هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران
غم حسین(علیه السلام) عین عبادت است
قالب وبلاگ
نویسندگان
صفحات جانبی

 


اللهم عجل لولیك الفرج

برنامه جلسات هیئت بیت العباس(علیه السلام)
لعن الله قاتلی یا فاطمة الزهرا (سلام الله علیها)

 مناسب زمان
 هفتگیجمعه :1394/11/23
 ایام فاطمیه (سلام الله علیها)
 دهه اول 75 روز
جمعه:94/11/30
شنبه: 94/12/1
یكشنبه : 94/12/2
دوشنبه : 94/12/3
هفتگی
جمعه : 94/12/7
 هفتگی
 جمعه: 94/12/14
ایام فاطمیه (سلام الله علیها)
دهه دوم( 95 روز)
ایستگاه صلواتی
چهارشنبه :94/12/19
پنج شنبه :94/12/20
جمعه: 94/12/21
شنبه : 94/12/22
یكشنبه : 94/12/23
هفتگی
 جمعه : 94/12/28
(ساعت برگزاری :  20:00 )
تهران،راه آهن،جوادیه،10متری اول،
خیابان قالیشویی روبروی مسجدهمتیه،بن بست 4





[ شنبه 17 بهمن 1394 ] [ 01:40 ] [ خادمین هیئت ]

در سال ۲۵۵ هجری شب جمعه شب ولادت خاتم الاوصیاء منتقم آل محمد صلی الله علیه واله ، آخرین امام بر حق و ولی مطلقِ خداوند حضرت بقیة الله حجة بن الحسن الله تعالی فرجه الشریف واقع شده است . ( ۱)

در این شب آب زمزم زیاد می شود به گونه ای که همه می توانند رؤیت کنند(۲)

، ولی اکنون روی آن پوشیده است . در این شب برات آزادی از آتش برای افراد زیادی نوشته می شود ، و آن را ” شب برات ” و ” شب مبارک ” و ” شب رحمت ” گویند .

از امام باقر و امام صادق علیهما السلام روایت شده که فرمودند : وقتی شب نیمه شعبان شود ، منادی از افق اعلی ندا می کند : ای زائرین قبر حسین بن علی برگردید در حالی که گناهان شما آمرزیده شده و اجر شما با خدای شما و محمد باشد “. ولی کسی که استطاعت زیارت قبر امام حسین علیه السلام را ندارد قبور مطهر ائمه دیگر را زیارت کند ؛ و اگر این هم ممکن نیست با اشاره به طرف قبرشان سلام دهد.(۳)

نام پدرشان حضرت ابو محمد حسن بن علی علیه السلام ، و نام مادرشان حضرت نرجس علیها السلام است .( ۴)

ماجرای شب ولادت

امام حسن عسکری علیه السلام در شب ولادت برای عمه بزرگوار خود جناب حکیمه خاتون علیها السلام پیغام فرستاده فرمودند : امشب نزد ما افطار کن که شب نیمه شعبان است و خداوند حجت خود را آشکار می سازد.(۵)

ولادت امام زمان علیه السلام در شهر سامرا به همگام طلوع فجر نیمۀ شعبان ۲۵۵ هجری بوده است . بر شانۀ راست آن حضرت نوشته شده بود : ” جاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ اِنَّ الباطِلَ کانَ زَهُوقاً “.

پس از تولد آن بزرگوار را نزد پدر بردند و شروع به سخن فرمود : ” أشهَدُ أن لااِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ أشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللهِ وَ أنّ عَلیّاً أمیرَالمؤمِنینَ وَلیُّ اللهِ ” و ائمه معصومین علیهم السلام را یکی بعد از دیگری نام برد تا به وجود شریف خود رسید و برای فرج محبین خود دعا فرمود .

امام زمان علیه السلام در آغوش پدر

آنگاه حسب الامر امام عسکری علیه السلام ، حکمیه خاتون او را نزد مادرش نرجس خاتون برد. حکمیه خاتون می فرماید : روز هفتم به خدمت امام حسن علیه السلام رفتم. حضرت فرمود : ” پسر مرا بیاورید “. آن وجود سراپا جود را نزد آن امام بردیم . حضرت زبان در دهان وی گذاشتند و فرمودند : ” پسرم ، سخن بگو “. دیدم آنچه در روز اول از او شنیده بودم از اقرار به وحدانیت و ثنا بر جد خود پیامبر صلی الله علیه واله و امیرالمؤمنین علیه السلام و سایر ائمه علیهم السلام تا پدر بزرگوارش دوباره بیان کرد و این آیه را تلاوت فرمود : ” بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم وَ نُریدُ أن نَمُنَ ,َلَی الَّذینَ استُضعِفُوا فِی الأرض وَ نَجعَلَهُم أئِمَّةً وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثینَ وَ نُمَکَّنَ لَهُم فِی الارضِ وَ نُرِیَ فِرعَونَ وَهامانَ وَ جُنُودَهُما مِنهُم ما کانُوا یَحذَروُنَ “(۶)

سپس پدر بزرگوارشان فرمودند : بخوان آنچه را که خدا بر پیامبران خود نازل فرمود. حضرت خواندنِ صحف آدم را به لغت سریانی آغاز نمود ، و بعد ادریس و نوح و صالح و صحف ابراهیم و تورات موسی و انجیل عیسی و زبور داود و فرقان محمد صلی الله علیه واله را قرائت نمود . بعد از آن بیان قصص انبیاء و مرسلین را شروع نمود .

حکیمه خاتون می گوید : پس از چهل روز دیگر ، دوباره خدمت فرزند برادرم امام عسکری علیه السلام رفتم و حضرت صاحب الزمان علیه السلام را دیدم که راه می رود . امام عسکری علیه السلام فرمود : ای عمه ، مولود عزیز نزد خدا این است . گفتم : ای سید و مولای من ، نشو و نمای او را در چهل روز زیادتر از دیگران می بینم. حضرت فرمودند: ای عمه ، ما اوصیاء در یک روز نشو و نمای یک هفته دیگران را ، و در یک جمعه نشو ونمای یک سال دیگران را می نماییم . من برخاستم و سر آن طفل را بوسیده به منزل مراجعه کردم. (۷)

القاب امام زمان علیه السلام

از القاب آن نور الهی( ۸ )” حجة الله ” ، ” حجة آل محمد ” ، صاحب الزمان ” یعنی فرمانروای عصر خود ، ” مالک رقاب خلایق ” یعنی امر امراو و نهی نهی او و حکم حکم او و فرمان فرمان اوست ، ” مهدی ” که خلق به وسیلۀ او هدایت می یابند و به وجود مقدس او از جاده ضلالت به شاهراه هدایت رسیده رستگار می شوند ، ” قائم ” که حضرت صادق علیه السلام فرمودند: ” از این جهت که به حق قیام می نماید او را قائم گویند “؛ ” منتظر ” که برای غیبت طولانی است ، و مخلصین او انتظار خروجش را می کشند و شکاکین او را انکار می کنند .

اوصاف امام زمان علیه السلام

اوصاف ظاهری آن حضرت (۹) شباهتهای زیادی به رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله دارد. خطی از موی سبز رنگ مانند زمرد از گردن تا ناف مبارک او کشیده است . صورت مبارکش مانند ستاره ای درخشنده و نورانی است . امیر المؤمنین علیه السلام می فرماید: “او جوانی است خوش روی و خوش موی ونور صورت مبارکش بر سیاهی محاسن انوار او غالب است”. امام باقر علیه السلام می فرماید: “رنگ مبارکش مایل به سرخی است مانند گل سرخ شکفته و چشمانش گشاده و میان ابروهایش مرتفع و مابین شانه های او باز است .گشاده جبین است و بینی او بلند و شکم مبارکش برآمدگی دارد ، و بیخ دندانهای ثنایایش گشاده است.

والدۀ حضرت الامر علیه السلام حضرت نرجس خاتون است که نامها و القاب دیگر حضرت ملیکه ، ریحانه ، صیقل ، سوسن است. در زیارت آن حضرت – که تمامی عبارات آن دلالت واضحی بر علو منزلت آن بانو دارد – توصیف به راضیه ، مرضیه ، صدیقه ، تقیه ، نقیه ، زکیه شده است.

بنابر نقلی جناب نرگس در سال ۲۶۱ هجری در سامراء از دنیا رحلت کرد و در جوار امامین حضرت هادی و امام عسکری علیهما السلام دفن شد.(۱۰)

بنابر نقلی دیگر در سال ۲۶۰ هجری قبل از شهادت امام عسکری علیه السلام رحلت نمود (۱۱)، زیرا هنگامی که امام علیه السلام از وقایع بعد از شهادت خود نسبت به فرزند و عیالش خبر داد حضرت نرجس خاتون علیها السلام از آن حضرت خواستند که دعا بفرمایند قبل از ایشان از دنیا بروند. (۱۲)

حضرت حکیمه خاتون دختر جواد الائمه علیه السلام است که توفیق رؤیت و درک چهار امام معصوم علیهم السلام را داشته است.(۱۳)

ایشان در سال ۲۷۴ هجری در سامرا رحلت فرمودند.(۱۴)

ایشان محرم اسرار اهل بیت علیهم السلام بوده و کسی است که در ولادت حضرت صاحب الزمان علیه السلام حاضر بوده و چندین بار خدمت آن حضرت مشرف شده است . بعد از وفات امام حسن عسکری علیه السلام یکی از سفرا بوده که به واسطۀ او مردم به حوائج خود نایل می شدند.( ۱۵)

ایام پس از ولادت امام زمان علیه السلام

پس از گذشت یک شب از ولادت امام عصر علیه السلام نسیمِ خادم خدمت آن حضرت رسید و عطسه کرد. امام علیه السلام فرمود: ” یَرحَمکَ اللهُ ” سپس فرمود : ” عطسه تا سه روز امان از مرگ است.” (۱۶) . این ماجرا در روز ۲۵ شعبان هم نقل شده است.(۱۷)

سه روز بعد از ولادت امام عصر علیه السلام ، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرزند خود را به اصحاب خاص نمایاند و امامت او را تصدیق فرمودند.(۱۸)

غیبت صغری

در غیبت صغری چهار تن از بزرگان شیعه به ترتیب وکیل و سفیر و نایب خاص امام زمان علیه السلام بودند ، که خدمت آن حضرت می رسیدند و وکالتشان مورد تأیید آن حضرت بود ، و پاسخهای امام علیه السلام در حاشیۀ نامه ها توسط نواب به دست مردم می رسید .

البته غیر از این چهار نفر وکلای دیگری هم از طرف امام علیه السلام در بلاد مختلف بودند که به وسیله همین چهار بزرگوار امور مردم را به عرض امام زمان علیه السلام می رساندند و از سوی امام علیه السلام در امور آنها توقیع هایی صادر شده بود. (۱۹)

سفارت این چهار بزرگوار سفارت مطلق و تام بوده ، ولی ریگران در موارد خاصی سفارت داشتند ، مانند ابوالحسن محمد بن جعفر اسدی ، احمد بن اسحاق اشعری ، ابراهیم بن محمد همدانی ، احمد بن حمزة بن الیسع .( ۲۰)

نواب اربعه عبارتند از ابوعمروعثمان بن سعید عَمری ، ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عَمری ، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی ، ابوالحسن علی بن محمد سمری .

نائب اول عثمان بن سعید مورد اعتماد مردم و جلیل القدر و وکیل حضرت هادی و امام عسکری علیه السلام نیز بود . (۲۱)

او به امر امام علیه السلام متصدی کفن و دفن امام عسکری علیه السلام گردید. (۲۲)

چون امام عسکری علیه السلام در محلۀ عسکر سکونت داشتند و تماس با آن حضرت برای شیعیان مشکل بود . عثمان بن سعید چون روغن فروش بود ، اموال را در ظرفهای روغن می ریخت و به خدمت امام علیه السلام می برد.(۲۳)

احمد بن اسحاق قمی هنگامی که از امام هادی علیه السلام پرسید: آقای من ، گاهی غایب و گاهی حاضرم . وقتی هم که حضور دارم همیشه نمی توانم خدمتتان برسم . سخن چه کسی را بپذیرم و فرمان چه شخصی را اطاعت کنم ؟ حضرت فرمود: این عَمرو عثمان بن سعید عَمری مورد اطمینان و امین است. آنچه به شما بگوید از من می گوید و آنچه به شما برساند از من می رساند.

احمدبن اسحاق می گوید: پس از رحلت امام هادی علیه السلام نزد امام عسکری علیه السلام رفته همان گفته را تکرار کردم . آن حضرت مانند پدر بزرگوارشان فرمودند: ابوعَمرو امین و مورد اطمینان امام گذشته و مورد اطمینان من در زندگی و پس از مرگ من است. آنچه به شما بگوید و آنچه به شما برساند از من می رساند.(۲۴)

جناب عثمان بن سعید پس از امام عسکری علیه السلام به فرمان حضرت مهدی علیه السلام به وکالت و نیابت ادامه داد ، و شیعیان مسائل خود را نزد او می برند و پاسخ امام علیه السلام توسط او به مردم می رسید.( ۲۵)

نائب دوم ابوجعفر محمد بن عثمان بود و او نیز همچون پدر از بزرگان شیعه و در تقوی و عدالت و بزرگواری مورد اعتماد و احترام شیعیان بود. عثمان بن سعید پیش از وفات به فرمان امام عصر علیه السلام فرزند خود ابو جعفر بن عثمان را به جانشینی خود و نیابت امام علیه السلام معرفی کرد. این در حالی بود که امام عسکری علیه السلام نسبت به او و پدرش اظهار اعتماد و اطمینان فرموده بود و شیعه بر عدالت و تقوی و اطاعت او اتفاق داشتند.(۲۶)

پس از در گذشت نائب اول جناب عثمان بن سعید ، توقیعی از جانب امام زمان علیه السلام در مورد وفات او و نیابت فرزندش محمد صادر شد که ترجمه قسمتی از آن چنین است: ” انا لله و انا الیه راجعون ، در برابر فرمان خدا تسلیم و به قضای او راضی هستیم .پدرت سعادتمند زیست و پسندیده در گذشت . خداوند او را رحمت کند و به پیشوایان و سرورانش علیهم السلام ملحق سازد . از کمال سعادت پدرت بود که خداوند فرزندی چون تو را به او عنایت کرد که پس از او جانشین گردی ، و در امورش قائم مقام او باشی و برایش طلب رحمت و آمرزش نمایی“.(۲۷)

از محمد بن عثمان پرسیدند: صاحب الامر علیه السلام را دیده ای؟ گفت : آری و آخرین ملاقاتم با او کنار بیت الله الحرام بود که می فرمود: “اللهُمَّ أنجِز لی ما وَعَدتَنی “و نیز او را در مستجار نزدیک رکن یمانی کعبه دیدم که می گفت: ” اللهُمَّ انتَقِم لی مِن أعدائی“.( ۲۸)

این بزرگوار کتابهایی در فقه تألیف کرده که مشتمل است بر آنچه از امام عسکری علیه السلام و از پدر خود شنیده بود.( ۲۹)

محمد بن عثمان برای خود قبری ترتیب داده بود وآن را با ساج پوشانده بود و روی آن آیاتی از قرآن کریم و اسامی ائمه اطهار علیهم السلام را نوشته بود . هر روز داخل آن می شد و یک جزء قرآن قرائت می کرد و بیرون می آمد.(۳۰)

او پیش از مرگ از روز وفات خود خبر داد و در همان روز که خبر داده بود در گذشت.( ۳۱)

همچنین پیش از رحلت به شیعیان خبر داد که امام علیه السلام جناب ابو القاسم حسین بن روح نوبختی را برای سفارت و ارتباط با خود انتخاب فرموده اند و او قائم مقام من است و به او مراجعه کنید .( ۳۲)

او در سال ۳۰۵ هجری رحلت فرمود.(۳۳)

نائب سوم جناب ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی است ، که نزد موافق و مخالف عظمت و بزرگی ویژه ای داشت ، و به عقل و بینش و تقوی و فضیلت نزد عموم فرقه های مختلف مذهبی مشهور بود و در زمان نائب دوم از جانب او متصدی پاره ای از امور بود.

با اینکه میان یاران نائب دوم ، جعفر بن احمد بن متیل از همه به او نزدیکتربود ، و حتی در اواخر زندگی جناب محمد بن عثمان ، غذای منزل او را در منزل جعفر بن احمد بن متیل تهیه می کردند ، و در میان اصحاب احتمال نیابت و جانشینی جعفر بن احمد بیشتر بود ، اما در آخرین ساعات زندگی جناب محمد بن عثمان که جعفر بن احمد بالای سر او و حسین بن روح پایین پایش نشسته بود ، به جعفر بن احمد رو کرد و فرمود : ” مأمور شده ام که امور را به ابو القاسم حسین بن روح واگذار نمایم “. جعفر بن احمد از جا برخاست و دست حسین بن روح را گرفت و او را بالای سر محمد بن عثمان نشاند و خود در پایین پای او نشست.(۳۴)

در ۶ شوال سال ۳۰۵ هجری اولین توقیع از ناحیۀ مقدسه امام عصر علیه السلام برای او صادر شد که متن آن چنین بود: “ما او را می شناسیم ، خداوند تمامی خیر و رضای خویش را به او بشناساند و به توفیق خود او را یاری نماید . از مکتوب او مطلع شدیم و نسبت به او وثوق و اطمینان داریم . او را نزد ما مکان و منزلتی است که خشنودش می سازد. خداوند احسان خویش را به او بیفزاید که خدا ولی و توانا برهمه چیز است ، و سپاس خدای را که شریکی ندارد و درود و سلام فراوان خداوند بر فرستادۀ او محمد و بر خاندان او صلوات الله علیهم “.

از ابوسهل نوبختی صاحب تألیفات – که از متکلمین بزرگ بغداد بود – پرسیدند: برای چه جناب ابوالقاسم حسین بن روح به مقام نیابت نایل شد و شما نایل نشدید؟گفت: ائمه علیهم السلام داناترند و آنچه برگزینند شایسته تر و مناسب تر است ، ولی من فردی هستم که با خصم برخورد و مناظره می کنم و اگر نائب امام علیه السلام بودم و مکان امام زمان علیه السلام را می دانستم – چنانکه ابوالقاسم حسین بن روح به جهت نیابت می داند- و در گیر و دار بحث پیرامون امام علیه السلام با مخالفان در تنگنا قرار می گرفتم ممکن بود نتوانم خود را کنترل کنم و جای آن حضرت را افشا نمایم ؛ ولی ابو القلسم اگر امام علیه السلام در زیر دامان او مخفی باشد و او را با آلات برنده تکه تکه نمایند دامان خود را از او برنمی دارد و او را به دشمن نشان نخواهد داد.(۳۵)

جناب ابو القاسم حسین بن روح حدود ۲۱ سال مقام نیابت داشت . او قبل از وفات امور را به امر امام علیه السلام به ابوالحسن علی بن محمد سمری واگذاشت ، و در ماه شعبان سال ۳۲۶ هجری در گذشت . آرامگاه او در بغداد است .(۳۶)

نائب چهارم ابوالحسن سمری است که بر حسب الامر حضرت صاحب الزمان علیه السلام به جناب حسین بن روح ، امر نیابت بعد از او به ابو الحسن سمری واگذار شد. به فرمودۀ بزرگان رجال ، عظمت و جلالت قدر او محتاج به توصیف نیست . ابوالحسن سمری روزی به جمعی از مشایخ که نزد او بودند فرمود: ” خداوند به شما در مصیبت علی بن بابویه قمی اجر عنایت فرماید. در این ساعت او از دنیا رفت”. آنان ساعت و روز و ماه را یادداشت کردند ، و ۱۷ یا ۱۸ روز بعد خبر رسید که همان ساعت علی بن بابویه قمی در گذشته است .(۳۷)

پایان غیبت صغری

پیش از وفات علی بن محمد سَمَری گروهی از شیعیان نزد او گرد آمدند و پرسیدند:”پس از شما چه کسی جانشین شما خواهد بود“؟ پاسخ داد: من مأمور نشده ام که در این مورد به کسی وصیت کنم.(۳۸)

سپس توقیعی را که از سوی امام غایب علیه السلام در این باره صادر شده بود به شیعیان نشان داد. آنان از روی توقیع استنساخ کردند که مضمون آن چنین بود:” بسم الله الرحمن الرحیم ، ای علی بن محمد سمری ، خداوند در مصیبت تو پاداش برادرانت را عظیم دارد . تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت . پس امور خویش را فراهم آور و به هیچکس وصیت مکن که پس از تو جانشین تو شود . غیبت کبری واقع شد و ظهوری نخواهد بود تا آنگاه که خدای متعال فرمان دهد ، که پس از مدت طولانی و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم است . به زودی افرادی نزد شیعیان من مدعی مشاهدۀ من می شوند . آگاه باشید که هر کس پیش از خروج سفیانی و پیش از صیحه)خروج سفیانی و صیحه دو علامت از علاماتی هستند که هنگام ظهور امام عصر علیه السلام واقع می شود( . چنین ادعایی نماید ( یعنی ادعای رؤیت به عنوان سفارت و نیابت نماید ) دروغگو و افترا زننده است وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلا بِاللّهِ العَلِیَّ العَظیم“. (۳۹)

روز ششم که مصادف با نیمۀ شعبان سال ۳۲۹ هجری بود جناب ابوالحسن سمری در گذشت ، و در خیابان خلنجی کنار نهر لبوعتاب در بغداد دفن گردید.(۴۰)

مجلسی رحمة اللهُ از احتجاج مرحوم شیخ طبرسی نقل می فرماید : هیچیک از نائبان خاص امام عصر علیه السلام جز با فرمان صریحی از جناب آن حضرت و تعیین و نصب و معرفی نایب قبلی به نیابت قیام نکرد. شیعه نیز گفتار هیچیک را نپذیرفت مگر بعد از بروز نشانه و معجزه ای به دست هر یک از آنان از طرف امام عصر علیه السلام که براستی گفتار و درستی نیابتشان دلالت می کرد.(۴۱)

وظایف زمان غیبت کبری

شیعیان و دوستان آن حضرت در زمان غیبت وظایفی دارند از جمله:

  1. قرائت دعای ندبه در روزهای جمعه ، عید فطر ، عید قربان ، عید غدیر .
  2. زیارت آن حضرت در روز جمعه .

برای ثبات و محکم ماندن اعتقادات خواندن این دعای شریف:”یا اللهُ ، یا رَحمنُ ، یا رَحیمُ ، یا مُقَلَّبَ القُلُوبِ ، ثَبَّت قَلبی عَلی دینکَ“. (۴۲)

  1. از جا برخاستن به احترام نام “قائم“آن بزرگوار .
  2. توسل به آن حضرت در مشکلات و گرفتاری ها.
  3. صدقه برای سلامتی و فرج وجود شریفش.

قرائت این دعا که از خداوند می خواهیم آن حضرت را به ما بشناساند: ” اللّهُمَّ عَرَّفنی نَفسَکَ فَاِنَّکَ اِن لَم تُعَرَّفنی نَفسَکَ لَم اَعرِف نَبِیَّکَ، اللّهُمَّ عَرَّفنی رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِن لَم تُعَرَّفنی رَسُولَکَ لَم اَعرِف حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِن لَم تُعَرَّفنی حُجَّتَکَ ضَلَلتُ عَن دینی“. (۴۳)

  1. شرکت در مجالس منسوب به آن حضرت ، مخصوصاً مجالس عزاداری جد بزرگوارش حضرت سید الشهداء علیه السلام.
  2. هدیۀ اعمال صالحه برای آن حضرت ، مانند زیارت قبور مطهر پدران بزرگوارش ، قرائت قرآن و حج و عمره و طواف.
  3. توبۀ حقیقی از گناهان
  4. متوجه کردن مردم به آن حضرت

۲.وفات علی بن محمد سمری نایب امام زمان علیه السلام

وفات شیخ جلیل نایب خاص امام عصر علیه السلام علی بن محمد سمری در این روز بوده است که به معنای اتمام غیبت صغری و شروع غیبت کبری است (۴۴) ، چه اینکه حضرت صاحب الامر علیه السلام به او امر فرموده بودند که وصی و جانشینی برای خود قرار مده که غیبت کبری شروع شده است .

۱.ارشاد : ج ۲ ص ۳۳۹ . اعلام الوری : ج ۲ ص ۲۱۴ . کافی : ج ۱ ص ۴۳۱ . مسار الشیعة : ص ۳۸ . توضیح المقاصد : ص ۲۰ – ۲۱ . مصباح المتهجد : ص ۷۸۲ . مصباح کفعمی : ج ۲ ص ۵۹۸ . فیض العلام : ص ۳۴۶ . جلاء العیون : ص ۵۷۹ .

۲. تقویم الواعظین : ص ۱۳۶ ، به نقل از خلاصة المنهج : ج ۵ ص ۱۴۵ – ۲۴۶ .

۳.مسار الشیعة : ص ۳۸ . توضیح المقاصد : ص ۲۰ – ۲۱ . فیض العلام : ص ۳۴۳ .

۴. ارشاد : ج ۲ ص ۳۳۹ .

۵. فیض العلام : ص ۳۴۶ .

۶. سورۀ قصص : آیات ۵ ، ۶ .

۷. کفایة الموحدین : ج ۳ ص ۳۴۰ – ۳۴۱

۸. کفایة الموحدین : ج ۳ ص ۳۴۳ . کمال الدین صدوق : ج ۲ ص ۴۹ ، ۱۵۹

۹.کفایة الموحدین : ج ۳ ص ۳۴۱ .

۱۰.ریاحین الشریعة : ج ۳ ص ۲۵ – ۲۶ .

۱۱. تاریخ سامراء : ج ۱ ص ۲۴۳ . مستدرک سفینة البحار : ج ۱۰ ص ۲۵ .

۱۲.مستدرک سفینة البحار : ج ۱۰ ص ۲۵ .

۱۳. بحار الانوار : ج ۵۰ ص ۸ .

۱۴. تاریخ سامراء: ج ۱ ص ۲۳۹.

۱۵.ریاحین الشریعة : ج ۴ ص ۱۵۰

۱۶.وقایع الشهور: ص ۱۴۷

۱۷. وقایع الشهور: ص ۱۴۶ .

۱۸.وقایع الشهور: ص ۱۴۷ .

۱۹.المهدی علیه السلام: ص ۱۸۲ .

۲۰.اعیان الشیعة : ج ۴ ص ۲۱ بخش سوم .

۲۱.المهدی علیه السلام: ص ۱۸۱ .

۲۲. اعیان الشیعة : ج ۴ ص ۱۶ بخش سوم

۲۳.بحارالانوار : ج ۵۱ ص ۳۴۴ .

۲۴. بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۴۴ .

۲۵.بحار الانوار: ج ۵۱ ص ۳۴۶ . المهدی علیه السلام : ص ۱۸۱ .

۲۶. بحار الانوار: ج ۵۱ ص ۳۴۵ – ۳۴۶ . غیبت شیخ طوسی: ص ۲۱۶ – ۲۱۹ . الکنی و الالقاب: ج ۳ ص ۲۳۰ .

۲۷. کمال الدین: ج ۲ ص ۱۸۸ . بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۴۹ .

۲۸.بحار الانوار: ج ۵۱ ص ۳۵۱ .

۲۹.حق الیقین: ص ۲۹۹ .

۳۰.الکنی و الالقاب : ج ۳ ص ۲۶۷ – ۲۶۸ . حق الیقین: ص ۳۰۰ .

۳۱.الکنی و الالقاب : ج ۳ ص ۲۶۷ – ۲۶۸ .

۳۲.بحار الانوار: ج ۵۱ ص ۳۵۴ – ۳۵۵ . غیبت شیخ طوسی: ص ۳۲۶ – ۳۲۷ .

۳۳. بحار الانوار: ج ۵۱ ص ۳۵۲ .

۳۴. بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۵۳ – ۳۵۴ .

۳۵.بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۵۹ . الکنی و الالقاب : ج ۱ ص ۹۱

۳۶. بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۵۸ – ۳۶۰ . الکنی و الالقاب : ج ۱ ص ۹۱ .

۳۷.بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۶۱ . الکنی و الالقاب : ج ۳ ص ۲۳۱ .

۳۸.بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۶۰ .

۳۹.بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۶۱ . غیبت شیخ طوسی : ص ۲۴۲ – ۲۴۳ . کمال الدین : ج ۲ ص ۱۹۳ . حق الیقین : ص ۳۰۱ .

۴۰.اعیان الشیعة : ج ۴ ص ۲۱ بخش سوم . قاموس الرجال : ج ۷ ص ۵۱ . بحار الانوار : ج ۵۱ ص ۳۶۱ .

۴۱.بحار الانوار: ج ۵۱ ص ۳۶۲ .

۴۲.کمال الدین : ج ۲ ص ۳۵۲ .

۴۳.کمال الدین : ج ۲ ص ۳۴۲ .

۴۴.حق الیقین: ص ۳۰۱ . مراقد المعارف: ج ۱ ۳۷۵ . فیض العلام: ص ۳۴۸ . قلائد النحور: ج شعبان ، ص ۴۶۳ .




[ یکشنبه 2 خرداد 1395 ] [ 07:35 ] [ خادمین هیئت ]

جریان سلطان قیس هندی در برخی كتب كه حدود 200 سال پیش تالیف شده اند آمده است و معلوم نیست آنها از كجا نقل می كنند و خلاصه آن جریان این است كه سلطان قیس در ممكلتی از ممالك هندوستان سلطنت داشت روز عاشورا دلش گرفت و غمگین شد برای رفع غم به شكار رفت، آهویی دید دنبال آهو رفت و تنها شد و آهو غیب شد و شیری به او حمله كرد او متوسل به امام حسین ـ علیه السّلام ـ شد. امام ـ علیه السّلام ـ از كربلا با حال تشنگی و بدن زخمی به كمك او آمد شیر صورت بر قدم حضرت گذاشت و گریه كرد و رفت. سلطان قیس چون حال حضرت را دید تقاضای یاری حضرت را كردند. حضرت فرمودند: انا قتیل العبرات و قبول نكردند و خاكی به او داد و فرمود: هر وقت این خاك به خون تبدیل شد برای من عزاداری كن. این جریان به طور مفصل در كتاب مرقاة الایقان مرحوم گنجوی[1] آمده است و كاتب این كتاب را در سال 1352 قمری به اتمام رسانده و سال 1372 قمری چاپ شده است و ایشان مدرك این جریان را نقل نكرده اند.
و در كتاب طوفان البكاء جوهری كه در سال 1250 قمری تالیف شده این جریان به طور خلاصه ذكر شده ایشان هم سند این مطلب را نقل نكرده و می نویسد از كتب معتبره وارد شده.
[2] و در كتاب مجالس المتقین محمد تقی بن محمد البرغانی القزوینی اشاره ای به این جریان شده است و سند ذكر نشده است. كه این كتاب هم در سال 1285 قمری تالیف شده و هم چنین در برخی كتب دیگر از این قبیل نقل شده است.

[1] . مجتهد زادة گنجوی، سیدمحمدباقر، مرقاة الیقان، چاپ 1372 قمری، ج اول، مجلس هفدهم، ص 82،.
[2] . جوهری، طوفان البكاء، تهران، چاپ دارالخلاقة، سال 1304 قمری.

به همین علت در این روز از تمام کشورها برای عزاداری سید الشهدا این روز را روز عاشورای هندی قرار داده وعزاداری پر شکوهی انجام میدهند

 




[ یکشنبه 2 خرداد 1395 ] [ 06:35 ] [ خادمین هیئت ]

باز هم آسمان این خانه‌ شب پر رفت و آمدی دارد

باز هم کوچه‌ی بنی هاشم بوی عطر محمدی دارد

در شبستان زلف تو ترسا، خال بر گونه‌ی تو هندوکش

طاق زیبای ابرویت محراب، وه که لیلا چه معبدی دارد

کار چشم تو مبتلا کردن، خاک را با نظر طلا کردن

این زلیخای نفس ما یوسف ! عاشق توست هر بدی دارد

خَلق تو خُلق تو تعالی الله!، چه شکوهی است در تو  یا الله!

این علی تا که می‌رسد به خدا صلوات محمدی دارد

 




[ یکشنبه 2 خرداد 1395 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]

امشب در مدینه شورو حالی دیگر است امیرالمومنین علیه السلام و تمام خانواده ایشان حال دیگری دارند امشب بی بی پاک حضرت ام لیلی علیها سلام پسری برای امام حسین علیه السلام به دنیا آورده شبیه به رسول الله صلوات الله علیه واله و امام حسین علیه السلام دستور دادند یک هفته بر طبل ها بنوازند تا هر حاجتمندی به منزل ایشان مراجعه و به میمنت وجود این شهزاده امام حسین علیه السلام حاجتش را برآورده کند(نقل از کتاب خورشید جوانان)
امام حسین علیه السلام این فرزند دلبندشرا خیلی دوست میداشتنقل شده چنانچه یوسف صدیق در حسن صورت ازجدش اسحاق ارث برده است ،جناب شهزاده علی اکبر علیه السلام نیز صباحت منظر را از جد بزرگوارش حضرت خیرالبشر ارث برده است چنانچه یعقوب بوی پدر خود را از یوسف می شنید و می گفت مرا معذور دارید در محبت یوسف ،جناب سیدالشهدا علیه السلام نیز بوی جدّ خود رسول الله صلوات الله علیه واله را از علی اکبر جوانش میشنید و همچنین درکتاب تحفة الذاکرین ازکتاب دلائل الشهادة مذکور است :(( کان علی بن الحسین علیهما السلام اشبه الناس برسول الله صلی الله علیه واله وسلم واذا رکب وحرّک فرسه کان اشبه الناس بعلی بن ابی طالب علیه السلام و اذا تکلم و حرّک بیده کان اشبه الناس بالحسن علیه السلام))
حضرت شهزاده علی اکبر علیه السلام شبیه ترین مردم به حضرت رسول خدا صلوات الله علیه واله بودندو هنگامی که سوار براسب میشدند وحرکت میکردند شبیه ترین مردم به حضرت امیرالمومنین علی ابی طالب علیه السلام بودند وهنگامی که سخن میگفتند ودستانشان را حرکت میدادند شبیه ترین مردم به عموی گرامیشان حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام بودند(نقل از کتاب بحرالمصائب ج1_2ص766چاپ مکتبة الامام حسین علیه السلام التخصیصیة للنشر والتوضیع)

هروقت این شهزاده از پدر چیزی می خواست امام حسین علیه السلام آن را فراهم میکرد حتی اگر از معجزه باشد برای مثال روزی در مسجد مدینه علی اکبرعلیه السلام که فرزندی خردسال بود هوس انگور کرد که در غیر فصل آن بود واز پدر آنرا طلب کرد ابی عبدالله علیه السلام  به طور معجزه آسایی در همان مسجد با دست به ستون مسجد زد و از آن برای شهزاده علی اکبرعلیه السلام انگور وموز  فراهم نمودو به ایشان دادند که باعث تعجب و حیرت دیگران شد وفرمودند:((وماعندالله لاولیائه اکثر)) آنچه نزد خدا برای اولیائش میباشد بیش از این است (معالی السبطین ص 375

شهزاده علی اکبر علیه السلام جوانی بود بسیار سخی و کریم ومهمان نواز وسفره دار مدینه بود.از آداب ورسوم عرب ها بود که درشب های تابستان وزمستان بر بام های خود آتش شعله ور میکردند تا از راههای دور مسافر ورهگذری آنرا ببیند وبه طرف آن خانه که بر بامش آتش افروخته شه برود تا از اوپذیرایی ومهمان نوازی شود و این آتش بر بام ها آن هم در شب در میان مردم (نارالقری)معروف بود تا رهگذران هم در راهی که میروند درمانده وگم نشوند وهم به طرف آن آتش بروند که آنجا آماده برای مهمانی اوست لذا حضرت شهزاده علی اکبر علیه السلام از شدت علاقه ای که به مهمان نوازی داشت آتشی  که بر بام خانه اش برپا میکرد به گونه ای بود که آتش برافروخته او شعله اش بلندتر از همه آتش ها بودومردم نیازمند وزنان بیوه ویتیم ها ومسافرین ومیهمان از صغیر وکبیر به خانه  آن حضرت میرفتند واطعام واکرام وپذیرایی میشدند(وهو رب الجود والسخاءوالفضل و....) معالی السبطین ص374

وجناب شهزاده موذن پدر بودند وعنان گیر عمه جانشان حضرت عقیله بنی هاشم ودر کربلا هنگامی که لباس جنگ به تن کردند وسوار مرکب شدند که به سوی میدان بروند وقتی زنها اهل حرم خواهرهای گرامیش وعمه های بزرگوارش دوریوسف کربلا را گرفتند وندای(( یاعلی ارحم علی غربتنا)) سردادند وناله وافغان:..واعلیاه ..از هر طرف بلند شد ومانع رفتن اوشدند پدر مظلومش حضرت ابی عبدالله حالتش منقلب شد به طوری که مرحوم شوشتری گفته آثار مرگ بر چهره اش نمایان شد وزنها وخانواده اش را ندا زد ((دعنه فانه ممسوس فی الله و مقتول فی سبیل الله))اورا بگذارید برود اوذوب شده درخدا میباشد ودر راه خدا کشته خواهد شد وسپس دست شهزاده را گرفت و از بین آن زنها بیرون آورد ونگاه نا امیدانه ای به او کرد.....(معالی السبطین ص382)

 

 

 



[ شنبه 1 خرداد 1395 ] [ 02:00 ] [ خادمین هیئت ]

در سال ۳۳ هجری شبیه ترین مردم به خاتم الانبیاء صلی الله علیه واله حضرت علی اکبر علیه السلام به دنیا آمد . نام آن حضرت ” علی ” پدرشان حضرت سید الشهداءعلیه السلام ، مادرشان لیلی بنت مُرة ثفقی است .(۱)

کنیۀ آن حضرت طبق فرمایش حضرت صادق علیه السلام ” ابا الحسن “است .(۲)

روایت بزنطی هم دلالت دارد که آن حضرت ازدواج کرده بودند.(۳) در زیارت وارده از حضرت صادق علیه السلام هم می خوانیم : ”صَلَّی اللهُ عَلَیکَ وَ عَلی عِترَتِکَ وَ اهلِ بَیتِکَ وَ آبائِکَ وَ أبنائِکَ و اُمَّهاتِکَ الأّخیارِ الَّذینَ أذهَبَ اللهُ عَنهُم الرَّجس وَ طَهَّرَ هُم تَطهیراً ” ولفظ أبناء در زیارت دلالت بر این دارد که آن حضرت حتی بیشتر از دو فرزند داشته است . (۴)

در واقعه کربلا نزدیک ۲۷ سال از عمر مبارک آن حضرت گذشته بود.(۵)

۱.علی اکبر علیه السلام ( مقرم ) : ص ۱۵ – ۱ به نقل از انیس الشیعة.

۲.کامل الزیارات : ص ۲۴۰ .

۳. علی اکبر علیه السلام ( مقرم ) : ص ۱۹.

۴.علی اکبر علیه السلام ( مقرم ) : ص ۲۰ .

۵.علی اکبر علیه السلام ( مقرم ) : ص ۱۶ .

می‌آیی و لیلا شده مجنون عطر و بوی تو

دستی به رویت می‌کشد، یک دست بر گیسوی تو

نه بر نمی‌دارد کسی یک لحظه چشم از روی تو

یک چشم زینب بر حسین آن چشم دیگر سوی تو

هم باده نوش کوثری، هم مست از جام علی

باز، ای محمد! می‌رسی، این بار با نام علی

یا رب و یارب ساغرت، یا حق و یا حق باده‌ات

از مستی لب‌های تو میخانه شد سجاده‌ات

یک دم علی گل می‌کند در آن لباس ساده‌ات

یک دم محمد می‌رسد با زلف تاب افتاده‌ات

می‌آید از در مصطفی امشب که مستم با علی!

حالا که تو هر دو شدی پس یا محمد! یا علی!

تسبیح زیبایت دل روح الامین را می‌برد

آن قد و بالایت دل اهل زمین را می‌برد

ناز قدمهایت دل سلطان دین را می‌برد

موج نگاهت کشتی اهل یقین را می‌برد

غرقند قایق‌های ما در بهت اقیانوس تو

بال ملک می‌سوزد از «یا نور و یا قدوس» تو

وقتی رجز خوان می‌شوی، انگار حیدر می‌رسد

یک لافتای دیگر از نسل علی سر می‌رسد

ای نسخه دوم! ـ که با اصلش برابر می‌رسد ـ

پیش تو می‌لرزد زمین، گویی که محشر می‌رسد

صف می‌کشد یک شهر تا شاید تماشایت کند

مه می‌رسد تا یک نظر در صبح سیمایت کند

شهزاده! دل را می‌بری از شهر با یک گوشه لب

ای مرد! تو یا یوسفی یا احمدی،  یا للعجب!

چشم انتظارت کوچه‌ها، ای ماه زیبای عرب!

صبح یتیمان می‌رسد تا می‌رسی تو نیمه شب

دستان تو میراثی از دست کریم مجتبی

اصلا تو گلچینی شدی از گلشن آل عبا

تا پرده‌های خیمه را ماه جوان وا می‌کنی

هم دشمن و هم دوست را غرق تماشا می‌کنی

با شرم و خواهش یک نظر در چشم بابا می‌کنی

از او چه می‌خواهی؟ چرا این پا و آن پا می‌کنی؟

ای کربلایی این تو و این لحظه‌ی دلخواه تو

ای شیر مست هاشمی اینجاست جولانگاه تو

می‌خواستت در خاک و خون اصلا خدای کربلا

اصلا سرشتت از گِلی خونین برای کربلا

تا باز باشی بهترین، در روضه‌های کربلا

اما در این توفان امان از ناخدای کربلا

با خواهش چشمان تو تا اذن میدان می‌دهد

با رفتنت آرام جان! دارد پدر جان می‌دهد


قاسم صرافان

 




[ شنبه 1 خرداد 1395 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]

در این روز که هفتمین روز ولادت امام حسین علیه السلام است ، حضرت رسول صلی الله علیه واله گوسفندی را برای فرزندش به عنوان عقیقه قربانی کرد. سپس سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او نقره صدقه داد.(۱)

۱.حیاة الامام الحسین علیه السلام : ج ۱ ص ۳۰ – ۴۳ . ارشاد : ج ۲ ص ۳۲۷ . اعلام الوری : ج ۱ ص ۴۲۰ .

هر کسی خواسته باشد به خدایی برسد
باید از کشتی تو راهنمایی برسد
نه فقط فطرس پر سوخته ی تو حتی
بی تو جبریل محال است به جایی برسد
سر به زیر قدم توست بها می گیرد
پس چه بهتر سر ما نیز به پایی برسد
نیستم عاشق اگر منت درمان بکشم
به روی چشم اگر از تو بلایی برسد
وقت تو وقت شریفی ست ولی بین مسیر
منتظر می شوی این قدر گدایی برسد
بعد از این وقت کرم پشت در خانه مرو
بگذار این دل ما هم به نوایی برسد
ما هنوزم که هنوز است سر کار تواییم
تا ببینیم که از تو چه عطایی برسد
طلب ماست نداریم همین ما را بس
اگر از مادر تو چند دعایی برسد
رحمت واسعه ات کیسه ی ما را پر کرد
این چه لطفی ست به هر بی سر و پایی برسد
گریه کن های تو همسایه ی زهرا هستند
بگذارید فقط روز جزایی برسد
یا حسین است و یا ذکر شریف زینب
اگر از ما به صف حشر صدایی برسد
به پریشانی گیسوت قسم نزدیک است
که به ما هم خبر کرببلایی برسد

علی اکبر لطیفیان




[ دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 ] [ 16:00 ] [ خادمین هیئت ]

مدینه میخندد، ز یمن میلادت

نشسته بر لبها، سرود زیبایت

حسین زند بوسه ، هماره بر رویت

چو آسمان ریزد، ستاره بر كویت

خوش آمدى سجاد علیه السلام

تو ماه تابانى ، تو جان جانانى

رسیده اى از راه ، خوش آمدى مولا

بیا گل زهرا، نظر نما بر ما

نشسته بر لبها، ذكر على جانم

خوش آمدى سجاد علیه السلام

عزیز زهرایى ، امید دلهایى

به ما گنهكاران ، شفیع فردائى

به خوبى گلها، به لاله صحرا

به مادرت زهرا، عیدى بده بر ما

خوش آمدى سجاد علیه السلام

به لطف بى همتا، دوباره شد پیدا

گلى زگلزار فاطمه زهرا علیه السلام

خوش آمدى سجاد علیه السلام


[ پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 ] [ 02:00 ] [ خادمین هیئت ]

در این روز در سال ۳۸ هجری در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام آقا و مولایمان حضرت سیدالساجدین زین العابدین علی بن الحسین علیه السلام به دنیا آمد.( ۱)

آن حضرت در روز شنبه در منزل حضرت زهرا علیها السلام به دنیا آمد .( ۲)

نام آن حضرت ” علی ” است و مشهورترین لقب مبارکش زین العابدین و سجاد است .( ۳)

پدرشان سرور شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام ، و مادرشان حضرت شهربانو دختر یزد گرد سوم پادشاه ایران است .

امام سجاد علیه السلام دو سال از عمر با برکتش را با جدش امیرالمؤمنین بود ، و بقیه عمر شریفش همراه عموی مکرم و مظلومش امام مجتبی علیه السلام و پدر والامقامش امام حسین علیه السلام سپری شد . در واقعۀ جانسوز کربلا شاهد شهادت پدر ، برادر ، عمو و بستگان و اصحاب علیهما السلام بود ، همراه با عمه اش زینب کبری علیها السلام و دیگر اسرا به کوفه و شام رفتند . در کوفه و شام جسارتها به آن حضرت و اهل بیت علیهم السلام نمودند ، ولی با خطبه هایی نورانی از امامت و عصمت اهل بیت علیهم السلام دفاع فرمود. در کاخ یزید در حالیکه با چند تن دیگر از خاندان امامت به یک ریسمان بسته شده بودند ، رو به یزید کرده فرمودند: “ما ظنُّک برسول الله لورآنا موثَّقین فی الحبال …”: “ای یزید ، چه گمان به پیامبر می بری اگر آن حضرت ما را این چنین در بند ببیند“؟ (۴)

در ولادت آن حضرت اقوال دیگری به این ترتیب وجود دارد : ۸ ربیع الاول ، ۱۵ جمادی الاولی(۵ )

، ۱۵ جمادی الاخر ، ۵ رجب ، ۱۱ رجب ، ۷ شعبان ، ۹ شعبان (۶) ، ۱۵ شعبان ، ۵ رمضان . (۷) در روز ولادت هم اختلاف است که یکشنبه بوده یا سه شنبه یا پنجشنبه یا جمعه ؟(۸) در سال ولادت هم اختلاف است که ۳۶ یا ۳۷ یا ۳۸ هجری بوده است . (۹)

۱. کشف الغمة : ج ۲ ص ۷۴ . توضیح المقاصد : ص ۲۰ .

۲.مسار الشیعة : ص ۳۴ . اصول کافی : ج ۱ ص ۴۶۷ .

۳.مسار الشیعة : ص ۳۴ . اصول کافی : ج ۱ ص ۴۶۷ .

۴. تذکرة الخواص : ص ۱۴۹

۵. مسار الشیعة : ص ۳۱ .

۶. فیض العلام : ص ۳۴۱

۷.شرح احقاق الحق : ج ۱۹ ص ۴۳۹ . قلائد النحور : ج شعبان ، ص ۳۸۸ – ۳۸۹ .

۸.قلائد النحور : ج شعبان ، ص ۳۸۸ – ۳۸۹ .

۹. قلائد النحور : ج شعبان ، ص ۳۸۸ – ۳۸۹

سلام اى چارمین نور الهى

كلیم وادى طور الهى

تو آن شاهى كه در بزم مناجات

خدا مى‏كرد با نامت مباهات

تو را سجاده داران مى‏شناسند

تو را سجده گزاران مى‏شناسند

تو سجادى تو سجاده نشینى

تو در زهد و ورع تنهاترینى

قیامت مى‏شود پیدا جبینت

به صوت «این زین العابدینت»

شبیه تو خدا عابد ندارد

مدینه غیر تو زاهد ندارد

تو با درماندگان خود شفیعى

تو با خیل جذامى‏ها رفیقى

سحرها نان و خرما روى دوشت

صداى سائلان تو به گوشت

فرزدق را تو شعر تازه دادى

تو بر شعر ترش آوازه دادى

تو میقاتى تو مشعر زاده هستى

عزیز من پیمبر زاده هستى

تو كز نسل امیر المؤمنینى

پیمبر زاده ایران زمینى

سزد شاهان فتند اینجا به زانو

على‏بن الحسین شهر بانو

تو را ایرانیان رب مى‏شناسند

تو را با نام زینب مى‏شناسند

تو در افلاك زین العابدینى

تو روى خاك با ما همنشینى

قتیل تار گیسوى تو اصغر

فدایى تو باشد همچو اكبر

ابوفاضل همان ماه مدینه

كنارت دست دارد روى سینه

تو كوه عصمتى، لرزش ندارى

تو از غیر خدا خواهش ندارى

تو در بالاى منبر چون رسولى

تو در محراب خود گویا بتولى

تو بابایى چنان شمشیر دارى

تو بابایى ز نسل شیر دارى

تو را شب زنده داران مى‏پرستند

لبت را روزه داران مى‏پرستند

تو جنس‏ات از نیستان غدیر است

تو نامت روى دیوان غدیر است

تو بر پیشانى خود پینه دارى

تو بر حق خدمتى دیرینه دارى

تو آنى كه به كویت هر كه آمد

غلام مستجاب الدّعوة باشد

تو اشك مطلقى، گریه تبارى

تو از روز ازل ابر بهارى

تو مقتل سیرتى از جنس آهى

تو مثل حنجر گل بى گناهى

رعیت‏هاى تو شه زادگانند

اسیران درت آزادگانند

تو بزم روضه را بنیانگذارى

تو در دل روضه ماهانه دارى

تو منبر رفته‏اى اما به ناقه

سخن‏ها گفته‏اى امّا به ناقه

تو آن یعقوب یوسف زاده هستى

تو آن از دست یوسف داده هستى




[ پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]

وقتی خدا قدم به دل و جان ما گذاشت

عباس را به جان و دل شیعه جا گذاشت

عطر ادب ز خیمه ی عشّاق شد بلند

وقتی حسین پرچم عباس را گذاشت

ای همّت بلند تو خلوتگه امان

بیچاره آنکه حق تو را زیر پا گذاشت

نور تو را مقام تو را عصمت تو را -

جز در وجود پاک تو خالق کجا گذاشت؟

فانی فی الحسین شدن از مرام توست

در مکتبی که دست تو آن را بنا گذاشت

سلطان عشق گفت: فدای تو جان من

بعد از خودش امام تو سنّت به جا گذاشت

با انتقال رتبه باب الحوائجی

ارباب ما نهایت منّت به ما گذاشت

انگار که علاقه به تو ارث فاطمی ست

در دل عزیز فاطمه عشق تو را گذاشت

تقوا و زهد علم و عمل، غیرت و وقار

اینها مظاهری ست که در تو خدا گذاشت

روزی که از وجاهت تو پرده بر کشند

پیغمبران ز وجه خدا جرعه سر کشند

 

آن که تو را ز زمره ی جانانه ها نوشت

نام تو را به سر در میخانه ها نوشت

ساقی شدی که ساغر ایمان دهی به ما

قدر تو را قدیر به پیمانه ها نوشت

قصّه نویس مبتکر قصّه های عشق

قد تو را رشید، چو افسانه ها نوشت

ای سایه ات پناه امام زمان، خدا -

کهف تو را امن ترین خانه ها نوشت

خشم خدا به ابروی پیوسته ات سزاست

چشم تو را مراقب بیگانه ها نوشت

جانت فدای طاعت و جسمت فنای یار

وصف تو را شبیه به پروانه ها نوشت

گل بوسه ها به دست تو دارد پیام ها

دست تو را محافظ گل خانه ها نوشت

رزمت عجیب، شبیه به جنگیدن علی ست

شمشیر تو خطوط سر شانه ها نوشت

حیدر، حسن، حسین اساتید جنگی ات

درس تو را ز مکتب شاهانه ها نوشت

وقتی سخن ز ساقی و ساغر شود رواست

نام تو را به سر در خُم خانه ها نوشت

عشقت جلال ماست، تبارکتَ یا هلال

رویت جمال هوست، تعالیت یا جلال

 

از بس نوشته اند جمالت منوّرست

رویت سزای گفتن الله اکبرست

ای حمزه ی رسول گرامی کربلا

محو تو سید الشهدای پیمبرست

ای نافذ البصیره کجا سیر می کنی؟

چشمت شبیه هیبت چشمان حیدرست

از آن زمان که تو پسر فاطمه شدی

دستت شفیع امّت زهرای اطهرست

سرو قدت اگر چه به ام البنین بَرَد

کی هیبتت به هیبت زینب برابرست؟

آنان که نام ماه بنی هاشمت دهند

رخسارشان منوّر صد ماه و اخترست

فضل و کمال را به تو تفویض کرده اند

آنان که فضلشان همه از فضل داورست

روز جزا به مرتبه ات غبطه می خورند

آنان که از شهادتشان فیض محشرست

دل را شراب صحبت تو مست می کند

ما را خمار بوسه بر آن دست می کند

 

روز ازل که روز علمداری تو بود

آب حیات تشنه ی لب یاری تو بود

روزی که جام عشق عطشناک مرد بود

آن روز، روز سید وسالاری تو بود

کافی نبود سر بکشد جام عشق را

تنها کسی که شاهد می خواری تو بود

روزی که هیچ صحبت دلدادگی نبود

صحن اَلَست صحنه ی دلداری تو بود

دل دادی و شد آتش دلبر به کام تو

لب تشنگی متاع خریداری تو بود

چشم و سر و دو دست تو دادُ الست داد

شرم شریعه از عرق جاری تو بود

وقتی تنت نشست ز مستی میان نور

عرشی عظیم گرم عزاداری تو بود

بر خلق نوری تو خدا افتخار کرد

فخر خدا برای گرفتاری تو بود

آن روز هم در عالم ذر مثل کربلا

زهرا کنار علقمه در یاری تو بود

آن ساقی آفرین که تو را آفریده است

مشک تو را و اشک تو یک جا خریده است

 




[ چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395 ] [ 02:00 ] [ خادمین هیئت ]

در این روز سال 26هجری علمدار کربلا سقای نینوا حضرت قمر منیر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام به دنیا آمد.(۱)

نام مشهور آن حضرت عباس علیه السلام است . به آن حضرت ابوالفضل ، ابوالقربة ، قمر بنی هاشم ، باب الحوائج ، عبد صالح و سقا می گویند.(۲)

پدرشان حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام و مادرشان حضرت ام البنین فاطمه علیها السلام دختر حزام کلابیه است .

آن حضرت خوش سیما و زیبارو بود و به همین جهت به ماه بنی هاشم ملقب شد . قامتی بلند و بازوهایی قوی داشت و بر اسب که می نشست و پا در رکاب می نمود زانوی آن حضرت تا گردن اسب می رسید. مظهر جلال و جبروت حضرت کردگار بود ، و در شجاعت و صفات بعد از امام حسن و امام حسین علیهما السلام سر آمد اولاد امیرالمؤمنین علیه السلام بود. آن حضرت سپهسالار و علمدار مظلوم کربلا بود.(۳)

۱. خصائص العباسیة: ص ۶۶ . قمر بنی هاشم علیه السلام مقرم: ص ۱۸ ، از انیس الشیعة.الوقایع و الحوادث: ج محرم ص ۴۰۰.

۲. العباس علیه السلام: ص ۱۶۴. مرحوم مقرم به نقل از مدارک تاریخی گفته که لقب آن حضرت سقا بوده است.

۳. وقایع الایام: ص ۴۲۲ .

لبریز از تو گفتنم اما نمی  شود*****اصلا زبان برای سخن وا نمی شود

لکنت گرفته ام و مانده ام هنوز*****دم از شما زدن به تقلا نمی شود

عمری قلم گرفته و یک خط نوشته ام*****بر روی دفترم اما نمی شود

وصف تو کار من نه، که کارخود شماست***** مجنون که ازقبیلۀ لیلانمی شود

فرض محال کردم و دیدم که باز هم*****دراین خیال وسعت من جا نمی شود

ساقی بریز باده که خود را  رقم زنم*****دم از ظهور حضرت صاحب علم زنم

جان دوباره ای به شجاعت دمیده اند*****وقتی حماسه را به تصوّر کشیده اند

روز ازل میان تمامیّ واژه ها*****نامی برای معنی مردی گزیده اند

وقتی که نام حضرتتان برده می شود*****دلها رمیده اند و نفس ها بریده اند

زیبایی و وقار  و شب و صبح پیش هم*****در چشمهای مست شما آرمیده اند

می خواستند زمین بلرزد تمام قد*****عباس (ع)را شبیه خدا آ فریده اند

جبـر است و اخـــتیار شـدم آشنـای تو*****عشق است اگر که سر بدوانم به پای تو

این شام نیست زلف دلارای دلبر است*****این سرو نیست قامت شمشاد پرور است

این تیغ نیست، ابروی پیوسته ای ، کمان*****این شانه نیست اوج هزاران کبوتراست

این هیبت که هست که این سان قیامت است؟*****این بازوی که است که این سان دلاوراست؟

مژگان نگرکه قامت دلها گرفته است*****چشمش نگر که آینه ای مهر گستر است

از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتراست*****عباس مرتضی و اباالفضل حیدراست

تو انتخاب فاطمه ای بی قرین شدی*****تو سـرفـرازیِ سـرِ ام البنین شـدی

وقتی نبرد تازه نفس گیر می شود*****لبخند برلبان تو تصویر می شود

وقتی به سینۀ خود می زنی گره*****این شانه ها به هیبت یک شیر می شود

تو نعره می کشی و رجز خوانیت عجیب*****تا هفت آسمان پُرِ تکبیر می شود

وقتی که تیغ تیز کمی چرخ می دهی*****یک دشت پرسپاه زمین گیر می شود

هر سو نگاه می کنی از کشته ها پر است*****انگار ضربه های تو تکثیر می شود

موسی بگو عصای خودش را رها کند*****جایی که کوه را دم تیغت جدا کند

پای شریعه چشم به چشم برادرت******آمد ولی خمیده کمر پای پیکرت

طفلان هنوز چشم براه رسیدنت*****چشم رباب، چشم علی، چشم خواهرت

یک دختر سه ساله در خیمه مانده  است ***** درانتظار دیدن لبخند آخرت

اما زبس که بر بدنت تیر خورده است*****جایی نمانده است براین جان پرپرت

ام البنین نبود بگیرد سر تورا*****زهرا(س) گرفته رأس تورا جای مادرت

با تو کسی به کوچۀ غم ها گذر نکرد*****با تو کسی به قامت زینب نظر نکرد

 




[ چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]
ظهور پر نور حضرت مولا امام حسین علیه اسلام
در این روز در سال 4 هجری آقای شهیدان و سرور و سالار شیعیان و دلباختگان ، اشک هر مؤمن ، امام زاهد و عابد ، شهید غریب ، عطشان نینوا حضرت اباعبدالله الحسین الشهید علیه السلام عالم را به نور خود منور فرمود . (1)
اقوال دیگر در ولادت آن حضرت پنجم شعبان(2) و سی ام ربیع الاول (3) و دوازدهم رجب است.(4)
القاب امام حسین علیه السلام
نام مبارک آن حضرت در تورات
شبیر و در انجیل طاب است (5)
پدرشان مولانا و مقتدانا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام و مادرشان حضرت ولیَّة الله و حَبیبَتهُ خاتون دو سرا صدیقه کبری فاطمه زهرا علیه السلام است .
کنیۀ آن حضرت
ابوعبدالله و کنیۀ خاص آن حضرت ابوعلی است .(6)
القاب حضرت الشهید ، السعید ، السبط الثانی ، الامام الثالث ، الرشید ، الطیب ، الوفی ، السید ، الزکی ، المبارک ، تابع لمرضات الله است.(7)
پیامبر صلی الله علیه واله در ولادت امام حسین علیه السلام
هنگامی که خبر ولادت آن حضرت به پیامبر صلی الله علیه واله رسید ، به خانۀ امیرالمؤمنین علیه السلام آمدند و به اسماء فرمودند تا مولود را بیاورند. اسماء حضرت را در پارچه ای سفید پیچید و خدمت رسول الله اکرم صلی الله علیه واله آورد. پیامبر صلی الله علیه واله در گوش راست آن حضرت اذان و در گوش چپ اقامه فرمودند. (8)
روز اول یا هفتم ولادت امین وحی الهی جبرئیل فرود آمد و عرض کرد : "
سلام خداوند بر تو باد ای پیامبر ، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون شبیر نام بگذار ، که به عربی حسین گفته می شود . چون علی علیه السلام برای شما بسان هارون برای موسی بن عمران است . جز آنکه شما خاتم پیامبرانی".(9)
به این ترتیب نام پر عظمت "
حسین " از جانب پروردگار برای دومین فرزند فاطمه علیها السلام انتخاب شد. در این روز ملائکه آسمانها برای عرض تهنیت به مناسبت این ولادت خدمت پیامبر صلی الله علیه واله رسیدند و از خاک قبر آن بزرگوار برای پیامبر صلی الله علیه واله آوردند و به آن حضرت تعزیت نیز گفتند.
یکی از معجزات روز ولادت آن حضرت این بود که
فطرس ملک یا دردائیل پناه به آن امام مظلوم برد و خداوند او را بخشید و او را به مقام قبلی اش باز گردانید (10)
دوران زندگی امام حسین علیه السلام
آن حضرت
شش سال و چند ماه با جد گرامی خود رسول اکرم صلی الله علیه واله بود . مدت سی سال با پدر بزرگوار خود مولای متقیان امیر مؤمنان علیه السلام زندگی کرد ، و در جمل ، صفین و نهروان شرکت داشت (11)
در دوران زمامداری غاصبانۀ عمر ، امام حسین علیه السلام در
سن ده سالگی وارد مسجد شد و خلیفه دوم را بر منبر پیامبر صلی الله وعلیه واله مشاهده کرد که سخن می گفت . از منبر بالا رفت و فریاد زد : "از منبر پدرم فرود آی"!(12)
بعد از شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام همراه و شریک رنجهای امام حسن علیه السلام بود ، و شاهد بود که معاویه و دیگر منافقین و کافران چگونه دهان آلودۀ خود را به بد گویی پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین و برادرش امام حسن علیه السلام می گشایند.
پس از آنکه امام مجتبی علیه السلام را مظلومانه شهید کردند ؛ امامت به آن وجود سراپا جود رسید ، و بعد از مصائب و اذیتها و زخم زبانها ، در روز عاشورا آن حضرت را به شهادت رسانیدند( 13)
در این روز توقیع مبارک از ناحیۀ امام زمان علیه السلام در رابطه با ولادت امام حسین علیه السلام به قاسم بن علاء همدانی صادر شد .( 14)

1.اعلام الوری : ج 1 ص 420 . مسار الشیعة : ص 37 . مصباح المتهجد : ص 758 . مصباح کفعمی : ج 2 ص 598 . فیض العلام : ص 337 . زادالمعاد : ص 56 . بحار الانوار : ج 44 ص 101 – 202 ، ج 94 ص 80 ، ج 98 ص 347 . کشف الغمة : ج 2 ص 3 .
2.ارشاد : ج 2 ص 27 . کشف الغمة : ج 2 ص 3 .
3. توضیح المقاصد : ص 10 . فیض العلام : ص 226
4.اربعین ماحوزی : ص 368 .
5.بحار الانوار : ج 43 ص 237 .
6.بحار الانوار : ج 43 ص 237 .
7. بحار الانوار : ج 43 ص 237 .
8.امالی شیخ طوسی : ج 1 ص 377 .
9. معانی الاخبار : ص 57
10.فیض العلام : ص 337 . بحار الانوار : ج 44 ص 182 .
11.الاصابة : ج 1 ص 333 .
12. الاصابة : ج 1 ص 333 . تذکرة الخواص ابن جوزی : ص 234 .
13. ترجمه امام حسین علیه السلام از تاریخ دمشق ابن عساکر : ص 14 – 285 .
14.مصباح المتهجد : ص 758 .



[ سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 ] [ 05:00 ] [ خادمین هیئت ]

امام حسین (ع)

عشق را زمزمه پرداز قدیم ست حسین

آشنا را به سراپرده ندیم ست حسین

ای دل از رهگذرش بوی خوش دوست طلب

که ز جنّات فرح بخش نسیم ست حسین

سید اهل بهشت ست که از جانب یار

به مشام دل و جان طرفه شمیم ست حسین

برتر از انس و ملک داده مقامش جانان

که به میخانه ی توحید مقیم ست حسین

سرمه ی چشم خِرَد باد غبار حرمش

که به اسلام شرف بخش حریم ست حسین

نخبه ی مدرسه ی عشق و شهادت شده چون -

نکته آموز ز استادحکیم ست حسین

به سلام آمده جبریل امین در حرمش

که عظیم ست و سلیم ست و کریم ست حسین


عشقت میان سینه‌ی‌ من پا گرفته
شکر خدا که چشم تو ما را گرفته

دریاب دلها را تو با گوشه نگاهی 
حالا که کار عاشقی بالا گرفته
عمریست آقا جان دلم از دست رفته
پائین پای مرقدت مأوا گرفته

سرو رشید خوش قد و بالای ارباب
شش گوشه هم با نور تو معنا گرفته

از کودکی آواره‌ی کوی تو هستم
دست دلم را حضرت زهرا گرفته

مانند جدت رحمةٌ للعالمینی
حیف است دست خالی ما را نبینی
زلف تو را موج پریشان می شناسد
چشم تو را آیات باران می شناسد

عطر تو و پیراهنت را یوسف شهر
کوچه به کوچه صبح کنعان می شناسد

اعجاز چشمان تو را آیه به آیه
آری دل تازه مسلمان می شناسد

آقا کرامات نگاه روشنت را
خورشید در هر صبحگاهان می شناسد

خشم و خروش و هیبتت را بین میدان
هوهوی رعد و برق طوفان می شناسد

خورشید از شرم نگاهت رو گرفته
در ساحل نورانیت پهلو گرفته
 بالاتر از حد تصور ها کمالت
دل می برد از اهل این عالم خیالت

صبح ازل چشمان مبهوت ملائک
بودند شیدای تماشای جمالت

می جوشد از خاک قدمهای تو زمزم
کوثر شراب خانگیّ لا یزالت

کی می شود با بالهای این چنینی
پرواز تا اوج شکوه بی مثالت

آنجا که بال جبرئیل آتش گرفته
بام نخست پر کشیدنهای بالت

خُلقاً و خَلقاً ، منطقاً عین رسولی
دیگر چه گویم از تو و خوی و خصالت

وقتی که تکبیرت طنین انداز می شد
می گفت لیلا مادرت : شیرم حلالت

می ریزد از عطر نگاهت یاس آقا
تنها تویی هم شانه با عباس آقا

هر صبح بر لب نغمه‌ی تکبیر داری
تو آفتابی ، صبح عالمگیر داری

با حلقه های گیسوی پر پیچ و تابت
صد کاروان دل در تب زنجیر داری

از لهجه ات عطر خدا می بارد آقا
هر گاه بر لب نغمه‌ی تکبیر داری

از میمنه تا میسره می پاشد از هم
وقتی که در دستان خود شمشیر داری

باید برایت ذوالفقاری دست و پا کرد
حیدر شدی و هیبتی چون شیر داری

از هیبت چشم تو دشمن می گریزد
پلکی بزن تا عالمی بر هم بریزد

حالا که خاکم را سرشته دستهایت
بگذار تا باشم همیشه خاک پایت

بال و پری می خواهم امشب از تو آقا
تا که تمام عمر باشم در هوایت

آه ای اذان گوی سحر گاه مدینه
یاد نبی را زنده می سازد صدایت

ای کاش چشمانم تبرّک می شدند از
گرد و غبار بال خاکیّ عبایت

ای زینت کرب و بلای حضرت عشق
بگذار باشم زائر پائین پایت

عمریست از مهر تو در دل توشه دارم
شوق طواف مرقد شش گوشه دارم

 

 




[ سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 ] [ 00:01 ] [ خادمین هیئت ]
در این روز در سال 255 هجری معتز بالله به درک واصل شد. نام او زبیر یا محمد بود که بعد از پسر عمویش مستعین به خلافت رسید. از بزرگترین جرائم او این بود که امام هادی علیه السلام را به شهادت رساند؛ و چون ترس داشت که مؤید بر ضد او قیام کند او را در لحاف مسموم پیچید و دو طرف آن را بست تا در 23 رجب مرد .
او پیوسته سرکردگان اتراک را می کشت تا در روز مبعث سال 255 هجری عده ای به سرکردگی صالح بن وصیف دور معتز را گرفتند و توبیخ وسرزنش کردند و از او مطالبۀ اموال کردند و او را از حجره بیرون کشیدند و در آفتاب گرم بپای داشتند که از شدت گرما تکیه بر یک پا می کرد و او را پیوسته می زدند تا اینکه در 27 رجب خود را از خلافت خلع کرد .سپس سه روز به او آب و غذا ندادند تا مرد ؛ و به قولی دیگر او را آب جوش تنقیه کردند. بعضی گفته اند : او را پنج روز در گرمابه بدون آب و غذا حبس کردند و روز آخر آب نمک یا آ ب برفی به او دادند و به این سبب کشته شد. (2)

1.مسار الشیعه : ص 37 . توضیح المقاصد : ص 19 . 
2.تتمة المنتهی : ص 340 – 343 . فیض العلام : ص 336 .



[ دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]

گام‌ به‌ گام‌ با كاروان‌ كربلا

كاروان‌ كربلا پس‌ از وداع‌ با پیامبر(ص) و حضرت‌ زهرا (س‌) و امام‌ مجتبی‌(ع) شب‌یكشنبه‌ بیست‌ و هشتم‌ رجب‌ سال‌ شصت‌ هجری‌ مدینه‌ را به‌ سوی‌ مكه‌ ترك‌ نمودند.امام‌ حسین‌(ع) از بیعت‌ با یزید خودداری‌ كرده‌ و شبانه‌ همراه‌ خانوادة‌ خویش‌ از مدینه‌ به‌مكه‌ حركت‌ نمود. یك‌ جامعه‌ نمونه‌ در این‌ كاروان‌ متجسم‌ بود. در دل‌ تاریكی‌ از كوره‌راه‌های‌ بیابان‌ها گذر كردند و منزل‌ به‌ منزل‌ راه‌ سپردند.

یك‌ ماه‌ و چند روز از بیابان‌ها و كوهستان‌ها گذشتند و در هر منزل‌ از خود، ردّی‌ ازروشنایی‌ و كرامت‌ باقی‌ نهادند. روز سوم‌ شعبان‌ سال‌ شصت‌ هجری‌ درست‌ در روز میلادامام‌ حسین‌ (ع) كاروان‌ امام‌ به‌ مكه‌ رسید و در محلة‌ شعب‌ علی‌ در خانه‌ عباس‌ بن‌عبدالمطلب‌ اقامت‌ گزید. مردم‌ مكه‌ به‌ استقبال‌ و دیدار خاندان‌ پیامبر(ص) آمدند. در این‌ایام‌ كه‌ در آستانه‌ برگزاری‌ مراسم‌ حج‌ بود بسیاری‌ از مسلمانان‌ از سراسر قلمرو اسلامی‌ به‌مكه‌ می‌آمدند و این‌ فرصت‌ مناسبی‌ برای‌ امام‌ حسین‌ (ع) و خاندان‌ پیامبر9 بود تا بامردم‌ صحبت‌ كنند و نسیم‌ آزادی‌ در مكه‌ وزیدن‌ گیرد.

از سوم‌ شعبان‌ تا هشتم‌ ذی‌ الحجه‌ كه‌ امام‌ حسین‌ (ع) از مكه‌ به‌ قصد كوفه‌عزیمت‌ نمود بیش‌ از چهارماه‌ در مكه‌ اقامت‌ داشتند. در این‌ مدت‌، مردم‌ گروه‌ گروه‌ باامام‌حسین‌(ع) تماس‌ می‌گرفتند و ابراز وفاداری‌ و حمایت‌ می‌كردند.

در دهم‌ رمضان‌ نامه‌ای‌ از سران‌ و اعیان‌ كوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع) رسید كه‌ در آن‌نامه‌ از امام‌ دعوت‌ شده‌ بود به‌ كوفه‌ برود تا كوفیان‌ به‌ رهبری‌ امام‌ با یزید بجنگند.

امام‌ در پاسخ‌ نامه‌های‌ مكرر سران‌ و مردم‌ كوفه‌، مسلم‌ بن‌ عقیل‌ (پسر عموی‌خود) را به‌ كوفه‌ فرستاد تا میزان‌ صحت‌ گفتة‌ كوفیان‌ را به‌ اطلاع‌ امام‌ برساند.

با اعزام‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ به‌ كوفه‌، هجده‌ هزار نفر از مردم‌ كوفه‌ با امام‌ بیعت‌ كردند ومسلم‌ خبر این‌ بیعت‌ و وفاداری‌ را به‌ امام‌ ارسال‌ داشت‌. لیك‌ با تغییر یافتن‌ حاكم‌ كوفه‌وضع‌ِ مردم‌ نیز تغییر یافت‌. ابن‌ زیاد از طرف‌ یزید بن‌ معاویه‌ به‌ عنوان‌ حاكم‌ كوفه‌ انتخاب‌شد و با فریب‌ و توطئه‌ و قتل‌ و كشتار، مردم‌ِ كوفه‌ را از همراهی‌ با مسلم‌ بازداشت‌ تا جایی‌كه‌ مسلم‌ در یك‌ جنگ‌ نابرابر به‌ تنهایی‌ با سربازان‌ ابن‌ زیاد جنگید و سرانجام‌ دستگیر وبه‌ شهادت‌ رسید.

همزمان‌ با این‌ واقعه‌ و مطلع‌ شدن‌ یزید از نهضت‌ امام‌ حسین‌ (ع) و فعالیت‌های‌ایشان‌ سپاهی‌ را به‌ فرماندهی‌ عمر بن‌ سعد جهت‌ دستگیری‌ یا قتل‌ امام‌ حسین‌ (ع) به‌مكه‌ اعزام‌ نمود و امام‌ (ع) وقتی‌ از ماجرا آگاه‌ شد دیگر نتوانست‌ منتظر رسیدن‌ نامة‌ مسلم‌بن‌ عقیل‌ باشد و ناچاراً در هشتم‌ ذی‌ حجه‌ مكه‌ را به‌ قصد كوفه‌ ترك‌ نمود.

حركت‌ كاروان‌ امام‌ از هشتم‌ ذی‌ حجه‌ تا دوم‌ محرم‌ كه‌ به‌ كربلا رسید، حركتی‌ بودبرای‌ بیدار نمودن‌ انسان‌های‌ تمامی‌ تاریخ‌.این‌ كاروان‌،منزل‌ به‌ منزل‌ راه‌ میسپردتاآمیزه‌ای‌ ازعظمت‌وعزت‌ومظلومیت‌رابرصفحات‌ تاریخ‌ بنگاردو سرانجام‌این‌كاروان‌دردهم‌محرم61هجری‌ حماسه‌ای‌ راآفرید،حماسه‌ عشق‌،حماسة‌ هویت‌ انسانی‌،حماسة‌ عاشورا.

روزشماراین‌حماسه‌،شمارش‌لحظاتی‌است كه‌انسان‌هایی عاشق‌ازفرازاین‌روزهابه‌ معراج‌ رفتند و در هر منزلی‌ از خود خاطره‌ای‌ به‌ جای‌نهادند،خاطره‌ای‌كه‌هرقصة‌ آن‌ درسی‌ازعزت‌نفس‌وكرامت‌ذاتی‌ انسان‌كامل‌ امام‌ حسین‌(ع)می‌باشد.

روزشمار فاجعة‌ كربلا

پانزدهم‌ رجب‌ 60 ه . ق‌: مرگ‌ معاویه‌ و شروع‌ خلافت‌ یزید بن‌ معاویه‌.
ـ نامة‌ یزید به‌ والی‌ مدینه‌ جهت‌ اخذ بیعت‌ با امام‌ حسین‌ (ع).

اواخر رجب‌ 60 ه . ق‌: رسیدن‌ نامة‌ یزید به‌ والی‌ مدینه‌ و عدم‌ بیعت‌ امام‌ حسین‌بایزید.

بیست‌ و هشت‌ رجب‌ 60 ه . ق‌: حركت‌ امام‌ حسین‌ (ع) از مدینه‌ به‌ سوی‌ مكه‌ (روزیكشنبه‌)

سوم‌ شعبان‌ 60 ه . ق‌: ورود امام‌ حسین‌ (ع) به‌ مكه‌ و سكونت‌ آن‌ حضرت‌ وخاندانش‌ در خانه‌ عباس‌ بن‌ عبدالمطلب‌. (حضور امام‌ در مكه‌ مدت‌ چهار ماه‌ و چند روزبوده‌ است‌).

دهم رمضان‌60 ه.ق‌:وصول‌ نامة‌ مردم‌كوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ توسط‌ عبدالله‌ بن‌سبع‌ الهمدانی‌ و عبدالله‌ بن‌ وال‌ تمیمی‌.

دوازدهم‌ رمضان‌ 60 ه . ق‌: وصول‌ یكصد و پنجاه‌ نامه‌ از كوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع)توسط‌ قیس‌ بن‌ مسهر و عبدالرحمن‌ بن‌ عبدالله‌ و عماره‌ بن‌ عبید.

چهاردهم‌ رمضان‌ 60 ه . ق‌: وصول‌ نامه‌ سران‌ و مردم‌ كوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع)توسط‌ هانی‌ بن‌ هانی‌ السبیعی‌ و سعید بن‌ عبدالله‌ النخعی‌.

پانزدهم‌ رمضان‌ 60 ه . ق‌: حركت‌ جناب‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ به‌ سوی‌ كوفه‌.
ـ ارسال‌ نامه‌ توسط‌ امام‌ به‌ رؤسای‌ بصره‌.

پنجم‌ شوال‌ 60 ه . ق‌: ورود جناب‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ به‌ كوفه‌ و بیعت‌ هیجده‌ هزار ازمردم‌ كوفه‌ با مسلم‌

هشتم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: ورود عمر بن‌ سعد با لشكری‌ انبوه‌ به‌ مكه‌ برای‌دستگیری‌ امام‌ حسین‌ (ع) (چهارشنبه‌)
ـ حركت‌ امام‌ از مكه‌ به‌ سوی‌ كوفه‌.
ـ ورود ابن‌ زیاد به‌ كوفه‌ و محاصره‌ قصر ابن‌ زیاد توسط‌ مسلم‌ و یارانش‌.

نهم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: توطئة‌ ابن‌ زیاد و پراكنده‌ شدن‌ یاران‌ مسلم‌ ـ
ـ جنگ‌ مسلم‌ با سپاه‌ ابن‌ زیاد.
ـ هواخواهی‌ عباس‌ بذائی‌ (قره‌داغی‌) از مسلم‌ و شهادت‌ او به‌ دست‌ سربازان‌ابن‌زیاد.
ـ شهادت‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ و هانی‌ بن‌ عروه‌ در كوفه‌ به‌ دستور ابن‌ زیاد.

ـ فرود آمدن‌ كاروان‌ امام‌ در «ابطح‌» و پیوستن‌ ابن‌ ثبیط‌ بصری‌ و فرزندانش‌به‌امام‌.

ـ فرود آمدن‌ كاروان‌ امام‌ حسین‌ در مكانی‌ به‌نام‌ «تنعیم‌» در دو فرسنگی‌ مكه‌.

ـ فرود آمدن‌ امام‌ در «صِفاح‌» و دیدار فرزدق‌ شاعر با امام‌.

ـ فرود آمدن‌ كاروان‌ امام‌ در «وادی‌ العقیق‌» و پیوستن‌ عون‌ و محمد فرزندان‌حضرت‌ زینب‌ (س‌) به‌ كاروان‌ امام‌.

ـ فرود آمدن‌ امام‌ در «وادی‌ الصّفرا».

ـ فرود كاروان‌ امام‌ در «ذات‌ عِرق‌» و پیوستن‌ گروهی‌ از مسلمانان‌ به‌ امام‌.

ـ فرود كاروان‌ امام‌ در «حاجِر» در ناحیة‌ «بطن‌ الرمه‌» و نوشتن‌ نامه‌ای‌ به‌ مسلم‌ بن‌عقیل‌ و شیعیان‌ كوفه‌ و ارسال‌ آن‌ توسط‌ قیس‌ بن‌ مسهر صیداوی‌.

پانزده‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: فرود كاروان‌ امام‌ در «فَیْدْ».

ـ فرود كاروان‌ امام‌ در «اجفُر».

بیست‌ و دوم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: شهادت‌ میثم‌ تمار (صحابه‌ امام‌ علی‌) در كوفه‌توسط‌ ابن‌ زیاد.
ـ ارسال‌ نامة‌ امام‌ به‌ كوفه‌ توسط‌ عبدالله‌ بن‌ یقطر (برادر رضاعی‌ امام‌).

بیست‌ و ششم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: ورود كاروان‌ امام‌ به‌ «زروُد»، نزدیكی‌«خزیمیه‌».

ـ پیوستن‌ «زهیر بن‌ قین‌» به‌ امام‌.

ـ ورود كاروان‌ امام‌ به‌ منطقة‌ «زباله‌» در نزدیكی‌ كوفه‌.

ـ رسیدن‌ خبر شهادت‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ و هانی‌ بن‌ عروه‌ به‌ امام‌.

ـ ورود كاروان‌ امام‌ به‌ «ثعلبیه‌» و توقف‌ شبانه‌ در آن‌جا.

ـ ورود كاروان‌ امام‌ به‌ «القاع‌» ـ

ـ عبور كاروان‌ امام‌ از «درة‌ العقبه‌» در نزدیكی‌ بیابان‌های‌ كوفه‌.

ـ ورود به‌ «شراف‌» و توقف‌ شبانه‌ در آن‌جا.

بیست‌ و هفتم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: روبه‌رویی‌ كاروان‌ امام‌ با سپاه‌ حر بن‌ یزیدریاحی‌.

ـ قرار گرفتن‌ كاروان‌ امام‌ در دامنه‌ كوه‌ «ذو حُسَم‌ْ».

ـ جلوگیری‌ حرّ از حركت‌ كاروان‌ امام‌ به‌ سوی‌ كوفه‌.

ـ حركت‌ كاروان‌ امام‌ به‌ منطقه‌ «البیضه‌».

بیست‌ و هشتم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: عبور كاروان‌ امام‌ از «عُذیب‌ِ الهجانات‌».

ـ رسیدن‌ خبر شهادت‌ عبدالله‌ بن‌ یقطر در كوفه‌ به‌ دست‌ ابن‌ زیاد.

ـ عبور كاروان‌ امام‌ از قادسیه‌.

ـ فرود كاروان‌ امام‌ در «قصر بنی‌ مُقاتل‌» و توقف‌ شبانه‌ در آن‌جا.

دوم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: فرود كاروان‌ امام‌ به‌ كربلا (روز پنجشنبه‌).

ـ حركت‌ عمر بن‌ سعد با لشكری‌ انبوه‌ به‌ كربلا.

سوم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: ورود سپاه‌ عمر بن‌ سعد به‌ كربلا.

ششم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: تجمع‌ بیست‌ هزار سپاهی‌ در سپاه‌ عمر سعد.

ـ رسیدن‌ نامه‌ ابن‌ زیاد به‌ عمر بن‌ سعد مبنی‌ بر بستن‌ راه‌ رودخانه‌ فرات‌ به‌ روی‌كاروان‌ امام‌.

ـ آمادگی گروهی‌ از قبیله‌ بنی‌ اسدبرای‌ پیوستن‌ به‌ امام‌ وحمله‌ چهارصد نفرازسپاه‌عمرسعدبه‌آن قبیله وكشتار آنان‌.

هشتم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: حركت‌ حضرت‌ عباس‌ با بیست‌ و هشت‌ نفر ]یا سی‌ سوار وبیست‌ پیاده‌ با بیست‌ مشك‌ آب‌[ به‌ طرف‌ رود فرات‌ و آوردن‌ آب‌ بعد از درگیری‌ با مأموران‌عمر بن‌ سعد.

ـ ملاقات‌ شبانه‌ امام‌ با عمر سعد.

ـ صدور فرمان‌ جنگ‌ توسط‌ ابن‌ زیاد.

هم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: حركت‌ لشكر عمر بن‌ سعد به‌ سوی‌ كاروان‌ امام‌.

ـ مهلت‌ خواستن‌ امام‌ از عمر بن‌ سعد برای‌ یك‌ شب‌.

ـ آوردن‌ امان‌نامه‌ توسط‌ شمر برای‌ حضرت‌ ابوالفضل‌ و برادرانش‌ و خودداری‌ آنان‌از پذیرفتن‌ امان‌نامه‌.

ـ آماده‌سازی‌ كاروان‌ امام‌ برای‌ جنگ‌ فردا.

دهم‌ محرم61 ه.ق‌:وقوع‌ فاجعة‌ جانسوزكربلاوشهادت‌ امام‌ حسین‌(ع)وهفتادودوتن‌ازیاران‌ وفادارش‌ (جمعه‌ یا شنبه‌).

ـ غروب‌ دهم‌ محرم‌: غارت‌ خیام‌ امام‌ و آتش‌ زدن‌ آنها.
ـ اسیر گرفتن‌ بازماندگان‌ كاروان‌ امام‌.
ـ اسب‌ تاختن‌ بر جسد شهدا.
ـ فرستادن‌ سر شهدا به‌ كوفه‌.یازدهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: حركت‌ اسرا به‌ سوی‌ كوفه‌.

دوازدهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: ورود كاروان‌ اسرا به‌ كوفه‌.
ـ سخنرانی‌ حضرت‌ زینب‌ و ام‌ كلثوم‌ و فاطمه‌ در كوچه‌های‌ كوفه‌.
ـ دفن‌ شهدا در كربلا توسط‌ جمعی‌ از مردم‌ قبیلة‌ بنی‌ اسد.
ـسخنرانی‌ ابن‌ زیاددرمسجدكوفه‌واعتراض‌ عبدالله‌ عفیف‌ به‌ابن‌ زیاد ودستگیری‌ و شهادت‌ عبدالله‌، به‌ دستور ابن‌ زیاد.

پانزدهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: حركت‌ كاروان‌ اسرا از كوفه‌ به‌ شام‌.

اول‌ صفر 61 ه . ق‌: ورود كاروان‌ اسیران‌ به‌ شام‌ (بعد از هیجده‌ روز).
ـ سخنرانی‌ حضرت‌ زینب‌ (س‌) در كاخ‌ یزید.
ـ سخنرانی‌ امام‌ سجاد (ع) در مسجد جامع‌ شام‌.

بیستم‌ صفر 61 ه . ق‌: ورود جابر بن‌ عبدالله‌ انصاری‌ به‌ كربلا برای‌ زیارت‌.
ـ ورود كاروان‌ اسیران‌ به‌ كربلا برای‌ زیارت‌ مزار شهدا.
ـ حركت‌ از كربلا به‌ مدینه‌.

ـ ورود كاروان‌ اسیران‌ به‌ مدینه‌.
ـ سخنرانی‌ امام‌ سجاد در دروازة‌ مدینه‌.
ـ ورود به‌ مسجد النبی‌ و زیارت‌ حرم‌ مطهر پیامبر.

پانزدهم‌ رجب‌ 62 ه . ق‌: وفات‌ حضرت‌ زینب‌ (س‌).

منازل‌ مسیر كاروان‌ امام‌ از مكه‌ تا كربلا
منزل‌ اول‌: ابطح‌
منزل‌ دوم‌: تنعیم‌
منزل‌ سوم‌: صِفاح‌
منزل‌ چهارم‌: وادی‌ العقیق‌
منزل‌ پنجم‌: وادی‌ الصّفرا
منزل‌ ششم‌: ذات‌ِ عِرق‌
منزل‌ هفتم‌: حاجِر
منزل‌ هشتم‌: فَید
منزل‌ نهم‌: اِجفَر
منزل‌ دهم‌: خُزَیمیّه‌
منزل‌ یازدهم‌: شقوق‌
منزل‌ دوازدهم‌: زرود
منزل‌ سیزدهم‌: ثعلبیه‌
منزل‌ چهاردهم‌: زباله‌
منزل‌ پانزدهم‌: القاع‌
منزل‌ شانزدهم‌: عقبه‌
منزل‌ هفدهم‌: قرعاء
منزل‌ هجدهم‌: مغیثه‌
منزل‌ نوزدهم‌: شراف‌
منزل‌ بیستم‌: ذَوحُسُم‌
منزل‌ بیست‌ و یكم‌: البیضه‌
منزل‌ بیست‌ و دوم‌: عُذیب‌ الهجانات‌
منزل‌ بیست‌ و سوم‌: قصر بنی‌ مقاتل‌
منزل‌ بیست‌ و چهارم‌: نینوا
منزل‌ بیست‌ و پنجم‌: كربلا

منابع‌:
1ـ با كاروان‌ امام‌ حسین‌ (ع) از مدینه‌ تا كربلا، بهاء الدین‌ قهرمانی‌ نژاد شائق‌، انتشارات‌شكوری‌، قم‌، 1378 ش‌.
2ـ پیام‌آور عاشورا، سید عطاءالله‌ مهاجرانی‌، انتشارات‌ اطلاعات‌، تهران‌، چاپ‌ چهارم‌،1376 ش‌.
3ـ تحقیق‌ درباره‌ اول‌ اربعین‌ حضرت‌ سید الشهداء، سید محمد علی‌ قاضی‌ طباطبائی‌،تبریز، چاپ‌ دوم‌، 1397 ه . ق‌.
4ـ حماسه‌سازان‌ كربلا، محمد سماوی‌، ترجمه‌: عقیقی‌ بخشایشی‌، دفتر نشر نوید اسلام‌،قم‌، 1369 ش‌.
5ـ خورشید بر نیزه‌، دكتر نورالله‌ حسین‌خانی‌، انتشارات‌ مسعی‌ ـ نشر خیرالله‌، تهران‌، چاپ‌اول‌، 1379 ش‌.
6ـ لهوف‌، سید بن‌ طاووس‌، ترجمه‌: دكتر عقیقی‌ بخشایشی‌، دفتر نشر نوید اسلام‌، قم‌،چاپ‌ چهارم‌، 1378 ش‌..  

 

 




[ پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395 ] [ 05:26 ] [ خادمین هیئت ]

۱.بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم

مبعث مبارک پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در سن ۴۰ سالگی و آغاز نزول قرآن بر پیامبر در این روز بوده است.۱

این روز یکی از اعیاد بزرگ است ، و روزی است که حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم به رسالت مبعوث گردید و جبرئیل علیه السلام بر پیامبر ی آن حضرت نازل شد .۲غیر شیعه مبعث را در ۱۷ یا ۱۸ یا ۲۴ رمضان و یا در ۱۲ ربیع الاول می دانند.

در این روز صلوات بر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و اهل بیت آن حضرت و نیز زیارت آن حضرت و امیر المؤمنین علیه السلام وارد شده است.۳

سالیان سال بود که از بعثت انبیاء علیهم السلام می گذشت، و هر قوم و قبیله ای با عقیده های مختلف خود زندگی می کردند و در حجاز و مکه آن روز بسیاری بت می پرستیدند:بت سنگی،فلزی ،چوبی، و گاهی از جنس خرما . دختران را زنده به گور می کردند.اکثر قبایل در حال جنگ وخونریزی بودند. دنیا غرق در گمراهی و ضلالت بود. تا اینکه چهل سال از ولادت با سعادت اشرف مخلوقات و سرور کائنات حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه وآله وسلم گذشت. خداوند آن حضرت را به پیامبری مبعوث فرمود، وجبرئیل بر آن حضرت نازل شد و وحی الهی را با آداب و مراسمی مخصوص به آن حضرت رسانید که در کتب روایی با سند های مختلف ذکر شده است.

طبق بعضی روایات۴ هنگامی که آن حضرت از کوه حرا بر می گشتند انوار جلال و عظمت ایشان را فراگرفته بود، هیچ کس را یارای آن نبود که به حضرتش نظر کند.از هر درخت و گیاه و سنگ که می گذشت در برابر آن حضرت خم می شدند و به زبان فصیح می گفتند:”السلام علیک یا نبی الله،السلام علیک یا رسول الله”.

هنگامی که آن حضرت داخل خانه حضرت خدیجه سلام الله علیها شدند، از شعاع انوار جمال آن حضرت خانه منور شد.خدیجه سلام الله علیها عرض کرد:ای محمد، این چه نور ی است که از شما مشاهده می کنم ؟آن حضرت فرمودند :این نور پیامبری است. سپس خطاب به حضرت خدیجه سلام الله علیها فرمودند :بگو:”لااله الا الله “.خدیجه سلام الله علیها عرض کرد:سالهاست من پیامبری شما را می دانم. سپس به وحدانیت خداوند متعال و رسالت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شهادت داد.

در این هنگام آن حضرت فرمودند:”ا ی خدیجه احساس سرما می کنم .جامه ای بر من بپوشان”.حضرت جامه بر خود کشید و خوابید. از جانب حقتعالی ندا رسید:”یا ایها المُدثّر ، قُم فَأنذر و رَبَک فَکبِّر…“۵ :”ای جامه به خود پیچیده ،برخیز وبترسان مردم را از عذاب پروردگار خود ، و تکبیر بگوی و پروردگارت را به بزرگی یاد کن”.آن حضرت برخاست و انگشت مبارک در گوش خود گذاشت و فرمود:”الله اکبر،الله اکبر “پس صدای آن حضرت به همه موجودات رسید، و همه با او موافقت کردند.۶

پیامبر صلی الله علیه آله وسلم سه سال پنهانی مردم را به خدای یکتا دعوت می فرمود،و پس از سه سال جبرئیل آمد و عرض کرد:”خداوندمتعال امر فرموده که دعوت خویش را آشکار فرمایی”.سپس آن حضرت از کوه صفا بالا رفتند و و مردم را انذار فرمودند و دعوت خود را علنی نمودند.۷

۱.اعلام الوری :ج ۱ص۴۶.مصباح المتهجد:ص۷۵۰.مسار الشیعة :ص۳۷.تهذیب:ج۶ص۲.العدد القویه:ص۳۳۷.زاد المعاد:ص۳۶.فیض العلام :ص۳۲۸.

۲.زاد المعاد:ص۳۶.

۳.زاد المعاد:ص۴۰.

۴.منتهی الآمال:ج۱ص۴۷.

۵.سوره مدثر:آیه ۱.

۶.منتهی الآمال:ج۱ص۴۷.

۷.بحار النوار:ج۱۹ص۱۷۴-۱۸۶.




[ پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 37 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


روایات/احادیث/معجزات/مداحی/سخنرانی
/تصاویر/اشعار اهل بیت علیهم السلام

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آخرین مطالب

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

در زندگی هر یك از ما گاهی بر سر دو راهی قرار می گیریم و بعد از مشورت با دیگرانم و زدن تمامی درها اگر نتوانستیم راه خودمان را انتخاب كنیم به استخاره روی می اوریم و از خداوند طلب خیر میكنیم .

ابتدا نیت نمایید سپس روی استخاره بگیر کلیک فرمایید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوه ‎ للّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. ‎ اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین