هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران
غم حسین(علیه السلام) عین عبادت است
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون راجع به وبلاگ ما




صفحات جانبی
[ پنجشنبه 15 تیر 1391 ] [ 17:40 ] [ خادمین هیئت ]

در این پست قصد داریم تا با اسناد مشخص شده نشان دهیم تا عمر بن خطاب به خانه حضرت صدیقه طاهره هجوم برده است.

((تذکر  برای دیدن تصویر در اندازه واقعی  روی عکسها کلیک کنید))

در کتاب فرائد السمطین  ج 2 ص 34 و ص 35 

چاپ : موسسه المحمودی للباعه و النشر . بیروت – لبنان

مولف : امام الحرمین  جوینی استاد ذهبی .

  

دو تصویر بالا ، تصویر صفحه ی ۳۴ است.

ترجمه ی این قسمت :

روزی پیامبر صلی الله علیه واله نشسته بود . حسن بن علی بر او وارد شد  . دیدگان پیامبر که بر او افتاد  اشک الود شد  سپس حسین بن علی بر او وارد شد  پیامبر مجددا گریست . در پی ان دو  فاطمه سلام الله علیها  بر پدر وارد شد  اشک پیامبر با دیدن فاطمه سلام الله علیها  جاری شد سپس امیرالمومنینعلی علیه السلام  بر پیامبر وارد شد . پیامبر تا چشمانش به او افتاد بر او گریه کرد  ...وقتی از پیامبر علت گریه بر فاطمه را پرسیدند . فرمود :

 

 

تصویر بالا ، تصویر صفحه ی ۳۵  است . ترجمه ی این قسمت :  

زمانی كه فاطمه را دیدم ، به یاد صحنه‌ای افتادم كه پس از من برای او رخ خواهد داد ، گویا می‌بینم ذلت وارد خانۀ او شده ،‌ حرمتش پایمال گشته ، حقش غصب شده ، از ارث خود ممنوع گشته ، پهلوی او

شكسته شده و فرزندی را كه در رحم دارد ، سقط شده ؛

در حالی كه پیوسته فریاد می‌زند : وا محمداه ! ؛ ولی كسی به او پاسخ نمی‌دهد ،‌ کمک می خواهد ؛ اما كسی به فریادش نمی‌رسد .او اول كسی است كه از خاندانم به من ملحق می‌شود ؛ و در حالی بر من وارد می‌شود كه محزون ، گرفتار و غمگین و شهید شده است .و من در اینجا می‌گویم : خدایا لعنت كن هر كه به او ظلم كرده ، كیفر ده هر كه حقش را غصب كرده ، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلد كن هر كه به پهلویش زده تا فرزندش را سقط كرده و ملائكه در این هنگام آمین می گویند .

در اینجا  طبق حدیثی از رسول الله صلی الله علیه واله که نقل شده حضرت زهرا سلام الله علیهامورد هجمه واقع می شوند و شهیده می شوند نه اینکه به مرگ عادی و طبیعی از دنیا بروند.

نـــــــتــــــــیــــجـــــه : آیا با این مطالب و اسنادی که ذکر شد ، آیا عمر بن خطاب را می توان به عنوان جانشین رسول خدا پذیرفت ، آیا می توان وی را مسلمان دانست؟




[ پنجشنبه 14 اسفند 1393 ] [ 00:36 ] [ خادمین هیئت ]

روز سیزدهم ماه جمادی الاولی:

1.شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

شهادت مظلومانه و جانگداز حضرت ام الائمه النجباء صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها در مدینه 75 روز پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله واقع شده است(1)اقوال دیگر درباره شهادت حضرت در سوم جمادی الثانیه خواهد آمد.

در شب چهاردهم امیرالمومنین علیه السلام به همراه جمعی قلیل از گلهای سرسبد اصحاب بدن مطهر صدیقه کبری سلام الله علیها  را به خاک سپردند.

به سند صحیح از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است که حضرت  فاطمه سلام الله علیها 75 روز بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله زنده بودندبنا بر مشهور که وفات آن حضرت در28 صفر باشدشهادت حضرت صدیقه سلام الله علیها در 13 یا 14 یا 15 جمادی الاولی میشود در این سه روز زیارت ان حضرت مناسب است.(2)

1.وقایع الشهورص 95

2.فیض العلامص 248




طبقه بندی: ماه جمادی الاول ووقایع،
[ چهارشنبه 13 اسفند 1393 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]

باران گرفت و قصه ی دریا شروع شد
تکبیرهای جنگل و صحرا شروع شد

بابا که رفت دختر خود را بغل کند
بغضش گرفت و عشق همانجا شروع شد

صف بسته بود جمع ملائک در انتظار
پرده کنار رفت و تماشا شروع شد

کوثر به جوش آمد و رضوان خروش کرد
جشن و سرور عالم بالا شروع شد

چشمش به چشمهای پدر خورد و بعد از آن
لبخند های ام ابیها شروع شد

تا سالها برای پدر، مادری کند
همراه او بماند و پیغمبری کند

تا عشق را نفس بکشد در هوای او
بابا برای او شود و او برای او

هی دور او بچرخد و پروانه ای شود
دستش برای موی پدر شانه ای شود

خیره شود به صورت او تا به ماه خود-
بوی بهشت هدیه کند با نگاه خود

تا پاره ی تنش بشود، میوه ی دلش
آئینه ای مقابل شکل و شمایلش

تا سالها همین بشود ماجرای او :
بابا برای او شود و او برای او

-----------------

بادی وزید و خنده ی دریا تمام شد
احساس خوب جنگل و صحرا تمام شد

خورشید او غروب خودش را بغل گرفت
یخ بست قلب عالم و گرما تمام شد

آئینه ای شکست و غمی انعکاس کرد
آئین مهربانی دنیا تمام شد

تنها بهانه بود برای وجود او
راهی شد و بهانه ی زهرا تمام شد

این کار، کار کیست؟! چه بد می زند به در
باور نکردنیست ، لگد می زند به در؟!

مشعل گرفته است که آتش به پا کند
یا با طناب دست شما را جدا کند

شاید تو بی علی شوی و او بدون تو
از پشت در صدا بزنی: یا علی نرو !

یعنی که قطره قطره بریزی به کوچه ها
نامش نیفتد از دهنت تا به انتها

یعنی بجنگ! وقت تماشا نمانده است
یعنی به او نشان بده تنها نمانده است

-----------------

اینجا کجاست؟! چادر خاکی! چه می کنی؟!
تنها ترین نشانه ی پاکی ، چه می کنی؟!

اینجا غریبه نیست، چرا رو گرفته ای؟!
آیا تویی که دست به زانو گرفته ای؟!

دیر آمدم بگو که چه کردند کوچه ها ؟!
بانوی قد خمیده! زمین می خوری چرا؟!

این کودکت چه دیده که هی زار می زند؟!
هی دست مشت کرده به دیوار می زند ..

-----------------

حق دارد او که طاقت این روز را نداشت
روزی که خانه دست کم از کربلا نداشت

روزی که از صدای غمت شهر خسته شد
روزی که چشم های تو یکباره بسته شد

روزی که زخم های عمیقت دوا نداشت
روزی که گریه های تو دیگر صدا نداشت

ای کاش بر زمین اثری از فدک نبود
ای کاش دست شوهر تو بی نمک نبود

-----------------

توفان گرفت و آن شب یلدا شروع شد
خون گریه های عالم بالا شروع شد !

( حسن اسحاقی )

 




طبقه بندی: ماه جمادی الاول ووقایع،
[ سه شنبه 12 اسفند 1393 ] [ 13:50 ] [ خادمین هیئت ]


اللّهــم صلّ علــی محمّــد و آل محمّــد و عجّــل فرجــــهم "

دركتاب كرامات الفاطمیة(سلام الله علیها)... نقل شده: آقای حسان كه از شعرای بنام است كه چندین كتاب شعری هم دارد می گفت : در اوج ناراحتی و بیماری مرحوم علامه امینی صاحب كتاب شریف الغدیر كه شیفته و دلداده خاندان پیغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) بود ، عرض كردم : آیا تا به حال برای شما معلوم نشده كه قبر حضرت زهرا (سلام الله علیها) در كجاست و در چه نقطه ای باید ایشان را زیارت كرد ؟
می گوید: مرحوم علامه امینی لحظاتی را سكوت كردند و بعد فرمودند: هر وقت به مدینه می رفتم ، صدای ناله و ضجه جانگاه و جانسوز حضرت زهرا (سلام الله علیها) به گوشم می رسید ، تو داری از قبرش صحبت می كنی ، در حالی كه هنوز ناله حضرت در مدینه طنین افكن است .

در راه تو گر بلا ببارد بر ما

ما را چه غم است كه لطف تو شامل ماست

ما دیده گشوده ایم بر معرفتت

ای دفتر ما به شاءن تو عاقل ماست

آن كس كه ندارد ز ولای تو نشان

گر عالم دهر است ولی جاهل ماست

ما دست گدایی به ولای تو زدیم

در حشر یقین عطای تو حاصل ماست


منبع.کتاب كرامات الفاطمیة(معجزات فاطمه زهرا(س) بعدازشهادت بضمیمه سوگنامه فاطمه زهرا (س))





[ سه شنبه 12 اسفند 1393 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]
آی مردم، عشق می‌دانید چیست
مرد راه عشق، می‌دانید كیست
آی مردم، مرد را معنا كنید
مرد صاحب درد را پیدا كنید
آی مردم، غم چه معنا می‌دهد
عشق در اینجا چه فتوا می‌دهد
غربت و غم چیست در فرهنگ درد؟
می نماید، از چه رو همرنگ درد؟
غربت و غم، گویی از یك مایه‌اند
آفتاب عشق را همسایه‌اند
غم اگر چون كوه شد، جایش كجاست
در كدامین سینه درد آشناست؟
گر چه می‌دانید از من بشنوید
پاسخی از لفظ روشن بشنوید
نی، غلط گفتم كه لفظ اینجا كم است
پیش آن دریای معنا، یك نم است
لفظ اگر، دریاست، كم می‌آورد
عقل هم، كی ره به جایی می‌برد
حرف و گفت و صوت را برهم زنید
تا كه بی این هر سه، زان غم دم زنید
عشق اگر یك دم نهد پا در میان
سر افراز آیم، برون زین امتحان
باده نابم دهد مستم كند
نیست چون گشتم ز خود، هستم كند
تا در آن حال از غمش چون دم ز نم
می توانم، شعله در عالم زنم
كیست او، كاین روزها، دلخسته است؟
پسش زهرای دلش، بنشسته است؟
كیست در آن خانه در سوخته؟
چشم در چشمان عشقش دوخته؟
اشك او آرام می‌آید فرود؟
كیست آن مرد غم آن تنها ترین؟
كیست او، كاین روز‌ها در بستر است؟
و آن گلی كاین روزها می‌پژمرد؟
یا علی ما جمله محزون توایم
چشم را از اشك پر نم می‌كنیم
خیس می‌ریزد، بر آن روی كبود؟
از فراق یار خود شیداترین؟
پیكرش، مجروح دیوار و در است؟
بهر آن تنها‌ترین، غم می‌خورد؟
در جنون عشق، مجنون توایم
لختی از بار غمت كم می‌كنیم
از تو غفلت كردن از خود غافلیست
با غمت، سر بردن اما خوشدلیست
در غمت ما نو بهار گریه‌ایم
چشمه چشمه بی‌قرار گریه‌ایم
یا علی تا غربتت ما را ببر
تا به مظلومیتت ما را ببر
برق مهرت زد كه خاكستر شدیم
زیر باران نگاهت‌تر شدیم
دل، ترا دادیم و غم صاحب شدیم
از رموز عشق، پر مطلب شدیم
از جنون آباد عشقت سر زدیم
سر برون از لاك بال و پر زدیم
شوق تو، در ما سلیمانی كند
روح ما را، عشق در مانی كند
در غمت ما را شریك خود بدان
در كنار بستر زهرا بمان
آمدیمت تا تسلایت دهیم
دل تسلا، بهر زهرایت دهیم
آمدیمت تا رواق خانه‌ات
با دلی در عاشقی، دیوانه‌ات
بغض داریم و شبیه دق شدیم
چون ترا، ما از ازل عاشق شدیم
سینه ما را در آنجا كاشتند
عشق، پاشیدند و غم برداشتند
با تو چون بودیم، بالایی شدیم
لافتی گفتیم و الایی شدیم
پیش پایت چك چك اشك غمیم
زخم غربت داری و ما مرهمیم
در غم تو، عید را بگذاشتیم
بیرق سرخ و سیاه افراشتیم
ما كه ایْن الفاطمیون توایم
عید را امسال دلخون توایم
سفره‌های هفت سین را تا زدیم
بر رسوم امسال پشت پا زدیم
یا علی ما عید را شیون كنیم
رخت ماتم جای شادی تن كنیم
عیش را در این عزا سر می‌بریم
پای یاس خانه‌ات غم می‌خوریم
عید را امسال می‌جوشیم ما
جای شربت، بغض می‌نوشیم ما
نیست بر لبهای ما لبخند عیش
عید ما بوی محرم می‌دهد
نیستیم امسال ما پابند عیش
قلب ما را یك نفر دم می‌دهد
هر طرف گلبانك ماتم می‌زنیم
شهر را رنگ محرم می‌زنیم
كوچه‌ها یكسر سیه پوشت شوند
بلبلان ناله همدوشت شوند
نسترن‌ها با تو شیون می‌كنند
خاك بر سر، سرو و سوسن می‌كنند
در غمت اسب عزا را زین كنیم
تكیه را با نوحه‌ها، آذین كنیم
ما به زیر با راین غم، تا شدیم
چون تو، بی‌زهرا، تك و تنها شدیم
در گلو، افغان ما گل می‌كند
بغض ما فریاد بلبل می‌كند
بر مسیح گریه‌های بی‌شمار
مریم دلهای ما شد باردار
یا علی، ما چون تو گرم ناله‌ایم
جانگداز هجر، هجده ساله‌ایم
سینه را رنگ شقایق می‌زنیم
سرخ می‌نالیم و هق هق می‌زنیم
غمگسار بی‌كسی‌های توایم
خون دل از دلواپسی‌های توایم
گوش ما را یا علی چون چاه گیر
با شكوه راز خود همراه گیر
یا علی با ما بگو اسرار را
ماجرای آن در و دیوار را
از چه میخ در حكایت می‌كند؟
از كدام آتش شكایت می‌كند؟
قامت خم گشته را تفسیر چیست؟
با طنابی بستن یك شیر چیست؟
ماجرای چادر خاكی بگو
زان قساوتها و هتاكی بگو
ماجرای نامه و رد فدك
كوچه و سیلی، لگد كوب و كتك
گر چه زین غمها، ز پا افتاده‌ایم
با تو در تشییع یاس آماده‌ایم
دوش می‌گیریم، نعش لاله را
می بریم از خانه، هجده ساله را

(محمد قدسی)



[ دوشنبه 11 اسفند 1393 ] [ 06:00 ] [ خادمین هیئت ]

روز دهم ماه جمادی الاولی:

1.جنگ جمل

در سال 36 هجری در چنین روزی جنگ جمل اتفاق افتاد(1) و بصره فتح شد و نزول نصر از خداوند کریم بر امیرالمومنین علیه السلام واقع شد(2)کفعمی رحمه الله 15 این ماه را روز جنگ جمل میداند.(3)

ابتدای این وافعه از آنجا شروع شد که بعد از بیعت مردم با امیرالمومنین علیه السلام طلحه و زبیر به بهانه عمره از مدینه خارج شدند و به عایشه پیوستندعبدالله بن عامر که قبلا عامل عثمان در بصره بود و از طرف امیرالمومنین علیه السلام عزل شده بودبه مکه آمد و شتری که دویست دینار خریده بود برای عایشه آورد و به طرف بصره حرکت کردند تا به این شهر رسیدند.پس از ورود به خانه عثمان بن حنیف عامل امیرالمومنین علیه السلام ریختند و او را اسیر کردند و بسیار کتک زدند.

امیرالمومنین علیه السلام برای مقابله با آنان به طرف بصره حرکت فرمودنددر این جنگ همراه امیرالمومنین علیه السلام امام حسن و امام حسین علیهما السلام و همچنین محمد بن حنیفه و عبدالله بن جعفر و اولاد عقیل و عده ای از جوانان بنی هاشم همراه با عمار و ابوایوب انصاری و عده ای از مهاجر و انصار بودند. 80 نفر از اصحاب بدر, 250 نفر از کسانی که با پیامبر صلی الله علیه و آله در بیعت شجره شرکت کرده بودند و 1500 نفر از سایر اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت کردند.(4)

مسلم مشاجعی را همراه با قرآنی فرستادند که بصریان را به حکم قرآن بخواند ولی آنان مسلم را هدف تیر ساختند و شهید کردندبعد از موعظه های عمار و فرمایشات امیرالمومنین علیه السلام در دهم جمادی الاولی جنگی را که عایشه شروع کرده بود ادامه دادند و امیرالمومنین علیه السلام در مقام مقابله با آنان برآمدنددر این جنگ از لشگر امیرالمومنین علیه السلام که بیست هزار مرد جنگی بودند پنج هزار نفر شهید شدند.(5)

آخرالامر که پیروزی نصیب لشگر امیرالمومنین علیه السلام شد حضرت کنار هودج عایشه آمدند و فرمودندای حمیراپیامبر تو را امر کرده بود که به جنگ من بیرون آیی؟ آیا تو را امر نفرمود که در خانه خود بنشینی و بیرون نیایی؟ بخدا سوگندانصاف ندادند آنانکه زنهای خود را پشت پرده پنهان داشتند و تو را بیرون آوردندمحمد بن ابی بکر خواهرش را از هودج بیرون کشید.امیرالمومنین علیه السلام دستور داد او را به خانه صفیه دختر حارث بن ابی طلحه ببرندو بعد او را به مکه و از مکه به مدینه فرستاددر این جنگ زید بن صوحان که از بزرگان لشگر و شیعیان امیرالمومنین علیه السلام شهید شد و آن حضرت بالای سرش آمده فرمودندای زیدخدا رحمتت کند که تعلقات دنیوی تو اندک بودو امداد تو در دین بسیار بود.

2.تحویل پیراهن امام حسین علیه السلام به حضرت زینب سلام الله علیها

در این روز حضرت زهرا سلام الله علیها پیراهن ابراهیم خلیل الرحمن علیه السلام را به زینب کبری سلام الله علیها دادند و فرمودندهنگامی که برادرت حسین علیه السلام این پیراهن را از تو خواست بدان که ساعتی بیش مهمان تو نیستو سپس به بدترین حالات به دست اولاد زنا کشته میشوداین رنامه سه روز قبل از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها بود.(6)

1.تتمة المنتهی ص 17-22. فیض العلامص 239

2.مسارالشیعهص 31. بحارالانوارج 97 ص 384. مصباح کفعمیج ص 597. العددالقویهص 53. مصباح المهتجدص 733

3.مصباح کفعمیج ص 597

4.بحارالانوارج 32 ص 183

5.بحارالانوارج 32 ص 174, 196, 211. منتخب التواریخص 159_161. تعداد شهدای لشگر امیرالمومنین علیه السلام را هزار و هفتاد نفر و نیز هزار و هفتصد نفر و به قولی چهار هزار نفر هم گفته اند

6.وقایع الشهورص 95




طبقه بندی: ماه جمادی الاول ووقایع،
[ یکشنبه 10 اسفند 1393 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]

روز ششم ماه جمادی الاولی:

1.جنگ موته

در سال هفتم هجرت در چنین روزی جنگ موته به وقوع پیوستتعداد مسلمین در این جنگ سه هزار نفر و تعداد کفار صد هزار نفر بود.

این جنگ از آنجا آغاز شد که حارث بن امیر ازدی که حامل نامه ای از پیامبر صلی الله علیه و آله به قیصر روم بود در زمین های موته به دستور شرحبیل بن عمرو سردار لشگر روم دستگیر شد دستهای او را بستند و گردنش را زدندپیامبر صلی الله علیه و اله از شنیدن این خبر بسیار ناراحت شدند و لشگری به موته روانه نمودند.

در این جنگ پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین علیه السلام حضور نداشتند و آن حضرت سه امیر به ترتیب بر لشگر قرار دادند و فرمودندهر یک شهید شدند دیگری امیر لشگر باشدجعفر بن ابی طالبزید بن حارثهعبدالله بن رواحه.

شهادت سه فرمانده

هر سه این بزرگواران شهید شدنداول جناب جعفر به میدان آمد و بعد از مبارزه دلیرانه ای دو دست آن حضرت را قطع کردندو با این که جراحت های زیادی بر بدن جناب جعفر وارد شده بوداما به واسطه هیبت و شجاعتهای آن حضرت در میدانکسی جراُت جدا کردن سر آن حضرت را نمیکردلذا دشمن دفعه ً حمله کردو بدن آن حضرت را با نیزه از زمین بلند کردنددر همان لحظه پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه بر فراز منبر تشریف داشتند و ماجرا را برای مردم بیان فرمودند.ناگهان صورت مبارک را به طرف آسمان بلند کردند و در حق جعفر دعا فرمودندخداوند دو بال به آن بزرگوار عنایت فرمود که با ملائکه در بهشت پرواز کند.

پس از شهادت هر سه امیر تعیین شده از طرف پیامبر صلی الله علیه و آلهرا در یک قبر دفن کردنداز خبر شهادت جناب جعفرپیامبر صلی الله علیه و آله بسیار گریستند و دستور دادند تا سه روز غذا به منزل جعفر ببرند.

سوابق جعفر

اولین کسی که بعد از علی علیه السلام به امر جناب ابوطالب علیه السلام پشت سر پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خواندجناب جعفر بوداو از برادرش امیرالمومنین علیه السلام ده سال بزرگتر بود

در حبشه هنگامیکه که عمروعاص و دیگران قصد داشتند نجاشی را راضی کنند که جعفر و همراهانش را تحویل دهداو ایاتی از کتاب الهی تلاوت نمود که نجاشی و اطرافیانش گریستند.عمروعاص چندین بار خواست جعفر و مسلمانان را نزد نجاشی افرادی نادرست جلوه دهد ولی نتبجه برعکس شد و احترام آنها نیز نزد نجاشی بیشتر شدمخصوصا زمانی که آیات در رابطه با حضرت عیسی علیه السلام قرائت شد.

آخرالامر عمروعاص غایی مسموم تهیه کرد برای جعفر فرستاد که آن حضرت را شهید کند ولی گربه ای آمد و از آن غذا مختصری خورد و بقیه غذا ریخت و آن گربه هم مرد و توطئه عمروعاص فاش شد.

در روز فتح خیبر جعفر به همراه همسرش و دیگر مسلمانان به مدینه آمدندو پیامبر صلی الله علیه و آله از آمدن آنان بسیار خوشحال شدند و فرمودندنمیدانم به کدام خوشحالتر باشمبه فتح خیبر یا به آمدن جعفر؟!(1)

1.منتخب التواریخص 57_58. سیری در شرح ابن ابی الحدیدج ص 410-414. وقایع الشهورص 94




طبقه بندی: ماه جمادی الاول ووقایع،
[ چهارشنبه 6 اسفند 1393 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]

روز پنجم ماه جمادی الاول:

1.ظهوربی بی حضرت زینب سلام الله علیها

ولادت با سعادت حضرت زینب سلام الله علیها در مدینه طیبه در سال پنجم یا ششم هجری در این روز واقع شده است(1). اقوال دیگر در ولادت آن حضرت(2)عبارت است از جمادی الاولی سال هجریماه رمضان سال هجریدهه آخر ربیع الثانی در سال یا یا هجری

پدر بزرگوار آن حضرت امیرالمومنین علیه السلام و مادر گرامی اش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها استهمسر آن حضرت جناب عبدالله بن جعفر بن ابی طالب علیهم السلام و فرزندان آن حضرت علیعونعباسمحمد و ام کلثوم هستندکه عون و محمد در کربلا شهید شدند.

کنیه آن مخدره ام کلثومام عبدالله و ام حسن است,و ولی کنیه های خاص حضرت ام المصائبام الرزایا و ام النوائب است.

القاب آن مخدره بسیار استو از آن جملهعقیله بنی هاشمعقیله الطالبیینصدیقه صغری اشاره به مادرش که صدیقه کبری و پدرش که صدیق اکبر است _, عصمت صغریولیه اللهالراضیه بالقدر و القضاصابره البلوی من غیر جزع و لا شکویامینه اللهعالمه غیر معلمه,فهمه غیر مفهمهمحبوبه المصطفی صلی الله علیه و آله ثانیه الزهراء سلام الله علیهاالشریفه.(3)

از نسل علی فرزند حضرت زینب سلام الله علیها که معروف به زینبی است فرزندان زیادی به دنیا آمده اندکه سیوطی رساله زینبیه را درباره آنها تاُلیف کرده است.(4)

ماجرای ولادت حضرت

هنگام ولادت آن حضرتپیامبر صلی الله علیه و آله در سفر بودندامیرالمومنین علیه السلام برای نامگذاری این مولود فرمودند:" بر پیامبر صلی الله علیه و آله سبقت نمیگیرم ". تا آن که حضرت آمدندو منتظر وحی شدندجبرئیل نازل شد و عرض کردخداوند سلام میرساند و می فرمایداین دختر را زینب نام بگذارچه این که این نام را در لوح محفوظ نوشته ایم.

پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت زینب سلام الله علیها را طلب کرده بوسیدندو فرمودند:وصیت میکنم به حاضرین و غائبین که این دختر را به خاطر من پاس بدارید که همانا وی به خدیجه کبری سلام الله علیها مانند استسکینه و وقار آن حضرت را به خدیجه کبری سلام الله علیها و عصمت و حیائش را به فاطمه زهرا سلام الله علیها و فصات و بلاغتش را به علی مرتضی علیه السلام و حلم و بردباریش را به حسن مجتبی علیه السلام و شجاعت و قوت قلبش را به حضرت سیدالشهدا علیه السلام همانند نموده اند.

ابن حجر در اصابه و ابن اثیر در اسدالغابه در حالات آن حضرت نوشتهانددر مجلس یزید لعنت الله علیه حضرت زینب سلام الله علیها کلماتی فرمودند که دلالت بر قوت قلب آن حضرت داردآن حضرت در کرم و بصیرت و حلم مشهور خاندان بنی هاشم و عرب بودهو بین جمال و جلالسیرت و صورت و اخلاق و فضیلت جمع کردشبها در عبادت بود و روزها روزه و او به اهل تقوی معروف بود.(5)

 

1.عقیله بنی هاشم سلام الله علیهاص 5. زینب الکبری سلام الله علیهاص 17. منتخب التواریخص 94_95.ریاحین الشریعهج ص 33

2.ریاحین الشریعهج ص 33

3.ریاحین الشریعهج ص 48

4.منتخب التواریخص 113. تاریخ الخمیسج ص 317. تذکره الخواصص 4

5.مجله الاسلامشماره 27, محمد غالب شافعی




[ دوشنبه 4 اسفند 1393 ] [ 15:00 ] [ خادمین هیئت ]


                                                                      alaem بکار بردن علائم اختصاری (ع) و (ص) به جای علیه السلام و صلی الله علیه وآله با عشق و محبت ما به اهل بیت و نیز با شأن و حرمتی که برای ایشان قائلیم سازگار نیست.

تکریم و تعظیم بزرگان دین ، از مصادیق شعائرالله و از فرایض و ضروریات است. حفظ حرمت آن بزرگان ، خودش در ذهن

ما حصاری از قداست ایجاد می‌کند تا به طور طبیعی و ناخودآگاه ، این احترام را در دیگر جوانب و شئون زندگی نیز رعایت کنیم.

مسلمانان غالباً نام خداوند، حضرت پیامبر ، اهل بیت و دیگر بزرگان دین را با احترام یاد میکنند و گاه عبارات‌

دعایی مثل «جل جلاله»،«صلی الله علیه و آله وسلم»،«علیه‌السلام»،«عجل الله فرجه»،«سلام الله علیها» و در مورد علمای دینی، «رضوان الله علیه»،«رحمة الله علیه» و امثال اینها را به کار می‌برند ، این حتی در مورد دشمنان دین و خدا هم با عبارت‌هایی مخالف رایج است، مثل عمر«لعنة الله علیه» و یزید «لعنة الله علیه» و امثال آن.

حال ایرادی که به نظر حقیر به این مقوله وارد می باشد این است که چرا در نوشته ها به جای نوشتن “علیه السلام” از علامت اختصاری “ع″ و بجای صلی الله علیه وآله از علامت “ص” استفاده می شود، یا چرا به جای “عجل الله تعالی فرجه الشریف” کلمه ی “عج” به کار برده می شود ؟؟؟

شاید در روزگاران گذشته که کاغذ به سهولت در دسترس نبود و کتابت زمان زیادی می خواست، کاربرد علائم اختصاری توجیهی داشت؛ اما امروزه که نوشتن الفاظ احترام آمیز برای حضرات معصومینعلیهم السلام با توجه به نرم افزارهای تایپ بسیار ساده شده و با یک عدد، کلیشه وارد صفحه ی تایپ می شود، معلوم نیست چرا بعضی هنوز اصرار دارند از علائم اختصاری استفاده کنند؟

این مساله ی معرفتی، به کاربرد علائم اختصاری محدود نمی شود بلکه متاسفانه مشاهده گردیده  رسانه هایی چون صدا و سیما و نشریات ،در مواردی، نه تنها حق مطلب در تکریم و احترام را رعایت نکرده اند، بلکه حتی گاهی تعبیراتی شنیده می شود که ابداً در شأن اهل بیت و بزرگان دین نیست و با آن عشق و محبتی که به ایشان داریم منافات دارد ، به کاربردن تعبیر”علی” به تنهایی ، رواج فراوانی در این رسانه ها که باید الگوی کلامی مردم باشد، داشته و دارد ، و یا هنگام نام بردن از حضرت سیدالشهداعلیه السلام،به کرّات “حسین” شنیده می شود.

رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم هنگامی که سیدالشهداعلیه السلام وارد مجلس ایشان شدند ، فرمودند : مرحبا بک یا اباعبدالله. تعبیر به کنیه “اباعبدالله” برای یک کودک چه مقدار آثار تربیتی برای شیوه برخورد با مقام عصمت دارد، و چه زیبا نحوه احترام به بزرگان دین و اولیای الهی را به مسلمانان و پیروان خویش تعلیم می دهد ، حضرات ائمه معصومین علیهم السلام، علاوه برنام ، لقب و کنیه نیز دارند، آیا ادب حکم نمی کند که هنگام نام بردن از ایشان ، کمال احترامی که از ما ساخته است را مبذول داریم و به جای گفتن “امام علی” از لقب ایشان که “امیرالمومنین”علیه السلام است، استفاده کنیم؟ و به جای “ع″ از “علیه السلام” استفاده کنیم ؟ آیا این القاب ، نشان از اعتقاد ما ندارد؟ آیا نباید تفاوتی میان کسانی که مقامی بسیار پائین و نازل برای ائمه علیهم السلام قائل هستند و کسانی که آنان را برترین مخلوقات خداوند می دانند، وجود داشته باشد؟

البته منظور حقیر در خصوص رعایت این نکته اخلاقی و کاربرد این عبارات‌ دعائیه در مقام هایی است که با بلاغت و سخن‌شناسی نیز منافات نداشته باشد ، چرا که در شعر و نثرهای ادبی ، اقتضائات خاص خود را دارد  چون با رعایت این مقوله ، موسیقی و ساختار زبانی آن (به ویژه اگر شعر کلاسیک باشد) آسیب می‌بیند و وزن شعری و قواعد عروضی آنرا خراب می کند .

 پس کسی این نکته مهم اخلاقی را امری سطحی و ساده نه انگارد و به کسانی که نسبت به این مسایل حساسیت نشان میدهند، خرده نگیرد چرا که اگر می بینیم بسیاری امور ناپسند برایمان عادی و جز امورات روزمره گردیده متاسفانه بخاطر تکرار ، قبح آن برایمان ریخته است …




[ سه شنبه 21 بهمن 1393 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]

حضرت معصومه درّ و خاک قم همچون صدف

درمیان بگرفته او را همچنان انگشتری

روضه رضوان او را برتر از جنت بدان

چون صفای روضه اش دارد به جنت برتری

هم بود اخت الرضا هم عمه ابن الرضا

کز وجودش شهر قم سوی جنان گردد دری

بعد زینب در جهان هرگز نبیند روزگار

از تو ای بانو عظما مهربان تر خواهری




[ شنبه 11 بهمن 1393 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]

روز دهم ماه ربیع الثانی:

1.شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها

در این روز در سال 201 هجری بنا بر مشهور سالروز رحلت شهادت گونه حضرت ولیه الله خلق جهانعابده زاهده کامله مستوره حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها دختر امام موسی کاظم علیه السلام است.(1)

آن حضرت 17 روز پس از ورود به شهر قمبا دلی شکسته و غصه دار از داغ پدر و فراق برادررحلت فرمودنددر عزای آن حضرت شهر قم را یکپارچه غم و ماتم فرا گرفتبدن مطهر آن حضرت را غسل داده کفن کردندو به طرف باغ موسی بن خزرج مکان فعلی حرم مطهرآوردند.دو سوار نقابدار از بیرون شهر آمدند و بر بدن آن حضرت نماز خواندندآنگاه داخل سرداب شده بدن مطهر را دفن کردند و رفتندو کسی آنان را نشناخت.

موسی بن خزرج آن باغ را وقف حضرت معصومه سلام الله علیها نمودو از بوریا و حصیر سقفی بر روی قبر آن حضرت قرار داداین بنا بود تا آنکه زینب دختر امام جواد علیه السلام بروی قبر شریف قبه ای بنا نهادسپس جماعتی از دختران ائمه علیهم السلام در آن مکان دفن شدند.هنگامی که ام محمد دختر موسی بن محمد بن علی الرضاعلیه السلام فوت کرددر کنار آن حضرت دفن شدبعد از آن میمونه خواهر ام محمد از دنیا رفتو آن بزرگوار هم در جنب ام محمد دفن شدروی این دو قبر یک گنبد دیگر بنا کردندبه گونه ای که دو گنبد چسبیده به هم به روی قبر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و ام محمد و میمونه بوده است.

به جز دختران حضرات معصومین علیهم السلام دو کنیز هم دفن شده اند که در هنگام مرمت حرم مطهر در زمان ناصرالدین شاهروزنه ای به ردابی پیدا میشود و چند زن صالحهوارد سرداب میشوندپیکر پاک میمونه و دو تن از کنیزان را پس از هزار سال تر و نازه مشاهده میکنند.این سرداب جنب سرداب حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها قرار دارد.(2)

مرحوم نمازی وفات حضرت معصومه سلام الله علیها را در 12 ربیع الثانی سال 201هجری نقل کرده (3) و قول منسوب به شیخ حر عاملی رحمه الله هشتم شعبان سال201 هجری است.(4)

امام صادق علیه السلام میفرمایدقم کوفه صغیر استو بهشت دارای هشت در است که سه در آن از قم استدر آن شهر زنی از اولاد من رحلت میکند که اسمش فاطمه استو او دختر موسی بن جعفر علیه السلام است که به شفاعت او تمامی شیعیانم وارد بهشت میشوند.(5)

1.مراقدالمعارفج ص 163. منتخب دریای سخنص 34. زندگانی کریمه اهل بیت سلام الله علیهاص 83

2.بحارالانوارج 60 ص 219(220. اجساد جاویدانص 105

3.مستدرک سفینه البحارج ص 257

4.حیاه الستص 11

5.بحارالانوارج 57 ص 228




[ جمعه 10 بهمن 1393 ] [ 00:15 ] [ خادمین هیئت ]

ای سر نهاده بر قدمت سرفرازها

                             مخفی نماند از نظرت سوز و سازها

هم دختر امامی و هم خواهر امام

                             آری خدای داده تو را   امتیاز ها

معصو مه ای و جلوه ای از عصمت بتول

                             در جان توست ز آیه تطهیر رازها

تو دختر گرامی موسی بن جعفری  (ع)

                             جویند چاره از کرمت چاره سازها

کوی تو را بهشت نخوانم که از صفا

                              قم را بود به جنت فردوس نازها

تا آورند دامن لطف تو را بدست

                              مردم برند بر سر کو یت نمازها

ای از حجاب عفت و عصمت گشوده دست

                              بر حل مشکلات و به رفع نیازها

سر تا بپا حقیقت و آئینه دلت

                              هر گز کدر نشد ز غبار مجازها

قم شاهد است داغ دلت را که داشتی

                             از دوری برادر به سوز و گدازها

این ما کجا و مدح تو ای آنکه جبرئیل

                             باشد به بام وصف تو از نغمه سازها




[ پنجشنبه 9 بهمن 1393 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]

خاتون شهر آینه هایی بزرگوار

زهرای شهر یثرب مایی بزرگوار

چشم مَلک ندیده دمی سایه ی تو را

بانک اشعار اهل بیت (ع)

ناموس بارگاه خدایی بزرگوار

این قوم را به راه حقیقت کشانده ای

موسای بی عباو عصایی بزرگوار

بر شانه های باد، جحاز تو حمل شد

فرمانروای مُلک صبایی بزرگوار

گم کرده ایم کعبه ی حاجات و آمدیم

نزد شما که قبله نمایی بزرگوار

من گریه می کنم که نگاهی کنی مرا

آری همیشه عقده گشایی بزرگوار

باران رحمت ازلی سهم مان شده

بی شک دلیل فیض، شمایی بزرگوار

بانوی مهربان کدامین قبیله ای؟

امشب بگو که اهل کجایی بزرگوار

خُلقت شبیه پیر کریم عشیره است

الحق ز نسل شیر خدایی بزرگوار

فهمیدم از شلوغی صحن و سرایتان

هر لحظه مأمن فقرایی بزرگوار

فرقی نمی کند چقدر نذر می کنند!؟

باب المراد شاه و گدایی بزرگوار

اینجا مریض ها همگی خضر می شوند

سر چشمه ی حیات و بقایی بزرگوار

از لحن گریه کردن زوّار واضح است

در قم، بقیع اهل بکایی بزرگوار

یادت نمی رود چه قراری گذاشتیم؟

محشر دم بهشت بیایی بزرگوار

 

شاعر: وحید قاسمی




[ چهارشنبه 8 بهمن 1393 ] [ 20:18 ] [ خادمین هیئت ]

روز ششم ماه ربیع الثانی:

1.مرگ هشام بن عبدالملک

روز چهارشنبه ششم ربیع الثانی سال 125 هجری در رصافه هشام بن عبدالملک از دنیا رفت و به جهنم واصل شد.(1)

او مردی احول و غلیظ و بدخو و بخیل بوده و حریص بود بر جمع مالدستور کشتن زید بن علی بن الحسین علیه السلام را صادر کرد و امام باقر و حضرت صادق علیهما السلام را به شام احضار کرد و جسارتهای فراوانی به آن حضرت نمود و آخر الامر امام باقر علیه السلام را به شهادت رساند. 19 سال و ماه و ده روز خلافت کرد و در 53 سالگی به جهنم شتافت

در زمان سفاح که قتل بنی امیه آغاز شده بود و قبرهای آنها را هم نبش میکردند و آنچه میافتند می سوزاندندوقتی نوبت به قبر ولید رسید اثری در آن باقی نمانده بود و از عبدالملک قسمتی از جمجمه اش مانده بودهنگامی که قبر هشام را شکافتند بدن او هنوز متلاشی نشده بودو لذا هشتاد تازیانه بر بدن او زدند و او را سوزانیدند و خاکسترش را به باد دادند

بعضی گفته اند ظاهرا زدن هشتاد تازیانه به هشام به جهت حد قذف بوده که جسارت به مادر جناب زید بن علی بن الحسین علیهم السلام نمود.(2)

1.تتمه المنتهیص 128

2.تتمه المنتهیص 118_127. قلائدالنحورج ربیع الثانی ص 191. فیض العلامص 228




طبقه بندی: ماه ربیع الثانی ووقایع،
[ سه شنبه 7 بهمن 1393 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]


                                                                      alaem بکار بردن علائم اختصاری (ع) و (ص) به جای علیه السلام و صلی الله علیه وآله با عشق و محبت ما به اهل بیت و نیز با شأن و حرمتی که برای ایشان قائلیم سازگار نیست.

تکریم و تعظیم بزرگان دین ، از مصادیق شعائرالله و از فرایض و ضروریات است. حفظ حرمت آن بزرگان ، خودش در ذهن

ما حصاری از قداست ایجاد می‌کند تا به طور طبیعی و ناخودآگاه ، این احترام را در دیگر جوانب و شئون زندگی نیز رعایت کنیم.

مسلمانان غالباً نام خداوند، حضرت پیامبر ، اهل بیت و دیگر بزرگان دین را با احترام یاد میکنند و گاه عبارات‌

دعایی مثل «جل جلاله»،«صلی الله علیه و آله وسلم»،«علیه‌السلام»،«عجل الله فرجه»،«سلام الله علیها» و در مورد علمای دینی، «رضوان الله علیه»،«رحمة الله علیه» و امثال اینها را به کار می‌برند ، این حتی در مورد دشمنان دین و خدا هم با عبارت‌هایی مخالف رایج است، مثل عمر«لعنة الله علیه» و یزید «لعنة الله علیه» و امثال آن.

حال ایرادی که به نظر حقیر به این مقوله وارد می باشد این است که چرا در نوشته ها به جای نوشتن “علیه السلام” از علامت اختصاری “ع″ و بجای صلی الله علیه وآله از علامت “ص” استفاده می شود، یا چرا به جای “عجل الله تعالی فرجه الشریف” کلمه ی “عج” به کار برده می شود ؟؟؟

شاید در روزگاران گذشته که کاغذ به سهولت در دسترس نبود و کتابت زمان زیادی می خواست، کاربرد علائم اختصاری توجیهی داشت؛ اما امروزه که نوشتن الفاظ احترام آمیز برای حضرات معصومینعلیهم السلام با توجه به نرم افزارهای تایپ بسیار ساده شده و با یک عدد، کلیشه وارد صفحه ی تایپ می شود، معلوم نیست چرا بعضی هنوز اصرار دارند از علائم اختصاری استفاده کنند؟

این مساله ی معرفتی، به کاربرد علائم اختصاری محدود نمی شود بلکه متاسفانه مشاهده گردیده  رسانه هایی چون صدا و سیما و نشریات ،در مواردی، نه تنها حق مطلب در تکریم و احترام را رعایت نکرده اند، بلکه حتی گاهی تعبیراتی شنیده می شود که ابداً در شأن اهل بیت و بزرگان دین نیست و با آن عشق و محبتی که به ایشان داریم منافات دارد ، به کاربردن تعبیر”علی” به تنهایی ، رواج فراوانی در این رسانه ها که باید الگوی کلامی مردم باشد، داشته و دارد ، و یا هنگام نام بردن از حضرت سیدالشهداعلیه السلام،به کرّات “حسین” شنیده می شود.

رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم هنگامی که سیدالشهداعلیه السلام وارد مجلس ایشان شدند ، فرمودند : مرحبا بک یا اباعبدالله. تعبیر به کنیه “اباعبدالله” برای یک کودک چه مقدار آثار تربیتی برای شیوه برخورد با مقام عصمت دارد، و چه زیبا نحوه احترام به بزرگان دین و اولیای الهی را به مسلمانان و پیروان خویش تعلیم می دهد ، حضرات ائمه معصومین علیهم السلام، علاوه برنام ، لقب و کنیه نیز دارند، آیا ادب حکم نمی کند که هنگام نام بردن از ایشان ، کمال احترامی که از ما ساخته است را مبذول داریم و به جای گفتن “امام علی” از لقب ایشان که “امیرالمومنین”علیه السلام است، استفاده کنیم؟ و به جای “ع″ از “علیه السلام” استفاده کنیم ؟ آیا این القاب ، نشان از اعتقاد ما ندارد؟ آیا نباید تفاوتی میان کسانی که مقامی بسیار پائین و نازل برای ائمه علیهم السلام قائل هستند و کسانی که آنان را برترین مخلوقات خداوند می دانند، وجود داشته باشد؟

البته منظور حقیر در خصوص رعایت این نکته اخلاقی و کاربرد این عبارات‌ دعائیه در مقام هایی است که با بلاغت و سخن‌شناسی نیز منافات نداشته باشد ، چرا که در شعر و نثرهای ادبی ، اقتضائات خاص خود را دارد  چون با رعایت این مقوله ، موسیقی و ساختار زبانی آن (به ویژه اگر شعر کلاسیک باشد) آسیب می‌بیند و وزن شعری و قواعد عروضی آنرا خراب می کند .

 پس کسی این نکته مهم اخلاقی را امری سطحی و ساده نه انگارد و به کسانی که نسبت به این مسایل حساسیت نشان میدهند، خرده نگیرد چرا که اگر می بینیم بسیاری امور ناپسند برایمان عادی و جز امورات روزمره گردیده متاسفانه بخاطر تکرار ، قبح آن برایمان ریخته است …




[ یکشنبه 5 بهمن 1393 ] [ 00:34 ] [ خادمین هیئت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 37 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


روایات/احادیث/معجزات/مداحی/سخنرانی
/تصاویر/اشعار اهل بیت علیهم السلام

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

در زندگی هر یك از ما گاهی بر سر دو راهی قرار می گیریم و بعد از مشورت با دیگرانم و زدن تمامی درها اگر نتوانستیم راه خودمان را انتخاب كنیم به استخاره روی می اوریم و از خداوند طلب خیر میكنیم .

ابتدا نیت نمایید سپس روی استخاره بگیر کلیک فرمایید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوه ‎ للّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. ‎ اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین