هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران
غم حسین(علیه السلام) عین عبادت است
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون راجع به وبلاگ ما




صفحات جانبی
[ پنجشنبه 15 تیر 1391 ] [ 18:40 ] [ خادمین هیئت ]
جمیع حالات امام حسین (ع ) اسبات حزن و گریه پیغمبربود .

چنانكه هر وقت او را به دوش مبارك بر میداشت و سرش بر دوش او تكیه می كرد بیاد می آورد سر او را بر روی نیزه ها . . . . ، پس می گریست .
و به اصحاب می فرمود : گویا می بینم اسیران را بر شتران و سر فرزندانم را بصورت هدیه برای یزید می برند .
چون به دامان می نشاند نظر به صورت او می نمود و می گریست ، و می فرمود : یابن عباس گویا می بینم او را كه ریشش را به خونش خضاب نموده اند و هر چند طلب یاری می كند كسی یاریش نمی كند و چون روز عید جامه (لباس ) جدید می پوشید میگریست ، گویا به یاد می آورد كه او را برهنه بر خاك می اندازند ، و چون بر سرسفره می نشست با جد و پدر و مادر و برادر ، طعام میخورد ، پیغمبر (ص ) اول خوشحال می شد ، بعد به گریه در می آمد ، و گویا به یاد می آورد تشنگی خود و اطفالش را كه دنیا جلو چشمشان از شدت عطش سیاه می شود ، و همه متفرق می شوند ، و بعضی را می كشند ، و بعضی را اسیر می نمایند . و چون گلویش را می بوسید می گریست ، و گاهی با امیرالمو منین (ع ) می فرمود : او را نگاه دار ، آنگاه تمام بدنش را می بوسید و می گریست ، عرض كرد : چرا گریه می كنید ؟ میفرمود : موضع شمشیرها را می بوسم ، و گاهی لب و دندانش را می بوسید ، گویا یاد می آورد چوب خیزران در مجلس یزید و ابن زیاد (لعنه الله علیهما) را ، چنانكه زیدبن ارقم در نزد ابن زیاد حاضر بود ، چون این حركت شنیع را دید ، فریاد برآورد كه چوبت را از این لبهای مبارك بردار كه قسم به آن خدایی كه غیر او خدایی نیست دیدم دندانهای پیغمبر (ص ) را كه بر این دندانها گذاشته شده بود و آن را می بوسید .

خصایص حسینیه ، 228.



[ پنجشنبه 20 شهریور 1393 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]
امام رضا علیه السلام از پدر بزرگوارشان و از جد بزرگوارشان ع روایت فرموده اند که ایشان فرمودند: قنبره (نوعی گنجشک است که به آن چکاوک گفته میشود) را نخورید و آن را دشنام ندهید و به دست بچه ها ندهید تا با آن بازی کنند. چرا که این حیوان بسیار تسبیح می گوید. و تسبیح او این است: خدا مبغضین (دشمنان) آل محمد ص را لعنت کن. (بحارالانوار 27/273 به نقل از امالی شیخ طوسی)

همچنین انس بن مالک نقل کرده که رسول خدا ص فرمودند: خداوند مخلوقاتی دارد که از فرزندان آدم نیستند , اینان مبغض علی بن ابیطالب ع را لعن می کنند. عرض کرد: اینان چه کسانی هستند یا رسول الله؟ فرمود: اینها چکاوکها هستند که سحرگاهان به بالای درختان ندا می دهند: لعنت خدا بر مبغض علی بن ابیطالب علیه السلام, بسم الله الرحمن الرحیم و سلام بر بندگانی که خدا برگزیده است. (ارشاد القلوب 2/236)

ب: کبک

امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: امیرالمومنین علیه السلام روزی از سرزمینی عبور می کردند که در آن هیچ آب و غذایی نبود و کسی در آن زندگی نمی کرد. و نگاه حضرت به کبکی افتاد به آن خطاب کرده و فرمودند: ای کبک! تو از چه زمانی در این بیابان هستی؟ و از کجا آب و غذا تهیه می کنی؟

عرضه داشت: ای امیرالمومنین من از صد سال پیش تاکنون در این بیابان هستم. و هنگامی که گرسنه می شوم بر شما درود و صلوات می فرستم و بدین وسیله سیر می گردم. و هنگامی که تشنه می شوم بر ظالمین شما نفرین می کنم تا این که بدین وسیله سیراب شوم. (بحارالانوار 65/43 ح3)

ج: پرنده ای از پرندگان

در روایتی از عماریاسر و جابر انصاری آمده است که هرکدام گفته اند: در خدمت امیرالمومنین علیه السلام در بیابانی بودم که دیدم حضرت از مسیر جاده بیرون رفته من هم به دنبال ایشان رفتم و دیدم که حضرت (ع) به طرف آسمان نگاه کرد. سپس تبسم نمودند و فرمودند: احسنت ای پرنده! به فضل او (خدای متعال) می خواندی!

عرضه داشتم: مولای من! پرنده کجاست؟ حضرت فرمودند: در هواست. آیا دوست داری آن را ببینی و صدایش را بشنوی؟ عرضه داشتم: بلی مولای من! پس آن حضرت نگاهی به آسمان کرده و زیر لب دعائی خواندند که ناگهان پرنده ای به طرف زمین آمد و روی دستان مبارک امیرالمومنین علیه السلام فرود آمد. حضرت دست مبارک خود را بر پشت آن پرنده نهادند و فرمودند: به اذن خدا سخن بگو که من علی بن ابیطالب (ع) هستم. پس خدای متعال زبان آن پرنده را به لغت عربی واضح به نطق درآورده و آن پرنده گفت: سلام بر تو ای امیرمومنان و رحمت و برکات خدا بر تو باد. پس حضرت جواب سلام داد. و به او فرمودند: در بیابان خشک و بی آب و علف, غذا و آبت را از کجا تهیه می کنی؟ عرضه داشت: مولای من! هر گاه گرسنه می شوم یاد از ولایت شما اهل بیت می کنم و از این طریق سیر می شوم و هرگاه تشنه می شوم از دشمنان شما بیزاری می جویم تا از این طریق سیراب می شوم. حضرت فرمودند: برکت برای تو باشد. برکت برای تو باشد.
(
مناقب ابن شهر آشوب 2/305


[ چهارشنبه 19 شهریور 1393 ] [ 09:13 ] [ خادمین هیئت ]
ظهور پربركت نور هشتمین اختر تابناك آسمان امامت و ولایت 

حضرت سلطان علی ابن موسی الرضا علیه السلام 

بر شما و عموم محبان حضرتش مبارک........ 


انشالله عیدی ما فرج مولایمان آقا امام زمان عج باشد 







[ شنبه 15 شهریور 1393 ] [ 09:50 ] [ خادمین هیئت ]

چشم در تاثیر زیبایی از ابرو كمترست


مستی ابروی یار از گیسوی او كمترست

اصل زیبایی ست این كه پلك در بالای چشم -

شك كند در صحن، از امثال جارو كمترست

یا به وقت بیخودی زائر به دور مرقدت

حس كند كه از خودش هشتاد كیلو كمترست

بارها در تنگ آغوش ضریحت دیده ام -

فاصله بین من و روح من از مو كمترست

با حساب دنیوی در این حرم سر خم نكن

چون بهای چار زانو از دو زانو كمترست

بس كه با نیّت نخوردی زود باور می كنی

آب سقاخانه از یك مشت دارو كمترست

از خودت بگذر به ترفندی كه در این بارگاه

عارف بالله هم گاهی از آهو كمترست



شاعر: مهدی رحیمی



[ شنبه 15 شهریور 1393 ] [ 09:28 ] [ خادمین هیئت ]

1- قال الامام علىّ بن موسى الرّضا (علیه السلام) :
مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ علیه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، كانَ كَمَنْ زارَ اللهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.([1])
حضرت امام رضا (علیه السلام) فرمود: هر مؤمنى كه قبر امام حسین علیه السلام را كنار شطّ فرات )در كربلا( زیارت كند همانند كسى است كه خداوند متعال را بر فراز عرش زیارت كرده باشد.

2- كَتَبَ (علیه السلام): أبْلِغْ شیعَتى: إنَّ زِیارَتى تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ألْفَ حَجَّه، فَقُلْتُ لاِبى جَعْفَر (علیه السلام): ألْفُ حَجَّه؟!
قالَ: إى وَاللهُ، وَ ألْفُ ألْفِ حَجَّه، لِمَنْ زارَهُ عارِفاً بِحَقِّهِ.([2])
حضرت به یكى از دوستانش نوشت: به دیگر دوستان و علاقمندان ما بگو: ثواب زیارت ـ قبر ـ من معادل است با یك هزار حجّ.
راوى گوید: به امام جواد (علیه السلام) عرض كردم: هزار حجّ براى ثواب زیارت پدرت مى باشد؟!
فرمود: بلى، هر كه پدرم را با معرفت در حقّش زیارت نماید، هزار هزار ـ یعنى یك میلیون ـ حجّ ثواب زیارتش مى باشد.

3- قالَ (علیه السلام): أوَّلُ ما یُحاسَبُ الْعَبْدُ عَلَیْهِ، الصَّلاهُ فَإنْ صَحَّتْ لَهُ الصَّلاهُ صَحَّ ماسِواها، وَ إنْ رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها.([3])
فرمود: اوّلین عملى كه از انسان مورد محاسبه و بررسى قرار مى گیرد نماز است، چنانچه صحیح و مقبول واقع شود، بقیه اعمال و عبادات نیز قبول مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.

4- قالَ (علیه السلام): لِلصَّلاهِ أرْبَعَهُ آلاف باب.([4])
فرمود: نماز داراى چهار هزار در (جزء و شرط) مى باشد.

5- قالَ (علیه السلام): الصَّلاهُ قُرْبانُ كُلِّ تَقىّ.([5])
فرمود: نماز، هر شخص باتقوا و پرهیزكارى را - به خداوند متعال - نزدیك كننده است.

6- قالَ (علیه السلام): یُؤْخَذُ الْغُلامُ بِالصَّلاهِ وَ هُوَ ابْنُ سَبْعِ سِنینَ.([6])
فرمود: پسران باید در سنین هفت سالگى به نماز وادار شوند.

7- قالَ (علیه السلام): فَرَضَ اللهُ عَلَى النِّساءِ فِى الْوُضُوءِ أنْ تَبْدَءَ الْمَرْئَهُ بِباطِنِ ذِراعِها وَ الرَّجُلُ بِظاهِرِ الذِّراعِ.([7])
فرمود: خداوند در وضو بر زنان لازم دانسته است كه از جلوى آرنج دست، آب بریزند و مردان از پشت آرنج. (این عمل از نظر فتواى مراجع تقلید مستحبّ مى باشد).

8- قالَ (علیه السلام): رَحِمَ اللهُ عَبْداً أحْیى أمْرَنا، قیلَ: كَیْفَ یُحْیى أمْرَكُمْ؟
وَ قالَ (علیه السلام) : یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَیُعَلِّمُها النّاسَ.([8])
فرمود: رحمت خدا بر كسى باد كه أمر ما را زنده نماید، سؤال شد: چگونه؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد.

9- قالَ (علیه السلام): لَتَأمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ، وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ، اَوْلَیَسْتَعْمِلَنَّ عَلَیْكُمْ شِرارُكُمْ، فَیَدْعُو خِیارُكُمْ فَلا یُسْتَجابُ لَهُمْ.([9])
فرمود: باید هر یك از شماها امر به معروف و نهى از منكر نمائید، وگرنه شرورترین افراد بر شما تسلّط یافته و آنچه كه خوبانِ شما، دعا و نفرین كنند مستجاب نخواهد شد.

10- قالَ (علیه السلام): مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلى مایُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْیَكْثُرْ مِنْ الصَّلوهِ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، فَإنَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً.([10])
فرمود: كسى كه توان جبران گناهانش را ندارد، زیاد بر حضرت محمّد و اهل بیتش(علیهم السلام)صلوات و درود فرستد، كه همانا گناهانش ـ اگر حقّ الناس نباشد ـ محو و نابود گردد.

11- قالَ (علیه السلام): الصَّلوهُ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ التَّسْبیحَ وَالتَّهْلیلَ وَالتَّكْبیرَ.([11] )
فرمود: فرستادن صلوات و تحیّت بر حضرت محمّد و اهل بیت آن حضرت (علیهم السلام) در پیشگاه خداوند متعال، پاداش گفتن «سبحان الله، لا إله إلاّ الله، الله اكبر» را دارد.

12- قالَ (علیه السلام): لَوْخَلَتِ الاْرْض طَرْفَهَ عَیْن مِنْ حُجَّه لَساخَتْ بِأهْلِها.([12])
فرمود: چنانچه زمین لحظه اى خالى از حجّت خداوند باشد، اهل خود را در خود فرو مى برد.

13- قالَ (علیه السلام): عَلَیْكُمْ بِسِلاحِ الاْنْبیاءِ، فَقیلَ لَهُ: وَ ما سِلاحُ الاْنْبِیاءِ؟ یَا ابْنَ رَسُولِ الله! فَقالَ (علیه السلام): الدُّعاءُ.([13])
فرمود: بر شما باد به كارگیرى سلاح پیامبران، به حضرت گفته شد: سلاح پیغمبران(علیهم السلام)چیست؟
در جواب فرمود: توجّه به خداوند متعال; و دعا كردن و از او كمك خواستن مى باشد.

14- قالَ (علیه السلام): صاحِبُ النِّعْمَهِ یَجِبُ عَلَیْهِ التَّوْسِعَهُ عَلى عَیالِهِ.([14])
فرمود: هر كه به هر مقدارى كه در توانش مى باشد، باید براى اهل منزل خود انفاق و خرج كند.

15- قالَ (علیه السلام): المَرَضُ لِلْمُؤْمِنِ تَطْهیرٌ وَ رَحْمَهٌ وَلِلْكافِرِ تَعْذیبٌ وَ لَعْنَهٌ، وَ إنَّ الْمَرَضَ لا یَزالُ بِالْمُؤْمِنِ حَتّى لا یَكُونَ عَلَیْهِ ذَنْبٌ.([15])
فرمود: مریضى، براى مؤمن سبب رحمت و آمرزش گناهانش مى باشد و براى كافر عذاب و لعنت خواهد بود.
سپس افزود: مریضى، همیشه همراه مؤمن است تا آن كه از گناهانش چیزى باقى نماند و پس از مرگ آسوده و راحت باشد.

16- قالَ (علیه السلام): إذَا اكْتَهَلَ الرَّجُلُ فَلا یَدَعْ أنْ یَأكُلَ بِاللَّیْلِ شَیْئاً، فَإنَّهُ أهْدَءُ لِنَوْمِهِ، وَ أطْیَبُ لِلنَّكْهَهِ.([16])
فرمود: وقتى كه مرد به مرحله پیرى و كهولت سنّ برسد، حتماً هنگام شب ـ قبل از خوابیدن ـ مقدارى غذا تناول كند كه براى آسودگى خواب مفید است، همچنین براى هم خوابى و زناشوئى سودمند خواهد بود.

17- قالَ (علیه السلام): إنَّما یُرادُ مِنَ الاْمامِ قِسْطُهُ وَ عَدْلُهُ، إذا قالَ صَدَقَ، وَ إذا حَكَمَ عَدَلَ، وَ إذا وَعَدَ أنْجَزَ.([17])
فرمود: همانا از امام و راهنماى جامعه، مساوات و عدالت خواسته شده است كه در سخنان صادق، در قضاوت ها عادل و نسبت به وعده هایش وفا نماید.

18- قالَ (علیه السلام): لا یُجْمَعُ الْمالُ إلاّ بِخَمْسِ خِصال: بِبُخْل شَدید، وَ أمَل طَویل، وَ حِرص غالِب، وَ قَطیعَهِ الرَّحِمِ، وَ إیثارِ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَهِ.([18])
فرمود: ثروت، انباشته نمى گردد مگر با یكى از پنج خصلت:
بخیل بودن، آرزوى طول و دراز داشتن، حریص بر دنیا بودن، قطع صله رحم كردن، آخرت را فداى دنیا كردن.

19- قالَ (علیه السلام): لَوْ أنَّ النّاسَ قَصَّرَوا فِى الطَّعامِ، لاَسْتَقامَتْ أبْدانُهُمْ.([19])
فرمود: چنانچه مردم خوراك خویش را كم كنند و پرخورى ننمایند، بدن هاى آن ها دچار امراض مختلف نمى شود.

20- قالَ (علیه السلام): مَنْ خَرَجَ فى حاجَه وَ مَسَحَ وَجْهَهُ بِماءِالْوَرْدِ لَمْ یَرْهَقْ وَجْهُهُ قَتَرٌ وَلا ذِلَّهٌ.([20])
فرمود: هركس هنگام خروج از منزل براى حوایج زندگى خود، صورت خویش را با گلاب خوشبو و معطّر نماید، دچار ذلّت و خوارى نخواهد شد.

21- قالَ (علیه السلام): إنَّ فِى الْهِنْدِباءِ شِفاءٌ مِنْ ألْفِ داء، ما مِنْ داء فى جَوْفِ الاْنْسانِ إلاّ قَمَعهُ الْهِنْدِباءُ.([21])
فرمود: گیاه كاسنى شفاى هزار نوع درد و مرض است، كاسنى هر نوع مرضى را در درون انسان ریشه كن مى نماید.

22- قالَ (علیه السلام): السَّخیُّ یَأكُلُ طَعامَ النّاسِ لِیَأكُلُوا مِنْ طَعامِهِ، وَالْبَخیلُ لا یَأكُلُ طَعامَ النّاسِ لِكَیْلا یَأكُلُوا مِنْ طَعامِهِ.([22])
فرمود: افراد سخاوتمند از خوراك دیگران استفاده مى كنند تا دیگران هم از امكانات ایشان بهره گیرند و استفاده كنند; ولیكن افراد بخیل از غذاى دیگران نمى خورند تا آن ها هم از غذاى ایشان نخورند.

23- قالَ (علیه السلام): شیعَتُنا المُسَّلِمُونَ لاِمْرِنا، الْآخِذُونَ بِقَوْلِنا، الْمُخالِفُونَ لاِعْدائِنا، فَمَنْ لَمْ یَكُنْ كَذلِكَ فَلَیْسَ مِنّا.([23])
فرمود: شیعیان ما كسانى هستند كه تسلیم امر و نهى ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگى ـ در عمل و گفتار ـ خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر كه چنین نباشد از ما نیست.

24- قالَ (علیه السلام) مَنْ تَذَكَّرَ مُصابَنا، فَبَكى وَ أبْكى لَمْ تَبْكِ عَیْنُهُ یَوْمَ تَبْكِى الْعُیُونُ، وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیى فیهِ أمْرُنا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ.([24] )
فرمود: هر كه مصائب ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت ـ را یادآور شود و گریه كند یا دیگرى را بگریاند، روزى كه همه گریان باشند او نخواهد گریست، و هر كه در مجلسى بنشیند كه علوم و فضائل ما گفته شود همیشه زنده دل خواهد بود.

25- قالَ (علیه السلام): الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَهِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَه، وَ الْمُذیعُ بِالسَّیِّئَهِ مَخْذُولٌ، وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَهِ مَغْفُورٌ لَهُ.([25])
فرمود: انجام دادن حسنه و كار نیك به صورت مخفى، معادل هفتاد حسنه است; و آشكار ساختن گناه و خطا موجب خوارى و پستى مى گردد و پوشاندن و آشكار نكردن خطا و گناه موجب آمرزش آن خواهد بود.

26- أنَّهُ سُئِلَ مَا الْعَقْلُ؟ فَقالَ (علیه السلام): التَّجَرُّعُ لِلْغُصَّهِ، وَ مُداهَنَهُ الاْعْداءِ، وَ مُداراهُ الاْصْدِقاءِ.([26])
از امام رضا(علیه السلام) سؤال شد كه عقل و هوشیارى چگونه است؟
حضرت در جواب فرمود: تحمّل مشكلات و ناملایمات، زیرك بودن و حركات دشمن را زیر نظر داشتن، مدارا كردن با دوستان مى باشد - كه اختلاف نظرها سبب فتنه و آشوب نشود -.

27- قالَ (علیه السلام): مابَعَثَ اللهُ نَبیّاً إلاّ بِتَحْریمِ الْخَمْرِ، وَ أنْ یُقِرَّ بِأنَّ اللهَ یَفْعَلُ ما یَشاءُ.([1])
فرمود: خداوند هیچ پیغمبرى را نفرستاده مگر آن كه در شریعت او شراب و مُسكرات حرام بوده است، همچنین هر یك از پیامبران معتقد بودند كه خداوند هر آنچه را اراده كند انجام مى دهد.

28- قالَ (علیه السلام): لا تَتْرُكُوا الطّیبَ فى كُلِّ یَوْم، فَإنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَیَوْمٌ وَ یَوْمٌ، فَإنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَفى كُلِّ جُمْعَه.([2])
فرمود: سعى نمائید هر روز، از عطر استفاده نمائید و اگر نتوانستید یك روز در میان، و اگر نتوانستید پس هر جمعه خود را معطّر و خوشبو گردانید (با رعایت شرائط زمان و مكان).

29- قالَ (علیه السلام): إذا كَذِبَ الْوُلاهُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إذا جارَالسُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَهِ، وَ إذا حُبِسَتِ الزَّكاهُ ماتَتِ الْمَواشى.([3])
فرمود: هرگاه والیان و مسئولان حكومت دروغ گویند باران نمى بارد، و اگر رئیس حكومت، ظلم و ستم نماید پایه هاى حكومتش سست و ضعیف مى گردد; و چنانچه مردم زكات ـ و خمس مالشان را ـ نپردازند چهارپایان مى میرند.

30- قالَ (علیه السلام): الْمَلائِكَهُ تُقَسِّمُ أرْزاقَ بَنى آدَمِ ما بَیْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إلى طُلُوعِ الشَّمْسِ، فَمَنْ نامَ فیما بَیْنَهُما نامَ عَنْ رِزْقِهِ.([4])
فرمود: ما بین طلوع سپیده صبح تا طلوع خورشید ملائكه الهى ارزاق انسان ها را سهمیه بندى مى نمایند، هركس در این زمان بخوابد غافل و محروم خواهد شد.

31- قالَ (علیه السلام): مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِن فَرَّجَ اللهُ قَلْبَهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ.([5])
فرمود: هركس مشكلى از مؤمنى را بر طرف نماید و او را خوشحال سازد، خداوند او را در روز قیامت خوشحال و راضى مى گرداند.

32- قالَ (علیه السلام): إنّا لَنَعْرِفُ الرَّجُلَ إذا رَأیْناهُ بِحَقیقَهِ الإیمانِ وَ بِحَقیقَهِ النِّفاقِ.([6])
فرمود: همانا ما اهل بیت عصمت و طهارت چنانچه شخصى را بنگریم، ایمان و اعتقاد او را مى شناسیم كه اعتقادات درونى و افكار او چگونه است.

33- قالَ (علیه السلام): لا یَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً إلاّ أنْ یَكُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال: سُنَّهٌ مِنَ اللهِ وَ سُنَّهٌ مِنْ نَبیِّهِ وَ سُنَّهٌ مِنْ وَلیّهِ، أمَّا السَّنَّهُ مِنَ اللهِ فَكِتْمانُ السِّرِّ، أمَّا السُّنَّهُ مِنْ نَبِیِّهِ مُداراهُ النّاسِ، اَمَّا السُّنَّهُ مِنْ وَلیِّهِ فَالصَّبْرُ عَلَى النائِبَهِ.([7])
فرمود: مؤمن، حقیقت ایمان را درك نمى كند مگر آن كه 3 خصلت را دارا باشد:
خصلتى از خداوند، كه كتمان اسرار افراد باشد، خصلتى از پیغمبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) كه مدارا كردن با مردم باشد، خصلتى از ولىّ خدا كه صبر و شكیبائى در مقابل شدائد و سختى ها را داشته باشد.

34- قالَ (علیه السلام): إنَّ الصَّمْتَ بابٌ مِنْ أبْوابِ الْحِكْمَهِ، یَكْسِبُ الْمَحَبَّهَ، إنَّهُ دَلیلٌ عَلى كُلِّ خَیْر.([8])
فرمود: همانا سكوت و خاموشى راهى از راه هاى حكمت است، سكوت موجب محبّت و علاقه مى گردد، سكوت راهنمائى براى كسب خیرات مى باشد.

35- قالَ (علیه السلام): مِنَ السُّنَّهِ التَّزْویجُ بِاللَّیْلِ، لاِنَّ اللهَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَكَناً، وَالنِّساءُ إنَّماهُنَّ سَكَنٌ.([9])
فرمود: بهترین وقت براى تزویج و زناشوئى شب است كه خداوند متعال شب را وسیله آرامش و سكون قرار داده، همچنین زنان آرام بخش و تسكین دهنده مى باشند.

36- قالَ (علیه السلام):ما مِنْ عَبْد زارَ قَبْرَ مُؤْمِن، فَقَرَأ عَلَیْهِ «إنّا أنْزَلْناهُ فى لَیْلَهِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، إلاّ غَفَرَ اللهُ لَهُ وَلِصاحِبِ الْقَبْرِ.([10])
فرمود: هر بنده اى از بندگان خداوند بر قبر مؤمنى جهت زیارت حضور یابد و هفت مرتبه سوره مباركه ـ إنّا أنزلناه ـ را بخواند، خداوند متعال گناهان او و صاحب قبر را مورد بخشش و آمرزش قرار مى دهد.

37- قالَ (علیه السلام): الاْخُ الاْكْبَرُ بِمَنْزِلَهِ الاْبِ.([11])
فرمود: برادر بزرگ جانشین و جایگزین پدر خواهد بود.

38- قالَ (علیه السلام): انَّما تَغْضَبُ للهِِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَلا تَغْضَبْ لَهُ بِأكْثَرَ مِمّا غَضِبَ عَلى نَفْسِهِ.([12])
فرمود: چنانچه در موردى خواستى غضب كنى و براى خدا برخورد نمائى، پس متوجّه باش كه غضب و خشم خود را در جهت و محدوده رضایت و خوشنودى خداوند، اِعمال كن.

39- قالَ (علیه السلام): خَیْرُ الاْعْمالِ الْحَرْثُ، تَزْرَعُهُ، فَیَأكُلُ مِنْهُ الْبِرُّ وَ الْفاجِرُ، أمَّا الْبِرُّ فَما أكَلَ مِنْ شَیْىء إسْتَغْفَرَ لَكَ، وَ أمَّا الْفاجِرُ فَما أكَلَ مِنْهُ مِنْ شَیْىء لَعَنَهُ، وَ یَأكُلُ مِنهُ الْبَهائِمُ وَ الطَّیْرُ.([13])
فرمود: بهترین كارها، شغل كشاورزى است، چون كه در نتیجه كشت و تلاش، همه انسان هاى خوب و بد از آن استفاده مى كنند.
امّا استفاده خوبان سبب آمرزش گناهان مى باشد، ولى استفاده افراد فاسد و فاسق موجب لعن ایشان خواهد شد، همچنین تمام پرنده ها و چرندگان از تلاش و نتیجه كشت بهره مند خواهند شد.

40- قالَ (علیه السلام): مَنْ تَرَكَ السَّعْیَ فى حَوائِجِهِ یَوْمَ عاشُوراء، قَضَى اللهُ لَهُ حَوائجَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَهِ، وَ قَرَّتْ بِنا فِى الْجِنانِ عَیْنُهُ.([14])
فرمود: هركس روز عاشوراى امام حسین (علیه السلام)، دنبال كسب و كار نرود (و مشغول عزادارى و حزن و اندوه گردد)، خداوند متعال خواسته ها و حوائج دنیا و آخرت او را برآورده مى نماید; و در بهشت چشمش به دیدار ما - اهل بیت - روشن مى گردد.

منابع:

[1] - مستدرك الوسائل: ج 10، ص 250، ح 38. [2] - مستدرك الوسائل: ج 10، ص 359، ح 2. [3] - مستدرك الوسائل: ج 3، ص 25، ح 4. [4] - تهذیب الأحكام: ج 2، ص 242، ح 957. [5] - وسائل الشّیعه: ج 4، ص 43، ح 4469. [6] - وسائل الشّیعه: ج 21، ص 460، ح 27580. [7] - وسائل الشّیعه: ج 1، ص 467، ح 1238. [8] - بحارالأنوار: ج 2، ص 30، ح 13. [9] - الدّرّه الباهره: ص 38، س 3، بحار: ج 75، ص 354، ح 10. [10] - جامع الأخبار ص 59، بحارالأنوار: ج 91، ص 47، ح 2. [11] - أمالى شیخ صدوق ص 68، بحارالأنوار: ج 91، ص 47، ضمن ح 2. [12] - علل الشّرایع: ص 198، ح 21. [13] - بصائرالدّرجات: جزء 6، ص 308، باب 8، ح 5. [14] - وسائل الشّیعه: ج 21، ص 540، ح 27807. [15] - بحارالأنوار: ج 78، ص 183، ح 35، ثواب الأعمال: ص 175. [16] - محاسن برقى: ص 422، ح 208. [17] - الدّرّه الباهره: ص 37، س 13، بحار: ج 75، ص 354، س 5. [18] - وسائل الشّیعه: ج 21، ص 561، ح 27873. [19] - مستدرك الوسائل: ج 2، ص 155، ح 30. [20] - مصادقه الإخوان شیخ صدوق: ص 52، ح 1. [21] - وسائل الشّیعه: ج 25، ص 183، ح 31693. [22] - مستدرك الوسائل: ج 15، ص 358، ح 8. [23] - جامع أحادیث الشّیعه: ج 1، ص 171، ح 234، بحار: ج 65، ص 167، ح 24. [24] - وسائل الشّیعه: ج 14، ص 502، ح 19693. [25] - وسائل الشّیعه: ج 16، ص 63، ح 20990. [26] - أمالى شیخ صدوق: ص 233، ح 17.[1] - بحارالأنوار: ج 4، ص 97، ح 3. [2] - مستدرك الوسائل: ج 6، ص 49، ح 6. [3] - أمالى شیخ طوسى: ص 82، مستدرك الوسائل: ج 6، ص 188، ح 1. [4] - وسائل الشّیعه: ج 6، ص 497، ح 6533. [5] - اصول كافى: ج 2، ص 160، ح 4، وسائل الشّیعه: ج 16، ص 372، ح 6. [6] - إعلام الورى: ج 2، ص 70، بصائرالدّرجات: جزء 8، ص 308، ح 5. [7] - بحارالأنوار: ج 75، ص 334، ح 1، مستدرك الوسائل: ج 9، ص 37، ح 10138. [8] - مستدرك الوسائل: ج 9، ص 16، ح 10073 [9] - وسائل الشّیعه: ج 3، ص 91، ح 22040. [10] - من لا یحضره الفقیه: ج 1، ص 115، ح 541، وسائل الشیعه: ج 3، ص 227، ح 3479. [11] - وسائل الشّیعه: ج 20، ص 283، ح 25636. [12] - عیون أخبارالرّضا(علیه السلام): ج 1، ص 292، ح 44. [13] - الكافى: ج 5، ص 260، ح 5. [14] - عیون أخبارالرّضا(علیه السلام): ج 1، ص 299، ح 57.

 




[ شنبه 15 شهریور 1393 ] [ 09:00 ] [ خادمین هیئت ]
همیشه از حرمت بوی سیب می آید

صدای بال ملائک، عجیب می آید!

سلام! ضامن آهو، دل شکسته ی من -

به پای بوس نگاهت، غریب می آید

نگاه زخمیِ تو تا بقیع بارانی ست

مگر ز سمت مدینه، طبیب می آید؟!

به پای در دلتان ای غریبه ی تنها

علی ز سمت نجف عنقریب می آید

طلای گنبد تو وعده گاه کفترهاست

کبوتر دل من، بی شکیب می آید

برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد

چرا که ناله ی «امّن یُجیب» می آید




[ شنبه 15 شهریور 1393 ] [ 08:03 ] [ خادمین هیئت ]
آمدم ای شاه، پناهم بده

خط امانی ز گناهم بده

ای حَرمَت ملجأ درماندگان

دور مران از در و راهم بده

ای گل بی خار گلستان عشق

قرب مکانی چو گیاهم بده

لایق وصل تو که من نیستم

اِذن، به یک لحظه نگاهم بده

ای که حَریمت به مَثَل کهرباست

شوق و سبک خیزی کاهم بده

تا که ز عشق تو گدازم چو شمع

گرمی جان سوز به آهم بده

لشگر شیطان به کمین من ست

بی کسم ای، شاه پناهم بده

از صف مژگان نگهی کن به من

با نظری، یار و سپاهم بده

در شب اول که به قبرم نهند

نور بدان شام سیاهم بده

ای که عطا بخش همه عالمی

جمله ی حاجات مرا هم بده



شاعر: حبیب الله چایچیان



[ شنبه 15 شهریور 1393 ] [ 03:12 ] [ خادمین هیئت ]


كسی به مُلك دلم حكم رهبری دارد

كه حُسن سروری و بنده پروری دارد

ز كودكی به تو عاشق شدم كه معروف ست:

زخرد سالی اگر، مرد جوهری دارد

نه من! كه هر كه تو را دید، از لطافت حُسن

بر آستان كریمانه ات سری دارد

توئی كه بارگهت از جهات گوناگون

ز باغ جنت و فردوس برتری دارد

هر آن كه اسم مرا با تو برد، باخود گفت:

فلان گدا چه نكو یار و دلبری دارد

بهشت با همه ی وسعتش به رسم ادب

به صحن كوچكت از آسمان دری دارد

دلی چو نام تو را برد، گونه ای ترشد

"حسین" در دل خود كیمیاگری دارد

برای آینه های ضریح تو، خورشید

هزار شمع به دستان هر پری دارد

پراز جلال و شكوه ست بارگاه حسین

ولی امام رضا لطف دیگری دارد

 

شاعر: علی شاه نظری




[ شنبه 15 شهریور 1393 ] [ 02:43 ] [ خادمین هیئت ]


ما بدین درگه به امید گدایی آمدیم

بنده آسا رو بدرگاه خدایی آمدیم

خسته دل بر بسته پا بشكسته دست آشفته حال

سوی این در با همه بی دست و پایی آمدیم

هر كه سر بر خاك این در شود حاجت رواست

ما به امیدی پی حاجت روایی آمدیم

پادشاهان جبهه می‌ سایند بر این خاك راه

ما گدایان نیز بهر جبهه سایی آمدیم

خاك درگاه همایون تو چون فر هما است

از پی تحصیل این فر همایی آمدیم

وعده دادی بی نوایان را گه درماندگی

درگه درماندگی و بی نوایی آمدیم

از ازل بودیم بر الطاف تو امیدوار

تا ابد با قول لا تقْطعْ رجایی آمدیم



[ شنبه 15 شهریور 1393 ] [ 00:19 ] [ خادمین هیئت ]

حضرت معصومه علیها السلام در اول سال ۱۷۳ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود.

پدرش امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و مادرش حضرت نجمه بود که به علت پاکی و طهارت نفس به او طاهره می گفتند.حضرت معصومه در ۲۸ سالگی و در روز دوازدهم ربیع الثانی سال ۲۰۱ هجری قمری در قم به شهادت رسید که امروز بارگاه ملکوتی و مرقد مطهرش همچون خورشیدی در قلب شهرستان قم می درخشد و همواره فیض بخش و نورافشان دلها و جانهای تشنه معارف حقانی است.
آن حضرت در واقع بتول دوم و جلوه ای از وجود حضرت زهرا سلام الله علیها بود.در طهارت نفس امتیازی خاص و بسیار والاداشت که امام هشتم برادر تنی آن حضرت او را (که نامش فاطمه بود) معصومه خواند.فرمود: «من زار المعصومة بقم کمن زارنی» : (کسی که حضرت معصومه علیها سلام را در قم زیارت کند مانند آن است که مرا زیارت کرده است).
مقام علم و عرفان او در مرحله ای است که در فرازی از زیارتنامه غیر معروف او چنین می خوانیم: «السلام علیک یا فاطمه بنت موسی بن جعفر و حجته و امینه» ‍:  (سلام بر تو ای فاطمه دختر موسی بن جعفر و حجت و امین از جانب موسی بن جعفر).و باز می خوانیم: «السلام علیک ایتها الطاهرة الحمیدة البرة الرشیدة التقیة الرضیة المرضیة»: (سلام بر تو ای بانو پسندیده نیک سرشت، ای بانوی رشد یافته، پاک طینت، پاک روش، شایسته و پسندیده).بدین لحاظ و مقامات عالی معنوی آن بانوست که حضرت رضا علیه السلام در فرازی از زیارتنامه معروفش به ما آموخته که در کنار مرقدش خطاب به او بگوییم: «یا فاطمه اشفعی لی فی الجنة فان لک عندالله شانا من الشان».

(ای فاطمه! در بهشت از من شفاعت کن چرا که تو در پیشگاه خداوند دارای مقامی بس ارجمند و والا هستی).امام صادق علیه السلام سالها قبل از ولادت حضرت معصومه علیها سلام  در توصیف قم سخن گفته و آن مکان را حرم خاندان رسالت خوانده بود. آنگاه فرمود: به زودی بانویی از فرزندانم به سوی آن کوچ کند که نامش فاطمه دختر موسی بن جعفر است و با شفاعت او همه شیعیانم وارد بهشت می شوند.

 
خاندان عصمت پیامبر در انتظار آن بودند که این دختر ممتاز چشم به این جهان بگشاید تا قلب و روی آنان را به دیدار خود روشن و منور گرداند. آغاز ماه ذیقعده برای حضرت رضا علیه السلام و دودمان نبوت و آل علی علیه السلام پیام آور شادی مخصوص و پایان بخش انتظاری عمیق و شور آفرین بود زیرا حضرت نجمه فرزندی جز حضرت رضا علیه السلام نداشت و مدتها پس از حضرت رضا نیز دارای فرزندی نشده بود.

از آنجا که سال ولادت حضرت رضا علیه السلام یعنی سال ۱۴۸ هجری قمری و سال ولادت حضرت معصومه علیها سلام سال ۱۷۳ و بین این دو ولادت بیست و پنج سال فاصله بود و از طرفی امام صادق علیه السلام ولادت چنان دختری را مژده داده بود، از این رو خاندان پیامبر بیصبرانه در انتظار طلوع خورشید وجود حضرت معصومه علیها سلام بودند.

هنگامی که وی چشم به جهان گشود براستی که آنروز برای اهل بیت عصمت بخصوص امام هشتم و حضرت نجمه سلام الله علیه روز شادی و سرور وصف ناپذیر و از ایام الله بود زیرا اختری از آسمان ولایت و امامت طلوع کرده بود که قلبها را جلا و شفا می داد و چشمها را روشن می کرد و به کانون مقدس اهل بیت علیهم السلام گرمی و صفا می بخشید

این سوال که پیامبر اسلام با آنکه چند فرزند دختر داشت چرا حضرت زهرا را بیشتر دوست می داشت و به او بیشتر اعتبار می داد. سوالی است که درباره حضرت معصومه علیها سلام نیز صادق است که چرا حضرت موسی بن جعفر علیه السلام با داشتن دختران بسیار به حضرت معصومه علیها سلام توجه می کرد و در میان آنها این دختر به آن همه مقامات نایل شد. پاسخش این است که در آیات قرآن و گفتار پیامبر و امامان به طور مکرر معیار, داشتن علم، تقوا و جهاد و سایر ارزشهای والای انسانی است
براستی که حضرت معصومه علیها سلام همچون جده اش حضرت زهرا سلام الله علیه در معیارهای ارزشی اسلام یکه تاز عرصه ها و در علم و کمالات و قداست گوی سبقت را از دیگران ربوده بود. وی تافته ای ملکوتی و جدا بافته و ساختار وجودی او از دیگران ممتاز بود.همان گونه که پیامبر (ص) در شان حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود:‌ «فداها ابوها» : (پدرش به فدایش باد)، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نیز در شان حضرت معصومه علیها سلام فرمود: «فداها ابوها»حضرت معصومه علیها سلام همنام حضرت فاطمه زهراست دراین نام رازها نهفته است. یکی از رازها این بود که در علم و عمل از رقبای خود پیشی گرفته و دیگر این که از ورود شیعیان به آتش دوزخ جلوگیری می نماید.

همچنین از نظر کمالات علمی و عملی بی نظیر است دیگر این که گرچه مرقد مطهرش آشکار است و همانند مرقد مطهر حضرت زهرا سلام الله علیها مخفی نیست ولی مطابق مکاشفه ای که برای بعضی از اولیای خدا روى داده امام باقر یا  امام  صادق علیهم السلام فرمودند: «کسی که مرقد حضرت معصومه علیها سلام را زیارت کند به همان مقصودی نایل خواهد شد که از زیارت قبر حضرت زهرا سلام الله علیها نایل می شود. از دیگر مشابهت های حضرت معصومه علیها سلام به حضرت زهرا فداکاری ایشان در راه اثبات ولایت بود زیرا حضرت معصومه علیها سلام نیز آن چنان تلاش کرد که جان خود را فدا نمود و به شهادت رسید.

یعنی حضرت معصومه علیها سلام نیز با کاروانی از حجاز به سوی خراسان برای دیدار چهره عظیم ولایتمداران عصر یعنی برادرش حضرت رضا علیه السلام حرکت کرده تا یار و یاور او باشد ولی در مسیر هنگامی که به سرزمین ساوه رسید دشمنان خاندان نبوت در یک جنگ نابرابر بستگان و برادرش را به شهادت رساندند و با ریختن زهر در غذایش او را مسموم ساختند که بیمار شد و به قم آمد و پس از شانزده روز سکونت در قم به شهادت رسید

 
همان گونه که حضرت زهرا سلام الله علیها با استدلالهای متین و استوار، حقانیت ولایت حضرت علی علیه السلام را تبیین می کرد، حضرت معصومه علیها سلام نیز چنین بود. روایاتی که از آن حضرت نقل شده غالباً درباره امامت و ولایت علی علیه السلام است که با اثبات ولایت او ولایت امـامـان معصوم نیز ثابت می شود.

برای نمونه حضرت معصومه با چند واسطه از حضرت زهرا نقل می کنند که فرمود: پیامبر در شب معراج به بهشت رفت و بر روی پرده ای در قصر بهشت دید که چنین نوشته شده: «لااله الا الله محمدا رسوله علی ولی القوم» : (معبودی جز خدای یکتا و بی همتا نیست محمد رسول خدا و علی ولی و رهبر مردم است) و بر روی پرده درگاه قصر دیگری نوشته شده است: «شیعت علی هم الفائزون» (شیعیان علی رستگارند).نیز با چند واسطه از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمود:‌«الا من مات علی حب آل محمد مات شهیدا»: آگاه باشید! کسی که با حب آل محمد از دنیا برود شهید از دنیا رفته است).

یکی از روایات او که با چند واسطه به حضرت زهرا سلام الله علیها می رسد این است که:‌حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: آیا سخن رسول خدا را فراموش کرده اید که در روز عید غدیر خم فرمود: هر کس من مولا و رهبر اویم علی هم مولا و رهبر او است و نیز به علی فرمود:‌ نسبت تو به من همانند نسبت هارون برادر موسی به موسی (ع) است.به این ترتیب می بینیم حضرت معصومه علیها سلام عالمه محدثه آل طه بود و قدم به جای پای حضرت زهرا سلام الله علیها گذاشت و همچون او در عرصه  جهاد و تلاش برای اثبات حق کوشید تا جایی که جانش را فدای ولایت نمود و شهد شهادت نوشید.

 
شخصیت های بزرگ دین ارج و منزلت بسیار والایی برای حضرت معصومه علیها سلام  قائل بودند و هستند و او را با حضرت زهرا سلام الله علیها مقایسه می کنند:
حضرت امام خمینی (قدس سره) در قصیده ای که شامل ۴۴ بیت است او را با حضرت زهرای اطهر مقایسه کرده در بخشی از آن می گوید:
دختر چون این دو در مشیمه قدرت

نــامد و نایـد دگــر هماره مــقدر
آن یک امواج علــم را شده مبــدا

ویـن یک افواج حلم را شده مصدر
آن یــک درعالـــم جلالـت کـعبه

وین یک در ملک کبریایـی مشــعر
لم یلـــدم بستـه لـب و گرنه بگفتم

دخــت خدایـند این دو نــور مطهر
آن یــک خـاک مدینـه کـرد مزین

صفــحه قم را نمود این یـک انــور
خاک قم ایـن کرد از شـرافـت جنت

آب مــدینه نـمـوده آن یک کــوثر
مرجع کل حضرت آیت الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی (قدس سره)مکرر کنار مرقد مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها  می آمد و در آنجا با تضرع و تواضع خاص آن حضرت را واسطه قرار می داد و به مناجات می پرداخت.

چند حدیث منقول از حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

حدثنى فَاطِمَةُ وَ زَیْنَبُ وَ أمَّ کُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَى بْنِ جَعْفَر قُلْنَ:… عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّه عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ وَ رَضِىَ عَنْهَا قَالَتْ : «أنَسِیتُمْ قَوْلَ رَسُولِ اللّه صلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّم یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ، مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْزِ لَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسى؟!»

فاطمه معصومه (س) این روایت را از دختر امام صادق(ع) نقل مى کند که سلسله سندش در نهایت به فاطمه زهرا(س) مى رسد.فاطمه زهرا(س)، دختر بزرگوار رسول اکرم (ص) فرمود: « آیا فرمایش رسول خدا(ص) را در روز غدیر خم فراموش کرده اید که فرمود: هر کس من مولاى اویم، على مولاى اوست، و (آیافراموش کرده اید) دیگر فرمایش آن حضرت را که فرمود: تو براى من همانند هارون براى موسى هستى؟!»


… عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ موسَى بْن جَعْفَر (ع)… عَنْ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّه عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ ، قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ : «ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ ماتَ شَهِیداً.

فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روایتى نقل مى کند که سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا(س)مى رسد که آن حضرت مى فرماید: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: «آگاه باشید! هرکس با محبّت آل محمّد بمیرد، شهید از دنیا رفته است.»




[ چهارشنبه 5 شهریور 1393 ] [ 12:21 ] [ خادمین هیئت ]
تو ای حبیبه حق جلوه از خدا داری كه سوی خویش همه چشم ماسوی داری به چرخ حشمت و اجلال بیشتر از مهر به پیش دیده اهل صفا ضیا داری تو آشنا نشوی گر چه به كسی از قدر ولیك در همه عالم تو آشنا داری به زایرین حریم خود ای ستوده خصال نظر ز راه محبت جدا جدا داری به یك نگاه مس قلب ما طلا سازی تویی كه با نظر خویش كیمیا داری به هر كه می نگرم جانب تو روی آرد تو خود نظر مگر از لطف سوی ما داری از آن كه دختر موسی ابن جعفری بخدا كنند مدح تو گر تا به حشر جا داری
ظهور نور پر بكت بی بی حضرت معصومه سلام الله علیها مبارك

تو ای حبیبه حق جلوه از خدا داری

كه سوی خویش همه چشم ماسوی داری


به چرخ حشمت و اجلال بیشتر از مهر

به پیش دیده اهل صفا ضیا داری

تو آشنا نشوی گر چه به كسی از قدر

ولیك در همه عالم تو آشنا داری

به زایرین حریم خود ای ستوده خصال

نظر ز راه محبت جدا جدا داری

به یك نگاه مس قلب ما طلا سازی

تویی كه با نظر خویش كیمیا داری

به هر كه می نگرم جانب تو روی آرد

تو خود نظر مگر از لطف سوی ما داری

از آن كه دختر موسی ابن جعفری بخدا

كنند مدح تو گر تا به حشر جا داری



[ چهارشنبه 5 شهریور 1393 ] [ 11:29 ] [ خادمین هیئت ]
درجه امیرالمؤمنین على (علیه السلام ) از این بالاتر است 

یوسف بن ابى سعید گفت : من روزى خدمت امام صادق (علیه السلام ) رسیدم حضرت به من گفت : چون روز قیامت شود خداوند تبارك و تعالى خلائق را در آن روز گرد آورد، اولین كسى كه او را فرا بخوانند حضرت نوح (علیه السلام ) است ، پس از او سؤ ال شود آیا تبلیغ نمودى ؟ نوح مى گوید: آرى . به او گفته مى شود شاهد بر گفتارت كیست ؟ نوح (علیه السلام ) مى گوید: محمد بن عبدالله صلى الله علیه و آله و سلم پس ‍ نوح (علیه السلام ) از مكان خود بر مى خیزد و به نزد محمد صلى الله علیه و آله و سلم مى آید و او بر روى تلى از مشك به همراه على (علیه السلام ) قرار دارد، نوح (علیه السلام ) به محمد صلى الله علیه و آله و سلم مى گوید: اى محمد خداوند از من سؤ ال نموده كه آیا نمودى ؟ گفتم : آرى . گفت : گواه تو كیست ؟ گفتم : محمد صلى الله علیه و آله و سلم . پس ‍ حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم مى گوید: اى جعفر و اى حمزه بروید و شهادت دهید كه او تبلیغ خود را كرده است . پس حضرت صادق ع فرمود: جعفر و اى حمزه بروید و شهادت دهید كه او تبلیغ خود را كرده است . پس حضرت صادق (علیه السلام ) فرمود: جعفر و حمزه دو نفر گواهى هستند كه از براى تبلیغ پیامبران گواهى مى دهند، یوسف مى گوید: من عرض كردم فدایت شوم . پس امیرالمؤمنین على (علیه السلام ) در آن موقع كجاست ؟ حضرت فرمود: درجه و منزلت على(علیه السلام) از این بالاتر است .
==============================
روضه كافى ، ص 267.


[ دوشنبه 3 شهریور 1393 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]
السلام علیك یا جعفربن محمد الصادق علیه السلام

سلام من به مدینه به غربت صادق / سلام من به بقیع و به تربت صادق
سلام من به مدینه به آستان بقیع / سلام من به بقیع و کبوتران بقیع 


هــیــئــت بــیــــت الــــــــــعــبـــاس ( تهران ، جوادیه)

شام شــهــادت مــولــانــا امــام صـــــادق علیه السلام

زمان : جمعه 93/5/31 راس ساعت 21:00

محل برگزاری : تهران،راه آهن جوادیه،خیبان قالیشویی.روبروی مسجد همتیه بن بست چهارم



[ پنجشنبه 30 مرداد 1393 ] [ 12:48 ] [ خادمین هیئت ]

در سال 3 ه‍ در روز جنگ احد، حضرت حمزه سید الشهداء و 69 نفر از مسلمانان به شهادت رسیدند(23).

در این جنگ مسلمانان هزار نفر بودند كه به نوشته عده اى سیصد نفر در بین راه برگشتند، و براى جنگ 700 نفر باقى ماند. كفار 3000 نفر بودند و 2000 نفر و 4000 نفر و 5000 نفر هم گفته اند. تعداد كشته هاى كفار 22 یا 23 یا 28 نفر، و تعداد شهدا 70 نفر بود(24) در این روز دندان و پیشانى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را شكستند(25).

فداكارى هاى امیر المؤ منین (علیه السلام ) در احد

در این روز بر اثر فداكاریها و شجاعتهایى كه امیر المؤ منین (علیه السلام ) در دفاع از وجود شریف خاتم الانبیاء (صلى الله علیه و آله ) و حفاظت از آن حضرت نشان داد جراحتهاى زیادى بر بدن مباركش رسید. این در حالى بود كه دیگران فرار كرده بودند، و پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود: یا على ، آیا مى شنوى كه از آسمان تو را مدح مى كنند. یكى از ملائكه به نام رضوان مى گوید: لا سیف الا ذوالفقار و لافتى الا على . امیر المؤ منین (علیه السلام ) مى فرماید: از خوشحالى گریستم و خداوند سبحان را بر این نعمت حمد كردم (26).

در این جنگ پیروزى در ابتداء از آن مسلمانان بود، ولى مقدارى كه به تعقیب دشمن رفتند و میدان خالى شد، بازگشتند و مشغول جمع غنایم شدند و اكثر نگهبانان مخالفت دستور پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نمودند و محل نگهبانى خود را رها كردند و مانند بقیه مشغول جمع غنایم شدند.

خالد بن ولید كه از سر دسته هاى كفار در این جنگ بود از همان قسمت با كفار حمله كردند

تعداد اندكى از نگهبانان دره كه نرفته بودند شهید شدند و كفار از پشت سر به مسلمانان حمله كردند. فراریان كفار هم تا این وضع را دیدند بازگشتند و حمله به مسلمین شدت گرفت . جراحتهاى فراوانى بر بدن مبارك پیامبر (صلى الله علیه و آله ) رسید و شیطان فریاد بر آورد كه محمد كشته شده است ! مسلمانان با شنیدن این ندا فرار كردند، و فقط چند نفرى از وجود مبارك پیامبر (صلى الله علیه و آله ) محافظت مى كردند كه عبارت بودند از امیر المؤ منین (علیه السلام ) و ابودجانه كه شهید شد و زنى به نام نسیبه و انس بن نضر كه تازه از مدینه رسیده بود.

ابوبكر و عمر در جنگ احد

عمر بن خطاب مى گوید: در احد با پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بیعت كرده بودیم بر اینكه كسى فرار نكند، و هر كس از ما كه فرار كند ضال و گمراه است ، و هر كس از ما كشته شود شهید است (27).

احمد بن حنبل مى گوید: ابوبكر و عمر در این جنگ فرار كردند. هنگامى كه امیر المؤ منین (علیه السلام ) در تعقیب فرارى ها بود، عمر در حالى كه اشك چشمانش را پاك مى كرد بر گشت و به امیر المؤ منین (علیه السلام ) عرض ‍ كرد: مرا ببخشید!! امیر المؤ منین (علیه السلام ) فرمود: «آیا تو نبودى كه صدا زدى : محمد كشته شده است ، به دین قبلى خود برگردید»؟!! عمر گفت : این كلام را ابوبكر گفته است ! در اینجا بود كه این آیه نازل شد: ان الذین تولوا منكم یوم التقى الجمعان انما استزلهم الشیطان (28).

امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید: در جنگ احد امیر المؤ منین (علیه السلام ) در حال دفاع از پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بودند، و دیگر اصحاب فرار مى كردند. آن حضرت همچون شیر غضبناك از قفاى گریختگان رفت و اول به عمر بن خطاب رسید كه به اتفاق عثمان و حارث بن حاطب و عده اى دیگر به سرعت فرار مى كردند. حضرت فریاد بر آورد:اى جماعت ، بیعت شكستید و پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را تنها گذاشتید و به سوى جهنم مى گریزید؟

عمر بن خطاب مى گوید: على را دیدم با شمشیر پهنى كه مرگ از آن مى چكید و چشمهایش از خشم مانند دو قدح خون بود، یا مانند دو كاسه روغنى كه آتش در او افروخته باشند مى درخشید، و فهمیدم كه اگر به ما برسد به یك حمله ما را خواهد كشت . این بود كه جلو رفتم و عرض كردم : «یا ابا الحسن ، تو را به خدا سوگند مى دهم كه دست از ما بردارى ، كه عرب را عادت است كه گاهى مى گریزد و گاهى حمله مى كندم زمانى كه حمله مى كند تلافى گریختن را مى نماید». پس آن حضرت ما را رها كرد؛ و به خدا قسم چنان ترسى از آن حضرت در دل من افتاد كه تاكنون از دلم خارج نشده است (29).

در این جنگ بر بدن مبارك امیر المؤ منین (علیه السلام ) هنگام حمایت از پیامبر (صلى الله علیه و آله ) 90 جراحت بر صورت ، سر، سینه ، شكم ، دست و پاى مبارك رسید. جبرئیل نازل شد و عرض كرد: «یا محمد، به خدا قسم این عمل على بن ابى طالب ، مواسات است». پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود: «این بدان جهت است كه من از اویم و او از من است . جبرئیل عرض كرد: و من از شما دو بزرگوارم (30)».

بانویى به نام نسیبه در جنگ احد

در این روز یكى از كسانى كه جانفشانى كرد و فرار نكرد، بلكه مانع از فرار دیگران نیز شد، بانویى به نام نسیبه دختر كعب بن مازنیه بود و به او ام عماره مى گفتند. او با شوهر و دو پسر خود در جنگ احد شركت داشتند. نسیبه مسك آبى به دوش داشت و سقایت لشكر اسلام را مى نمود. هنگامى كه موقعیت را چنان دید كه مسلمین در حال فرار هستند، مشك را به كنارى انداخت و خود را پیش روى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) سپر كرد، به گونه اى كه جراحات زیادى بر او وارد شد، كه مداواى یكى از آنها تا یك سال بعد ادامه داشت .

این زن فداكار دست به شمشیر برد، و چنان ضربه اى بر ابن حمیه كه قصد كشتن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را داشت زد كه او فرار كرد. عبد الله فرزند نسیبه خواست فرار كند كه مانع او شد و او را تشویق به جنگ و دفاع پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نمود و او قبول كرد. پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به نسیبه فرمود: بارك الله علیك یا نسیبه . در این حال پیامبر (صلى الله علیه و آله ) دید یكى از مهاجرین فرار مى كند در حالیكه سپرش را به پشتش ‍ بسته است . آن حضرت فرمودند: «اى صاحب سپر، سپرت را بیانداز و خودت به جهنم برو». سپس آن حضرت به نسیبه فرمود: «سپر او را بردار». او آن را برداشت و مشغول جنگ با مشركین شد. در این هنگام حضرت فرمود: «مقام نسیبه از مقام فلان و فلان افضل است ، چه اینكه فرار كردند(31)».

شهادت حضرت حمزه (علیه السلام )

در این روز جناب حمزه بن عبد المطلب (علیه السلام ) به شهادت رسید.

آن حضرت برادر رضاعى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بود، چون هر دو بزرگوار از زنى به نام ثویبه شیر خورده بودند(32).

آن حضرت مردى شجاع و با هیبت بود و در این جنگ به دست وحشى و به دستور هند همسر ابوسفیان كشته شد. هند به خاطر كشته شدن پدر و برادر و عمویش در جنگ بدر، ابتدا قصد نبش قبر مادر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را داشت ، ولى كفار قریش از ترس نبش قبور امواتشان مانع شدند. این بود كه او وحشى را با وعده هایى به كشتن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) یا على مرتضى (علیه السلام ) و یا حمزه تحریك كرد. وحشى گفت : «از كشتن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و پسر عمویش على (علیه السلام ) عاجزم ، ولى براى كشتن حمزه كمین مى كنم».

او در میدان جنگ با نیزه اى بر سینه و یا شكم مبارك آن حضرت زد و آن حضرت را شهید كرد. وقتى خبر به هند دادند، آن خبیث دستور داد سینه آن حضرت را بشكافد و جگر مبارك آن حضرت را بیرون آورد. وقتى خواست به جگر حمزه دندان بزند دندانهاى نحسش كارگر نشد. همچنین هند با خنجرى گوشها، بینى و... آن حضرت را جدا كرد و به گردن انداخت .

پیامبر (صلى الله علیه و آله ) هنگامى كه حمزه را با آن وضع دیدند، گریستند و عباى مبارك را روى او كشیدند كه خواهرش صفیه او را به آن حال نبیند و فرمودند: یا عم رسول الله و اسد الله و اسد رسوله ... یا فاعل الخیرات ، كاشف الكربات .... امیر المؤ منین و فاطمه زهرا (علیها السلام ) و صفیه و دیگران بر آن حضرت گریستند(33). پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بر بدن مبارك او نماز خوانده و او را در احد دفن نمودند. بعد از چهل سال كه معاویه خواست نهرى از احد عبود دهد با قبر حضرت حمزه برخورد نمود و سر بیلها به پاى حمزه رسید و فورا خون جارى شد!

حضرت رضا (علیه السلام ) به نقل از رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرمودند: «بهترین برادران من على (علیه السلام ) و بهترین عموهاى من حمزه است (34)».




[ سه شنبه 21 مرداد 1393 ] [ 00:56 ] [ خادمین هیئت ]

در سال 252 یا 255 ه‍ (40) حضرت ابوالقاسم عبد العظیم حسنى فرزند عبد الله بن على بن حسن بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب (علیهم السلام ) وفات یافته است (41). ایشان از مشاهیر علما و از ثقات و فضلاى محدثین است كه در زهد و ورع زبانزد خاص و عام بوده و از امام جواد و امام هادى (علیهم السلام ) روایت نقل كرده است (42). كتاب خطب امیر المؤ منین (علیه السلام ) و كتاب الیوم و اللیله از آثار آن بزرگوار است (43). جلالت و عظمت شاءن آن بزرگوار از عرضه عقایدش خدمت امام زمانش ‍ حضرت هادى (علیه السلام ) و تاءیید آن حضرت درباره آنها به وضوح پیداست .

ایشان به طور ناشناس وارد رى شد و از ترس بنى عباس در ساربانان در خانه یكى از شیعیان زندگى مى كرد(44). تا هنگام وفات كسى متوجه نشد آن بزرگوار كیست ، تا اینكه بعد از وفات خواستند آن بزرگوار را غسل دهند نوشته اى در لباس او یافتند كه نسب شریف خود را در آن نوشته بود. مرقد مطهرش در شهر رى مشهور است .

پدر آن حضرت عبد الله مشهور به «عبد الله قافه» است . «قافه» نام مكانى بود كه جناب عبد الله از طرف پدر بزرگش جناب حسن بن زید حاكم آنجا بود.

همسر حضرت عبد العظیم ، خدیجه دختر قاسم بن حسن بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب (علیهم السلام ) است (45). بعضى امامزاده قاسم شمال تهران را پدر خدیجه همسر حضرت عبد العظیم مى دانند(46).

دختر آن حضرت سلمى است كه حضرت عبد العظیم (علیه السلام ) او را به عقد محمد بن ابراهیم بن ابراهیم بن حسن بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب (علیهم السلام ) در آورده و ثمره این ازدواج سه پسر به نامهاى عبد الله و حسن و احمد بود(47).


40- مراقد المعارف : ج 2 ص 52. مستدركات علم رجال الحدیث : ج 2 ص 424 426.

41- مستدرك سفینه البحار: ج 6 ص 66. وقایع الشهور: ص 201.

42- سیل الرشاد الى اصحاب الامام الجواد (علیه السلام ): ص 157. مراقد المعارف : ج 2 ص 54.

43- سیل الرشاد الى اصحاب الامام الجواد (علیه السلام ): ص 157. مراقد المعارف : ج 2 ص 54.

44- سیل الرشاد الى اصحاب الامام الجواد (علیه السلام ): ص 157. مراقد المعارف : ج 2 ص 54.

45- ریاحین الشریعه : ج 4 ص 197.

46- ریاحین الشریعه : ج 4 ص 197، ج 5 ص 106.

47- ریاحین الشریعه : ج 4 ص 332.




[ سه شنبه 21 مرداد 1393 ] [ 00:52 ] [ خادمین هیئت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 36 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


روایات/احادیث/معجزات/مداحی/سخنرانی
/تصاویر/اشعار اهل بیت علیهم السلام

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

در زندگی هر یك از ما گاهی بر سر دو راهی قرار می گیریم و بعد از مشورت با دیگرانم و زدن تمامی درها اگر نتوانستیم راه خودمان را انتخاب كنیم به استخاره روی می اوریم و از خداوند طلب خیر میكنیم .

ابتدا نیت نمایید سپس روی استخاره بگیر کلیک فرمایید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوه ‎ للّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. ‎ اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین