هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران
غم حسین(علیه السلام) عین عبادت است
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون راجع به وبلاگ ما




صفحات جانبی
[ پنجشنبه 15 تیر 1391 ] [ 17:40 ] [ خادمین هیئت ]

حرم حضرت رقیه


هر دو در فراق پدر بسیا گریه کردند:
فاطمه ی زهرا (س) در فراق پدر بسیار گریه کردند زیرا پدری را که از دست دادند پغمبر خدا واشرف مخلوقات هستی بود.بعداز اینکه در کربلا امام حسین(ع) را شهید کردند حضرت رقیه(س) بسیار گریه میکردندوبسیار غمگین بودند.
۲ـ هردو از شدت مصائبی که بر انها وارد شد بیمار شدند:
بعداز اینکه در مدینه با تخته ی در به پهلوی حضرت زهرا(س) زدندپهلوی ایشان شکست ودر بستر بیماری افتادند هرروز که میگذشت حال ایشان بدتر میشد وضعیف تر میشدند. حضرت رقیه هم در کربلا مصیبت های زیادی را متحمل شدنداز طرفی صحنه های جانسوز در روز عاشورا واز سویی رنج سفر وسختی اسارت وبی تابی از دوری پدر همه ی اینها باعث شده بود بدن حضرت رقیه(س) ضعیف تر بشود.
۳ـ هردو به پدر خیلی علاقه داشتند:
حضرت رقیه(س) علاقه ی خاصی به پدر داشتند چنانچه بعداز شهادت امام حسین (ع) از فراق پدر اشک میریخت وناله میزد.حضرت زهرا(س)هم خیلی به پدر علاقه داشتند که بعداز وفات پیامبر بسیاراشک میریختند وبی تابی میکردند.
۴ـ هر دو به خاطر علاقه ای که به پدر داشتند اولین کسانی بودند که بعد از پدر ازدنیا رفتند:
حضرت زهرا(س) در سن۱۸ سالگی وحضرت رقیه درسن ۳ سالگی از دنیا رفتند.

۵- هردو در هنگام غسل دادن آثار کبودی در تنشان مشهود بود





[ پنجشنبه 6 آذر 1393 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]

صلی الله علیک یا ولیةَ الله العظمی،یا امینة الله الکبری،یاریحانةالحسین(ع)،یاام البکاء

یا شهزاده رقیه خاتون(علیهاسلام)

پدر بزرگوارشان جضرت سیدالشهدا(علیه السلام)ومادرگرامیشان حضرت بی بی ام اسحاق(علیهاسلام) میباشندکه بعد از به دنیا آمدن حضرت رقیه(علیهاسلام)دیری نپاییدکه ازدنیارحلت فرمود.

نامهای دیگری نیزبرای این دخترسه ساله ذکرشده است وحضرت بی بی زینب کبری (علیهاسلام) درمرثیه ای در بازار کوفه خطاب به سر مبارک سیدالشهداء(علیه السلام)ازحضرت رقیه(علیهاسلام)تعبیربه ((فاطمۀ صغیره)) کردند.

ظهورنور بابرکت این ولیةالله درمدینه منوره بوده وروز ولادت آن حضرت از6تا28شعبان محتمل است وقول قاطعی که برای روزمشخصی به آن استناد شود دیده نشده وسال آن ازسال54تا57 قمری ذکرشده وسن آن حضرت را از 3سال تا7 سال نوشته اند اما قول معروف که به اطمینان نزدیکتر است سه سال وشش ماه ویاچند ماه است وطبق آن احتمال 5شعبان سال 57قمری می رود.براین اساس میشود در این ایام ماه شعبان برای بزرگداشت وپاسداشت مقام این ریحانه سیدالشهدا(علیه السلام)مجلس برپاکرد و یاد اورا گرامی داشت.

شهادت جانسوز آن حضرت در پنجم ماه صفر سال 61 قمری (روزهای دیگرماه صفرازجمله سوم نیز برای آنحضرت مجلس میگیرند.) درخرابه ای در شهر شام اتفاق افتاد که فی الحال دارای بارگاه مجلل وباصفایی است که کعبه دل عشاقان ومطاف ملائکه آسمان وباب المراد دردمندان وگرفتاران می باشد که پرچم شاه کربلا وعلی ولی الله را درشام(ملکی که سالیان سال پایتخت بنی امیه «لعنةالله علیهم اجمعین»بوده)بر افراشته است .

حرم مطهراین شهزاده وعمه گرامی اش وحرم های بانوان کربلادرباب الصغیر در شهرشام که پرچم های حسینی را باوقار به احتزاز درآورده اند نشانگر فتح وپیروزی نهضت کربلاست وبه کوری چشم دشمنان کوردل اهل بیت (علیهم السلام )تاقیام منتقم ایشان حضرت صاحب الزمان(عج)برافراشته است.


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 5 آذر 1393 ] [ 12:37 ] [ خادمین هیئت ]

مرحوم سپهر در ناسخ التواریخ می نویسد:

در راه شام، طفلی که بعضی او را رقیه سلام الله علیها دانسته اند گریه و ناله سختی سر داد یکی از لشکریان یزید لعنة الله که از گریه آن کودک خشمگین شد و با صدای بلند فریاد زد ای دخترک ساکت شو که گریه ات مرا آزار میدهد اما آن نازدانه که داغ پدر دیده بود و در فراغ او میسوخت نمیتوانست گریه و اشک خود را کنترل کند باز مامور یزید لعنة الله بانگ برداشت که ((اسکتی یا بنت الخارجی)) آن نازدانه تا این جمله را شنید روی به سر بریده امام حسین علیه السلام نمود و با حال گریه گفت ای پدر تو را مظلومانه کشتند و نامت را خارجی نهادند. مامور یزید لعنة الله با شنیدن این جمله خشمگین شد و آن نازدانه را از بالای شتر به زمین انداخت. آن دختر در تاریکی شب مشغول دویدن شد. سنگها و خارهای بیابان پای آن کودک را زخمی کرد. حضرت رقیه سلام الله علیها که زخمی و خسته شده بود در گوشه ی از بیابانی و در کنار بوته خاری بر زمین نشست.

در این هنگام لشکریان و اسرا مشاهده کردند که نیزه ای که سر امام حسین علیه السلام بر آن بود به زمین نشست و هرچه کردند نتوانستند آن را حرکت دهند. رییس لشکر یزید لعنة الله به نزد امام زین العابدین علیه السلام آمد و علت این پدیده شگفت را از ایشان سوال کرد. امام سجاد علیه السلام در جواب فرمود: باید یکی از کودکان این قافله گم شده باشد. یقین داشته باشید که تا آن کودک پیدا نشود این سر و نیزه از جای خود حرکت نخواهد کرد.

حضرت زینب سلام الله علیها تا این صحبت را شنیدند متوجه شدند که حضرت رقیه سلام الله علیها در میان کودکان نیستند . حضرت زینب سلام الله علیها سراسیمه از شتر پیاده شد و با نگرانی تمام به جست و جوی حضرت رقیه سلام الله علیها پرداختند. لحظه ای بعد جضرت زینب سلام الله علیها صدای ناله ای را شنید و به دنبال آن صدا به راه افتادند. در تاریکی شب و آن بیابان ظلمانی ناگهان چشم حضرت به سیاهی افتاد. حضرت زینب سلام الله علیها نزدیکتر رفتند و متوجه شدند که خانمی بزرگوار سر بچه کوچک را بر دامان گرفته. حضرت زینب سلام الله علیها از آن خانوم می پرسد: شما چه کسی هستی و اینجا چه میکنید؟ آن خانوم مجلل در پاسخ حضرت زینب سلام اللع علیها می فرماید: من مادرت فاطمه هستم آیا گمان میکنی که از یتیمان فرزندان حسین غافل میشوم؟


منبع: ناسخ التواریخ ص 531


شـب میون اون صحرا

هـمه رفتند و من تنها

دیدم که میاد از دورادور

یه بانویی شبیه زهرا


چــادر خـاکـی بـر ســر

با دلی شکسته و مضطر

اومد سـرم گـرفـت بر دامن

به من گفت نترس منم مادر





[ چهارشنبه 5 آذر 1393 ] [ 09:02 ] [ خادمین هیئت ]


این صحنه ها را پیش از این یکبار دیدم

من هر چه می بینم به خواب انگار دیدم

شکر خدا اکنون درون تشت هستی

بر روی نی بودی تو را هر بار دیدم

بابا خودت گفتی شبیه مادرم باش

من مثل زهرا مادرت آزار دیدم

یک لحظه یادم رفت اسم من رقیه است

سیلی که خوردم عمه را هم تار دیدم

احساس کردم صورتم آتش گرفته است

خود را میان یک در ودیوار دیدم

مجموع درد خارها بر من اثر کرد

من زیر پایم زخم یک مسمار دیدم

سوغات مکه توی گوشم بود بردند

کوفه همان را داخل بازار دیدم





[ چهارشنبه 5 آذر 1393 ] [ 00:04 ] [ خادمین هیئت ]



دلتنگ از ندیدن خورشید و ماه بود

دلواپس و غریب و نشسته به راه بود

بابا به روی نیزه و او در قفای نِی

چشمش به سوی دلبر و گرم نگاه بود

بادست های بسته و خون لخته های سر

کارمدام چشم و لبش اشک و آه بود

رویش سپید، نام پدر برده بر لبش

امّا ز تازیانه کبود و سیاه بود

باگیسوان سوخته و قامتی کمان

در شعله های طعنه بدون پناه بود

پشت ستم شکست ز شمشیر گریه اش

او یک تنه برای پدر یک سپاه بود

آیینه را به نیت قربت شکسته اند

این سنگ ها تقاص کدامین گناه بود...؟






[ سه شنبه 4 آذر 1393 ] [ 22:31 ] [ خادمین هیئت ]

مختصری از قدیمی ترین برگ تاریخی دربارۀ بی بی رقیه خاتون (سلام الله علیها)

مرحوم آیة الله حاج میرزا هاشم خراسانى (متوفّاى سال 1352 هجرى قمرى ) در منتخب التواریخ مى نویسد:عالم جلیل ، شیخ محمّد على شامى كه از جملة علما و محصّلین نجف اشرف است به حقیر فرمود: جدّ امّى بلاواسطه من ، جناب آقا سیّد ابراهیم دمشقى ، كه نسبش منتهى مى شود به سیّد مرتضى علم الهدى و سن شریفش از نود افزون بوده و بسیار شریف و محترم بودند، سه دختر داشتند و اولاد ذكور نداشتند.شبى دختر بزرگ ایشان جناب رقیّه بنت الحسین علیهماالسلام را در خواب دید كه فرمود به پدرت بگو به والى بگوید میان قبرولحدمن آب افتاده ،و بدن من در اذیّت است ؛ بیاید و قبر و لحد مرا تعمیر كند.
دخترش به سیّد عرض كرد، و سیّد از ترس حضرات اهل تسنّن به خواب ترتیب اثرى نداد. شب دوّم ، دختر وسطى سیّد باز همین خواب را دید. به پدر گفت ، و او همچنان ترتیب اثرى نداد. شب سوم ، دختر كوچكتر سیّد همین خواب را دید و به پدر گفت ، ایضا ترتیب اثرى نداد. شب چهارم ، خود سیّد، مخدّره را در خواب دید كه به طریق عتاب فرمودند: ((چرا والى را خبردار نكردى ؟!)).
صبح سیّد نزد والى شام رفت و خوابش را براى والى شام نقل كرد. والى امر كرد علما و صلحاى شام ، از سنّى و شیعه ، بروند و غسل كنند و لباسهاى نظیف در بر كنند، آنگاه به دست هر كس قفل درب حرم مقدّس باز شد همان كس برود و قبر مقدّس او را نبش كند و جسد مطهّرش را بیرون بیاورد تا قبر مطهّر را تعمیر كنند.
بزرگان و صلحاى شیعه و سنّى ، در كمال آداب غسل نموده و لباس نظیف در بركردند. قفل به دست هیچ یك باز نشدمگر به دست مرحوم سیّد ابراهیم . بعد هم كه به حرم مشرّف شدند، هر كس كلنگ بر قبر مى زد كارگر نمى شد تا آنكه سیّد مزبور كلنگ را گرفت و بر زمین زد و قبر كنده شد. بعد حرم را خلوت كردند و لحد را شكافتند، دیدند بدن نازنین مخدّره میان لحد قرار دارد، و كفن آن مخدّرة مكرّمه صحیح و سالم مى باشد، لكن آب زیادى میان لحد جمع شده است .سیّد بدن شریف مخدّره را از میان لحد بیرون آورده بر روى زانوى خود نهاد و سه روز همین قسم بالاى زانوى خود نگه داشت و متّصل گریه مى كرد تا آنكه لحد مخدّره را از بنیاد تعمیر كردند. اوقات نماز كه مى شد سیّد بدن مخدّره را بر بالاى شى ء نظیفى مى گذاشت و نماز مى گزارد. بعد از فراغ باز بر مى داشت و بر زانو مى نهاد تا آنكه از تعمیر قبر و لحد فارغ شدند. سیّد بدن مخدّره را دفن كرد و از كرامت این مخدّره در این سه روز سیّد نه محتاج به غذا شد و نه محتاج آب و نه محتاج به تجدید وضو. بعد كه خواست مخدّره را دفن كند سیّد دعا كرد خداوند پسرى به او مرحمت فرمود مسمّى به سیّد مصطفى .
در پایان ، والى تفصیل ماجرا را به سلطان عبدالحمید عثمانى نوشت ، و او هم تولیت زینبیّه و مرقد شریف رقیّه و مرقد شریف امّ كلثوم و سكینه علیهماالسلام را به سیّد واگذار نمود و فعلا هم آقاى حاج سیّد عبّاس پسر آقا سیّد مصطفى پسر سیّد ابراهیم سابق الذكر متصدّى تولیت این اماكن شریفه است .آیة الله حاج میرزا هاشم خراسانى سپس مى گوید: گویا این قضیّه در حدود سال هزار و دویست و هشتاد اتّفاق افتاده است .




طبقه بندی: محبین مولاومعجزات،
[ سه شنبه 4 آذر 1393 ] [ 00:18 ] [ خادمین هیئت ]

الإمام زین العابدین علیه السلام :قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : یا بُنَیَّ ، إن أشَدَّ العُدمِ عُدمُ القَلبِ ، وإنَّ أعظَمَ المَصائِبِ مُصیبَةُ الدّینِ ، وأسنَى المَرزِئَةِ مَرزِئَتُهُ ، وأنفَعَ الغِنى غِنَى القَلبِ ، فَتَلَبَّث فی كُلِّ ذلِكَ ، وَالزَمِ القَناعَةَ وَالرِّضا بِما قَسَمَ اللّه‏ُ ، وإنَّ السّارِقَ إذا سَرَقَ حَبَسَهُ اللّه‏ُ مِن رِزقِهِ ، وكانَ عَلَیهِ إثمُهُ ، ولَو صَبَرَ لَنالَ ذلِكَ وجاءَهُ مِن وَجهِهِ . 
یا بُنَیَّ ، أخلِص طاعَةَ اللّه‏ِ حَتّى لا یُخالِطَها شَیءٌ مِنَ المَعاصی ، ثُمَّ زَیِّنِ الطّاعَةَ بِاتِّباعِ أهلِ الحَقِّ ؛ فَإِنَّ طاعَتَهُم مُتَّصِلَةٌ بِطاعَةِ اللّه‏ِ ، وزَیِّن ذلِكَ بِالعِلمِ ، وحَصِّن عِلمَكَ بِحِلمٍ لا یُخالِطُهُ حُمقٌ ، وَاخزُنهُ بِلینٍ لا یُخالِطُهُ جَهلٌ ، وشَدِّدهُ بِحَزمٍ لا یُخالِطُهُ الضِّیاعُ ، وَامزُج حَزمَكَ بِرِفقٍ لا یُخالِطُهُ العُنفُ . حدیث

امام زین العابدین علیه السلام ـ در بیان سفارش‏هاى لقمان علیه السلام به پسرش ـ : اى پسرم ! سخت‏ترین ندارى ، نداشتن دل است و بزرگ‏ترین مصیبت ، بدهكارى است و بالاترین محرومیت و بلا ، همان بدهكارى است و سودمندترین ثروت ، بى‏نیازىِ دل است . پس در همه اینها درنگ كن و به آنچه خدا قسمت فرموده ، قانع و خشنود باش . هر گاه دزد بدزدد ، خداوند عز و جلاو را از روزى‏اش باز مى‏دارد و گناه آن ، بر عهده اوست . حال اگر شكیبایى مى‏ورزید ، از راه خودش به آن روزى دست مى‏یافت . 
اى پسرم! طاعتِ (عبادتِ) الهى را خالصانه انجام بده ، به طورى كه گناه كوچكى هم با آن مخلوط نشود . سپس با پیروى از دارندگانِ ایمان حقیقى ، طاعت خود را زینت ببخش ؛ زیرا طاعت آنان ، به طاعت الهى پیوسته است. و همین طاعت را با دانش ، آراسته كن . و دانشت را با بردبارى حراست كن ، تا حماقت با آن درنیامیزد. و بردبارى‏ات را با نرم‏خویى ذخیره كن ، تا با نادانى همراه نگردد. و نرم خویى‏ات را با تدبیرْ استوار كن ، تا نابودى در آن راه نیابد . و تدبیرت را با مدارا درآمیز ، تا زورى در آن نباشد .


الإمام زین العابدین علیه السلام :قالَ لُقمانُ علیه السلام لاِبنِهِ : یا بُنَیَّ ... أنفَعُ الغِنى غِنَى القَلبِ ، فَتَلَبَّث فی كُلِّ ذلِكَ ، وَالزَمِ القَناعَةَ وَالرِّضا بِما قَسَمَ اللّه‏ُ . حدیث

امام زین العابدین علیه السلام :لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! ... مفیدترین ثروت، بى‏نیازىِ دل است. بنا بر این، در همه این موارد، درنگ كن و قناعت پیشه كن و به آنچه خداوند قسمت كرده، خشنود باش».


الإمام زین العابدین علیه السلام :قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : یا بُنَیَّ ، إنَّ أشَدَّ العُدمِ عُدمُ القَلبِ ، وإنَّ أعظَمَ المَصائِبِ مُصیبَةُ الدّینِ ، وأسنَى المَرزِئَةِ مَرزِئَتُهُ حدیث . حدیث

امام زین العابدین علیه السلام :لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! بدترین نادارى، نداشتن دل است و بزرگ‏ترین مصیبت ، بدهكارى است و بالاترین محرومیت و بلا هم ، همان بدهكارى است» .


الإمام زین‏العابدین علیه السلام :قالَ لُقمانُ: یا بُنَیَّ ... إنَّ السّارِقَ إذا سَرَقَ حَبَسَهُ اللّه‏ُ مِن رِزقِهِ وكانَ عَلَیهِ إثمُهُ ، ولَو صَبَرَ لَنالَ ذلِكَ وجاءَهُ مِن وَجهِهِ . حدیث

امام زین العابدین علیه السلام :لقمان گفت: «اى پسرم! ... همانا دزد ، هر گاه دزدى كند ، خداوند عز و جل روزى‏اش را نگه مى‏دارد و گناه آن، به پاى خودش است. حالْ آن كه اگر صبر مى‏كرد ، از راه خودش به آن روزى دست مى‏یافت» .


امام سجّاد علیه ‏السلام : حَقُّ سائِسِكَ بِالعِلمِ ، التَّعظیمُ لَهُ و التَّوقیرُ لِمَجلِسِهِ و حُسنُ الاِستِماعِ إلَیهِ ؛ حدیث

امام سجّاد علیه ‏السلام :حق استاد تو این است كه بزرگش دارى و محضرش را محترم شمارى و با دقّت به سخنانش گوش بسپارى .


امام سجّاد علیه ‏السلام : وَأعِنّی عَلى تَربِیَتِهِم و بِرِّهِم ؛ حدیث

امام سجّاد علیه ‏السلام :خدایا ! مرا در تربیت و نیكى به فرزندان یارى فرما .


امام سجّاد علیه ‏السلام : لاحَسَبَ لِقُرَشیًّ و لاعَرَبِیٍّ إلاّبِتواضُعِ و لاكَرَمَ إلاّ بِتَّقوى ؛ حدیث

امام سجّاد علیه ‏السلام :قریشى و عرب را افتخارى نیست مگر به فروتنى ، و هیچ كرامتى نیست مگر به تقوا .




[ چهارشنبه 28 آبان 1393 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]

چرا امام، «سجاد» لقب یافت؟

امام باقر علیه السلام فرمود:

  • پدرم، هیچ یک از نعمت های الهی را یاد نمی کرد، مگر آنکه سر به سجده می نهاد.
  • هیچ حادثه ناگواری از او رد نمی شد، جز آنکه سجده می کرد.
  • هیچ نیرنگ حیله گری از او دفع نمی گردید، مگر آنکه سر به سجده می نهاد.
  • از هیچ نماز واجبی فراغت نمی یافت، مگر اینکه به سجود می رفت.
  • هرگز موفق به اصلاح و آشتی بین دو نفر نمی شد، جز آنکه سجده شکر به جای می آورد.

نشانه های سجود در تمام اندام سجده اش آشکار بود. از این رو ایشان را «سجاد» نامیدند . (علل الشرایع، ص 88)

حوادث مهم عصر امام

مهم ترین حوادث سیاسی، اجتماعی عصر آن بزرگوار عبارت است از:

  • قیام توابین به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی.
  • قیام مدینه به رهبری عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه (واقعه حره).
  • سنگباران و آتشباران کعبه معظمه توسط نظامیان یزید.
  • قیام مختار بن ابی عبیده ثقفی.
  • حکومت عبدالله بن زبیر در مکه.
  • حکومت مروانیان در شام.
  • قیام خوارج و عبدالرحمن بن محمد بن اشعث، علیه حجاج در سال های 81 تا 83 ه.
مهم ترین اقدامات امام علیه السلام
  • تداوم بخشی و تفسیر درست حادثه عاشورا و جلوگیری از تحریف آن.
  • پرورش رهبر آینده امت اسلامی امام باقر علیه السلام.
  • نشر معارف قرآن و فرهنگ اسلام در قالب دعا و نیایش.
  • نظارت و هدایت اندیشمندان و فقها جامعه اسلامی.
  • حمایت سیاسی، مادی و معنوی از بردگان به عنوان مظلوم ترین گروههای اجتماعی و تلاش برای هدایت و آزادی آنان.


سفرهای امام زین العابدین علیه السلام

  • سفر جهادی، تبلیغی از مدینه به مکه و کربلا تا بازگشت دوباره به شهر پیامبر همراه با بانوان حرم حسینی.
  • سفرهای عبادی، زیارتی و تربیتی به همراه کاروان های حج از مدینه و احیانا از کوفه برای حج و عمره.
  • سفر تحمیلی و بازداشت گونه در عهد عبدالملک بن مروان که آن بزرگوار را به قصد ارعاب و تهدید از مدینه به دمشق بردند.
  • سفر زیارتی، تربیتی به کوفه آموزش روش زیارت امام حسین علیه السلام.


پاسداری از مقام نبوت

امام سجاد علیه السلام در غالب دعاهای صحیفه سجادیه مکرر، قبل و یا بعد از هرگونه درخواست از خدای متعال، به حمد و ثنای الهی می پردازد و بر پیامبر و آل آن بزرگوار صلوات می فرستد و شیوه دعا کردن را آموزش می دهد و حرمت رسول اکرم صلی الله علیه وآله را پاس می دارد.

ایثارگر بزرگ

امام باقر علیه السلام فرموده است که پدرش حضرت علی بن الحسین علیه السلام دوبار کل دارایی خود را با خدا قسمت کرد؛ همان بزرگوار فرموده است که امام سجاد علیه السلام شبها انبان بزرگی از نان بر پشت می نهاد و به نیازمندان صدقه می داد. پس از شهادت امام سجاد علیه السلام معلوم شد آن بزرگوار مخارج صد خانواده نیازمند را بر عهده داشته است. (کشف الغمه، ج 2، ص 100)

امام آزادی بخش

امام چهارم بدون آنکه نیازی به نیروی کار بردگان داشته باشد، آنها را می خرید و آزاد می کرد و برخی گفته اند: امام چهارم هزار برده را در راه خدا آزاد کرد. بردگانی که از این موضوع اطلاع داشتند، همواره خود را در معرض دید امام سجاد علیه السلام قرار می دادند تا شاید حضرت، آنان را خریداری و آزاد کند و آن بزرگوار، هر ماه و هر روز به آزاد کردن بردگان خویش می پرداخت.

شاگردان برجسته

1 . سعید بن مسیب

2 . ابوحمزه ثمالی (ثابت بن دینار)

3 . سعید بن جبیر

4 . ابوخالد کابلی

5 . یحیی بن ام طویل

6 . فرزدق، معروف به ابوفراس شاعر

7 . طاووس یمانی

8 . حماد بن حبیب عطار کوفی

9 . زرارة بن اعین شیبانی

10 . حبابه والبیه

11 . جابر بن عبدالله انصاری

12 . محمد بن جبیر بن مطعم

13 . فرات بن احنف

14 . سعید بن جبهان کنانی

15 . قاسم بن عوف

16 . اسماعیل بن عبدالله بن جعفر .




[ چهارشنبه 28 آبان 1393 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]

ذکر مصیبت می‌کند: الشام الشام

بانک اشعار اهل بیت (ع)

تا یاد غربت می‌کند: الشام الشام

منزل به منزل درد و داغ و بی کسی را

یک جا روایت می‌کند: الشام الشام

موی سپید و چهره ای در هم شکسته

از چه حکایت می‌کند: الشام الشام

هر روز با اندوه و آه و بی شکیبی

یاد اسارت می‌کند: الشام الشام

در این دیار پُر بلا هر کس به نوعی

عرض ارادت می‌کند: الشام الشام

یک شهر چشم خیره وقت هر عبوری

ابراز غیرت می‌کند: الشام الشام

هر سنگ با پیشانی مجروح خورشید

تجدید بیعت می‌کند: الشام الشام

قرآن پرپر روی نیزه غربتت را

هر دم تلاوت می‌کند: الشام الشام

قلب تو را یک مرد رومی با نگاهش

بی صبر و طاقت می‌کند: الشام الشام

هر جا که دارد خوف از جان تو، عمه

خود را فدایت می‌کند: الشام الشام

جان می دهی وقتی به لبهایی مقدس

چوبی جسارت می‌کند: الشام الشام

کنج تنوری حنجری آتش گرفته

ذکر مصیبت می‌کند: الشام الشام




[ چهارشنبه 28 آبان 1393 ] [ 00:16 ] [ خادمین هیئت ]

روز بیستم ماه محرّم الحرام :

۱٫ دفن بدن جون در کربلا

بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جون غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود وسپس او را دفن کردند.۱

جون کسی بود که امیر المؤمنین علیه السلام او را به ۱۵۰دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیر المؤمنین علیه السلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی علیه السلام و سپس به خدمت امام حسین علیه السلام رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.

هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین علیه السلام آمد وبرای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست .حضرت فرمودند:در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی ! اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز.

جون خود را به قدم های مبارک امام حسین علیه السلام انداخت و بوسید گفت: ای پسر رسول خدا ، هنگامی که شما در راحتی وآسایش بودید من کاسه لیس شما بودم ،حالا که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟

جون با خود فکر کرد :من کجا و این خاندان کجا؟! لذا عرضه داشت:آقای من ،بوی من بد است وشرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است.یا ابا عبدالله ،لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم.نه آقای من ،از شما جدا نمی شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد.جون می گفت وگریه می کرد به حدی که امام حسین علیه السلام گریستند و اجازه دادند.

با آنکه جون پیرمردی۹۰ ساله بود،ولی بچه ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه ها برای خداحافظی وطلب حلالیت آمد،که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هریک را به زبانی ساکت و به خیمه ها فرستاد ومانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد.او جنگ نمایانی کرد،تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخم های فراوانی به او وارد کردند. هنگامی که روی زمین افتاد ،امام حسین علیه السلام سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشیدو فرمود:”الهم بیض وجهه و طیب ریحه و احشره مع محمد و آل محمد علیهم السلام. بارالها رویش را سپید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت علیهم السلام. محشورش نما.

از برکت دعای حضرت روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید. چنانکه وقتی بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.۲

۱٫منتخب التواریخ :ص۳۱۱٫
۲
٫
وسیلة الدارین فی انصار الحسین علیه السلام :ص۱۱۵

 




طبقه بندی: وقایع ماه محرم الحرام ،
[ جمعه 23 آبان 1393 ] [ 00:35 ] [ خادمین هیئت ]

19 محرم: حركت كاروان اسرای كربلا به سوی شام

روز نوزدهم ماه محرّم الحرام:

- حرکت کاروان کربلا به سوی شام

در این روز اهل بیت سید الشهدا علیه السلام را از کوفه به سوی شام حرکت دادند.۱زنهای غیر هاشمیه از انصار امام حسین علیه السلام که در کربلا اسیر شدند با شفاعت اقوام وقبایلشان نزد ابن زیاد از قید اسیری خلاص شدند، وفقط زنهای هاشمیات برای اسارت به شام برده شدند.۲

۱.الوقایعالحوادث:ج۴ص۱۱۴٫
2
.ابصار العین فی انصار الحسین علیه السلام:ص۱۳۳٫

حركت كاروان اسرای كربلا به سوی شام

پس از رسیدن نامه‌یزید مبنی بر اینکه سر مبارک سیدالشهدا علیه السلام و کسانی که با او کشته شده‌اند و آنچه از آنها غارت شده واهل و عیال او را نزد او بفرستند،عبیدالله بن زیاددستور داد اسیران کربلاآماده شوند و امر کردامام سجاد علیه السلام را با زنجیر ببندند.

سربازان نیز دست‌های او را به گردنش زنجیر کردند و سپس او و سایر اسرا را در پشت سرهای شهداروانه کردند. مخفّر بن تعلبه عایزی وشمربن ذی الجوشن همراه‌شان به راه افتادند و رفتند تا به گروهی که سر حضرت امامحسین علیه السلام نزدشان بود، و سپس به شام رسیدند. امام سجاد علیه السلام در طول راه به حمد خدا و تلاوت قرآن و استغفار مشغول بود و حتی یک کلمه با سربازان عبیدالله سخن نگفت تا کاروان به شام رسید
حضرت صادق علیه السلام
از پدرش از امام زین العابدین علیه السلام نقل کرده است که فرمود:« مرا بر شتری لنگ سوار کردند، بدون روپوشی و جهازی، و سر سید الشهداء علیه السلام بر نیزه‌ی بلندی بود و زنان بر اشتران پالان دار پشت سر من بودند و جماعتیکه ظلم و ستم را از حد گذرانده بودند، با نیزه‌ها در جلو و عقب و اطراف ما بودندهر گاه یکی از ما می‌گریست، سرش را به نیزه می‌کوبیدند تا آنگاه که وارد دمشق شدی و کسی فریاد زد:« ای اهل شام، اینها اسیران اهل بیت ملعون(معاذالله) هستند.»

مورخّین مسیر طی‌شده بین کوفه و شام را در تواریخ آورده‌اند و به وقایع متعددی در طول راه اشاره کرده‌اند که به بخشی از اشاره می شود:

1)در یکی از توقفگاه‌ها که آب قافله تمام شد و راه را هم گم کرده بودند، امام سجاد علیه السلام از شدت بیماری وتشنگی نزدیک بود جان بدهد، حضرت زینب سلام الله علیهااو را زیر سایه شتری نشاند و همچنان که بادش می‌زد، می‌گفت: ای برادرزاده، برای من دشوار است که تو را دراین حال ببینم.

2)در شهرعقلان جوانی بازرگان بهنام زریر خزاعی وقتی شهر را مزیّن دید و مردم را شادمان، شرح حال اسرا را پرسید وپس از اطلاع از هویت آنان، به سراغ کاروان رفت. با مشاهده امام سجاد علیه السلام به گریه افتاد.

حضرت سجاد علیه السلام از او خواست به سربازانی که سر مقدس حضرت امام حسین علیه السلام را بر نیزه حمل می‌کردند، بگوید جلوتر بروند تا مردم به آن نگاه کنند و چشم از زنان اهل بیت بردارند. زریر 50 دینار به سربازان داد وخواسته امام را برآورده کرد، سپس برگشت و پرسید: «اگر حاجت دیگری داریدبفرمایید تا انجام دهم.»

امام فرمود: زنان لباس و پوشش می‌خواهند. زریر بلافاصله جامه‌های فراوانی برای زنها فراهم کرد. سربازان خبردار شدند و او را آن قدر زدند تااز هوش رفت.

3)در شهری به نام حراّنیک مرد یهودی به نامیحیی با مشاهده تلاوت آیات قرآن توسط سر مبارک سید الشهداء علیه السلام متعجب ومتنبه شد و جامه‌ای از خز را به حضرت سجاد علیه السلام هدیه داد.

4) امامزین العابدین علیه السلام در شهرهای سیبور، بعلبک وحلب با دیدن بی‌احترامی مردمبه اسرا و شادمانی آنان اشعاری با این مضمون خواند:

«آل رسول برشتران بی‌جهاز سوار شوند و آل مروان بر مرکب‌های آراسته. این همان زمان است که شگفتی‌هایش از نظر بزرگان پایان‌پذیر نیست و مصائبش نامشخص است.

ای کاش می‌دانستم مشغله‌های زمان تا به کجا ما را به دنبال خودمی‌کشاند. ما را بر شتران عریان و بی‌جهاز در هرشهر و دیاری می‌گردانند و کسانی ازآنان که مهار شتران را در دست گرفته‌اند حمایت می‌کنند

گویا ما در میان آنهاچون اسیران رومیانیم و آنچه پیامبر فرموده نادرست بوده! وای بر شما که به رسول خداکفر ورزیدید.

شما به گم‌کرده‌ای می‌مانید که راه‌ها را نمی‌شناسد. من فرزندامام هستم. چه شده است که حق من بین این گروه کفّار ضایع شده است. »

منابع:

بحارالانوار،ج 45،ص 127

وقایع الایام خیابانی، تتمه مرحوم، صفحه 291، و والرمعه المساکیه

معالی السبطین، جلد 2، صفحه 128

منتهی الامال، جلد اول، صفحه 305

الدمعه المساکیه جلد 5، صفحه 67

بحارالانوار، جلد 45، صفحه 127

«علی لعنت الله علی القوم الظالمین من الاولین و الاخرین والتابعین و المحبین الی یوم القیامه»

 




طبقه بندی: وقایع ماه محرم الحرام ،
[ پنجشنبه 22 آبان 1393 ] [ 00:18 ] [ خادمین هیئت ]

روز پانزدهم ماه محرّم الحرام:

1.فرستادن سرهای مطهر شهدا به سوی شام

بنا بر بعضی اقوال ،در این روز سرهای مطهر اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام را به سوی شام حرکت دادند.1البته بعدا اهل بیت علیهم السلام سرهای مطهر را به بدنها ملحق کردند.

1.وقایع الایام :تتمه محرم،ص281.




طبقه بندی: وقایع ماه محرم الحرام ،
[ یکشنبه 18 آبان 1393 ] [ 00:08 ] [ خادمین هیئت ]

روز سیزدهم ماه محرّم الحرام:

ا.اسرای اهل بیت علیهم السلام در مجلس ابن زیاد

پس از آنکه اسرا و سرهای مقدس شهدا را در کوفه گردانیدند،ابن زیاد در کاخ خود نشست ودستور داد سر مطهر امام حسین علیه السلام را در برابرش گذاشتند.آنگاه زنان وکودکان آن حضرت را به همراه امام سجاد علیه السلام در حالی که به طناب بسته بودند_وارد مجلس نموده ،در برابر تخت آن ملعون ایستاده نگاه داشتنددر این حال درباریان آن ملعون به تماشا ایستاده بودند.1

2. اسرای اهل بیت علیهم السلام در زندان کوفه

پس از مجلس شوم ابن زیاد،اهل بیتعلیهم السلام را با غل و زنجیر وارد زندان کوفه نمودند.2

3. خبر شهادت امام حسین علیه السلام در مدینه وشام

ابن زیاد به مدینه وشام نامه نوشت و خبر شهادت امام حسین علیه السلام را منتشر ساخت.3

4.شهادت عبدالله بن عفیف

عبدالله بن عفیف ازدی بزرگواری از اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بودو در جنگ های جمل و صفین دو چشم خود را از دست داده بود .لذا مشغول عبادت بود.

او هنگامی که شنید پسر زیاد ملعون به امیر المؤمنین و امام حسین علیهما السلام نسبت کذب می دهد ،از میان جمعیت بر خاست وگفت:ساکت باش ای پسر مرجانه ،دروغگو تویی وپدر توکه به تو این مقام را دادای دشمن خدافرزندان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را می کشی و در منابر مؤمنین این چنین سخن می گویی ؟ مأموران خواستند معترض او شوند که با کمک قبیله اش به خانه رفت،ولی بعد آمدند و خانه او را محاصره کردند .پس از رشادت های او و دخترش دستگیر شد و همان طور که از خدا خواسته بود به دست بدترین خلق یعنی ابن زیاد به شهادت رسید.4

1.الوقایع الحوادث:ج4ص 63.وقایع الایام:تتمه محرم،ص256.

2. .الوقایع الحوادث:ج محرم ص 94.وقایع الایام:تتمه محرم،ص263.

3. الوقایع الحوادث:ج محرم 96.وقایع الایام:تتمه محرم،ص263.

4.وقایع الحوادث:ج4ص 80،87_88.




طبقه بندی: وقایع ماه محرم الحرام ،
[ جمعه 16 آبان 1393 ] [ 00:04 ] [ خادمین هیئت ]

1. دفن شهدای کربلا

روز دفن بدن های مطهر سیذ الشهداءعلیه السلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت ،توسط امام سجاد علیه السلام به یاری جمعی از بنی اسد است.1

2.ورود اهل بیت علیه السلام به کوفه

روز دوازدهم روز ورود اهل بیت علیهم السلام با حالت اسارت به کوفه است. 2در این روز ابن زیاد فرمان داد که احدی حق ندارد با اسلحه از خانه بیرون آید،و ده هزار سوار و پیاده بر تمام کوچه ها و بازار ها موکل گردانید، که احدی از شیعیان امیر المؤمنین علیه السلام حرکتی نگند.سپس فرمان داد سرهایی را که در کوفه بود برگردانند ودر پیش چشم اهل بیت علیهم السلامحرکت دهند ،و با هم وارد شهر کرده در کوی بازار بگردانند.

مردم با دیدن حالت زار ذریه پیامبر صلیالله علیه وآله وسلم و سر های بر نیزه و بانوان ومخدرات در هودج های بدون پوشش، صدا به گریه بلند نمودند.زینب کبری ، ام کلثوم،فاطمه بنت الحسین و امام زین العابدین علیهم السلام به ترتیب با جگرهای سوزان وقلوب دردناک ایراد خطبه نمودند،که عده ای از لشکربا دیدن این اوضاع از کرده خود پشیمان شدند،اما هنگامی که خیلی دور شده بود!!!3

3. روز شهادت حضرت سجاد علیه السلام

شهادت امام زین العابدین علیه السلام بنابر قولی در این روز در سال 94هجری در سن 57 سالگی واقع شده است،4و قول دیگر25محرم است که خواهد آمد.



1.اعلام الوری:ج1ص470. الوقایع الحوادث:ج محرم ص61..وقایع الایام:تتمه محرم،ص132.

2.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص204. الوقایع الحوادث :ج محرم ص25.

3.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص.205.

4.توضیح المقاصد:ص3.

5.الوقایع الحوادث:ج 4 ص63..وقایع الایام:تتمه محرم،ص256





طبقه بندی: وقایع ماه محرم الحرام ،
[ پنجشنبه 15 آبان 1393 ] [ 09:46 ] [ خادمین هیئت ]

روز دوازدهم ماه محرّم الحرام:

1. دفن شهدای کربلا

روز دفن بدن های مطهر سیذ الشهداءعلیه السلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت ،توسط امام سجاد علیه السلام به یاری جمعی از بنی اسد است.1

2.ورود اهل بیت علیه السلام به کوفه

روز دوازدهم روز ورود اهل بیت علیهم السلام با حالت اسارت به کوفه است. 2در این روز ابن زیاد فرمان داد که احدی حق ندارد با اسلحه از خانه بیرون آید،و ده هزار سوار و پیاده بر تمام کوچه ها و بازار ها موکل گردانید، که احدی از شیعیان امیر المؤمنین علیه السلام حرکتی نگند.سپس فرمان داد سرهایی را که در کوفه بود برگردانند ودر پیش چشم اهل بیت علیهم السلامحرکت دهند ،و با هم وارد شهر کرده در کوی بازار بگردانند.

مردم با دیدن حالت زار ذریه پیامبر صلیالله علیه وآله وسلم و سر های بر نیزه و بانوان ومخدرات در هودج های بدون پوشش، صدا به گریه بلند نمودند.زینب کبری ، ام کلثوم،فاطمه بنت الحسین و امام زین العابدین علیهم السلام به ترتیب با جگرهای سوزان وقلوب دردناک ایراد خطبه نمودند،که عده ای از لشکربا دیدن این اوضاع از کرده خود پشیمان شدند،اما هنگامی که خیلی دور شده بود!!!3

3. روز شهادت حضرت سجاد علیه السلام

شهادت امام زین العابدین علیه السلام بنابر قولی در این روز در سال 94هجری در سن 57 سالگی واقع شده است،4و قول دیگر25محرم است که خواهد آمد.



1.اعلام الوری:ج1ص470. الوقایع الحوادث:ج محرم ص61..وقایع الایام:تتمه محرم،ص132.

2.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص204. الوقایع الحوادث :ج محرم ص25.

3.قلائد النحور:ج محرم و صفر،ص.205.

4.توضیح المقاصد:ص3.

5.الوقایع الحوادث:ج ص63..وقایع الایام:تتمه محرم،ص256




طبقه بندی: وقایع ماه محرم الحرام ،
[ پنجشنبه 15 آبان 1393 ] [ 00:01 ] [ خادمین هیئت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 37 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


روایات/احادیث/معجزات/مداحی/سخنرانی
/تصاویر/اشعار اهل بیت علیهم السلام

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

در زندگی هر یك از ما گاهی بر سر دو راهی قرار می گیریم و بعد از مشورت با دیگرانم و زدن تمامی درها اگر نتوانستیم راه خودمان را انتخاب كنیم به استخاره روی می اوریم و از خداوند طلب خیر میكنیم .

ابتدا نیت نمایید سپس روی استخاره بگیر کلیک فرمایید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوه ‎ للّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. ‎ اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین