تبلیغات
هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران
غم حسین(علیه السلام) عین عبادت است
قالب وبلاگ
نویسندگان
صفحات جانبی

 


اللهم عجل لولیك الفرج

لعن الله قاتلی یا فاطمة الزهرا (سلام الله علیها)
بمناست شهادت مولا حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام مراسم عزاداری بمدت سه شب برگزار میگردد .
زمان :جمعه 95/4/4 تا یكشنبه 95/4/6

(ساعت برگزاری : 21:00 )
تهران،راه آهن،جوادیه،10متری اول،
خیابان قالیشویی روبروی مسجدهمتیه،بن بست 4





[ شنبه 17 بهمن 1394 ] [ 01:40 ] [ خادمین هیئت ]

اللهم العن قتلة امیرالمومنین(علیه السلام)

پرده برداشتن ازدروغ های تاریخ در باره قتل امیرالمومنین

ابن ملجم مسلمان بود یا یهودی ،ردپای عمر بن خطاب وبنی امیه در قتل امیرالمومنین علی(علیه السلام)

خیلی ها در مورد کشتن حضرت علی (علیه السلام) سعی کردند ازجمله ابابکر ،عمر،عثمان وخالدبن ولید(لعنةالله علیهم) ولی موفق نشدند.

اما اشقی الاشقیاء ابن ملجم (لعنةالله علیه) در 19ماه رمضان در محراب مسجدکوفه در حالیکه مولا در حال نماز بودن به سر مبارک آن حضرت با شمشیر ضربتی وارد ساخته که آن حضرت در اثر آن در روز 21 رمضان به شهادت رسیدند. حال ما در این نوشتار در مورد ترور آن حضرت مختصری بررسی میکنیم .

اولین مطلب در مورد دروغ وکذب بودن این داستان پردازی تاریخی است که سه نفر ازخوارج در کنار خانه کعبه هم قسم شدند زعماء مسلمین را که باعث فتنه وجنگ شدند یعنی امیرالمومنین (علیه السلام)و معاویه و عمروعاص(لعنةالله علیهما) رابه قتل برساند.که معاویه مجروح شد وعمروعاص کس دیگری رابه نماز فرستاد وکشته شد.

این مطلب از دروغ های بنی امیه و خدعه های عمروعاص بود که آن زمان شایعه کردندوهدفشان انکارومحوکردن اشتراک معاویه وعمروعاص در قتل امیرالمومنین(علیه السلام) بود ونیز ترس از عکس العمل اصحاب آن حضرت در خونخواهی وانتقام گیری داشتند لذا این روایت دروغین را ساختند والا چطور میشود آن دو کشته نمی شوند وفقط امیرالمومنین(علیه السلام) به شهادت میرسد!!! وابن ملجم هیچ اشاره ای به اجتماع سه نفره شان نمیکند!!!!

در حالیکه صحیح این است که:

بعد از آنکه درجنگ صفین با خدعه حکمیت عمروعاص ،معاویه جان سالم به در برد وبعداز گذشت مدتی از آن امیرالمومنین (علیه السلام) برای بیرون کردن معاویه ازشام قصد جنگ با اوراکردو مردم عراق را به این کار تشویق کرد و لشکر وسلاح وامکانات لازم را فراهم کرد(همانگونه که بعد از شهادت آن حضرت امام حسن_علیه السلام_ به جنگ معاویه رفت)

معاویه برای فرار از جنگ با آن حضرت که این بار دیگر شکست میخورد فکر ترور آن حضرت را کردند لذا اموال زیادی جهت این کار به کوفه برای بعضی ازاصحاب امیرالمؤمنین(علیه السلام)که ایمان ضعیفی داشتندجهت تطمیع آنان فرستادومعاویه می گفت من بعداز جنگ صفین با علی علیه السلام بدون لشگر ومهمات جنگیدم.عمروعاص زمانیکه حاکم مصر شد ومحمد بن ابی بکر رابه شهادت رساندابن ملجم در لشکراو بودپس از اودرخواست کرد امیرالمومنین(علیه السلام) رادر حال نماز در مسجد کوفه به قتل رساند ابن ملجم با این پیشنهاد موافقت کرد ومال کثیری از او در یافت کرد. به کوفه آمد وبر قبیله بنی مراد وارد شد وآنها از سخنان وحرکات واعمال او برای امیرالمومنین(علیه السلام) از سوی این غریبه احساس خطر کردند اورا گرفتند ونزدآن حضرت آوردند وماجرا را برای مولا نقل کردند ومولا ازاو سئوال هایی کرد ومتوجه شد این همان قاتل اوست ولی اورا به خاطر جرمی که مرتکب نشده آزاد کرد وبعد ابن ملجم از سوی عمروعاص خودش را به اشعث معرفی کرد اشعث اورا همراه شبیب بن بجر به خانهء فاحشه کوفه قطامه برد آن زن به آنها شراب دادخوردند ولباس حریر که برمرد حرام است برتن آنها کردو ابن ملجم صدهزار درهم که عمروعاص به او داده بود را به قطامه داد وتا صبح کناراو بود وقطام مهریه عقدش راقتل امیرالمومنین علیه السلام قرار داد وابن ملجم صبح با شبیب و وردان به سرپرستی اشعث اقدام به قتل امیرالمومنین (علیه السلام) کردند . اشعث قبل از این مولا را تهدید به مرگ کرده بودوهمچنین امام صادق (علیه السلام) فرمودند:همانا اشعث در قتل امیرالمومنین(علیه السلام) شریک است ودخترش جعده به امام حسن (علیه السلام) سمّ داد وپسرش محمد در قتل امام حسین(علیه السلام) شریک بود.

دروغ دیگر ((ابن ملجم که بود))

اینکه در مورد ابن ملجم دروغ ساختند که او از خوارج بود خیلی اهل عبادات وقرآن ونمازو ....بود

بدانید که ابن ملجم اصلا اهل کوفه نبود ونه ازخوارج ودرهیچ جنگ جمل وصفین و نهروان حضور نداشت و اولین بار که در کوفه آمد مهمان قبیله بنی مراد بود ونه اینکه مرادی باشدو قبیله بنی مراد اورا نزد مولا آوردند ومولا به او گفت بنشین . مدتی در چهره او نگریست و بعد فرمود از توسئوال هایی می پرسم پاسخ بده واز او قسم گرفت وبعد پرسید آیا تو در بین کودکان گدایی نمی کردی ودر بین آنها به پستی نبودی که هر وقت میامدی تورا میدیدند میگفتند پسر زن سگ چران آمد؟

جواب داد: آری به خدا.

آیا بر مردی (خضرنبی) نگذشتی ودر تو نظر کرد وبه تو گفت یا اشقی الاخرین چه کسی ناقه ثمود را پی کرد(سربرید)؟ جواب داد: آری.

مولا پرسید: آیا مادرت به تو نگفت به تو بار دار شد در زمانیکه حائضه بود؟ پس او را چیز اندکی میدانست. جواب داد : آری آن را به من گفت . اگر تو چیزی را کتمان میکردی منهم این منزلت را پنهان میکردم. پس مولا به اوفرمود بایست . پس ایستاد سپس فرمودند: شنیدم از رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)فرمود همانا قاتل تو شبه یهود است بلکه یهودی است.

امام به ابن ملجم فرمودند: نمی بینم تورا مگر از بدترین خلایق خداوند.

وابن ملجم از فرزندان کشنده وذبح کنند شتر صالح در قوم ثمود بود.

توجه کنیداصلا آن ملعون قبل از این با مولا ملاقاتی نداشتند و این حرفها تمام این عبادات ظاهری که از او نشان دادند دروغی وکذب بنی امیه است که متخصص در دروغ پردازی بودند.

ابن ملجم یهودی زاده ولدزنا وازنیروهای بنی امیه واهل مصروفاسق فاجر کافر دنیا پرست بود.

عمر و ابن ملجم(لعنة الله علیهما)

در زمانیکه عمار یاسر وعده ای امثال او گفتند: اگر عمر بمیرد ما با علی (علیه السلام) بیعت میکنیم. عمر تهدید کردوگفت : همانا بیعت با ابابکر خطایی بود که خداوند مسلمین را از شرآن نگهداشت واگر دوباره خواست تکرارشود آن شخص را بکشید.

همچنین عمر به دشمنان اهل بیت از امویین و اعراب و منافقان مدینه سرزمین هایی را بخشید بدین جهت که امام علی (علیه السلام) واولادش هرگز به خلافت نرسند واو عمروعاص را به مصر فرستاد و دستور داد ابن ملجم را معلم کودکان مصر قرار دهد .

رسول خدا در مورد عمروعاص ومعاویه فرمودند:آن دو هرگز برحق جمع نمیشوند وهرگاه آن دو را کنار هم دیدید آن دورا ازهم جدا کنید. وجای تعجب نیست که عمر بن خطاب آن دو را دردو ولایت کنار هم مصر وشام حاکم کرد ومخالفت رسول خدا را کرد تا آنها با همکاری هم فتنه ها اعمال شیطانی کنند بزرگان دین را بکشند وبه انحراف بکشند.

ترجمه و اقتباس از کتاب صحابه قتلوا انبیاء و اوصیا / نوشته : دکتر نجاح طایی




[ شنبه 5 تیر 1395 ] [ 00:45 ] [ خادمین هیئت ]

در ۱۹ ماه رمضان سال ۴۰ هجری در نماز صبح در مسجد کوفه با شمشیری مسموم به دست ناپاک عبدالرحمن ابن ملجم منافق بر فرق مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام ضربت وارد شد.

در ۱۳ ماه رمضان سال ۴۰ هجری حضرت مولی الموحدین علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از فارق شدن از جنگ نهروان از شهادت خود خبر دادند. (۱) در آن روز حضرت بر فراز منبر بعد از بیان کلماتی دُرربار در حقایق اسلام ، در آخر بیانات شریف خود ، به فرزندشان امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: تا امروز چند روز از ماه مبارک رمضان می گذرد؟ امام مجتبی علیه السلام فرمود: ۱۳ روز گذشته است. از امام حسین علیه السلام پرسیدند: چند روز باقی مانده است ؟ امام حسین علیه السلام فرمود: ۱۷ روز باقی مانده است. در این هنگام امیرالمؤمنین علیه السلام دست به محاسن مبارک گرفتند و فرمودند: نزدیک است این موی من به خون سرم خضاب شود .

درشب ۱۶ ماه رمضان سال ۴۰ هجری امیرالمؤمنین علیه السلام در خواب پیامبر صلی الله علیه واله را دیدند ، و آن حضرت به نزدیک شدن ملاقاتشان در بهشت به امیرالمؤمنین علیه السلام بشارت دادند ، و امیرالمؤمنین علیه السلام به دخترشان ام کلثوم علیها السلام خبر دادند. (۲)

در شب نوزدهم امیرالمؤمنین علیه السلام روزه را در منزل ام کلثوم علیها السلام افطار نمودند.( ۳)

در شب ۱۹ ماه رمضان سال ۴۰ هجری وردان و شبیب که با ابن ملجم در شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام همراه بودند ، در حین درگیری کشته شدند.(۴.)

در سال چهلم گروهی از خوارج در مکه جمع شدند و بر کشتگان نهروان گریستند. سه نفر از آنان با هم پیمان بستند که در یک شب امیرالمؤمنین علیه السلام و عمروعاص و معاویه را بکشند.

ابن ملجم کشتن امیرالمؤمنین علیه السلام را بر عهده گرفت و وارد کوفه شد و با کمک قطام بنت اخضر که ابن ملجم قصد ازدواج با او را داشت ، و با همدستی شبیب بن بجره و وردان بن مجاله تصمیم خود را عملی کرد .

در صبح روز نوزدهم بعد از اذان صبح ، امیرالمؤمنین علیه السلام وارد مسجد شد و صدای نازنین ایشان به یا ایها الناس ، الصلاة بلند شد .

سپس آن حضرت مشغول نماز شد. هنگامی که در رکعت اول سر از سجده برداشت شبیب بر آن حضرت حمله ور شد ، ولی شمشیرش خطا کرد. بلافاصله ابن ملجم لعنة الله علیه حمله کرد و شمشیر او فرق مبارک آن حضرت را شکافت و محاسن شریفش به خون فرق مبارکش خضاب شد ، و صدای مبارکش بلند شد: بِسمِ اللهِ وَ بِاللّهِ وَ عَلی مِلَّةِ رَسولِ الله ، فُزتُ وَ رَبَّ الکَعبَةِ.

صدای جبرئیل بلند شد :

تَهَدَّمَت وَاللهِ اَرکانُ الهُدی وَ انطَمَسَت اَعلامُ التُّقی وَانفَصَمَت العُروَةُ الوُثقی ، قُتِلَ ابنُ عَمَّ المُصطَفی ، قُتِلَ الوَصیُّ المُجتَبی ، قُتِلَ عَلیٌ المُرتَضی ، قَتَلَهُ اَشقَی الاَشقیاء“.

۱.الوقایع و الحوادث: ج ۱ ص ۱۳۹ . مستدرک سفینة البحار: ج ۵ ص ۲۱۳ .

۲. ارشاد: ج ۲ ص ۱۵ . الوقایع . الحوادث: ج ۱ ص ۲۴۲ .

۳.الوقایع و الحوادث: ج ۱ ص ۲۴۲ .

۴. نفائح العلام: ص ۴۱.




[ شنبه 5 تیر 1395 ] [ 00:32 ] [ خادمین هیئت ]

صیحه آسمانی


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

و استمع یوم یناد المناد من مکان قریب یوم یسمعون الصیحة بالحق ذلک یوم الخروج (سوره مباركه ق آیه شریفه 42)

یعنی: بشنو روزی را که گوینده ائی از جای نزدیکی صدا زند . روزی که صدای بحق را می شنوند . آن روز ، روز قیامت است !!

امام جعفر صادق (ع) فرمود : گوینده ، اسم حضرت قائم (عج) و پدرش را می برد ، و این صدا صدای آسمانی است ، و آن در روز قیام حضرت قائم علیه السلام است .

منبع :
بحارالانوار جلد 25 ص 274

 

1-از نشانه های حتمی ظهور حضرت حجت ـ که درود خداوند بر او باد و جان همه جهانیان فدای خاک قدومش باد ـ صیحه آسمانی است. بر اساس روایاتی که در باره آخرالزمان و نشانه های ظهور وارد شده است، یکی از حوادث سال ظهور حضرت مهدی علیه السلام شنیده شدن صدایی آسمانی است که قریب الوقوع بودن ظهور حضرت را اعلام می کند و همه مردم جهان این ندا را با زبان خودشان می شنوند. همچنین از برخی روایات در این باره چنین بر می آید که این حادثه شگفت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان رخ می دهد.
امام باقر علیه السلام می‌فرمایند:
"مردم شرق و غرب به اختلاف می گرایند. اهل قبله (مسلمانان) نیز دچار اختلاف می‌شوند. مردم از ناامنی به شدّت رنج می‌برند و این چنین روزگار سپری می‌شود تا منادی آسمانی ندا سردهد. چون بانگ آسمانی را شنیدید بشتابید."

( غیبت نعمانی ص 139) 
زراره از امام صادق علیه السلام روایت می کند كه حضرت فرمود: 
"ندامی‌كند منادی به اسم قائم علیه السلام"گفت:"پرسیدم خاص است یا عام؟"
فرمود:"عام است، می‌شنوند هر قومی به زبان خود."

روایت شده از امیرالمؤمنین علیه السلام كه فرمود:
"منادی ندا می‌كند از آسمان كه: ای گروه مردم! امیر شما فلان است و این،‌ آن مهدی است كه پر می كند زمین را از عدل و داد،چنانچه پرشده ازظلم و ستم."
در روایات همچنین آمده است كه دو ندا مردم را به خود جلب می‌كند كه نشانه‌ای از قیام مظهر عدل خدا بر بسیط خاك است. یكی ندایی از آسمان كه جبرائیل آن را سر می‌دهد و دیگری ندایی از زمین كه شیطان صاحب آن ندا می‌باشد، كه گویا این ندای دوم همان خروج سفیانی شیطان صفت از منطقه شام و سوریه است. امام باقر علیه السلام در فرازی از یك روایت در بیان علائم و كیفیت ظهور چنین می فرمایند:
"به ناچاراین دو صیحه پیش از قیام قائم (عج) شنیده خواهد شد؛ یكی از آسمان كه صدای جبرئیل امین است و دیگری از زمین كه صدای شیطان لعین است."

واكنش مردم:

امام صادق علیه السلام حالت و واكنش مردم را در قبال صیحه چنین ترسیم

می فرمایند: 
"هنگامی كه بانگ آسمانی را بشنوند، مانند كسی كه بر سرش مرغ نشسته باشد، خشكشان می‌زند. تمامی دشمنان خدا در برابر صیحه آسمانی خاضع و منقاد می‌شوند. اگر در خبری هم دچار شكّ و تردید باشند در مورد صیحه آسمانی هیچ تردیدی نخواهند داشت، كه با نام پدر و نام اجداد طاهرین او (حضرت مهدی علیه السلام) ندا داده خواهد شد."

(غیبت نعمانی، ص136)


صیحه آسمانی چه می گوید؟
رسول اکرم صلّی الله علیه و آله می فرمایند: "به هنگام خروج قائم عج منادی آسمان بانگ می زند: هان ای مردمان! خداوند مهلت ستمگران را پایان بخشید و بهترین امّت محمد صلّی الله علیه و آله را به پیشوایی و سرپرستی شما برگزید، خود را در مکّه به او برسانید"

(بحار الانوار ، ج 52 ص304)
امام باقر علیه السّلام در این باره می فرمایند: "منادی آسمانی در اوّل صبح بانگ بر می آورد: ای مردمان ! آگاه باشید که حق با علی و شیعیان اوست. شیطان که نفرین خدا بر او باد، در آخر همان روز بانگ بر می آورد: حق با سفیانی و پیروان اوست."

( بحار الانوار ج52 ص206)

زمان وقوع صیحه
در روایت بلند بالایی که ابن عقده از امام باقر علیه السّلام نقل می کند ندای آسمانی جز در ماه رمضان نخواهد بود که ماه رمضان ماه خدا است و آن بانگ جبرئیل است که به سوی حق فرا می خواند... ندای آسمانی در ماه رمضان، در شب جمعه، شب بیست و سوم رمضان است. هرگز در مورد آن دچار شکّ و تردید نشوید و گوش فرا دهید، و اطاعت کنید. و در پایان روز صدای ابلیس لعین بلند می شود که می گوید: فلانی مظلوم کشته شد. این بانگ نا بهنگام گروهی را به شک می اندازد و گروه کثیری با شکّ و تردید وارد آتش می شوند. نشانه بانگ جبرئیل این است که به نام قائم عج و نام پدرش ندا می کند. دختران پرده نشین نیزبا شنیدن آن خوشحال می شوند و پدران و برادرانشان را تشویق می کنند که خروج کنند."

(بحار الانوار: علامه مجلسی، ج52 ص230و 234و 290و 348و 354




طبقه بندی: اخبار و احادیث مهم آخرالزمان،
[ جمعه 4 تیر 1395 ] [ 00:22 ] [ خادمین هیئت ]

در شب ۱۷ رمضان در سال ۵۸ هجری در مدینه ، عایشه دختر ابوبکر به دست معاویه کشته شد ، و به سزای اعمالش رسید.(۱۳) دو قول دیگر در این باره ۲۹ رجب و آخر ذی الحجه است .

پیامبر صلی الله علیه واله دوست داشت تا زنده است مرگ و دفن عایشه را ببیند. (۱۴)

ابن ابی الحدید می گوید: اگر خلیفۀ دوم به جای علی علیه السلام بود هر آینه عایشه را قطعه قطعه می کرد.(۱۵)

معاویه چون می خواست برای پسرش یزید از مردم بیعت بگیرد ، عایشه انکار آن کرد و معاویه را تهدید کرد و گفت: برادرم محمد را کشتی ، و برای یزید بیعت می گیری؟ معاویه ترسید که مبادا او ایجاد فتنه کند . لذا در خانۀ خود چاهی کند و آن را پر از آهک کرد و فرشی قیمتی بر روی آن پهن نمود و تختی بر آن نهاد و عایشه را وقت نماز عشا به خانۀ خود خواند . وقتی عایشه وارد شد ، معاویه او را به نشستن بر آن تخت تعارف کرد . همین که روی آن نشست ، فرو رفت و به چاه افتاد و هلاک شد . معاویه در چاه چندین نیزۀ مسموم تعبیه کرده بود و هنگامی که عایشه در چاه افتاد فوراً کار او ساخته شد.

عایشه در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه واله با آن حضرت رفتار نامناسبی داشت؟ با امیرالمؤمنین علیه السلام و حضرت صدیقه علیها السلام و همسران پیامبر رفتارهای زشت و کینه توزانه ای روا داشت ؟ واقعۀ جمل و کشته شدن حدود بیست هزار نفر از مسلمین به خاطر فتنۀ او از کارهای معروف اوست.(۱۶)

وقتی حضرت زهرا علیها السلام به شهادت رسید ، همسران رسول خدا صلی الله علیه واله برای سر سلامتی امیرالمؤمنین آمدند جز عایشه که اظهار مریضی کرد و سخنی گفت که دلالت بر خوشحالی او داشت.(۱۷)

از مشخص ترین نشانه های بغض و کینه او نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام این بود که غلامش را عبدالرحمن نام نهاد و گفت: این نام گذاری را به خاطر محبتم به قاتل علی بن ابی طالب یعنی عبدالرحمن بن ملجم انجام دادم.(۱۸)

۳. فیض العلام: ص ۳۶ . نفائح العلام: ص ۲۷۵ . مستدرک سفینة البحار : ج ۵ ص ۲۱۴ – ۲۱۵ ( سال ۵۸ و ۶۸ هجری

۱۴.سبعة من السلف: ص ۲۶۸.

۱۵. شرح ابن ابی الحدید: ج ۱۷ ص ۲۵۴ .

۱۶. مسند احمد ، صحیح بخاری ، صحیح نسائی ، السیرة الحلبیه ، صحیح مسلم باب الغیرة من کتاب العشرة.

۱۷. شرح ابن ابی الحدید: ج ۹ ص ۱۹۸ . ریاحین الشریعة : ج ۲ ص ۳۵۷ .

۱۸. ریاحین الشریعة: ج ۲ ص ۳۵۷ . سفینة البحار: ج ۳ ص ۷۴۱ . بحار النوار : ج ۲۸ ص ۱۹۴ ، ج ۳۲ ص ۳۴۱ .

برای آشنایی بیشتر با این فاجره مبینه در اینجا كلیك كنید





[ چهارشنبه 2 تیر 1395 ] [ 00:31 ] [ خادمین هیئت ]

شب نیمه ماه رمضان سال سوم ه دومین امام شیعیان حضرت ابو محمد حسن بن علی بن ابی طالب علیه السلام در شهر مدینه به دنیا آمدند.۱

القاب آن حضرت: سید،سبط، امین ، حجت، بر، نقی ، زکی، مجتبی ، زاهد.

رنگ مبارکش سرخ وسفید ، دیدگان مبارکش گشاده و چشمانش مشکی بود.گونه مبارکش هموار و محاسنش انبوه و موی سرش مجعد بود.گردن مبارک در نور و صفا مانند صیقل زده ، میانه بالا و شانه هایی گشاده داشت و از همه مردم خوشروتر بود.خضاب بسیار می کرد.و بدن شریفش در نهایت لطافت بود.۲

در روز هفتم ولادت آن حضرت، مادرش فاطمه زهرا سلام الله علیها آن مولود مبارک را در پارچه حریری که جبرئیل علیه السلام آن را برای پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم از بهشت آورده بود،پیچید و خدمت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم آورد، و آن حضرت نام مبارکش را حسن نهاد و گوسفندی برای حضرتش عقیقه نمود.۳


۱. ارشاد:ج۲ص۵.فیض العلام:ص۳۴.بحار الانوار:ج۴۳ص۲۵۰،ج۹۵ص۱۹۲.اعلام الوری :ج۱ص۴۰۲.کشف الغمة: ج۱ص۵۱۴.مسار الشیعة:ص۷.کافی ج۲ص۴۸۰.مصباح کفعمی :ج۲ص۵۵۹.اعدد القویة:ص۲۸.تقویم المحسنین :ص۱۱.تاریخ الخلفاء :ص۱۸۸.

۲. منتهی الآمال :ج۱ص۲۱۹-۲۲۰.

۳. ارشاد:ج۲ص۵.فیض العلام:ص۳۴.بحار الانوار:ج۴۳ص۲۵۰،ج۹۵ص۱۹۲.اعلام الوری :ج۱ص۴۰۲.کشف الغمة: ج۱ص۵۱۴.مسار الشیعة:ص۷.کافی ج۲ص۴۸۰.مصباح کفعمی :ج۲ص۵۵۹.اعدد القویة:ص۲۸.تقویم المحسنین :ص۱۱.تاریخ الخلفاء :ص۱۸۸

 وقتی که خدا هم گرفتار حسن شد
خلقت همه یکباره خریدار حسن شد
جایی که شود خالق ما عاشق مخلوق
اینجاست که دل عاشق و بیمار حسن شد
دانی که مجنونی مجنون ز کجا بود
آن روز که او لایق دیدار حسن شد
پرسند کجا یوسف کنعان شده عاشق
آن روز که خود راهی بازار حسن شد
موسای نبی هر چه به کف داشت به اعجاز
خود زنده ز یک غمزه ی دلبار حسن شد
آتش به خلیل است اگر بَرد و سلامت
یک دم متوسل سوی انوار حسن شد
 از بس که هلال رمضان زلف شکن بود
کامل شد و آئینه ی رخسار حسن شد
عباس اگر هست علمدار برادر
دیده ست که ارباب علمدار حسن شد

گردیده بخت یار من از لطف کردگار

گر گشته ام محبُ فدایی هشت و چار

با پای خود به درگهشان آمدم؟ نه لیک

بر جذبه نگاه کریمی شدم دچار

تابید نور چشم او بدل تیره ام و شد

روشن تر از مه و به کواکب طلایه دار

... اما که بود او، که همه بود زو بود

گر او نبد، بعالم هستی نبد قرار

اسمش حسن علیه السّلام که کرده خداوند محسنش

وصفش به حُسن در همه ادوار روزگار

با آن همه تنزل او تا لباس خاک

صد جبرئیل چهر ورا گشته پرده دار

تا خلق یک زمان ننشینند بر قیاس

بین حسن علیه السّلام و حضرت جبار ذوالوقار

شهره بود به بخشش و اما بدان که هست

بخشش ز ابتدا به خیل عطایاش وام دار

تا این زمان ندید و نبیند الی الابد

چشم فقیر دهر چو او به خود هیچ سفره دار

سبط نبی و ابن ولی زاده بتول (سلام الله علیها)

صد آفرین بر این نسب و بر چنین تبار

او هست امام اگر بکشد تیغ بهر قیام

یا آنکه برای صلاح کند صلح اختیار

ار بهر حضرتش ز صداقت تو شیعه ای

بی واهمه براه برائت قدم گذار

هر کس به عترت نبوی کرده دشمنی

لعنش تو بی درنگ و امان بر زبان بیار

پروا مکن اگر ز صحابه بدیدیش

یا خواندی اسم او بزنان نبی ، بدار

دل را قوی که نیست دلیلی به اهلیّت

هم صحبتی برای کسی با رسولِ یار

در مصحف شریف نخواندی ز قول حق

تقوی بود ملاک تقرب به حیّ بار

هرگز مگو روا نبود لعن عایشه لعنة الله علیه

هفتاد چوب تیر و جسم حسن علیه السّلام را به یاد آر

یارب بحق ماه مدینه علیه السّلام، غریب دهر

بنما درود ما به سلاطین دین نثار

وز بهر خاطر دل پر درد مجتبی علیه السّلام

هر دم بنار اهل سقیفه اضافه دار

دیگر رسیده جان به لب شیعه یا کریم

بر ما رسان تو وارث کرار ذوالفقار

تا مؤمنان ز ظلم اجانب رهاند و

از دشمنان دین تو در اورد دمار




[ سه شنبه 1 تیر 1395 ] [ 00:35 ] [ خادمین هیئت ]


در سال ۶۷ه در چنین روزی مختار بن ابی عبیده ثقفی به شهادت رسید، و مزار او کنار حضرت مسلم علیه السلام در انتهای مسجد کوفه است.۱

مصعب بعد از به شهادت رساندن مختار، دستور داد همسر او را دستگیر کنند.او زنی مؤمنه به نام عمره دختر نعمان بن بشیر انصاری بود.مصعب گفت:برائت بجوی از شوهرت.او گفت:چگونه برائت بجویم از کسی که روزها روزه و شبها به نماز مشغول بود، و خون خود را برای خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نثار کرد و خونخواهی فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نمود؟مصعب در حالتی که شمشیرش را از غلاف بیرون کشیده بود،گفت:پس تو را به شوهرت ملحق می کنم.همسر مختار جواب داد:پس از این مرگ بهشت است و به خدا قسم هیچ چیزی را بر محبتم به علی بن ابیطالب علیه السلام ترجیح نمی دهم.

در گرمای هوا در صحرایی بین حیره و کوفه دست و پای او را بستند و بعد گردن او را زدند و سر از بدنش جدا کردند. این زن مؤمنه اولین زن شهیدی است که در محبت امیر المؤمنین علیه السلام با شکنجه کشته شد.۲

۱.تتمة المنتهی:۹۱-۹۲. الوقایع الحوادث:ج۱ص۱۵۷.فیض العلام:ص۳۳.بحارالانوار:ج۴۵ص۳۸۶،مستدرک سفینة البحار:ج۵ص۲۱۵..

۲.المختار الثقفی:ص۴۰.





[ دوشنبه 31 خرداد 1395 ] [ 00:47 ] [ خادمین هیئت ]

حضرت خدیجه کبری (س)

حضرت خدیجه در طول زندگى محسود بود، او رفت ودر جوار پروردگار مأوا گزید ولى حسد حاسدان با ارتحال او پایان نیافت.
حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها، در مورد یكى از همسران پیامبر(عایشه) مى گوید: هرگز اتفاق نیفتاد كه مرا ببیند وبه مادرم ناسزا نگوید.
از این رهگذر در احادیث فراوان آمده است كه به هنگام ظهور حضرت بقیةالله ارواحنا فداه، خداى منان او را زنده مى سازد، حضرت مهدى عجّل الله تعالى فرجه الشریف بر او حد قذف جارى مى كند، كه به ماریه، مادر ابراهیم تهمت ناموسى زده بود وانتقام مادرش حضرت زهرا سلام الله علیها را از او مى گیرد.(65)
در صحیح بخارى از یكى از همسران پیامبر صلى الله علیه وآله(عایشه) روایت شده كه گفت: 
من هرگز به احدى از همسران پیامبر همانند خدیجه حسد نورزیدم، در حالى كه هرگز او را ندیده بودم از بس كه پیامبر از او یاد مى كرد. گاهى مى گفتم: گویى به جز خدیجه هیچ زنى در این دنیا نبوده است؟!
وى مى افزاید: روزى به شدت بر خدیجه حسد ورزیدم، به پیامبر گفتم: چقدر از خدیجه سخن خواهى گفت، مگر خداى متعال بهتر از او را به تو ارزانى نكرده است؟ 
فرمود: به خدا سوگند، خداى متعال بهتر از او را به من روزى نكرده، او به من ایمان آورد هنگامى كه دیگران كفر ورزیدند، او همه ثروتش را در اختیار من نهاد، هنگامى كه دیگران دریغ كردند، خداى منان از او برایم فرزند روزى كرد واز دیگران روزى نكرد.(66)

[65] . بحرانى، حلیة الابرار، (چاپ سنگى)، ج 2، ب 54.
[66] . ابن حجر، فتح البارى، ج 7، ص 137.

السلام علیک یا ام المومنین یا خدیجةالکبری

مثل فدک نام توراهم غصب کرده اند
تو بهترین مصداق ام المومنینی
حالا ببین نسل تو دنیا را گرفته
با این حساب اول شما ام البنینی

حضرت بی بی خدیجه علیها سلام تنها بانویی است که نسل طیب و طاهر رسول اکرم (ص) از او باقی ماند او تنها بانوی شایسته ای است که خداوند او را وعاء و ظرف انوار درخشان امامت قرار داد. پیامبر فرمودند : جبرییل امین به من بشارت میدهد که خداوند نسل مرا از او قرار میدهد و امامان امت و خلفای من از او خواهند بود
(بحارالانوار ج18ص230)



[ پنجشنبه 27 خرداد 1395 ] [ 00:43 ] [ خادمین هیئت ]

آمدن نامه های اهل کوفه برای امام حسین علیه السلام

در سال ۶۰ه جمعیاز کوفیان نامه های مردم کوفه را برای امام حسین علیه السلام آوردند.۱که از جمله نام سلیمان بن صرد و مسیب بن نجبة و رفاعةبن شداد بجلی و حبیب بن مظاهر و جمعی از شیعیان آن حضرت در آنها بود، که توسط عبد الله بن مسمع همدانی و عبدالله بن وال خدمت امام علیه السلام آورده شد.

وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها

در این روز حضرت خدیجه کبری سلام الله علیه ا ز دنیا رحلت فرمودند.۲ این قول بنابر نقل ۴۵ روز بعد از رحلت جناب ابوطالب علیه السلام است.۳اقوال دیگر در رحلت آن حضرت چنین است:۲۳ رجب،۲۷ رجب، آخر رجب، اول ماه رمضان، ۱۲ماه رمضان .آن حضرت بعد از حضرت ابوطالب علیه السلام به سه روز فاصله و به قولی یک ماه و به قولی ۴۵ روز و به قولی ۵۰روز وفات کرده است.۴

آن حضرت نخستین همسر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بود، و تا تا خدیجه زنده بود نبی گرامی اسلام همسری اختیلر نفرمودند.سبقت به اسلام و خدمت او به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلمزیاده از آن است که ذکر شود.در فضیلت آن حضرت همین بس که والده مکرمه حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها است، و همه ذراری پپامبر صلی الله علیه و آله وسلم به ایشان منتهی می شوند.۵

آن حضرت هنگام رحلت چند وصیت به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نمودند، و با آن همه فداکاری و انفاق مال ، به پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم عرض کردند:”یا رسول الله مرا ببخشید که در حق شما کوتاهی کردم “. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودن:”حاشا و کلا!من از شما تقصیری ندیدم<بلکه منتهی سعی و کوشش خود را در حق من نمودی.شما در خانه من زحمات زیادی متحمل شدی. اموالت را در راه خدا بذل و بخشش نمودی”

آنگاه خدیجه عرض کرد: یا رسول الله شما را وصیت می کنم به این دختر-و به حضرت فاطمه اشاره نمود-این دختر بعد از من یتیم و غریب است.کسی از زنهای قریش او را اذیت نکند.کسی به صورت او لطمه ای نزند، به روی او داد نزند و مکروهی نبیند.۶

آن حضرت اولین زنی است که پیامبر را تصدیق نمود، و اول زنی است که در مکه با رسول خدا نماز جماعت خواند،و اول زنی است که ایمان خود را در مکه در میان مشرکین اظهار نمود و تمام اموال خود را به پیامبر بخشید، و اول زنی است که ایمانش با قبول ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام به درجه کمال رسید.

روزی پیامبر خدیجه را خواست و در کنار خود نشانید و فرمود:این جبرئیل است و می گوید:برای اسلام شروطی است که عبارتند از: اقرا به یگانگی خداوند متعال، اقرار به رسالت رسولان،اقرار به معاد و اصول این شریعت و احکام آن، اطاعت از اولی الامر و ائمه طاهرین از فرزندان او یکی بعد از دیگری با برائت از دشمنان ایشان.

خدیجه سلام الله علیها به همۀ آنها اقرار نمود و ائمه طاهرین به خصوص امیرالمؤمنین علیه السلام را تصدیق کرد. پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلم فرمود: «هو مولاک و مولی المؤمنین و امامهم بعدی»: یعنی «علی مولای تو و مولای مؤمنان بعد از من و امام ایشان است». آنگاه از خدیجه سلام الله علیها در قبول ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام عهد مؤکد گرفت. سپس رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلم یک یک از اصول و فروع دین حتی آداب وضو و نماز و روزه و حج و جهاد و صلۀ رحم و واجبات و محرمات را بیان فرمود.

سپس پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلم دست خود را بالای دست امیرالمؤمنین علیه السلام نهاد و خدیجه علیها السلام دست خود را بالای دست رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلم نهاد و به این ترتیب با امیرالمؤمنین علیه السلام بیعت نمود.۷

۱.الوقایع والحوادث: ج۱ ص۱۱۲ . بحارالانوار: ج۴۴ ص۳۳۳ .

۲.الوقایع والحوادث: ج۱ ص۱۲۷؛ فیض العلام: ص۲۷ غ مسارالشیعة: ص۶-۷ ؛ نفائح العلام:ص ۱۵-۱۹۱ .

۳.نفائح العلام:ص۱۵۸؛ تقویم المحسنین: ص۱۱.

۴.نفائح العلام:ص۱۹۱، منتخب التواریخ: ص۴۳ ؛ بحارالانوار:ج۱۹ ص۲۵ ؛ توضیح المقاصد:ص۲۲.

۵.فیض العلام:ص۲۷.

۶.شجره طوبی: ج۲ ص۲۳۴-۲۳۵.

۷.بحارالانوار: ج۱۸ ص۲۳۲ ، ج۶۵ ص۳۹۲.




[ پنجشنبه 27 خرداد 1395 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]
اقتلوا الوزغ فانها منسوخ بنی امیة
(بحارالانوار ج27ص269ح19،الحرائج ص823مشارق فصل ششم) 

حکم پدر مروان: جاسوسی پیامبر را میکرد و حرفهای ایشان را در بین مشرکان با تمسخر و استهزاء بیان میکرد وپیامبر را در راه رفتن مسخره میکرد
پیامبر خطاب به او فرمودند :(وزغ بن وزغ الملعون بن ملعون) اورا به طائف تبعیدکردند1
و اما مادرش :
حضرت اما حسین علیه السلام چندین مرتبه در مواقع مختلف مروان را : ((یابن الزرقاء _پسر زن بدکاره_...یابن آکلة القمل _پسر زن پشه وشپش خور _ ...یابن اللخنا _پسر زن بد بو _...))خطاب کرده است .2
زرقاء از زنان بدکاره بود که برفحشاء ضرب المثل بوده است در تاریخ است که مادر مروان نامش امیه و در جاهلیت از زنان بد کاره بوده و پرچمی داشت که با آن برای عمل فحشاء شناخنه میشد و به نام ام حنبل زرقاء شهرت داشت 3
چند نمونه از دشمنی او با اهل بیت علیهم السلام :
1-همراهی او با عثمان در جنایات عثمان علیه اهل بیت و همراهی او در جنگ جمل با سلیتهء عرب عایشه در جنگ جمل و همراهی او با معاویه در جنگ صفین
2- تیر باران کردن بدن و تابوت مبارک  حضرت امام مجتبی علیه السلام به همراه عایشه
3- سعی وتحریک کردن ولید حاکم مدینه به قتل امام حسین علیه السلام
4- نقش او در جنایت واقعه حره در مدینه .........................
مروان دراز لندهور که ازبس دراز بی قواره بود به خیط باطل مشهور شده بود بعد از به درک رفتن یزید حرامزاده همسر وی رابه عقد خود در آورد و همسر یزید زهری در غذایش ریخت و او لال شد سرانجام بالشتی بر دهان او گذاشت و با کنیزان روی آن نشست تا اینکه به درک واصل شد .
1:ملاحم ابن طاووس 13باب 25
2:بحارالانوار ج44/ص211_
3:کتاب ادوار فقه_محمود شهابی خراسانی



[ سه شنبه 18 خرداد 1395 ] [ 00:57 ] [ خادمین هیئت ]
25 شعبان اربعین شهادت عقیلة العرب حضرت بی بی ام المصائب عمه سادات حضرت زینب کبری علیها سلام تسلیت باد 
عقیله هاشمیون ماده شیر علی (ع)                      
             نطق گهربار تو چون شمشیر علی (ع)
تو شهر شام و کوفه را ویران نمودی                   
       باخطبه های حیدری طوفان نمودی
ای همه عرش خدا در زیر پایت                         
   ای انبیاء و اولیاء تحت لوایت
ای نور چشم مصطفی(ص) دخت نبوت                            
    زنسل بوطالبی ای بانوی غیرت 
ای زینت نام علی (ع)گزدیده نامت                                  
     روح الامین نازد به خود گشته غلامت 
ای ثانی خیرالنساء شبه بتولی                                 
عشق دل تمامی آل رسولی
دل می بری تو از حسن(ع) وقت تکلم                                
 فقط تو بر روی حسین(ع) کردی تبسم 
زباده عشق حسین (ع)تنها تومستی                                      
کی میدونه تویی حسین(ع) یا،حسین(ع) توهستی
                               
  



[ چهارشنبه 12 خرداد 1395 ] [ 00:30 ] [ خادمین هیئت ]

جریان سلطان قیس هندی در برخی كتب كه حدود 200 سال پیش تالیف شده اند آمده است و معلوم نیست آنها از كجا نقل می كنند و خلاصه آن جریان این است كه سلطان قیس در ممكلتی از ممالك هندوستان سلطنت داشت روز عاشورا دلش گرفت و غمگین شد برای رفع غم به شكار رفت، آهویی دید دنبال آهو رفت و تنها شد و آهو غیب شد و شیری به او حمله كرد او متوسل به امام حسین ـ علیه السّلام ـ شد. امام ـ علیه السّلام ـ از كربلا با حال تشنگی و بدن زخمی به كمك او آمد شیر صورت بر قدم حضرت گذاشت و گریه كرد و رفت. سلطان قیس چون حال حضرت را دید تقاضای یاری حضرت را كردند. حضرت فرمودند: انا قتیل العبرات و قبول نكردند و خاكی به او داد و فرمود: هر وقت این خاك به خون تبدیل شد برای من عزاداری كن. این جریان به طور مفصل در كتاب مرقاة الایقان مرحوم گنجوی[1] آمده است و كاتب این كتاب را در سال 1352 قمری به اتمام رسانده و سال 1372 قمری چاپ شده است و ایشان مدرك این جریان را نقل نكرده اند.
و در كتاب طوفان البكاء جوهری كه در سال 1250 قمری تالیف شده این جریان به طور خلاصه ذكر شده ایشان هم سند این مطلب را نقل نكرده و می نویسد از كتب معتبره وارد شده.
[2] و در كتاب مجالس المتقین محمد تقی بن محمد البرغانی القزوینی اشاره ای به این جریان شده است و سند ذكر نشده است. كه این كتاب هم در سال 1285 قمری تالیف شده و هم چنین در برخی كتب دیگر از این قبیل نقل شده است.

[1] . مجتهد زادة گنجوی، سیدمحمدباقر، مرقاة الیقان، چاپ 1372 قمری، ج اول، مجلس هفدهم، ص 82،.
[2] . جوهری، طوفان البكاء، تهران، چاپ دارالخلاقة، سال 1304 قمری.

به همین علت در این روز از تمام کشورها برای عزاداری سید الشهدا این روز را روز عاشورای هندی قرار داده وعزاداری پر شکوهی انجام میدهند

جریان عاشورای هندی- 31may چیست؟
در زمان حیات مبارک مولا امام حسین علیه السّلام پادشاه كشور هندوستان فرد بت پرستی بود كه قیس نام داشت.
در روز عاشورا وی به شكاررفته بود در آنجا با اسب به دنبال آهویی انداخت تا آن را شكار كند كه ناگهان با شیری رو به رو شد كه می خواست به او حمله كند اسب پادشاه از رفتن باز ماند و در جا ساكن شد سلطان كه اضطرار افتاده بود شروع به استغاثه به بتهایی كه می پرستید نمود و آنان را صدا زد ولی كسی به كمكش نیامد.
سلطان خادمی داشت كه شیعه بود و همراه پادشاه آمده بود آن خادم شیعه گفت: ای سلطان! جمادات نمی توانند شما را نجات دهند. حجت خدا را بخوانید و به او استغاثه كنید.
پادشاه پرسید: «حجت خدا كیست؟»
او گفت: در این زمان حسین بن علی علیهم السّلام حجت خداست و الان ایشان در مدینه می باشند او نمی دانست كه آن موقع امام حسین در كربلا قرار داشت.
پادشاه كه بسیار ترسیده بود و در اضطرار واقع شده بود شروع به گریه كرد و فریاد برآورد كه ای حجت خدا ای حسین به فریادم برس.
ناگهان دید كه از یك طرف گرد و غباری برخواست و ازمیان آن سواری رسید كه از بوی خوش مشك به مشام می رسید.
آن سوار بدون اینكه حرفی بزند آن شیر را دفع نمود و باعث بر طرف شدن ترس و اضطرار آن پادشاه گردید. سپس فرمود ای قیس من الان در كربلا مشغول جنگ و جدال با گروهی بودم كه مرا با نامهایی به سوی خود خواندند ولی وقتی به سویشان رفتم آنها آب را به روی من و خانواده ام بستند و عهد خود را شكستند فرزندان و برادرانم  اصحابم را كشتند اكنون به تنهایی مشغول جنگ بودم كه صدای كمك خواهی تو به گوشم رسید. آمدم تا تو را نجات ددهم و حال باز می گردم تا با آن رو به صفتان جهاد نمایم آنهایی كه خود را از امت جد من می دانند.
سلطان عرض كرد: «من لشكر بسیار زیادی دارم اجازه بفرمایید تا یاریتان كنم
حضرت فرمود: «از عمر من دو ساعتی بیشتر نمانده است من باید امروز شهید شوم.»»
تو اسلام بیاور و خود ورعیتت همه ساله در ایام عاشورا(همین ایّام) برای من عزاداری كنید.
سلطان عرض كرد لطفاً برای من علامتی برای شهادت خود قرار بدهید.
مولا امام حسین علیه السّلام دست مبارکشان را دراز كردند و شاخه ای از درختان آنجا را شكسته و به او فرمودند:
این شاخه را بگیر هر گاه دیدی كه از آن خون جاری شد پس بدانیكه من كشته شده ام.
سپس سلطان عالمین از نظر سلطان هند غایب شدند.
کتاب عجایب و معجزات شگفت انگیزی از امام حسین (ع)
طوفان البکاء جوهری
مرقاة الایقان مرحوم گنجوی
در کتاب مجالس المتقین محمدتقی بن محمد البرغانی القزوینی
و آن شاه در تقویم کشورش آن روز را عنوان روز غم و ماتم ثبت کرد و از آن به بعد تا کنون، چشم روزگار در هند و پاک هر ساله شاهد عزاداری پرشور مولا اباعبدالله الحسین علیه السّلام بوده است.




[ سه شنبه 11 خرداد 1395 ] [ 06:35 ] [ خادمین هیئت ]

در سال ۲۵۵ هجری شب جمعه شب ولادت خاتم الاوصیاء منتقم آل محمد صلی الله علیه واله ، آخرین امام بر حق و ولی مطلقِ خداوند حضرت بقیة الله حجة بن الحسن الله تعالی فرجه الشریف واقع شده است . ( ۱)

در این شب آب زمزم زیاد می شود به گونه ای که همه می توانند رؤیت کنند(۲)

، ولی اکنون روی آن پوشیده است . در این شب برات آزادی از آتش برای افراد زیادی نوشته می شود ، و آن را ” شب برات ” و ” شب مبارک ” و ” شب رحمت ” گویند .

از امام باقر و امام صادق علیهما السلام روایت شده که فرمودند : وقتی شب نیمه شعبان شود ، منادی از افق اعلی ندا می کند : ای زائرین قبر حسین بن علی برگردید در حالی که گناهان شما آمرزیده شده و اجر شما با خدای شما و محمد باشد “. ولی کسی که استطاعت زیارت قبر امام حسین علیه السلام را ندارد قبور مطهر ائمه دیگر را زیارت کند ؛ و اگر این هم ممکن نیست با اشاره به طرف قبرشان سلام دهد.(۳)

نام پدرشان حضرت ابو محمد حسن بن علی علیه السلام ، و نام مادرشان حضرت نرجس علیها السلام است .( ۴)

ماجرای شب ولادت

امام حسن عسکری علیه السلام در شب ولادت برای عمه بزرگوار خود جناب حکیمه خاتون علیها السلام پیغام فرستاده فرمودند : امشب نزد ما افطار کن که شب نیمه شعبان است و خداوند حجت خود را آشکار می سازد.(۵)

ولادت امام زمان علیه السلام در شهر سامرا به همگام طلوع فجر نیمۀ شعبان ۲۵۵ هجری بوده است . بر شانۀ راست آن حضرت نوشته شده بود : ” جاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ اِنَّ الباطِلَ کانَ زَهُوقاً “.

پس از تولد آن بزرگوار را نزد پدر بردند و شروع به سخن فرمود : ” أشهَدُ أن لااِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ أشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللهِ وَ أنّ عَلیّاً أمیرَالمؤمِنینَ وَلیُّ اللهِ ” و ائمه معصومین علیهم السلام را یکی بعد از دیگری نام برد تا به وجود شریف خود رسید و برای فرج محبین خود دعا فرمود .

امام زمان علیه السلام در آغوش پدر

آنگاه حسب الامر امام عسکری علیه السلام ، حکمیه خاتون او را نزد مادرش نرجس خاتون برد. حکمیه خاتون می فرماید : روز هفتم به خدمت امام حسن علیه السلام رفتم. حضرت فرمود : ” پسر مرا بیاورید “. آن وجود سراپا جود را نزد آن امام بردیم . حضرت زبان در دهان وی گذاشتند و فرمودند : ” پسرم ، سخن بگو “. دیدم آنچه در روز اول از او شنیده بودم از اقرار به وحدانیت و ثنا بر جد خود پیامبر صلی الله علیه واله و امیرالمؤمنین علیه السلام و سایر ائمه علیهم السلام تا پدر بزرگوارش دوباره بیان کرد و این آیه را تلاوت فرمود : ” بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم وَ نُریدُ أن نَمُنَ ,َلَی الَّذینَ استُضعِفُوا فِی الأرض وَ نَجعَلَهُم أئِمَّةً وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثینَ وَ نُمَکَّنَ لَهُم فِی الارضِ وَ نُرِیَ فِرعَونَ وَهامانَ وَ جُنُودَهُما مِنهُم ما کانُوا یَحذَروُنَ “(۶)

سپس پدر بزرگوارشان فرمودند : بخوان آنچه را که خدا بر پیامبران خود نازل فرمود. حضرت خواندنِ صحف آدم را به لغت سریانی آغاز نمود ، و بعد ادریس و نوح و صالح و صحف ابراهیم و تورات موسی و انجیل عیسی و زبور داود و فرقان محمد صلی الله علیه واله را قرائت نمود . بعد از آن بیان قصص انبیاء و مرسلین را شروع نمود .

حکیمه خاتون می گوید : پس از چهل روز دیگر ، دوباره خدمت فرزند برادرم امام عسکری علیه السلام رفتم و حضرت صاحب الزمان علیه السلام را دیدم که راه می رود . امام عسکری علیه السلام فرمود : ای عمه ، مولود عزیز نزد خدا این است . گفتم : ای سید و مولای من ، نشو و نمای او را در چهل روز زیادتر از دیگران می بینم. حضرت فرمودند: ای عمه ، ما اوصیاء در یک روز نشو و نمای یک هفته دیگران را ، و در یک جمعه نشو ونمای یک سال دیگران را می نماییم . من برخاستم و سر آن طفل را بوسیده به منزل مراجعه کردم. (۷)

القاب امام زمان علیه السلام

از القاب آن نور الهی( ۸ )” حجة الله ” ، ” حجة آل محمد ” ، صاحب الزمان ” یعنی فرمانروای عصر خود ، ” مالک رقاب خلایق ” یعنی امر امراو و نهی نهی او و حکم حکم او و فرمان فرمان اوست ، ” مهدی ” که خلق به وسیلۀ او هدایت می یابند و به وجود مقدس او از جاده ضلالت به شاهراه هدایت رسیده رستگار می شوند ، ” قائم ” که حضرت صادق علیه السلام فرمودند: ” از این جهت که به حق قیام می نماید او را قائم گویند “؛ ” منتظر ” که برای غیبت طولانی است ، و مخلصین او انتظار خروجش را می کشند و شکاکین او را انکار می کنند .

اوصاف امام زمان علیه السلام

اوصاف ظاهری آن حضرت (۹) شباهتهای زیادی به رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله دارد. خطی از موی سبز رنگ مانند زمرد از گردن تا ناف مبارک او کشیده است . صورت مبارکش مانند ستاره ای درخشنده و نورانی است . امیر المؤمنین علیه السلام می فرماید: “او جوانی است خوش روی و خوش موی ونور صورت مبارکش بر سیاهی محاسن انوار او غالب است”. امام باقر علیه السلام می فرماید: “رنگ مبارکش مایل به سرخی است مانند گل سرخ شکفته و چشمانش گشاده و میان ابروهایش مرتفع و مابین شانه های او باز است .گشاده جبین است و بینی او بلند و شکم مبارکش برآمدگی دارد ، و بیخ دندانهای ثنایایش گشاده است.

والدۀ حضرت الامر علیه السلام حضرت نرجس خاتون است که نامها و القاب دیگر حضرت ملیکه ، ریحانه ، صیقل ، سوسن است. در زیارت آن حضرت – که تمامی عبارات آن دلالت واضحی بر علو منزلت آن بانو دارد – توصیف به راضیه ، مرضیه ، صدیقه ، تقیه ، نقیه ، زکیه شده است.

بنابر نقلی جناب نرگس در سال ۲۶۱ هجری در سامراء از دنیا رحلت کرد و در جوار امامین حضرت هادی و امام عسکری علیهما السلام دفن شد.(۱۰)

بنابر نقلی دیگر در سال ۲۶۰ هجری قبل از شهادت امام عسکری علیه السلام رحلت نمود (۱۱)، زیرا هنگامی که امام علیه السلام از وقایع بعد از شهادت خود نسبت به فرزند و عیالش خبر داد حضرت نرجس خاتون علیها السلام از آن حضرت خواستند که دعا بفرمایند قبل از ایشان از دنیا بروند. (۱۲)

حضرت حکیمه خاتون دختر جواد الائمه علیه السلام است که توفیق رؤیت و درک چهار امام معصوم علیهم السلام را داشته است.(۱۳)

ایشان در سال ۲۷۴ هجری در سامرا رحلت فرمودند.(۱۴)

ایشان محرم اسرار اهل بیت علیهم السلام بوده و کسی است که در ولادت حضرت صاحب الزمان علیه السلام حاضر بوده و چندین بار خدمت آن حضرت مشرف شده است . بعد از وفات امام حسن عسکری علیه السلام یکی از سفرا بوده که به واسطۀ او مردم به حوائج خود نایل می شدند.( ۱۵)

ایام پس از ولادت امام زمان علیه السلام

پس از گذشت یک شب از ولادت امام عصر علیه السلام نسیمِ خادم خدمت آن حضرت رسید و عطسه کرد. امام علیه السلام فرمود: ” یَرحَمکَ اللهُ ” سپس فرمود : ” عطسه تا سه روز امان از مرگ است.” (۱۶) . این ماجرا در روز ۲۵ شعبان هم نقل شده است.(۱۷)

سه روز بعد از ولادت امام عصر علیه السلام ، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرزند خود را به اصحاب خاص نمایاند و امامت او را تصدیق فرمودند.(۱۸)

غیبت صغری

در غیبت صغری چهار تن از بزرگان شیعه به ترتیب وکیل و سفیر و نایب خاص امام زمان علیه السلام بودند ، که خدمت آن حضرت می رسیدند و وکالتشان مورد تأیید آن حضرت بود ، و پاسخهای امام علیه السلام در حاشیۀ نامه ها توسط نواب به دست مردم می رسید .

البته غیر از این چهار نفر وکلای دیگری هم از طرف امام علیه السلام در بلاد مختلف بودند که به وسیله همین چهار بزرگوار امور مردم را به عرض امام زمان علیه السلام می رساندند و از سوی امام علیه السلام در امور آنها توقیع هایی صادر شده بود. (۱۹)

سفارت این چهار بزرگوار سفارت مطلق و تام بوده ، ولی ریگران در موارد خاصی سفارت داشتند ، مانند ابوالحسن محمد بن جعفر اسدی ، احمد بن اسحاق اشعری ، ابراهیم بن محمد همدانی ، احمد بن حمزة بن الیسع .( ۲۰)

نواب اربعه عبارتند از ابوعمروعثمان بن سعید عَمری ، ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عَمری ، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی ، ابوالحسن علی بن محمد سمری .

نائب اول عثمان بن سعید مورد اعتماد مردم و جلیل القدر و وکیل حضرت هادی و امام عسکری علیه السلام نیز بود . (۲۱)

او به امر امام علیه السلام متصدی کفن و دفن امام عسکری علیه السلام گردید. (۲۲)

چون امام عسکری علیه السلام در محلۀ عسکر سکونت داشتند و تماس با آن حضرت برای شیعیان مشکل بود . عثمان بن سعید چون روغن فروش بود ، اموال را در ظرفهای روغن می ریخت و به خدمت امام علیه السلام می برد.(۲۳)

احمد بن اسحاق قمی هنگامی که از امام هادی علیه السلام پرسید: آقای من ، گاهی غایب و گاهی حاضرم . وقتی هم که حضور دارم همیشه نمی توانم خدمتتان برسم . سخن چه کسی را بپذیرم و فرمان چه شخصی را اطاعت کنم ؟ حضرت فرمود: این عَمرو عثمان بن سعید عَمری مورد اطمینان و امین است. آنچه به شما بگوید از من می گوید و آنچه به شما برساند از من می رساند.

احمدبن اسحاق می گوید: پس از رحلت امام هادی علیه السلام نزد امام عسکری علیه السلام رفته همان گفته را تکرار کردم . آن حضرت مانند پدر بزرگوارشان فرمودند: ابوعَمرو امین و مورد اطمینان امام گذشته و مورد اطمینان من در زندگی و پس از مرگ من است. آنچه به شما بگوید و آنچه به شما برساند از من می رساند.(۲۴)

جناب عثمان بن سعید پس از امام عسکری علیه السلام به فرمان حضرت مهدی علیه السلام به وکالت و نیابت ادامه داد ، و شیعیان مسائل خود را نزد او می برند و پاسخ امام علیه السلام توسط او به مردم می رسید.( ۲۵)

نائب دوم ابوجعفر محمد بن عثمان بود و او نیز همچون پدر از بزرگان شیعه و در تقوی و عدالت و بزرگواری مورد اعتماد و احترام شیعیان بود. عثمان بن سعید پیش از وفات به فرمان امام عصر علیه السلام فرزند خود ابو جعفر بن عثمان را به جانشینی خود و نیابت امام علیه السلام معرفی کرد. این در حالی بود که امام عسکری علیه السلام نسبت به او و پدرش اظهار اعتماد و اطمینان فرموده بود و شیعه بر عدالت و تقوی و اطاعت او اتفاق داشتند.(۲۶)

پس از در گذشت نائب اول جناب عثمان بن سعید ، توقیعی از جانب امام زمان علیه السلام در مورد وفات او و نیابت فرزندش محمد صادر شد که ترجمه قسمتی از آن چنین است: ” انا لله و انا الیه راجعون ، در برابر فرمان خدا تسلیم و به قضای او راضی هستیم .پدرت سعادتمند زیست و پسندیده در گذشت . خداوند او را رحمت کند و به پیشوایان و سرورانش علیهم السلام ملحق سازد . از کمال سعادت پدرت بود که خداوند فرزندی چون تو را به او عنایت کرد که پس از او جانشین گردی ، و در امورش قائم مقام او باشی و برایش طلب رحمت و آمرزش نمایی“.(۲۷)

از محمد بن عثمان پرسیدند: صاحب الامر علیه السلام را دیده ای؟ گفت : آری و آخرین ملاقاتم با او کنار بیت الله الحرام بود که می فرمود: “اللهُمَّ أنجِز لی ما وَعَدتَنی “و نیز او را در مستجار نزدیک رکن یمانی کعبه دیدم که می گفت: ” اللهُمَّ انتَقِم لی مِن أعدائی“.( ۲۸)

این بزرگوار کتابهایی در فقه تألیف کرده که مشتمل است بر آنچه از امام عسکری علیه السلام و از پدر خود شنیده بود.( ۲۹)

محمد بن عثمان برای خود قبری ترتیب داده بود وآن را با ساج پوشانده بود و روی آن آیاتی از قرآن کریم و اسامی ائمه اطهار علیهم السلام را نوشته بود . هر روز داخل آن می شد و یک جزء قرآن قرائت می کرد و بیرون می آمد.(۳۰)

او پیش از مرگ از روز وفات خود خبر داد و در همان روز که خبر داده بود در گذشت.( ۳۱)

همچنین پیش از رحلت به شیعیان خبر داد که امام علیه السلام جناب ابو القاسم حسین بن روح نوبختی را برای سفارت و ارتباط با خود انتخاب فرموده اند و او قائم مقام من است و به او مراجعه کنید .( ۳۲)

او در سال ۳۰۵ هجری رحلت فرمود.(۳۳)

نائب سوم جناب ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی است ، که نزد موافق و مخالف عظمت و بزرگی ویژه ای داشت ، و به عقل و بینش و تقوی و فضیلت نزد عموم فرقه های مختلف مذهبی مشهور بود و در زمان نائب دوم از جانب او متصدی پاره ای از امور بود.

با اینکه میان یاران نائب دوم ، جعفر بن احمد بن متیل از همه به او نزدیکتربود ، و حتی در اواخر زندگی جناب محمد بن عثمان ، غذای منزل او را در منزل جعفر بن احمد بن متیل تهیه می کردند ، و در میان اصحاب احتمال نیابت و جانشینی جعفر بن احمد بیشتر بود ، اما در آخرین ساعات زندگی جناب محمد بن عثمان که جعفر بن احمد بالای سر او و حسین بن روح پایین پایش نشسته بود ، به جعفر بن احمد رو کرد و فرمود : ” مأمور شده ام که امور را به ابو القاسم حسین بن روح واگذار نمایم “. جعفر بن احمد از جا برخاست و دست حسین بن روح را گرفت و او را بالای سر محمد بن عثمان نشاند و خود در پایین پای او نشست.(۳۴)

در ۶ شوال سال ۳۰۵ هجری اولین توقیع از ناحیۀ مقدسه امام عصر علیه السلام برای او صادر شد که متن آن چنین بود: “ما او را می شناسیم ، خداوند تمامی خیر و رضای خویش را به او بشناساند و به توفیق خود او را یاری نماید . از مکتوب او مطلع شدیم و نسبت به او وثوق و اطمینان داریم . او را نزد ما مکان و منزلتی است که خشنودش می سازد. خداوند احسان خویش را به او بیفزاید که خدا ولی و توانا برهمه چیز است ، و سپاس خدای را که شریکی ندارد و درود و سلام فراوان خداوند بر فرستادۀ او محمد و بر خاندان او صلوات الله علیهم “.

از ابوسهل نوبختی صاحب تألیفات – که از متکلمین بزرگ بغداد بود – پرسیدند: برای چه جناب ابوالقاسم حسین بن روح به مقام نیابت نایل شد و شما نایل نشدید؟گفت: ائمه علیهم السلام داناترند و آنچه برگزینند شایسته تر و مناسب تر است ، ولی من فردی هستم که با خصم برخورد و مناظره می کنم و اگر نائب امام علیه السلام بودم و مکان امام زمان علیه السلام را می دانستم – چنانکه ابوالقاسم حسین بن روح به جهت نیابت می داند- و در گیر و دار بحث پیرامون امام علیه السلام با مخالفان در تنگنا قرار می گرفتم ممکن بود نتوانم خود را کنترل کنم و جای آن حضرت را افشا نمایم ؛ ولی ابو القلسم اگر امام علیه السلام در زیر دامان او مخفی باشد و او را با آلات برنده تکه تکه نمایند دامان خود را از او برنمی دارد و او را به دشمن نشان نخواهد داد.(۳۵)

جناب ابو القاسم حسین بن روح حدود ۲۱ سال مقام نیابت داشت . او قبل از وفات امور را به امر امام علیه السلام به ابوالحسن علی بن محمد سمری واگذاشت ، و در ماه شعبان سال ۳۲۶ هجری در گذشت . آرامگاه او در بغداد است .(۳۶)

نائب چهارم ابوالحسن سمری است که بر حسب الامر حضرت صاحب الزمان علیه السلام به جناب حسین بن روح ، امر نیابت بعد از او به ابو الحسن سمری واگذار شد. به فرمودۀ بزرگان رجال ، عظمت و جلالت قدر او محتاج به توصیف نیست . ابوالحسن سمری روزی به جمعی از مشایخ که نزد او بودند فرمود: ” خداوند به شما در مصیبت علی بن بابویه قمی اجر عنایت فرماید. در این ساعت او از دنیا رفت”. آنان ساعت و روز و ماه را یادداشت کردند ، و ۱۷ یا ۱۸ روز بعد خبر رسید که همان ساعت علی بن بابویه قمی در گذشته است .(۳۷)

پایان غیبت صغری

پیش از وفات علی بن محمد سَمَری گروهی از شیعیان نزد او گرد آمدند و پرسیدند:”پس از شما چه کسی جانشین شما خواهد بود“؟ پاسخ داد: من مأمور نشده ام که در این مورد به کسی وصیت کنم.(۳۸)

سپس توقیعی را که از سوی امام غایب علیه السلام در این باره صادر شده بود به شیعیان نشان داد. آنان از روی توقیع استنساخ کردند که مضمون آن چنین بود:” بسم الله الرحمن الرحیم ، ای علی بن محمد سمری ، خداوند در مصیبت تو پاداش برادرانت را عظیم دارد . تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت . پس امور خویش را فراهم آور و به هیچکس وصیت مکن که پس از تو جانشین تو شود . غیبت کبری واقع شد و ظهوری نخواهد بود تا آنگاه که خدای متعال فرمان دهد ، که پس از مدت طولانی و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم است . به زودی افرادی نزد شیعیان من مدعی مشاهدۀ من می شوند . آگاه باشید که هر کس پیش از خروج سفیانی و پیش از صیحه)خروج سفیانی و صیحه دو علامت از علاماتی هستند که هنگام ظهور امام عصر علیه السلام واقع می شود( . چنین ادعایی نماید ( یعنی ادعای رؤیت به عنوان سفارت و نیابت نماید ) دروغگو و افترا زننده است وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلا بِاللّهِ العَلِیَّ العَظیم“. (۳۹)

روز ششم که مصادف با نیمۀ شعبان سال ۳۲۹ هجری بود جناب ابوالحسن سمری در گذشت ، و در خیابان خلنجی کنار نهر لبوعتاب در بغداد دفن گردید.(۴۰)

مجلسی رحمة اللهُ از احتجاج مرحوم شیخ طبرسی نقل می فرماید : هیچیک از نائبان خاص امام عصر علیه السلام جز با فرمان صریحی از جناب آن حضرت و تعیین و نصب و معرفی نایب قبلی به نیابت قیام نکرد. شیعه نیز گفتار هیچیک را نپذیرفت مگر بعد از بروز نشانه و معجزه ای به دست هر یک از آنان از طرف امام عصر علیه السلام که براستی گفتار و درستی نیابتشان دلالت می کرد.(۴۱)

وظایف زمان غیبت کبری

شیعیان و دوستان آن حضرت در زمان غیبت وظایفی دارند از جمله:

  1. قرائت دعای ندبه در روزهای جمعه ، عید فطر ، عید قربان ، عید غدیر .
  2. زیارت آن حضرت در روز جمعه .

برای ثبات و محکم ماندن اعتقادات خواندن این دعای شریف:”یا اللهُ ، یا رَحمنُ ، یا رَحیمُ ، یا مُقَلَّبَ القُلُوبِ ، ثَبَّت قَلبی عَلی دینکَ“. (۴۲)

  1. از جا برخاستن به احترام نام “قائم“آن بزرگوار .
  2. توسل به آن حضرت در مشکلات و گرفتاری ها.
  3. صدقه برای سلامتی و فرج وجود شریفش.

قرائت این دعا که از خداوند می خواهیم آن حضرت را به ما بشناساند: ” اللّهُمَّ عَرَّفنی نَفسَکَ فَاِنَّکَ اِن لَم تُعَرَّفنی نَفسَکَ لَم اَعرِف نَبِیَّکَ، اللّهُمَّ عَرَّفنی رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِن لَم تُعَرَّفنی رَسُولَکَ لَم اَعرِف حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِن لَم تُعَرَّفنی حُجَّتَکَ ضَلَلتُ عَن دینی“. (۴۳)

  1. شرکت در مجالس منسوب به آن حضرت ، مخصوصاً مجالس عزاداری جد بزرگوارش حضرت سید الشهداء علیه السلام.
  2. هدیۀ اعمال صالحه برای آن حضرت ، مانند زیارت قبور مطهر پدران بزرگوارش ، قرائت قرآن و حج و عمره و طواف.
  3. توبۀ حقیقی از گناهان
  4. متوجه کردن مردم به آن حضرت

۲.وفات علی بن محمد سمری نایب امام زمان علیه السلام

وفات شیخ جلیل نایب خاص امام عصر علیه السلام علی بن محمد سمری در این روز بوده است که به معنای اتمام غیبت صغری و شروع غیبت کبری است (۴۴) ، چه اینکه حضرت صاحب الامر علیه السلام به او امر فرموده بودند که وصی و جانشینی برای خود قرار مده که غیبت کبری شروع شده است .

۱.ارشاد : ج ۲ ص ۳۳۹ . اعلام الوری : ج ۲ ص ۲۱۴ . کافی : ج ۱ ص ۴۳۱ . مسار الشیعة : ص ۳۸ . توضیح المقاصد : ص ۲۰ – ۲۱ . مصباح المتهجد : ص ۷۸۲ . مصباح کفعمی : ج ۲ ص ۵۹۸ . فیض العلام : ص ۳۴۶ . جلاء العیون : ص ۵۷۹ .

۲. تقویم الواعظین : ص ۱۳۶ ، به نقل از خلاصة المنهج : ج ۵ ص ۱۴۵ – ۲۴۶ .

۳.مسار الشیعة : ص ۳۸ . توضیح المقاصد : ص ۲۰ – ۲۱ . فیض العلام : ص ۳۴۳ .

۴. ارشاد : ج ۲ ص ۳۳۹ .

۵. فیض العلام : ص ۳۴۶ .

۶. سورۀ قصص : آیات ۵ ، ۶ .

۷. کفایة الموحدین : ج ۳ ص ۳۴۰ – ۳۴۱

۸. کفایة الموحدین : ج ۳ ص ۳۴۳ . کمال الدین صدوق : ج ۲ ص ۴۹ ، ۱۵۹

۹.کفایة الموحدین : ج ۳ ص ۳۴۱ .

۱۰.ریاحین الشریعة : ج ۳ ص ۲۵ – ۲۶ .

۱۱. تاریخ سامراء : ج ۱ ص ۲۴۳ . مستدرک سفینة البحار : ج ۱۰ ص ۲۵ .

۱۲.مستدرک سفینة البحار : ج ۱۰ ص ۲۵ .

۱۳. بحار الانوار : ج ۵۰ ص ۸ .

۱۴. تاریخ سامراء: ج ۱ ص ۲۳۹.

۱۵.ریاحین الشریعة : ج ۴ ص ۱۵۰

۱۶.وقایع الشهور: ص ۱۴۷

۱۷. وقایع الشهور: ص ۱۴۶ .

۱۸.وقایع الشهور: ص ۱۴۷ .

۱۹.المهدی علیه السلام: ص ۱۸۲ .

۲۰.اعیان الشیعة : ج ۴ ص ۲۱ بخش سوم .

۲۱.المهدی علیه السلام: ص ۱۸۱ .

۲۲. اعیان الشیعة : ج ۴ ص ۱۶ بخش سوم

۲۳.بحارالانوار : ج ۵۱ ص ۳۴۴ .

۲۴. بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۴۴ .

۲۵.بحار الانوار: ج ۵۱ ص ۳۴۶ . المهدی علیه السلام : ص ۱۸۱ .

۲۶. بحار الانوار: ج ۵۱ ص ۳۴۵ – ۳۴۶ . غیبت شیخ طوسی: ص ۲۱۶ – ۲۱۹ . الکنی و الالقاب: ج ۳ ص ۲۳۰ .

۲۷. کمال الدین: ج ۲ ص ۱۸۸ . بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۴۹ .

۲۸.بحار الانوار: ج ۵۱ ص ۳۵۱ .

۲۹.حق الیقین: ص ۲۹۹ .

۳۰.الکنی و الالقاب : ج ۳ ص ۲۶۷ – ۲۶۸ . حق الیقین: ص ۳۰۰ .

۳۱.الکنی و الالقاب : ج ۳ ص ۲۶۷ – ۲۶۸ .

۳۲.بحار الانوار: ج ۵۱ ص ۳۵۴ – ۳۵۵ . غیبت شیخ طوسی: ص ۳۲۶ – ۳۲۷ .

۳۳. بحار الانوار: ج ۵۱ ص ۳۵۲ .

۳۴. بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۵۳ – ۳۵۴ .

۳۵.بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۵۹ . الکنی و الالقاب : ج ۱ ص ۹۱

۳۶. بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۵۸ – ۳۶۰ . الکنی و الالقاب : ج ۱ ص ۹۱ .

۳۷.بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۶۱ . الکنی و الالقاب : ج ۳ ص ۲۳۱ .

۳۸.بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۶۰ .

۳۹.بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۶۱ . غیبت شیخ طوسی : ص ۲۴۲ – ۲۴۳ . کمال الدین : ج ۲ ص ۱۹۳ . حق الیقین : ص ۳۰۱ .

۴۰.اعیان الشیعة : ج ۴ ص ۲۱ بخش سوم . قاموس الرجال : ج ۷ ص ۵۱ . بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۶۱ .

۴۱.بحار الانوار: ج ۵۱ ص ۳۶۲ .

۴۲.کمال الدین : ج ۲ ص ۳۵۲ .

۴۳.کمال الدین : ج ۲ ص ۳۴۲ .

۴۴.حق الیقین: ص ۳۰۱ . مراقد المعارف: ج ۱ ۳۷۵ . فیض العلام: ص ۳۴۸ . قلائد النحور: ج شعبان ، ص ۴۶۳ .




[ یکشنبه 2 خرداد 1395 ] [ 07:35 ] [ خادمین هیئت ]

باز هم آسمان این خانه‌ شب پر رفت و آمدی دارد

باز هم کوچه‌ی بنی هاشم بوی عطر محمدی دارد

در شبستان زلف تو ترسا، خال بر گونه‌ی تو هندوکش

طاق زیبای ابرویت محراب، وه که لیلا چه معبدی دارد

کار چشم تو مبتلا کردن، خاک را با نظر طلا کردن

این زلیخای نفس ما یوسف ! عاشق توست هر بدی دارد

خَلق تو خُلق تو تعالی الله!، چه شکوهی است در تو  یا الله!

این علی تا که می‌رسد به خدا صلوات محمدی دارد

 




[ یکشنبه 2 خرداد 1395 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]

امشب در مدینه شورو حالی دیگر است امیرالمومنین علیه السلام و تمام خانواده ایشان حال دیگری دارند امشب بی بی پاک حضرت ام لیلی علیها سلام پسری برای امام حسین علیه السلام به دنیا آورده شبیه به رسول الله صلوات الله علیه واله و امام حسین علیه السلام دستور دادند یک هفته بر طبل ها بنوازند تا هر حاجتمندی به منزل ایشان مراجعه و به میمنت وجود این شهزاده امام حسین علیه السلام حاجتش را برآورده کند(نقل از کتاب خورشید جوانان)
امام حسین علیه السلام این فرزند دلبندشرا خیلی دوست میداشتنقل شده چنانچه یوسف صدیق در حسن صورت ازجدش اسحاق ارث برده است ،جناب شهزاده علی اکبر علیه السلام نیز صباحت منظر را از جد بزرگوارش حضرت خیرالبشر ارث برده است چنانچه یعقوب بوی پدر خود را از یوسف می شنید و می گفت مرا معذور دارید در محبت یوسف ،جناب سیدالشهدا علیه السلام نیز بوی جدّ خود رسول الله صلوات الله علیه واله را از علی اکبر جوانش میشنید و همچنین درکتاب تحفة الذاکرین ازکتاب دلائل الشهادة مذکور است :(( کان علی بن الحسین علیهما السلام اشبه الناس برسول الله صلی الله علیه واله وسلم واذا رکب وحرّک فرسه کان اشبه الناس بعلی بن ابی طالب علیه السلام و اذا تکلم و حرّک بیده کان اشبه الناس بالحسن علیه السلام))
حضرت شهزاده علی اکبر علیه السلام شبیه ترین مردم به حضرت رسول خدا صلوات الله علیه واله بودندو هنگامی که سوار براسب میشدند وحرکت میکردند شبیه ترین مردم به حضرت امیرالمومنین علی ابی طالب علیه السلام بودند وهنگامی که سخن میگفتند ودستانشان را حرکت میدادند شبیه ترین مردم به عموی گرامیشان حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام بودند(نقل از کتاب بحرالمصائب ج1_2ص766چاپ مکتبة الامام حسین علیه السلام التخصیصیة للنشر والتوضیع)

هروقت این شهزاده از پدر چیزی می خواست امام حسین علیه السلام آن را فراهم میکرد حتی اگر از معجزه باشد برای مثال روزی در مسجد مدینه علی اکبرعلیه السلام که فرزندی خردسال بود هوس انگور کرد که در غیر فصل آن بود واز پدر آنرا طلب کرد ابی عبدالله علیه السلام  به طور معجزه آسایی در همان مسجد با دست به ستون مسجد زد و از آن برای شهزاده علی اکبرعلیه السلام انگور وموز  فراهم نمودو به ایشان دادند که باعث تعجب و حیرت دیگران شد وفرمودند:((وماعندالله لاولیائه اکثر)) آنچه نزد خدا برای اولیائش میباشد بیش از این است (معالی السبطین ص 375

شهزاده علی اکبر علیه السلام جوانی بود بسیار سخی و کریم ومهمان نواز وسفره دار مدینه بود.از آداب ورسوم عرب ها بود که درشب های تابستان وزمستان بر بام های خود آتش شعله ور میکردند تا از راههای دور مسافر ورهگذری آنرا ببیند وبه طرف آن خانه که بر بامش آتش افروخته شه برود تا از اوپذیرایی ومهمان نوازی شود و این آتش بر بام ها آن هم در شب در میان مردم (نارالقری)معروف بود تا رهگذران هم در راهی که میروند درمانده وگم نشوند وهم به طرف آن آتش بروند که آنجا آماده برای مهمانی اوست لذا حضرت شهزاده علی اکبر علیه السلام از شدت علاقه ای که به مهمان نوازی داشت آتشی  که بر بام خانه اش برپا میکرد به گونه ای بود که آتش برافروخته او شعله اش بلندتر از همه آتش ها بودومردم نیازمند وزنان بیوه ویتیم ها ومسافرین ومیهمان از صغیر وکبیر به خانه  آن حضرت میرفتند واطعام واکرام وپذیرایی میشدند(وهو رب الجود والسخاءوالفضل و....) معالی السبطین ص374

وجناب شهزاده موذن پدر بودند وعنان گیر عمه جانشان حضرت عقیله بنی هاشم ودر کربلا هنگامی که لباس جنگ به تن کردند وسوار مرکب شدند که به سوی میدان بروند وقتی زنها اهل حرم خواهرهای گرامیش وعمه های بزرگوارش دوریوسف کربلا را گرفتند وندای(( یاعلی ارحم علی غربتنا)) سردادند وناله وافغان:..واعلیاه ..از هر طرف بلند شد ومانع رفتن اوشدند پدر مظلومش حضرت ابی عبدالله حالتش منقلب شد به طوری که مرحوم شوشتری گفته آثار مرگ بر چهره اش نمایان شد وزنها وخانواده اش را ندا زد ((دعنه فانه ممسوس فی الله و مقتول فی سبیل الله))اورا بگذارید برود اوذوب شده درخدا میباشد ودر راه خدا کشته خواهد شد وسپس دست شهزاده را گرفت و از بین آن زنها بیرون آورد ونگاه نا امیدانه ای به او کرد.....(معالی السبطین ص382)

 

 

 



[ شنبه 1 خرداد 1395 ] [ 02:00 ] [ خادمین هیئت ]

در سال ۳۳ هجری شبیه ترین مردم به خاتم الانبیاء صلی الله علیه واله حضرت علی اکبر علیه السلام به دنیا آمد . نام آن حضرت ” علی ” پدرشان حضرت سید الشهداءعلیه السلام ، مادرشان لیلی بنت مُرة ثفقی است .(۱)

کنیۀ آن حضرت طبق فرمایش حضرت صادق علیه السلام ” ابا الحسن “است .(۲)

روایت بزنطی هم دلالت دارد که آن حضرت ازدواج کرده بودند.(۳) در زیارت وارده از حضرت صادق علیه السلام هم می خوانیم : ”صَلَّی اللهُ عَلَیکَ وَ عَلی عِترَتِکَ وَ اهلِ بَیتِکَ وَ آبائِکَ وَ أبنائِکَ و اُمَّهاتِکَ الأّخیارِ الَّذینَ أذهَبَ اللهُ عَنهُم الرَّجس وَ طَهَّرَ هُم تَطهیراً ” ولفظ أبناء در زیارت دلالت بر این دارد که آن حضرت حتی بیشتر از دو فرزند داشته است . (۴)

در واقعه کربلا نزدیک ۲۷ سال از عمر مبارک آن حضرت گذشته بود.(۵)

۱.علی اکبر علیه السلام ( مقرم ) : ص ۱۵ – ۱ به نقل از انیس الشیعة.

۲.کامل الزیارات : ص ۲۴۰ .

۳. علی اکبر علیه السلام ( مقرم ) : ص ۱۹.

۴.علی اکبر علیه السلام ( مقرم ) : ص ۲۰ .

۵.علی اکبر علیه السلام ( مقرم ) : ص ۱۶ .

می‌آیی و لیلا شده مجنون عطر و بوی تو

دستی به رویت می‌کشد، یک دست بر گیسوی تو

نه بر نمی‌دارد کسی یک لحظه چشم از روی تو

یک چشم زینب بر حسین آن چشم دیگر سوی تو

هم باده نوش کوثری، هم مست از جام علی

باز، ای محمد! می‌رسی، این بار با نام علی

یا رب و یارب ساغرت، یا حق و یا حق باده‌ات

از مستی لب‌های تو میخانه شد سجاده‌ات

یک دم علی گل می‌کند در آن لباس ساده‌ات

یک دم محمد می‌رسد با زلف تاب افتاده‌ات

می‌آید از در مصطفی امشب که مستم با علی!

حالا که تو هر دو شدی پس یا محمد! یا علی!

تسبیح زیبایت دل روح الامین را می‌برد

آن قد و بالایت دل اهل زمین را می‌برد

ناز قدمهایت دل سلطان دین را می‌برد

موج نگاهت کشتی اهل یقین را می‌برد

غرقند قایق‌های ما در بهت اقیانوس تو

بال ملک می‌سوزد از «یا نور و یا قدوس» تو

وقتی رجز خوان می‌شوی، انگار حیدر می‌رسد

یک لافتای دیگر از نسل علی سر می‌رسد

ای نسخه دوم! ـ که با اصلش برابر می‌رسد ـ

پیش تو می‌لرزد زمین، گویی که محشر می‌رسد

صف می‌کشد یک شهر تا شاید تماشایت کند

مه می‌رسد تا یک نظر در صبح سیمایت کند

شهزاده! دل را می‌بری از شهر با یک گوشه لب

ای مرد! تو یا یوسفی یا احمدی،  یا للعجب!

چشم انتظارت کوچه‌ها، ای ماه زیبای عرب!

صبح یتیمان می‌رسد تا می‌رسی تو نیمه شب

دستان تو میراثی از دست کریم مجتبی

اصلا تو گلچینی شدی از گلشن آل عبا

تا پرده‌های خیمه را ماه جوان وا می‌کنی

هم دشمن و هم دوست را غرق تماشا می‌کنی

با شرم و خواهش یک نظر در چشم بابا می‌کنی

از او چه می‌خواهی؟ چرا این پا و آن پا می‌کنی؟

ای کربلایی این تو و این لحظه‌ی دلخواه تو

ای شیر مست هاشمی اینجاست جولانگاه تو

می‌خواستت در خاک و خون اصلا خدای کربلا

اصلا سرشتت از گِلی خونین برای کربلا

تا باز باشی بهترین، در روضه‌های کربلا

اما در این توفان امان از ناخدای کربلا

با خواهش چشمان تو تا اذن میدان می‌دهد

با رفتنت آرام جان! دارد پدر جان می‌دهد


قاسم صرافان

 




[ شنبه 1 خرداد 1395 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 36 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


روایات/احادیث/معجزات/مداحی/سخنرانی
/تصاویر/اشعار اهل بیت علیهم السلام

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آخرین مطالب

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

در زندگی هر یك از ما گاهی بر سر دو راهی قرار می گیریم و بعد از مشورت با دیگرانم و زدن تمامی درها اگر نتوانستیم راه خودمان را انتخاب كنیم به استخاره روی می اوریم و از خداوند طلب خیر میكنیم .

ابتدا نیت نمایید سپس روی استخاره بگیر کلیک فرمایید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوه ‎ للّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. ‎ اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین