|
هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران غم حسین(علیه السلام) عین عبادت است
| ||||
|
یاقائم آل محمد(علیهم السلام)ادرکنی ولاتهلکنی منتظران مهدی (عج) به هوش حسین(ع) رامنتظرانش کشتند
[ پنجشنبه 15 تیر 1391 ] [ 18:40 ] [ خادمین هیئت ]
در این روز که هفتمین روز ولادت امام حسین علیه السلام است ، حضرت رسول صلی الله علیه واله گوسفندی را برای فرزندش به عنوان عقیقه قربانی کرد. سپس سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او نقره صدقه داد.(۱) ۱.حیاة الامام الحسین علیه السلام : ج ۱ ص ۳۰ – ۴۳ . ارشاد : ج ۲ ص ۳۲۷ . اعلام الوری : ج ۱ ص ۴۲۰ . هر کسی خواسته باشد به خدایی برسد علی اکبر لطیفیان [ سه شنبه 28 خرداد 1392 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]
اگر چه بال و پر ناتوانمان دادند ولی برای پریدن زمانمان دادند خبر دهید دوباره به بال فطرس ها مجال پر زدن آسمانمان دادند به احترام ملائك امانت حق را به دست فاطمه ی مهربانمان دادند بدون واسطه امشب كنار سجاده تمام حُسن خدا را نشانمان دادند قسم به بوسه ی لب های سبز پیغمبر برای بردن نامت زبانمان دادند امام سوم دنیا، امام عاشورا اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا برای آن كه بیابیم ما خدایت را گرفته ایم نشانی ردَپایت را برای آن كه به سمت خدایشان ببری گرفته اند ملائك نخ عبایت را و جبرئیل دلش تنگ می شد ای آقا نمی شنید اگر یك شبی صدایت را فرشتگان مقرب هنوز حیرانند تو را به سجده درآیند یا خدایت را زمین به دور خودش چرخ می زند تا كه نشان دهد به سماوات كربلایت را امام سوم دنیا، امام عاشورا اگر تویی هدف عشق، خوش به حال خدا [ یکشنبه 26 خرداد 1392 ] [ 16:12 ] [ خادمین هیئت ]
در این روز در سال ۳۸ هجری در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام آقا و مولایمان حضرت سیدالساجدین زین العابدین علی بن الحسین علیه السلام به دنیا آمد.( ۱) آن حضرت در روز شنبه در منزل حضرت زهرا علیها السلام به دنیا آمد .( ۲) نام آن حضرت ” علی ” است و مشهورترین لقب مبارکش زین العابدین و سجاد است .( ۳) پدرشان سرور شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام ، و مادرشان حضرت شهربانو دختر یزد گرد سوم پادشاه ایران است . امام سجاد علیه السلام دو سال از عمر با برکتش را با جدش امیرالمؤمنین بود ، و بقیه عمر شریفش همراه عموی مکرم و مظلومش امام مجتبی علیه السلام و پدر والامقامش امام حسین علیه السلام سپری شد . در واقعۀ جانسوز کربلا شاهد شهادت پدر ، برادر ، عمو و بستگان و اصحاب علیهما السلام بود ، همراه با عمه اش زینب کبری علیها السلام و دیگر اسرا به کوفه و شام رفتند . در کوفه و شام جسارتها به آن حضرت و اهل بیت علیهم السلام نمودند ، ولی با خطبه هایی نورانی از امامت و عصمت اهل بیت علیهم السلام دفاع فرمود. در کاخ یزید در حالیکه با چند تن دیگر از خاندان امامت به یک ریسمان بسته شده بودند ، رو به یزید کرده فرمودند: “ما ظنُّک برسول الله لورآنا موثَّقین فی الحبال …”: “ای یزید ، چه گمان به پیامبر می بری اگر آن حضرت ما را این چنین در بند ببیند“؟ (۴) در ولادت آن حضرت اقوال دیگری به این ترتیب وجود دارد : ۸ ربیع الاول ، ۱۵ جمادی الاولی(۵ ) ، ۱۵ جمادی الاخر ، ۵ رجب ، ۱۱ رجب ، ۷ شعبان ، ۹ شعبان (۶) ، ۱۵ شعبان ، ۵ رمضان . (۷) در روز ولادت هم اختلاف است که یکشنبه بوده یا سه شنبه یا پنجشنبه یا جمعه ؟(۸) در سال ولادت هم اختلاف است که ۳۶ یا ۳۷ یا ۳۸ هجری بوده است . (۹) ۱. کشف الغمة : ج ۲ ص ۷۴ . توضیح المقاصد : ص ۲۰ . ۲.مسار الشیعة : ص ۳۴ . اصول کافی : ج ۱ ص ۴۶۷ . ۳.مسار الشیعة : ص ۳۴ . اصول کافی : ج ۱ ص ۴۶۷ . ۴. تذکرة الخواص : ص ۱۴۹ ۵. مسار الشیعة : ص ۳۱ . ۶. فیض العلام : ص ۳۴۱ ۷.شرح احقاق الحق : ج ۱۹ ص ۴۳۹ . قلائد النحور : ج شعبان ، ص ۳۸۸ – ۳۸۹ . ۸.قلائد النحور : ج شعبان ، ص ۳۸۸ – ۳۸۹ . ۹. قلائد النحور : ج شعبان ، ص ۳۸۸ – ۳۸۹ سلام اى چارمین نور الهى كلیم وادى طور الهى تو آن شاهى كه در بزم مناجات خدا مىكرد با نامت مباهات تو را سجاده داران مىشناسند تو را سجده گزاران مىشناسند تو سجادى تو سجاده نشینى تو در زهد و ورع تنهاترینى قیامت مىشود پیدا جبینت به صوت «این زین العابدینت» شبیه تو خدا عابد ندارد مدینه غیر تو زاهد ندارد تو با درماندگان خود شفیعى تو با خیل جذامىها رفیقى سحرها نان و خرما روى دوشت صداى سائلان تو به گوشت فرزدق را تو شعر تازه دادى تو بر شعر ترش آوازه دادى تو میقاتى تو مشعر زاده هستى عزیز من پیمبر زاده هستى تو كز نسل امیر المؤمنینى پیمبر زاده ایران زمینى سزد شاهان فتند اینجا به زانو علىبن الحسین شهر بانو تو را ایرانیان رب مىشناسند تو را با نام زینب مىشناسند تو در افلاك زین العابدینى تو روى خاك با ما همنشینى قتیل تار گیسوى تو اصغر فدایى تو باشد همچو اكبر ابوفاضل همان ماه مدینه كنارت دست دارد روى سینه تو كوه عصمتى، لرزش ندارى تو از غیر خدا خواهش ندارى تو در بالاى منبر چون رسولى تو در محراب خود گویا بتولى تو بابایى چنان شمشیر دارى تو بابایى ز نسل شیر دارى تو را شب زنده داران مىپرستند لبت را روزه داران مىپرستند تو جنسات از نیستان غدیر است تو نامت روى دیوان غدیر است تو بر پیشانى خود پینه دارى تو بر حق خدمتى دیرینه دارى تو آنى كه به كویت هر كه آمد غلام مستجاب الدّعوة باشد تو اشك مطلقى، گریه تبارى تو از روز ازل ابر بهارى تو مقتل سیرتى از جنس آهى تو مثل حنجر گل بى گناهى رعیتهاى تو شه زادگانند اسیران درت آزادگانند تو بزم روضه را بنیانگذارى تو در دل روضه ماهانه دارى تو منبر رفتهاى اما به ناقه سخنها گفتهاى امّا به ناقه تو آن یعقوب یوسف زاده هستى تو آن از دست یوسف داده هستى [ جمعه 24 خرداد 1392 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]
مدینه میخندد، ز یمن میلادت نشسته بر لبها، سرود زیبایت حسین زند بوسه ، هماره بر رویت چو آسمان ریزد، ستاره بر كویت خوش آمدى سجاد علیه السلام تو ماه تابانى ، تو جان جانانى رسیده اى از راه ، خوش آمدى مولا بیا گل زهرا، نظر نما بر ما نشسته بر لبها، ذكر على جانم خوش آمدى سجاد علیه السلام عزیز زهرایى ، امید دلهایى به ما گنهكاران ، شفیع فردائى به خوبى گلها، به لاله صحرا به مادرت زهرا، عیدى بده بر ما خوش آمدى سجاد علیه السلام به لطف بى همتا، دوباره شد پیدا گلى زگلزار فاطمه زهرا علیه السلام [ پنجشنبه 23 خرداد 1392 ] [ 23:59 ] [ خادمین هیئت ]
وقتی خدا قدم به دل و جان ما گذاشت عباس را به جان و دل شیعه جا گذاشت عطر ادب ز خیمه ی عشّاق شد بلند وقتی حسین پرچم عباس را گذاشت ای همّت بلند تو خلوتگه امان بیچاره آنکه حق تو را زیر پا گذاشت نور تو را مقام تو را عصمت تو را - جز در وجود پاک تو خالق کجا گذاشت؟ فانی فی الحسین شدن از مرام توست در مکتبی که دست تو آن را بنا گذاشت سلطان عشق گفت: فدای تو جان من بعد از خودش امام تو سنّت به جا گذاشت با انتقال رتبه باب الحوائجی ارباب ما نهایت منّت به ما گذاشت انگار که علاقه به تو ارث فاطمی ست در دل عزیز فاطمه عشق تو را گذاشت تقوا و زهد علم و عمل، غیرت و وقار اینها مظاهری ست که در تو خدا گذاشت روزی که از وجاهت تو پرده بر کشند پیغمبران ز وجه خدا جرعه سر کشند آن که تو را ز زمره ی جانانه ها نوشت نام تو را به سر در میخانه ها نوشت ساقی شدی که ساغر ایمان دهی به ما قدر تو را قدیر به پیمانه ها نوشت قصّه نویس مبتکر قصّه های عشق قد تو را رشید، چو افسانه ها نوشت ای سایه ات پناه امام زمان، خدا - کهف تو را امن ترین خانه ها نوشت خشم خدا به ابروی پیوسته ات سزاست چشم تو را مراقب بیگانه ها نوشت جانت فدای طاعت و جسمت فنای یار وصف تو را شبیه به پروانه ها نوشت گل بوسه ها به دست تو دارد پیام ها دست تو را محافظ گل خانه ها نوشت رزمت عجیب، شبیه به جنگیدن علی ست شمشیر تو خطوط سر شانه ها نوشت حیدر، حسن، حسین اساتید جنگی ات درس تو را ز مکتب شاهانه ها نوشت وقتی سخن ز ساقی و ساغر شود رواست نام تو را به سر در خُم خانه ها نوشت عشقت جلال ماست، تبارکتَ یا هلال رویت جمال هوست، تعالیت یا جلال از بس نوشته اند جمالت منوّرست رویت سزای گفتن الله اکبرست ای حمزه ی رسول گرامی کربلا محو تو سید الشهدای پیمبرست ای نافذ البصیره کجا سیر می کنی؟ چشمت شبیه هیبت چشمان حیدرست از آن زمان که تو پسر فاطمه شدی دستت شفیع امّت زهرای اطهرست سرو قدت اگر چه به ام البنین بَرَد کی هیبتت به هیبت زینب برابرست؟ آنان که نام ماه بنی هاشمت دهند رخسارشان منوّر صد ماه و اخترست فضل و کمال را به تو تفویض کرده اند آنان که فضلشان همه از فضل داورست روز جزا به مرتبه ات غبطه می خورند آنان که از شهادتشان فیض محشرست دل را شراب صحبت تو مست می کند ما را خمار بوسه بر آن دست می کند روز ازل که روز علمداری تو بود آب حیات تشنه ی لب یاری تو بود روزی که جام عشق عطشناک مرد بود آن روز، روز سید وسالاری تو بود کافی نبود سر بکشد جام عشق را تنها کسی که شاهد می خواری تو بود روزی که هیچ صحبت دلدادگی نبود صحن اَلَست صحنه ی دلداری تو بود دل دادی و شد آتش دلبر به کام تو لب تشنگی متاع خریداری تو بود چشم و سر و دو دست تو دادُ الست داد شرم شریعه از عرق جاری تو بود وقتی تنت نشست ز مستی میان نور عرشی عظیم گرم عزاداری تو بود بر خلق نوری تو خدا افتخار کرد فخر خدا برای گرفتاری تو بود آن روز هم در عالم ذر مثل کربلا زهرا کنار علقمه در یاری تو بود آن ساقی آفرین که تو را آفریده است مشک تو را و اشک تو یک جا خریده است
[ پنجشنبه 23 خرداد 1392 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]
در این روز سال ۶۲ هجری علمدار کربلا سقای نینوا حضرت قمر منیر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام به دنیا آمد.(۱) نام مشهور آن حضرت عباس علیه السلام است . به آن حضرت ابوالفضل ، ابوالقربة ، قمر بنی هاشم ، باب الحوائج ، عبد صالح و سقا می گویند.(۲) پدرشان حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام و مادرشان حضرت ام البنین فاطمه علیها السلام دختر حزام کلابیه است . آن حضرت خوش سیما و زیبارو بود و به همین جهت به ماه بنی هاشم ملقب شد . قامتی بلند و بازوهایی قوی داشت و بر اسب که می نشست و پا در رکاب می نمود زانوی آن حضرت تا گردن اسب می رسید. مظهر جلال و جبروت حضرت کردگار بود ، و در شجاعت و صفات بعد از امام حسن و امام حسین علیهما السلام سر آمد اولاد امیرالمؤمنین علیه السلام بود. آن حضرت سپهسالار و علمدار مظلوم کربلا بود.(۳) ۱. خصائص العباسیة: ص ۶۶ . قمر بنی هاشم علیه السلام مقرم: ص ۱۸ ، از انیس الشیعة.الوقایع و الحوادث: ج محرم ص ۴۰۰. ۲. العباس علیه السلام: ص ۱۶۴. مرحوم مقرم به نقل از مدارک تاریخی گفته که لقب آن حضرت سقا بوده است. ۳. وقایع الایام: ص ۴۲۲ . لبریز از تو گفتنم اما نمی شود*****اصلا زبان برای سخن وا نمی شود لکنت گرفته ام و مانده ام هنوز*****دم از شما زدن به تقلا نمی شود عمری قلم گرفته و یک خط نوشته ام*****بر روی دفترم اما نمی شود وصف تو کار من نه، که کارخود شماست***** مجنون که ازقبیلۀ لیلانمی شود فرض محال کردم و دیدم که باز هم*****دراین خیال وسعت من جا نمی شود ساقی بریز باده که خود را رقم زنم*****دم از ظهور حضرت صاحب علم زنم جان دوباره ای به شجاعت دمیده اند*****وقتی حماسه را به تصوّر کشیده اند روز ازل میان تمامیّ واژه ها*****نامی برای معنی مردی گزیده اند وقتی که نام حضرتتان برده می شود*****دلها رمیده اند و نفس ها بریده اند زیبایی و وقار و شب و صبح پیش هم*****در چشمهای مست شما آرمیده اند می خواستند زمین بلرزد تمام قد*****عباس (ع)را شبیه خدا آ فریده اند جبـر است و اخـــتیار شـدم آشنـای تو*****عشق است اگر که سر بدوانم به پای تو این شام نیست زلف دلارای دلبر است*****این سرو نیست قامت شمشاد پرور است این تیغ نیست، ابروی پیوسته ای ، کمان*****این شانه نیست اوج هزاران کبوتراست این هیبت که هست که این سان قیامت است؟*****این بازوی که است که این سان دلاوراست؟ مژگان نگرکه قامت دلها گرفته است*****چشمش نگر که آینه ای مهر گستر است از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتراست*****عباس مرتضی و اباالفضل حیدراست تو انتخاب فاطمه ای بی قرین شدی*****تو سـرفـرازیِ سـرِ ام البنین شـدی وقتی نبرد تازه نفس گیر می شود*****لبخند برلبان تو تصویر می شود وقتی به سینۀ خود می زنی گره*****این شانه ها به هیبت یک شیر می شود تو نعره می کشی و رجز خوانیت عجیب*****تا هفت آسمان پُرِ تکبیر می شود وقتی که تیغ تیز کمی چرخ می دهی*****یک دشت پرسپاه زمین گیر می شود هر سو نگاه می کنی از کشته ها پر است*****انگار ضربه های تو تکثیر می شود موسی بگو عصای خودش را رها کند*****جایی که کوه را دم تیغت جدا کند پای شریعه چشم به چشم برادرت******آمد ولی خمیده کمر پای پیکرت طفلان هنوز چشم براه رسیدنت*****چشم رباب، چشم علی، چشم خواهرت یک دختر سه ساله در خیمه مانده است ***** درانتظار دیدن لبخند آخرت اما زبس که بر بدنت تیر خورده است*****جایی نمانده است براین جان پرپرت ام البنین نبود بگیرد سر تورا*****زهرا(س) گرفته رأس تورا جای مادرت با تو کسی به کوچۀ غم ها گذر نکرد*****با تو کسی به قامت زینب نظر نکرد
[ پنجشنبه 23 خرداد 1392 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]
عشق را زمزمه پرداز قدیم ست حسین آشنا را به سراپرده ندیم ست حسین ای دل از رهگذرش بوی خوش دوست طلب که ز جنّات فرح بخش نسیم ست حسین سید اهل بهشت ست که از جانب یار به مشام دل و جان طرفه شمیم ست حسین برتر از انس و ملک داده مقامش جانان که به میخانه ی توحید مقیم ست حسین سرمه ی چشم خِرَد باد غبار حرمش که به اسلام شرف بخش حریم ست حسین نخبه ی مدرسه ی عشق و شهادت شده چون - نکته آموز ز استادحکیم ست حسین به سلام آمده جبریل امین در حرمش که عظیم ست و سلیم ست و
کریم ست حسین
دریاب دلها را تو با
گوشه نگاهی حالا که کار عاشقی بالا گرفته عمریست آقا جان دلم از دست رفتهپائین پای مرقدت مأوا گرفته سرو رشید خوش قد و
بالای ارباب از کودکی آوارهی کوی
تو هستم مانند جدت رحمةٌ
للعالمینی عطر تو و پیراهنت را
یوسف شهر اعجاز چشمان تو را آیه
به آیه آقا کرامات نگاه روشنت
را خشم و خروش و هیبتت را
بین میدان خورشید از شرم نگاهت
رو گرفته صبح ازل چشمان مبهوت
ملائک می جوشد از خاک قدمهای
تو زمزم کی می شود با بالهای
این چنینی آنجا که بال جبرئیل
آتش گرفته خُلقاً و خَلقاً ، منطقاً
عین رسولی وقتی که تکبیرت طنین
انداز می شد می ریزد از عطر نگاهت
یاس آقا هر صبح بر لب نغمهی
تکبیر داری با حلقه های گیسوی پر
پیچ و تابت از لهجه ات عطر خدا می
بارد آقا از میمنه تا میسره می
پاشد از هم باید برایت ذوالفقاری
دست و پا کرد از هیبت چشم تو دشمن
می گریزد حالا که خاکم را سرشته
دستهایت بال و پری می خواهم
امشب از تو آقا آه ای اذان گوی سحر
گاه مدینه ای کاش چشمانم تبرّک
می شدند از ای زینت کرب و بلای
حضرت عشق عمریست از مهر تو در دل توشه دارم [ چهارشنبه 22 خرداد 1392 ] [ 00:01 ] [ خادمین هیئت ]
ولادت امام حسین علیه السلام در این روز در سال 4 هجری آقای شهیدان و سرور و سالار شیعیان و دلباختگان ، اشک هر مؤمن ، امام زاهد و عابد ، شهید غریب ، عطشان نینوا حضرت اباعبدالله الحسین الشهید علیه السلام عالم را به نور خود منور فرمود . (1) اقوال دیگر در ولادت آن حضرت پنجم شعبان(2) و سی ام ربیع الاول (3) و دوازدهم رجب است.(4) القاب امام حسین علیه السلام نام مبارک آن حضرت در تورات شبیر و در انجیل طاب است (5) پدرشان مولانا و مقتدانا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام و مادرشان حضرت ولیَّة الله و حَبیبَتهُ خاتون دو سرا صدیقه کبری فاطمه زهرا علیه السلام است . کنیۀ آن حضرت ابوعبدالله و کنیۀ خاص آن حضرت ابوعلی است .(6) القاب حضرت الشهید ، السعید ، السبط الثانی ، الامام الثالث ، الرشید ، الطیب ، الوفی ، السید ، الزکی ، المبارک ، تابع لمرضات الله است.(7) پیامبر صلی الله علیه واله در ولادت امام حسین علیه السلام هنگامی که خبر ولادت آن حضرت به پیامبر صلی الله علیه واله رسید ، به خانۀ امیرالمؤمنین علیه السلام آمدند و به اسماء فرمودند تا مولود را بیاورند. اسماء حضرت را در پارچه ای سفید پیچید و خدمت رسول الله اکرم صلی الله علیه واله آورد. پیامبر صلی الله علیه واله در گوش راست آن حضرت اذان و در گوش چپ اقامه فرمودند. (8) روز اول یا هفتم ولادت امین وحی الهی جبرئیل فرود آمد و عرض کرد : "سلام خداوند بر تو باد ای پیامبر ، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون شبیر نام بگذار ، که به عربی حسین گفته می شود . چون علی علیه السلام برای شما بسان هارون برای موسی بن عمران است . جز آنکه شما خاتم پیامبرانی".(9) به این ترتیب نام پر عظمت " حسین " از جانب پروردگار برای دومین فرزند فاطمه علیها السلام انتخاب شد. در این روز ملائکه آسمانها برای عرض تهنیت به مناسبت این ولادت خدمت پیامبر صلی الله علیه واله رسیدند و از خاک قبر آن بزرگوار برای پیامبر صلی الله علیه واله آوردند و به آن حضرت تعزیت نیز گفتند. یکی از معجزات روز ولادت آن حضرت این بود که فطرس ملک یا دردائیل پناه به آن امام مظلوم برد و خداوند او را بخشید و او را به مقام قبلی اش باز گردانید (10) دوران زندگی امام حسین علیه السلام آن حضرت شش سال و چند ماه با جد گرامی خود رسول اکرم صلی الله علیه واله بود . مدت سی سال با پدر بزرگوار خود مولای متقیان امیر مؤمنان علیه السلام زندگی کرد ، و در جمل ، صفین و نهروان شرکت داشت (11) در دوران زمامداری غاصبانۀ عمر ، امام حسین علیه السلام در سن ده سالگی وارد مسجد شد و خلیفه دوم را بر منبر پیامبر صلی الله وعلیه واله مشاهده کرد که سخن می گفت . از منبر بالا رفت و فریاد زد : "از منبر پدرم فرود آی"!(12) بعد از شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام همراه و شریک رنجهای امام حسن علیه السلام بود ، و شاهد بود که معاویه و دیگر منافقین و کافران چگونه دهان آلودۀ خود را به بد گویی پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین و برادرش امام حسن علیه السلام می گشایند. پس از آنکه امام مجتبی علیه السلام را مظلومانه شهید کردند ؛ امامت به آن وجود سراپا جود رسید ، و بعد از مصائب و اذیتها و زخم زبانها ، در روز عاشورا آن حضرت را به شهادت رسانیدند( 13) در این روز توقیع مبارک از ناحیۀ امام زمان علیه السلام در رابطه با ولادت امام حسین علیه السلام به قاسم بن علاء همدانی صادر شد .( 14) 1.اعلام الوری : ج 1 ص 420 . مسار الشیعة : ص 37 . مصباح المتهجد : ص 758 . مصباح کفعمی : ج 2 ص 598 . فیض العلام : ص 337 . زادالمعاد : ص 56 . بحار الانوار : ج 44 ص 101 – 202 ، ج 94 ص 80 ، ج 98 ص 347 . کشف الغمة : ج 2 ص 3 . 2.ارشاد : ج 2 ص 27 . کشف الغمة : ج 2 ص 3 . 3. توضیح المقاصد : ص 10 . فیض العلام : ص 226 4.اربعین ماحوزی : ص 368 . 5.بحار الانوار : ج 43 ص 237 . 6.بحار الانوار : ج 43 ص 237 . 7. بحار الانوار : ج 43 ص 237 . 8.امالی شیخ طوسی : ج 1 ص 377 . 9. معانی الاخبار : ص 57 10.فیض العلام : ص 337 . بحار الانوار : ج 44 ص 182 . 11.الاصابة : ج 1 ص 333 . 12. الاصابة : ج 1 ص 333 . تذکرة الخواص ابن جوزی : ص 234 . 13. ترجمه امام حسین علیه السلام از تاریخ دمشق ابن عساکر : ص 14 – 285 . 14.مصباح المتهجد : ص 758 . [ چهارشنبه 22 خرداد 1392 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]
در این روز در سال 255 هجری معتز بالله به درک واصل شد. نام او زبیر یا محمد بود که بعد از پسر عمویش مستعین به خلافت رسید. از بزرگترین جرائم او این بود که امام هادی علیه السلام را به شهادت رساند؛ و چون ترس داشت که مؤید بر ضد او قیام کند او را در لحاف مسموم پیچید و دو طرف آن را بست تا در 23 رجب مرد . او پیوسته سرکردگان اتراک را می کشت تا در روز مبعث سال 255 هجری عده ای به سرکردگی صالح بن وصیف دور معتز را گرفتند و توبیخ وسرزنش کردند و از او مطالبۀ اموال کردند و او را از حجره بیرون کشیدند و در آفتاب گرم بپای داشتند که از شدت گرما تکیه بر یک پا می کرد و او را پیوسته می زدند تا اینکه در 27 رجب خود را از خلافت خلع کرد .سپس سه روز به او آب و غذا ندادند تا مرد ؛ و به قولی دیگر او را آب جوش تنقیه کردند. بعضی گفته اند : او را پنج روز در گرمابه بدون آب و غذا حبس کردند و روز آخر آب نمک یا آ ب برفی به او دادند و به این سبب کشته شد. (2) 1.مسار الشیعه : ص 37 . توضیح المقاصد : ص 19 . 2.تتمة المنتهی : ص 340 – 343 . فیض العلام : ص 336 .
[ سه شنبه 21 خرداد 1392 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]
[ دوشنبه 20 خرداد 1392 ] [ 12:41 ] [ خادمین هیئت ]
[ جمعه 17 خرداد 1392 ] [ 18:26 ] [ خادمین هیئت ]
۱.بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مبعث مبارک پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در سن ۴۰ سالگی و آغاز نزول قرآن بر پیامبر در این روز بوده است.۱ این روز یکی از اعیاد بزرگ است ، و روزی است که حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم به رسالت مبعوث گردید و جبرئیل علیه السلام بر پیامبر ی آن حضرت نازل شد .۲غیر شیعه مبعث را در ۱۷ یا ۱۸ یا ۲۴ رمضان و یا در ۱۲ ربیع الاول می دانند. در این روز صلوات بر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و اهل بیت آن حضرت و نیز زیارت آن حضرت و امیر المؤمنین علیه السلام وارد شده است.۳ سالیان سال بود که از بعثت انبیاء علیهم السلام می گذشت، و هر قوم و قبیله ای با عقیده های مختلف خود زندگی می کردند و در حجاز و مکه آن روز بسیاری بت می پرستیدند:بت سنگی،فلزی ،چوبی، و گاهی از جنس خرما . دختران را زنده به گور می کردند.اکثر قبایل در حال جنگ وخونریزی بودند. دنیا غرق در گمراهی و ضلالت بود. تا اینکه چهل سال از ولادت با سعادت اشرف مخلوقات و سرور کائنات حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه وآله وسلم گذشت. خداوند آن حضرت را به پیامبری مبعوث فرمود، وجبرئیل بر آن حضرت نازل شد و وحی الهی را با آداب و مراسمی مخصوص به آن حضرت رسانید که در کتب روایی با سند های مختلف ذکر شده است. طبق بعضی روایات۴ هنگامی که آن حضرت از کوه حرا بر می گشتند انوار جلال و عظمت ایشان را فراگرفته بود، هیچ کس را یارای آن نبود که به حضرتش نظر کند.از هر درخت و گیاه و سنگ که می گذشت در برابر آن حضرت خم می شدند و به زبان فصیح می گفتند:”السلام علیک یا نبی الله،السلام علیک یا رسول الله”. هنگامی که آن حضرت داخل خانه حضرت خدیجه سلام الله علیها شدند، از شعاع انوار جمال آن حضرت خانه منور شد.خدیجه سلام الله علیها عرض کرد:ای محمد، این چه نور ی است که از شما مشاهده می کنم ؟آن حضرت فرمودند :این نور پیامبری است. سپس خطاب به حضرت خدیجه سلام الله علیها فرمودند :بگو:”لااله الا الله “.خدیجه سلام الله علیها عرض کرد:سالهاست من پیامبری شما را می دانم. سپس به وحدانیت خداوند متعال و رسالت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شهادت داد. در این هنگام آن حضرت فرمودند:”ا ی خدیجه احساس سرما می کنم .جامه ای بر من بپوشان”.حضرت جامه بر خود کشید و خوابید. از جانب حقتعالی ندا رسید:”یا ایها المُدثّر ، قُم فَأنذر و رَبَک فَکبِّر…“۵ :”ای جامه به خود پیچیده ،برخیز وبترسان مردم را از عذاب پروردگار خود ، و تکبیر بگوی و پروردگارت را به بزرگی یاد کن”.آن حضرت برخاست و انگشت مبارک در گوش خود گذاشت و فرمود:”الله اکبر،الله اکبر “پس صدای آن حضرت به همه موجودات رسید، و همه با او موافقت کردند.۶ پیامبر صلی الله علیه آله وسلم سه سال پنهانی مردم را به خدای یکتا دعوت می فرمود،و پس از سه سال جبرئیل آمد و عرض کرد:”خداوندمتعال امر فرموده که دعوت خویش را آشکار فرمایی”.سپس آن حضرت از کوه صفا بالا رفتند و و مردم را انذار فرمودند و دعوت خود را علنی نمودند.۷ ۱.اعلام الوری :ج ۱ص۴۶.مصباح المتهجد:ص۷۵۰.مسار الشیعة :ص۳۷.تهذیب:ج۶ص۲.العدد القویه:ص۳۳۷.زاد المعاد:ص۳۶.فیض العلام :ص۳۲۸. ۲.زاد المعاد:ص۳۶. ۳.زاد المعاد:ص۴۰. ۴.منتهی الآمال:ج۱ص۴۷. ۵.سوره مدثر:آیه ۱. ۶.منتهی الآمال:ج۱ص۴۷. ۷.بحار النوار:ج۱۹ص۱۷۴-۱۸۶. [ پنجشنبه 16 خرداد 1392 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]
روز بیست و ششم ماه رجب: ۱.وفات حضرت ابوطالب علیه السلام سید بطحاء حضرت ابوطالب علیه السلام ۱ سه سال قبل از هجرت ودر سال ۱۰ بعثت از دنیا رفت.بنابر نقلی سن آن حضرت به هنگام رحلت ۸۱ سال بوده است .۲اقوال دیگر در رحلت حضرت ابوطالب علیه السلام عبارت است از:۲۷ جمادی الاولی ، ۲۶و۲۹ رجب ،۷و۱۸ رمضان، ۱۵ و ۱۷ شوال ،اول و دهم ذی القعده،اول ذی الحجة.۳ نسب حضرت ابوطالب علیه السلام نام مبارک آن حضرت عمران است ، وپدرشان جناب عبد المطلب ، و مادرشان فاطمه بنت عمرو بن عائذ است.ابوطالب علیه السلام با عبدالله پدر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و زبیر بن عبدالمطلب برادر ابوینی بودند،یعنی از طرف پدر و مادر یکی بودند و سایر اولاد جناب عبد المطلب با این سه بزرگوار فقط از پدر یکی بودند. ایمان حضرت ابوطالب علیه السلام مجلسی رحمه الله می فرماید: امامیه اتفاق دارند بر اسلام وایمان جناب ابوطالب علیه السلام به پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم و اینکه هیچ گاه عبادت بتی نکرده است.بلکه ابوطالب علیه السلام یکی از اوصیاء حضرت ابراهیم علیه السلام است و امر اسلام وایمان او در شیعه مشهور است و علمای شیعه کتاب ها در ایمان آن بزرگوار تألیف کرده اند. صدوق رحمه الله می فرماید: در حدیث آمده که جناب عبد المطلب علیه السلام حجت الهی و جناب ابوطالب علیه السلام وصی ایشان بوده است. طبق روایت ودایع انبیاء عصای حضرت موسی علیه السلام و انگشتر حضرت سلیمان علیه السلام و…. توسط عبدالمطلب علیه السلام به ابو طالب علیه السلام سپرده شد که ایشان آنها را به خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلم سپردند. ابن اثیر جزری شافعی می گوید : اهل بیت علیهم السلام بر ایمان ابو طالب علیه السلام اجماع دارند و اجماع اهل بیت علیهم السلام حجت است.۴ کتب زیادی در ایمان حضرت ابو طالب علیه السلام تألیف شده که اولین آنها در سال ۶۳۰ ه نوشته شده است . از آن زمان تا کنون کتبی به زبان های مختلف در ایمان ، عظمت و بزرگی آن حضرت نوشته تألیف و چاپ شده است که بر اهل تحقیق پوشیده نیست.۵حضرت رضا علیه السلام می فرمایند:”کسی که معتقد باشد ابوطالبعلیه السلام با حالت کفر از دنیا رفته ، کافر است”.اشعار حضرت ابو طالب علیه السلام در حمایت از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشعار منسوب به امیر المؤمنین علیه السلام هنگام رحلت ابو طالبعلیه السلام و کلمات آن بزرگوار به قریش در مسجد الحرام هنگام قصد سوءقریش به پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم و کلمات آن حضرت هنگام رحلت ،کلمات آن حضرت در طلب باران همه دلالت دارد بر اینکه دارای ایمانی منحصر به فرد بوده است که در روایات تشبیه به ایمان اصحاب کهف شده است. بعضی از ابیات امیر المؤمنین علیه السلام در مرثیه آن بزرگوار نیز دلالت بر افضلیت آن بزرگوار بر حمزه دارد. اصبغ بن نباته می گوید: امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:”به خدا قسم هرگز پدرم و جدم عبدالمطلب و هاشم و عبد المناف عبادت بت نکرده اند”.گفتند:پس چه را عبادت می کردند؟ فرمودند: به سوی کعبه نماز می خواندند و بر دین ابراهیم و به آن متمسک بودند. ابن ابی الحدید در ضمن اشعاری می گوید : اگر ابوطالب و پسرش نبودند ، از دین اثری نبود که اینچنین استوار شود. ابوطالب در مکه از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم حمایت کرد و پسرش در مدینه بی دریغ از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حمایت و دفاع می نمود.۶ پیامبر در وفات ابو طالب علیه السلام هنگامی که حضرت امیر المؤمنینعلیه السلام خبر وفات ابوطالب علیه السلام را به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم داد،آن حضرت به شدت ملول و محزون شدند و فرمودند:”یا علی برو و او را غسل و حنوط و کفن کن و چون بر روی سریر نهادی به من خبر بده “. هنگامی که آن حضرت دستورات پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم را انجام داد و پدر بزرگوار را بر روی سریر گذاشت،پیامبر صلی الله علیه و آله وسلمخودشان تشریف آوردند و چون نظر مبارکشان بر نعش عموی بزرگوارشان افتاد ،رقت و حزن به آن حضرت دست داد و فرمودند:”ای عمو صله رحم کردی و جزای خیر دیدی .ای عمو ، در کوچکی مرا کفالت کردی و در بزرگی مرا نصرت وحمایت نمودی”. بعد به مردم رو کردند و فرمودند:” سوگند به خدا که اذن شفاعت می دهم در روز قیامت به عمویم که جن و انس از آن شفاعت تعجب کنند”.با رحلت ابوطالب علیه السلام جبرئیل نازل شده به پیامبرصلی الله علیه و آله وسلم عرض کرد :”یاور تو از دنیا رفت،هجرت کن”.۷ امیر المؤمنین علیه السلام در زمان حیات خود نائب می گرفت که برای عبدالله وآمنه و ابوطالب علیهم السلام حج انجام دهند، و هنگام شهادت به اولاد خود وصیت فرمودندکه نایب برای حج از طرف آن بزرگواران بگیرند.۸ ۱.منتخب التواریخ:ص۴۳..بحار الانوار:ج۱۹ص۲۴.فیض العلام:ص۳۲۶..قلائد النحور:ج رجب ص۲۸۴.مصباح المتهجد:۷۴۹. ۲.منتخب التواریخ:ص۸۰..وقایع الایام:ج۱ص۳۰۳از بحار الانوار. ۳.نفائح العلام:ص۱۵۸.اسد الغابة:ج۱ص۱۹.قلائد النحور:ج رجب ،ص۲۸۴.منتخب التواریخ:ص۴۳.احقاق الحق:ج۲۹ ص۶۱۴. ۴.منتخب التواریخ:ص۱۱۳-۱۱۴.وقایع الایام:ج۱ص۲۸۶-۳۰۶.شرح ابی الحدید: ج۱۴ص ۶۶-۸۵. ۵.قلائد النحور:ج رجب ص۲۸۴،۲۸۹،۳۱۴،۳۱۷،۳۱۸،،۳۲۲.منتخب التواریخ:۱۱۳-۱۱۴.وقایع الایام:ج۱ص۳۰۱. ۶.شرح ابی الحدید :ج۱۴ص۸۵.در وقایع الایام ج۱ص۲۸۹ می گوید:به گفته سیوطی احادیثی که جسارت به آن بزرگوار کرده اند،از موضوعات زمان معاویه وغیرآن است ،برای شادی شجره ملعونه بنی امیه ،و منجمله از راویان آن مغیرة بن شعبةاست که در عداوت و دشمنی با بنی هاشم شهره آفاق است. ۷.بحار الانوار:ج۱۹ص۶۹. ۸.وقایع الایام:ج۱ص۳۰۳ [ چهارشنبه 15 خرداد 1392 ] [ 23:00 ] [ خادمین هیئت ]
40حدیث ازامام موسی کاظم
[ چهارشنبه 15 خرداد 1392 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]
نام:موسى بن جعفر. كنیه: ابو ابراهیم، ابوالحسن، ابوالحسن اوّل، ابوالحسن ماضى، ابوعلى و ابواسماعیل. القاب: كاظم، صابر، صالح، امین و عبدالصالح. نكته: آن حضرت در میان شیعیان به «باب الحوائج» معروف است منصب: معصوم نهم و امام هفتم شیعیان. تاریخ ولادت:هفتم ماه صفر سال 128 هجرى. برخى نیز سال 129 را ذكر كردند. محل تولد: ابواء (منطقهاى در میان مكه و مدینه) در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى). نسب پدرى: امام جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابىطالب علیهم السلام. نام مادر:حمیده مصفّاة. نامهاى دیگرى نیز مانند حمیده بربریه و حمیده اندلسیه نیز براى او نقل شده است. این بانو از زنان بزرگ زمان خویش بود و چندان فقیه و عالم به احكام و مسائل بود كه امام صادق علیه السلام زنان را در یادگیرى مسائل و احكام دینى به ایشان ارجاع مىداد. و دربارهاش فرمود: «حمیده، تصفیه شده است از هر دنس و چركى؛ مانند شمش طلا. پیوسته فرشتگان او را حفاظت و پاسبانى نموده تا رسیده است به من، به خاطر آن كرامتى كه از خداى متعال براى من و حجت پس از من است.» مدت امامت:از زمان شهادت پدرش، امام جعفر صادق علیه السلام، در شوال 148 هجرى تا رجب سال 183 هجرى، به مدت 35 سال. آن حضرت در سن بیست سالگى به امامت رسید. تاریخ و سبب شهادت: 25 رجب سال 183 هجرى، در سن 55 سالگى، به وسیله زهرى كه در زندان سندى بن شاهك به دستور هارون الرشید به آن حضرت خورانیده شد. محل دفن: مكانی به نام مقابر قریش در بغداد (در سرزمین عراق) كه هم اكنون به «كاظمین» معروف است. همسران: 1. فاطمه بنت على. 2. نجمه. فرزندان: درباره تعداد فرزندان آن حضرت چند قول وجود دارد. بنابر نقل یكى از آنها، آن حضرت 37 فرزند داشت كه 18 تن از آنان پسر و 19 تن دختر بودند. یكى از دختران آن حضرت به نام فاطمه، معروف به حضرت معصومه علیهاالسلام كه براى دیدار برادرش امام رضا علیه السلام عازم ایران شده بود، در شهر قم بیمار شد و پس از چند روز بیمارى، وفات یافت و در این شهر مدفون گردید. هم اكنون مقبره ایشان زیارتگاه شیعیان سراسر جهان و دانشگاه عالمان و مجتهدان شیعى است. امام موسى كاظم علیه السلام در عصر خلافت منصور عباسى به مقام امامت نایل آمد. از آن زمان تا سال 183 هجرى، سال وفات آن حضرت، چندین بار توسط خلفاى عباسى دستگیر و زندانى گردید. تنها در دوران خلافت هارون الرشید به مدت چهار سال زندانى و در همان زندان به شهادت رسید. رویدادهاى مهم: 1. شهادت امام جعفر صادق علیه السلام، پدر ارجمند امام موسى كاظم علیه السلام، به دست منصور دوانیقى، در سال 148 هجرى. 2. پیدایش انشعاباتى در مذهب شیعه، مانند: اسماعیلیه، اَفْطَحیه و ناووسیه، پس از شهادت امام صادق علیهالسلام و معارضه آنان با امام موسى كاظم علیه السلام در مسئله امامت. 3. ادعاى امامت و جانشینى امام جعفر صادق علیه السلام، توسط عبدالله اَفْطَحْ، برادر امام موسى كاظم علیه السلام و به وجود آوردن مذهب افطحیه در شیعه. 4. اعراض بیشتر اصحاب امام صادق علیه السلام از عبدالله اَفْطَحْ، و گرایش آنان به امام موسى كاظم علیهالسلام. 5. مرگ منصور دوانیقى، در سال 158 هجرى، و به خلافت رسیدن ابوعبدالله مهدى عباسى، فرزند منصور. 6. احضار امام موسى كاظم علیه السلام به بغداد و زندانى نمودن ایشان در آن شهر، به دستور مهدى عباسى. 7. زندانى شدن امام موسى كاظم علیه السلام در بغداد، در دوران حكومت هادى عباسى. 8. مبارزات منفىِ امام موسى كاظم علیه السلام با دستگاه حكومتىِ هارونالرشید، در مناسبتهاى گوناگون. 9. بدگویی و سعایت على بن اسماعیل، برادرزاده امام موسى كاظم علیه السلام از آن حضرت، نزد هارون الرشید با توطئهچینى یحیى برمكى، وزیر اعظم هارون. 10. دستگیرى امام كاظم علیه السلام در مدینه و فرستادن آن حضرت به زندان عیسى بن جعفر در بصره، به دستور هارونالرشید، در سال 179 هجرى. 11. انتقال امام علیه السلام از زندان بصره به زندان فضل بن ربیع در بغداد. 12. انتقال امام علیه السلام از زندان فضل بن ربیع به زندان فضل بن یحیى برمكى. 13. مراعات كردن حال امام علیه السلام در زندان، توسط فضل بن یحیى و عكسالعمل شدید هارون به این قضیه. 14. مضروب و مقهور شدن فضل بن یحیى، توسط هارون، به خاطر مراعات حال امام علیه السلام در زندان. 15. انتقال امام علیه السلام از زندان فضل بن یحیى به زندان سندى بن شاهك. 16. مسموم كردن امام علیه السلام با خرماى زهر آلود، توسط سندى بن شاهك در زندان. 17. شهادت امام كاظم علیه السلام به خاطر مسمومیت در زندان سندى بن شاهك، در 25 رجب سال 183 هجرى. 18. انتقال پیكر مطهر امام موسى كاظم علیه السلام به جِسر (پل) بغداد و فراخوانىِ مردم براى دیدن آن توسط مأموران هارونالرشید. 19. انزجار سلیمان بن جعفر بن منصور دوانیقى از تحقیر پیكر امام موسى كاظم علیه السلام، توسط مأموران حكومتى، و دستور او به تجهیز و تكفین مناسب شأن پیكر آن حضرت و به خاك سپارى در مقابر قریش بغداد. [ سه شنبه 14 خرداد 1392 ] [ 00:05 ] [ خادمین هیئت ]
|
||||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||||