وقتی حضرت زهرا علیها السلام به شهادت رسید ، همسران رسول خدا صلی الله علیه واله برای سر سلامتی امیرالمؤمنین آمدند جز عایشه که اظهار مریضی کرد و سخنی گفت که دلالت بر خوشحالی او داشت.(۱۷)

از مشخص ترین نشانه های بغض و کینه او نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام این بود که غلامش را عبدالرحمن نام نهاد و گفت: این نام گذاری را به خاطر محبتم به قاتل علی بن ابی طالب یعنی عبدالرحمن بن ملجم انجام دادم.(۱۸)

۳. فیض العلام: ص ۳۶ . نفائح العلام: ص ۲۷۵ . مستدرک سفینة البحار : ج ۵ ص ۲۱۴ – ۲۱۵ ( سال ۵۸ و ۶۸ هجری

۱۴.سبعة من السلف: ص ۲۶۸.

۱۵. شرح ابن ابی الحدید: ج ۱۷ ص ۲۵۴ .

۱۶. مسند احمد ، صحیح بخاری ، صحیح نسائی ، السیرة الحلبیه ، صحیح مسلم باب الغیرة من کتاب العشرة.

۱۷. شرح ابن ابی الحدید: ج ۹ ص ۱۹۸ . ریاحین الشریعة : ج ۲ ص ۳۵۷ .

۱۸. ریاحین الشریعة: ج ۲ ص ۳۵۷ . سفینة البحار: ج ۳ ص ۷۴۱ . بحار النوار : ج ۲۸ ص ۱۹۴ ، ج ۳۲ ص ۳۴۱ .

برای آشنایی بیشتر با این فاجره مبینه در اینجا كلیك كنید





[ شنبه 13 تیر 1394 ] [ 00:31 ] [ خادمین هیئت ]
ر این روز در سال ۶۰ ه حضرت ابا عبد الله علیه السلام جناب مسلم بن عقیل علیه السلام را به کوفه روانه کرد. همراه او پاسخ نامه های کوفیان را داده بود که مضمون آن چنین بود:”به سوی شما برادر و پسر عمویم ،موثق اهل بیت خویش،مسلم بن عقیل را فرستادم.اگر او بنویسد برای من که رأی دانایان و بزرگان و شما متفق شده و برآنچه در نامه ها درج کرده اید،به زودی به سوی شما خواهم آمد،انشاءالله”۴
۴. فیض العلام:ص۳۵.




[ جمعه 12 تیر 1394 ] [ 09:36 ] [ خادمین هیئت ]
جشن میلاد کریم اهل بیت.امام حسن مجتبی.imam hasan،شیعه

هرکس پی رزقش به هر در میزند لیک
روزی ما از روز اول با کریم است 
آن که خدا ما را گدای او نوشته
یک چشمه یک دریا نه یک دنیا کریم است
امشب شب تغییر در ضرب المثل هاست
هر چه گدا کاهل بود آقا کریم است
آن کس که رزق عشق من را مینویسد
بر سینه ام نام حسن را مینویسد
چشم انتظار این سحر چشم سحر ها
در جستجوی این قمر چشم قمرها
کوه نمک آمد بگو هرجا که رفتی
شیرین تر از قند است اینگونه خبرها
مولا پدر شد مصطفی صاحب پسر شد
پس خوش به حال این پسر با این پدر ها
کوری چشم شور آن بیوه زنی که
میترسد از فردای سبز این پسرها
باید عقیقه کرد باید حرز انداخت
باید بپوشانی رخش را از نظرها
مولای ما اسپند میسوزاند امشب
زهرا برایش چار قل میخواند امشب
آن حضرتی که عالمی در محضرش بود
از کودکی عیسا مرید منبرش بود
زهرا از او نوبر نمود آیات حق را
پیغمبری کوچک برای مادرش بود
امشب به نام یاکریم العفو گوئیم
با یاعلی و یاعظیم العفو گوئیم



[ پنجشنبه 11 تیر 1394 ] [ 06:05 ] [ خادمین هیئت ]

شب نیمه ماه رمضان سال سوم ه دومین امام شیعیان حضرت ابو محمد حسن بن علی بن ابی طالب علیه السلام در شهر مدینه به دنیا آمدند.۱

القاب آن حضرت: سید،سبط، امین ، حجت، بر، نقی ، زکی، مجتبی ، زاهد.

رنگ مبارکش سرخ وسفید ، دیدگان مبارکش گشاده و چشمانش مشکی بود.گونه مبارکش هموار و محاسنش انبوه و موی سرش مجعد بود.گردن مبارک در نور و صفا مانند صیقل زده ، میانه بالا و شانه هایی گشاده داشت و از همه مردم خوشروتر بود.خضاب بسیار می کرد.و بدن شریفش در نهایت لطافت بود.۲

در روز هفتم ولادت آن حضرت، مادرش فاطمه زهرا سلام الله علیها آن مولود مبارک را در پارچه حریری که جبرئیل علیه السلام آن را برای پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم از بهشت آورده بود،پیچید و خدمت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم آورد، و آن حضرت نام مبارکش را حسن نهاد و گوسفندی برای حضرتش عقیقه نمود.۳


۱. ارشاد:ج۲ص۵.فیض العلام:ص۳۴.بحار الانوار:ج۴۳ص۲۵۰،ج۹۵ص۱۹۲.اعلام الوری :ج۱ص۴۰۲.کشف الغمة: ج۱ص۵۱۴.مسار الشیعة:ص۷.کافی ج۲ص۴۸۰.مصباح کفعمی :ج۲ص۵۵۹.اعدد القویة:ص۲۸.تقویم المحسنین :ص۱۱.تاریخ الخلفاء :ص۱۸۸.

۲. منتهی الآمال :ج۱ص۲۱۹-۲۲۰.

۳. ارشاد:ج۲ص۵.فیض العلام:ص۳۴.بحار الانوار:ج۴۳ص۲۵۰،ج۹۵ص۱۹۲.اعلام الوری :ج۱ص۴۰۲.کشف الغمة: ج۱ص۵۱۴.مسار الشیعة:ص۷.کافی ج۲ص۴۸۰.مصباح کفعمی :ج۲ص۵۵۹.اعدد القویة:ص۲۸.تقویم المحسنین :ص۱۱.تاریخ الخلفاء :ص۱۸۸

 وقتی که خدا هم گرفتار حسن شد
خلقت همه یکباره خریدار حسن شد
جایی که شود خالق ما عاشق مخلوق
اینجاست که دل عاشق و بیمار حسن شد
دانی که مجنونی مجنون ز کجا بود
آن روز که او لایق دیدار حسن شد
پرسند کجا یوسف کنعان شده عاشق
آن روز که خود راهی بازار حسن شد
موسای نبی هر چه به کف داشت به اعجاز
خود زنده ز یک غمزه ی دلبار حسن شد
آتش به خلیل است اگر بَرد و سلامت
یک دم متوسل سوی انوار حسن شد
 از بس که هلال رمضان زلف شکن بود
کامل شد و آئینه ی رخسار حسن شد
عباس اگر هست علمدار برادر
دیده ست که ارباب علمدار حسن شد



[ پنجشنبه 11 تیر 1394 ] [ 00:35 ] [ خادمین هیئت ]
گردیده بخت یار من از لطف کردگار

گر گشته ام محبُ فدایی هشت و چار

با پای خود به درگهشان آمدم؟ نه لیک

بر جذبه نگاه کریمی شدم دچار

تابید نور چشم او بدل تیره ام و شد

روشن تر از مه و به کواکب طلایه دار

... اما که بود او، که همه بود زو بود

گر او نبد، بعالم هستی نبد قرار

اسمش حسن علیه السّلام که کرده خداوند محسنش

وصفش به حُسن در همه ادوار روزگار

با آن همه تنزل او تا لباس خاک

صد جبرئیل چهر ورا گشته پرده دار

تا خلق یک زمان ننشینند بر قیاس

بین حسن علیه السّلام و حضرت جبار ذوالوقار

شهره بود به بخشش و اما بدان که هست

بخشش ز ابتدا به خیل عطایاش وام دار

تا این زمان ندید و نبیند الی الابد

چشم فقیر دهر چو او به خود هیچ سفره دار

سبط نبی و ابن ولی زاده بتول (سلام الله علیها)

صد آفرین بر این نسب و بر چنین تبار

او هست امام اگر بکشد تیغ بهر قیام

یا آنکه برای صلاح کند صلح اختیار

ار بهر حضرتش ز صداقت تو شیعه ای

بی واهمه براه برائت قدم گذار

هر کس به عترت نبوی کرده دشمنی

لعنش تو بی درنگ و امان بر زبان بیار

پروا مکن اگر ز صحابه بدیدیش

یا خواندی اسم او بزنان نبی ، بدار

دل را قوی که نیست دلیلی به اهلیّت

هم صحبتی برای کسی با رسولِ یار

در مصحف شریف نخواندی ز قول حق

تقوی بود ملاک تقرب به حیّ بار

هرگز مگو روا نبود لعن عایشه لعنة الله علیه

هفتاد چوب تیر و جسم حسن علیه السّلام را به یاد آر

یارب بحق ماه مدینه علیه السّلام، غریب دهر

بنما درود ما به سلاطین دین نثار

وز بهر خاطر دل پر درد مجتبی علیه السّلام

هر دم بنار اهل سقیفه اضافه دار

دیگر رسیده جان به لب شیعه یا کریم

بر ما رسان تو وارث کرار ذوالفقار

تا مؤمنان ز ظلم اجانب رهاند و

از دشمنان دین تو در اورد دمار




[ پنجشنبه 11 تیر 1394 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]


در سال ۶۷ه در چنین روزی مختار بن ابی عبیده ثقفی به شهادت رسید، و مزار او کنار حضرت مسلم علیه السلام در انتهای مسجد کوفه است.۱

مصعب بعد از به شهادت رساندن مختار، دستور داد همسر او را دستگیر کنند.او زنی مؤمنه به نام عمره دختر نعمان بن بشیر انصاری بود.مصعب گفت:برائت بجوی از شوهرت.او گفت:چگونه برائت بجویم از کسی که روزها روزه و شبها به نماز مشغول بود، و خون خود را برای خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نثار کرد و خونخواهی فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نمود؟مصعب در حالتی که شمشیرش را از غلاف بیرون کشیده بود،گفت:پس تو را به شوهرت ملحق می کنم.همسر مختار جواب داد:پس از این مرگ بهشت است و به خدا قسم هیچ چیزی را بر محبتم به علی بن ابیطالب علیه السلام ترجیح نمی دهم.

در گرمای هوا در صحرایی بین حیره و کوفه دست و پای او را بستند و بعد گردن او را زدند و سر از بدنش جدا کردند. این زن مؤمنه اولین زن شهیدی است که در محبت امیر المؤمنین علیه السلام با شکنجه کشته شد.۲

۱.تتمة المنتهی:۹۱-۹۲. الوقایع الحوادث:ج۱ص۱۵۷.فیض العلام:ص۳۳.بحارالانوار:ج۴۵ص۳۸۶،مستدرک سفینة البحار:ج۵ص۲۱۵..

۲.المختار الثقفی:ص۴۰.





[ سه شنبه 9 تیر 1394 ] [ 15:47 ] [ خادمین هیئت ]
مادر او قارحه نامی بود كه قبل از همسری با یوسف بن عقیل پدر ظاهری !! حجاج، در منزل حارث بن كلده طبیب بود. هنگامی كه حجاج به دنیا آمد سوراخ مقعد نداشت، و طبیب برای او سوراخی قرار داد. همچنین او شیر نمی‌خورد تا اینكه (به راهنمایی شیطان) بز سیاهی كشتند و از خونش پستان مادر و به صورت حجاج مالیدند و او از روز چهارم پستان قبول كرد. به این سبب حجاج خونخوار شد و می‌گفت: بیشترین لذت من در ریختن خون است. این صفت از كسی كه مدت حمل او دو سال و نیم بوده و بیش از دو سال و نیم پس از مرگ پدرش به دنیا آمده، بعید نیست1 !!
درسال 95ﻫ  درچنین روزی ظالم سفاک پلید حجاج بن یوسف ثقفی به هلاکت رسید.
او درزمان ولید بن عبدالملک درشهر واسط که خودش بنا کرده بود با مرض آکله درشکمش به درک واصل شد. تعداد کشته شدگان به دست او را به جز جنگ ها یکصد و بیست هزارنفرنوشته اند. هنگامی که هلاک شد در زندان او پنجاه هزار مرد و سی هزارزن بودند که 16 هزار از آنها برهنه و عریان بودند و قاعده آن ملعون این بود که زن و مرد و اطفال را با هم زندانی می کرد و زندان او سقف نداشت.

 عده زیادی از دوستان و شیعیان امیرالمومنین (علیه السلام) را شهید کرد از جمله کمیل بن زیاد نخعی  قنبر غلام امیرالمومنین (علیه السلام) عبدالرحمن بن ابی لیلی انصاری که آن قدر او را تازیانه زد که امیرالمومنین (علیه السلام) را سب کند ولی او مناقب آن حضرت را می گفت تا حجاج دستور داد او را شهید کردند. حجاج به مرض آکله مبتلا شد.تکه گوشتی را به نخی بست تا آن ملعون بلعید. طبیب آخر نخ را نگه داشت و بعد از لحظه ای نخ را کشید و دید چیزی نمانده است و معلوم شد که به زودی جان به مالک جهنم خواهد سپرد. قبر او را درشهر واسط مخفی کردند و آب روی آن رها کردند ولی درزمان سفاح قبر او را پیدا کردند آنچه مانده بود سوزانده و برباد دادند. او بیست سال در عراق حکومت کرد وعمر نحسش 53 یا 73 بود.1

منابع:
1.(روضات الجنات: ج 7، ص 259)
قال
رسول الله صلّى الله علیه و آله : هَلِ الدّینُ إلَّا الحُبُّ وَالبُغضُ المستدرك على الصحیحین : 2 / 319 / 3148 ، حلیة الأولیاء : 8 / 368 كلاهما عن عائشة ، كنز العمّال : 3 / 476 / 7504 ؛ الخصال : 21 / 74 عن سعید بن یسار عن الإمام الصادق علیه السّلام ، تفسیر العیّاشی : 1 / 167 / 27 عن برید بن معاویة ، دعائم الإسلام : 1 / 71 كلاهما عن الإمام الباقر علیه السّلام ، روضة الواعظین : 456 عن الإمام الصادق علیه السّلام ، تفسیر فرات الكوفی : 430 / 567 عن برید بن معاویة العجلی وإبراهیم الأحمری عن الإمام الباقر علیه السّلام.
1- توضیح المقاصد: ص 22. الوقایع والحوادث: ج 1 ص 157.




[ سه شنبه 9 تیر 1394 ] [ 09:29 ] [ خادمین هیئت ]
حضرت خدیجه در طول زندگى محسود بود، او رفت ودر جوار پروردگار مأوا گزید ولى حسد حاسدان با ارتحال او پایان نیافت.
حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها، در مورد یكى از همسران پیامبر(عایشه) مى گوید: هرگز اتفاق نیفتاد كه مرا ببیند وبه مادرم ناسزا نگوید.
از این رهگذر در احادیث فراوان آمده است كه به هنگام ظهور حضرت بقیةالله ارواحنا فداه، خداى منان او را زنده مى سازد، حضرت مهدى عجّل الله تعالى فرجه الشریف بر او حد قذف جارى مى كند، كه به ماریه، مادر ابراهیم تهمت ناموسى زده بود وانتقام مادرش حضرت زهرا سلام الله علیها را از او مى گیرد.(65)
در صحیح بخارى از یكى از همسران پیامبر صلى الله علیه وآله(عایشه) روایت شده كه گفت: 
من هرگز به احدى از همسران پیامبر همانند خدیجه حسد نورزیدم، در حالى كه هرگز او را ندیده بودم از بس كه پیامبر از او یاد مى كرد. گاهى مى گفتم: گویى به جز خدیجه هیچ زنى در این دنیا نبوده است؟!
وى مى افزاید: روزى به شدت بر خدیجه حسد ورزیدم، به پیامبر گفتم: چقدر از خدیجه سخن خواهى گفت، مگر خداى متعال بهتر از او را به تو ارزانى نكرده است؟ 
فرمود: به خدا سوگند، خداى متعال بهتر از او را به من روزى نكرده، او به من ایمان آورد هنگامى كه دیگران كفر ورزیدند، او همه ثروتش را در اختیار من نهاد، هنگامى كه دیگران دریغ كردند، خداى منان از او برایم فرزند روزى كرد واز دیگران روزى نكرد.(66)

[65] . بحرانى، حلیة الابرار، (چاپ سنگى)، ج 2، ب 54.
[66] . ابن حجر، فتح البارى، ج 7، ص 137.



[ جمعه 5 تیر 1394 ] [ 00:34 ] [ خادمین هیئت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 37 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


روایات/احادیث/معجزات/مداحی/سخنرانی
/تصاویر/اشعار اهل بیت علیهم السلام

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

در زندگی هر یك از ما گاهی بر سر دو راهی قرار می گیریم و بعد از مشورت با دیگرانم و زدن تمامی درها اگر نتوانستیم راه خودمان را انتخاب كنیم به استخاره روی می اوریم و از خداوند طلب خیر میكنیم .

ابتدا نیت نمایید سپس روی استخاره بگیر کلیک فرمایید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوه ‎ للّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. ‎ اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین