هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران
غم حسین(علیه السلام) عین عبادت است
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون راجع به وبلاگ ما




صفحات جانبی

 



اللهم عجل لولیك الفرج
«جلسات هفتگی»
 ساعت21:00
تهران،راه آهن،جوادیه،10متری اول،خیابان قالیشویی روبروی مسجدهمتیه،بن بست 4

مناسبت
زمان
هفتگیجمعه 94/6/6
هفتگیجمعه 94/6/13
هفتگی
جمعه 94/6/20
 شهادت مولا امام جوادالائمه (علیه اسلام)
دوشنبه 94/6/23
هفتگیجمعه 94/6/27
 شهادت مولا امام محمد باقر (علیه السلام)
ایام مسلمیه
سه شنبه 94/6/30





[ پنجشنبه 6 فروردین 1394 ] [ 00:40 ] [ خادمین هیئت ]
امام رضا علیه السلام از پدر بزرگوارشان و از جد بزرگوارشان ع روایت فرموده اند که ایشان فرمودند: قنبره (نوعی گنجشک است که به آن چکاوک گفته میشود) را نخورید و آن را دشنام ندهید و به دست بچه ها ندهید تا با آن بازی کنند. چرا که این حیوان بسیار تسبیح می گوید. و تسبیح او این است: خدا مبغضین (دشمنان) آل محمد ص را لعنت کن. (بحارالانوار 27/273 به نقل از امالی شیخ طوسی)

همچنین انس بن مالک نقل کرده که رسول خدا ص فرمودند: خداوند مخلوقاتی دارد که از فرزندان آدم نیستند , اینان مبغض علی بن ابیطالب ع را لعن می کنند. عرض کرد: اینان چه کسانی هستند یا رسول الله؟ فرمود: اینها چکاوکها هستند که سحرگاهان به بالای درختان ندا می دهند: لعنت خدا بر مبغض علی بن ابیطالب علیه السلام, بسم الله الرحمن الرحیم و سلام بر بندگانی که خدا برگزیده است. (ارشاد القلوب 2/236)

ب: کبک

امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: امیرالمومنین علیه السلام روزی از سرزمینی عبور می کردند که در آن هیچ آب و غذایی نبود و کسی در آن زندگی نمی کرد. و نگاه حضرت به کبکی افتاد به آن خطاب کرده و فرمودند: ای کبک! تو از چه زمانی در این بیابان هستی؟ و از کجا آب و غذا تهیه می کنی؟

عرضه داشت: ای امیرالمومنین من از صد سال پیش تاکنون در این بیابان هستم. و هنگامی که گرسنه می شوم بر شما درود و صلوات می فرستم و بدین وسیله سیر می گردم. و هنگامی که تشنه می شوم بر ظالمین شما نفرین می کنم تا این که بدین وسیله سیراب شوم. (بحارالانوار 65/43 ح3)

ج: پرنده ای از پرندگان

در روایتی از عماریاسر و جابر انصاری آمده است که هرکدام گفته اند: در خدمت امیرالمومنین علیه السلام در بیابانی بودم که دیدم حضرت از مسیر جاده بیرون رفته من هم به دنبال ایشان رفتم و دیدم که حضرت (ع) به طرف آسمان نگاه کرد. سپس تبسم نمودند و فرمودند: احسنت ای پرنده! به فضل او (خدای متعال) می خواندی!

عرضه داشتم: مولای من! پرنده کجاست؟ حضرت فرمودند: در هواست. آیا دوست داری آن را ببینی و صدایش را بشنوی؟ عرضه داشتم: بلی مولای من! پس آن حضرت نگاهی به آسمان کرده و زیر لب دعائی خواندند که ناگهان پرنده ای به طرف زمین آمد و روی دستان مبارک امیرالمومنین علیه السلام فرود آمد. حضرت دست مبارک خود را بر پشت آن پرنده نهادند و فرمودند: به اذن خدا سخن بگو که من علی بن ابیطالب (ع) هستم. پس خدای متعال زبان آن پرنده را به لغت عربی واضح به نطق درآورده و آن پرنده گفت: سلام بر تو ای امیرمومنان و رحمت و برکات خدا بر تو باد. پس حضرت جواب سلام داد. و به او فرمودند: در بیابان خشک و بی آب و علف, غذا و آبت را از کجا تهیه می کنی؟ عرضه داشت: مولای من! هر گاه گرسنه می شوم یاد از ولایت شما اهل بیت می کنم و از این طریق سیر می شوم و هرگاه تشنه می شوم از دشمنان شما بیزاری می جویم تا از این طریق سیراب می شوم. حضرت فرمودند: برکت برای تو باشد. برکت برای تو باشد.
(
مناقب ابن شهر آشوب 2/305



[ چهارشنبه 4 شهریور 1394 ] [ 09:13 ] [ خادمین هیئت ]

1- قال الامام علىّ بن موسى الرّضا (علیه السلام) :
مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ علیه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، كانَ كَمَنْ زارَ اللهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.([1])
حضرت امام رضا (علیه السلام) فرمود: هر مؤمنى كه قبر امام حسین علیه السلام را كنار شطّ فرات )در كربلا( زیارت كند همانند كسى است كه خداوند متعال را بر فراز عرش زیارت كرده باشد.

2- كَتَبَ (علیه السلام): أبْلِغْ شیعَتى: إنَّ زِیارَتى تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ألْفَ حَجَّه، فَقُلْتُ لاِبى جَعْفَر (علیه السلام): ألْفُ حَجَّه؟!
قالَ: إى وَاللهُ، وَ ألْفُ ألْفِ حَجَّه، لِمَنْ زارَهُ عارِفاً بِحَقِّهِ.([2])
حضرت به یكى از دوستانش نوشت: به دیگر دوستان و علاقمندان ما بگو: ثواب زیارت ـ قبر ـ من معادل است با یك هزار حجّ.
راوى گوید: به امام جواد (علیه السلام) عرض كردم: هزار حجّ براى ثواب زیارت پدرت مى باشد؟!
فرمود: بلى، هر كه پدرم را با معرفت در حقّش زیارت نماید، هزار هزار ـ یعنى یك میلیون ـ حجّ ثواب زیارتش مى باشد.

3- قالَ (علیه السلام): أوَّلُ ما یُحاسَبُ الْعَبْدُ عَلَیْهِ، الصَّلاهُ فَإنْ صَحَّتْ لَهُ الصَّلاهُ صَحَّ ماسِواها، وَ إنْ رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها.([3])
فرمود: اوّلین عملى كه از انسان مورد محاسبه و بررسى قرار مى گیرد نماز است، چنانچه صحیح و مقبول واقع شود، بقیه اعمال و عبادات نیز قبول مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.

4- قالَ (علیه السلام): لِلصَّلاهِ أرْبَعَهُ آلاف باب.([4])
فرمود: نماز داراى چهار هزار در (جزء و شرط) مى باشد.

5- قالَ (علیه السلام): الصَّلاهُ قُرْبانُ كُلِّ تَقىّ.([5])
فرمود: نماز، هر شخص باتقوا و پرهیزكارى را - به خداوند متعال - نزدیك كننده است.

6- قالَ (علیه السلام): یُؤْخَذُ الْغُلامُ بِالصَّلاهِ وَ هُوَ ابْنُ سَبْعِ سِنینَ.([6])
فرمود: پسران باید در سنین هفت سالگى به نماز وادار شوند.

7- قالَ (علیه السلام): فَرَضَ اللهُ عَلَى النِّساءِ فِى الْوُضُوءِ أنْ تَبْدَءَ الْمَرْئَهُ بِباطِنِ ذِراعِها وَ الرَّجُلُ بِظاهِرِ الذِّراعِ.([7])
فرمود: خداوند در وضو بر زنان لازم دانسته است كه از جلوى آرنج دست، آب بریزند و مردان از پشت آرنج. (این عمل از نظر فتواى مراجع تقلید مستحبّ مى باشد).

8- قالَ (علیه السلام): رَحِمَ اللهُ عَبْداً أحْیى أمْرَنا، قیلَ: كَیْفَ یُحْیى أمْرَكُمْ؟
وَ قالَ (علیه السلام) : یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَیُعَلِّمُها النّاسَ.([8])
فرمود: رحمت خدا بر كسى باد كه أمر ما را زنده نماید، سؤال شد: چگونه؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد.

9- قالَ (علیه السلام): لَتَأمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ، وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ، اَوْلَیَسْتَعْمِلَنَّ عَلَیْكُمْ شِرارُكُمْ، فَیَدْعُو خِیارُكُمْ فَلا یُسْتَجابُ لَهُمْ.([9])
فرمود: باید هر یك از شماها امر به معروف و نهى از منكر نمائید، وگرنه شرورترین افراد بر شما تسلّط یافته و آنچه كه خوبانِ شما، دعا و نفرین كنند مستجاب نخواهد شد.

10- قالَ (علیه السلام): مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلى مایُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْیَكْثُرْ مِنْ الصَّلوهِ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، فَإنَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً.([10])
فرمود: كسى كه توان جبران گناهانش را ندارد، زیاد بر حضرت محمّد و اهل بیتش(علیهم السلام)صلوات و درود فرستد، كه همانا گناهانش ـ اگر حقّ الناس نباشد ـ محو و نابود گردد.

11- قالَ (علیه السلام): الصَّلوهُ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ التَّسْبیحَ وَالتَّهْلیلَ وَالتَّكْبیرَ.([11] )
فرمود: فرستادن صلوات و تحیّت بر حضرت محمّد و اهل بیت آن حضرت (علیهم السلام) در پیشگاه خداوند متعال، پاداش گفتن «سبحان الله، لا إله إلاّ الله، الله اكبر» را دارد.

12- قالَ (علیه السلام): لَوْخَلَتِ الاْرْض طَرْفَهَ عَیْن مِنْ حُجَّه لَساخَتْ بِأهْلِها.([12])
فرمود: چنانچه زمین لحظه اى خالى از حجّت خداوند باشد، اهل خود را در خود فرو مى برد.

13- قالَ (علیه السلام): عَلَیْكُمْ بِسِلاحِ الاْنْبیاءِ، فَقیلَ لَهُ: وَ ما سِلاحُ الاْنْبِیاءِ؟ یَا ابْنَ رَسُولِ الله! فَقالَ (علیه السلام): الدُّعاءُ.([13])
فرمود: بر شما باد به كارگیرى سلاح پیامبران، به حضرت گفته شد: سلاح پیغمبران(علیهم السلام)چیست؟
در جواب فرمود: توجّه به خداوند متعال; و دعا كردن و از او كمك خواستن مى باشد.

14- قالَ (علیه السلام): صاحِبُ النِّعْمَهِ یَجِبُ عَلَیْهِ التَّوْسِعَهُ عَلى عَیالِهِ.([14])
فرمود: هر كه به هر مقدارى كه در توانش مى باشد، باید براى اهل منزل خود انفاق و خرج كند.

15- قالَ (علیه السلام): المَرَضُ لِلْمُؤْمِنِ تَطْهیرٌ وَ رَحْمَهٌ وَلِلْكافِرِ تَعْذیبٌ وَ لَعْنَهٌ، وَ إنَّ الْمَرَضَ لا یَزالُ بِالْمُؤْمِنِ حَتّى لا یَكُونَ عَلَیْهِ ذَنْبٌ.([15])
فرمود: مریضى، براى مؤمن سبب رحمت و آمرزش گناهانش مى باشد و براى كافر عذاب و لعنت خواهد بود.
سپس افزود: مریضى، همیشه همراه مؤمن است تا آن كه از گناهانش چیزى باقى نماند و پس از مرگ آسوده و راحت باشد.

16- قالَ (علیه السلام): إذَا اكْتَهَلَ الرَّجُلُ فَلا یَدَعْ أنْ یَأكُلَ بِاللَّیْلِ شَیْئاً، فَإنَّهُ أهْدَءُ لِنَوْمِهِ، وَ أطْیَبُ لِلنَّكْهَهِ.([16])
فرمود: وقتى كه مرد به مرحله پیرى و كهولت سنّ برسد، حتماً هنگام شب ـ قبل از خوابیدن ـ مقدارى غذا تناول كند كه براى آسودگى خواب مفید است، همچنین براى هم خوابى و زناشوئى سودمند خواهد بود.

17- قالَ (علیه السلام): إنَّما یُرادُ مِنَ الاْمامِ قِسْطُهُ وَ عَدْلُهُ، إذا قالَ صَدَقَ، وَ إذا حَكَمَ عَدَلَ، وَ إذا وَعَدَ أنْجَزَ.([17])
فرمود: همانا از امام و راهنماى جامعه، مساوات و عدالت خواسته شده است كه در سخنان صادق، در قضاوت ها عادل و نسبت به وعده هایش وفا نماید.

18- قالَ (علیه السلام): لا یُجْمَعُ الْمالُ إلاّ بِخَمْسِ خِصال: بِبُخْل شَدید، وَ أمَل طَویل، وَ حِرص غالِب، وَ قَطیعَهِ الرَّحِمِ، وَ إیثارِ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَهِ.([18])
فرمود: ثروت، انباشته نمى گردد مگر با یكى از پنج خصلت:
بخیل بودن، آرزوى طول و دراز داشتن، حریص بر دنیا بودن، قطع صله رحم كردن، آخرت را فداى دنیا كردن.

19- قالَ (علیه السلام): لَوْ أنَّ النّاسَ قَصَّرَوا فِى الطَّعامِ، لاَسْتَقامَتْ أبْدانُهُمْ.([19])
فرمود: چنانچه مردم خوراك خویش را كم كنند و پرخورى ننمایند، بدن هاى آن ها دچار امراض مختلف نمى شود.

20- قالَ (علیه السلام): مَنْ خَرَجَ فى حاجَه وَ مَسَحَ وَجْهَهُ بِماءِالْوَرْدِ لَمْ یَرْهَقْ وَجْهُهُ قَتَرٌ وَلا ذِلَّهٌ.([20])
فرمود: هركس هنگام خروج از منزل براى حوایج زندگى خود، صورت خویش را با گلاب خوشبو و معطّر نماید، دچار ذلّت و خوارى نخواهد شد.

21- قالَ (علیه السلام): إنَّ فِى الْهِنْدِباءِ شِفاءٌ مِنْ ألْفِ داء، ما مِنْ داء فى جَوْفِ الاْنْسانِ إلاّ قَمَعهُ الْهِنْدِباءُ.([21])
فرمود: گیاه كاسنى شفاى هزار نوع درد و مرض است، كاسنى هر نوع مرضى را در درون انسان ریشه كن مى نماید.

22- قالَ (علیه السلام): السَّخیُّ یَأكُلُ طَعامَ النّاسِ لِیَأكُلُوا مِنْ طَعامِهِ، وَالْبَخیلُ لا یَأكُلُ طَعامَ النّاسِ لِكَیْلا یَأكُلُوا مِنْ طَعامِهِ.([22])
فرمود: افراد سخاوتمند از خوراك دیگران استفاده مى كنند تا دیگران هم از امكانات ایشان بهره گیرند و استفاده كنند; ولیكن افراد بخیل از غذاى دیگران نمى خورند تا آن ها هم از غذاى ایشان نخورند.

23- قالَ (علیه السلام): شیعَتُنا المُسَّلِمُونَ لاِمْرِنا، الْآخِذُونَ بِقَوْلِنا، الْمُخالِفُونَ لاِعْدائِنا، فَمَنْ لَمْ یَكُنْ كَذلِكَ فَلَیْسَ مِنّا.([23])
فرمود: شیعیان ما كسانى هستند كه تسلیم امر و نهى ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگى ـ در عمل و گفتار ـ خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر كه چنین نباشد از ما نیست.

24- قالَ (علیه السلام) مَنْ تَذَكَّرَ مُصابَنا، فَبَكى وَ أبْكى لَمْ تَبْكِ عَیْنُهُ یَوْمَ تَبْكِى الْعُیُونُ، وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیى فیهِ أمْرُنا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ.([24] )
فرمود: هر كه مصائب ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت ـ را یادآور شود و گریه كند یا دیگرى را بگریاند، روزى كه همه گریان باشند او نخواهد گریست، و هر كه در مجلسى بنشیند كه علوم و فضائل ما گفته شود همیشه زنده دل خواهد بود.

25- قالَ (علیه السلام): الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَهِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَه، وَ الْمُذیعُ بِالسَّیِّئَهِ مَخْذُولٌ، وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَهِ مَغْفُورٌ لَهُ.([25])
فرمود: انجام دادن حسنه و كار نیك به صورت مخفى، معادل هفتاد حسنه است; و آشكار ساختن گناه و خطا موجب خوارى و پستى مى گردد و پوشاندن و آشكار نكردن خطا و گناه موجب آمرزش آن خواهد بود.

26- أنَّهُ سُئِلَ مَا الْعَقْلُ؟ فَقالَ (علیه السلام): التَّجَرُّعُ لِلْغُصَّهِ، وَ مُداهَنَهُ الاْعْداءِ، وَ مُداراهُ الاْصْدِقاءِ.([26])
از امام رضا(علیه السلام) سؤال شد كه عقل و هوشیارى چگونه است؟
حضرت در جواب فرمود: تحمّل مشكلات و ناملایمات، زیرك بودن و حركات دشمن را زیر نظر داشتن، مدارا كردن با دوستان مى باشد - كه اختلاف نظرها سبب فتنه و آشوب نشود -.

27- قالَ (علیه السلام): مابَعَثَ اللهُ نَبیّاً إلاّ بِتَحْریمِ الْخَمْرِ، وَ أنْ یُقِرَّ بِأنَّ اللهَ یَفْعَلُ ما یَشاءُ.([1])
فرمود: خداوند هیچ پیغمبرى را نفرستاده مگر آن كه در شریعت او شراب و مُسكرات حرام بوده است، همچنین هر یك از پیامبران معتقد بودند كه خداوند هر آنچه را اراده كند انجام مى دهد.

28- قالَ (علیه السلام): لا تَتْرُكُوا الطّیبَ فى كُلِّ یَوْم، فَإنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَیَوْمٌ وَ یَوْمٌ، فَإنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَفى كُلِّ جُمْعَه.([2])
فرمود: سعى نمائید هر روز، از عطر استفاده نمائید و اگر نتوانستید یك روز در میان، و اگر نتوانستید پس هر جمعه خود را معطّر و خوشبو گردانید (با رعایت شرائط زمان و مكان).

29- قالَ (علیه السلام): إذا كَذِبَ الْوُلاهُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إذا جارَالسُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَهِ، وَ إذا حُبِسَتِ الزَّكاهُ ماتَتِ الْمَواشى.([3])
فرمود: هرگاه والیان و مسئولان حكومت دروغ گویند باران نمى بارد، و اگر رئیس حكومت، ظلم و ستم نماید پایه هاى حكومتش سست و ضعیف مى گردد; و چنانچه مردم زكات ـ و خمس مالشان را ـ نپردازند چهارپایان مى میرند.

30- قالَ (علیه السلام): الْمَلائِكَهُ تُقَسِّمُ أرْزاقَ بَنى آدَمِ ما بَیْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إلى طُلُوعِ الشَّمْسِ، فَمَنْ نامَ فیما بَیْنَهُما نامَ عَنْ رِزْقِهِ.([4])
فرمود: ما بین طلوع سپیده صبح تا طلوع خورشید ملائكه الهى ارزاق انسان ها را سهمیه بندى مى نمایند، هركس در این زمان بخوابد غافل و محروم خواهد شد.

31- قالَ (علیه السلام): مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِن فَرَّجَ اللهُ قَلْبَهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ.([5])
فرمود: هركس مشكلى از مؤمنى را بر طرف نماید و او را خوشحال سازد، خداوند او را در روز قیامت خوشحال و راضى مى گرداند.

32- قالَ (علیه السلام): إنّا لَنَعْرِفُ الرَّجُلَ إذا رَأیْناهُ بِحَقیقَهِ الإیمانِ وَ بِحَقیقَهِ النِّفاقِ.([6])
فرمود: همانا ما اهل بیت عصمت و طهارت چنانچه شخصى را بنگریم، ایمان و اعتقاد او را مى شناسیم كه اعتقادات درونى و افكار او چگونه است.

33- قالَ (علیه السلام): لا یَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً إلاّ أنْ یَكُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال: سُنَّهٌ مِنَ اللهِ وَ سُنَّهٌ مِنْ نَبیِّهِ وَ سُنَّهٌ مِنْ وَلیّهِ، أمَّا السَّنَّهُ مِنَ اللهِ فَكِتْمانُ السِّرِّ، أمَّا السُّنَّهُ مِنْ نَبِیِّهِ مُداراهُ النّاسِ، اَمَّا السُّنَّهُ مِنْ وَلیِّهِ فَالصَّبْرُ عَلَى النائِبَهِ.([7])
فرمود: مؤمن، حقیقت ایمان را درك نمى كند مگر آن كه 3 خصلت را دارا باشد:
خصلتى از خداوند، كه كتمان اسرار افراد باشد، خصلتى از پیغمبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) كه مدارا كردن با مردم باشد، خصلتى از ولىّ خدا كه صبر و شكیبائى در مقابل شدائد و سختى ها را داشته باشد.

34- قالَ (علیه السلام): إنَّ الصَّمْتَ بابٌ مِنْ أبْوابِ الْحِكْمَهِ، یَكْسِبُ الْمَحَبَّهَ، إنَّهُ دَلیلٌ عَلى كُلِّ خَیْر.([8])
فرمود: همانا سكوت و خاموشى راهى از راه هاى حكمت است، سكوت موجب محبّت و علاقه مى گردد، سكوت راهنمائى براى كسب خیرات مى باشد.

35- قالَ (علیه السلام): مِنَ السُّنَّهِ التَّزْویجُ بِاللَّیْلِ، لاِنَّ اللهَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَكَناً، وَالنِّساءُ إنَّماهُنَّ سَكَنٌ.([9])
فرمود: بهترین وقت براى تزویج و زناشوئى شب است كه خداوند متعال شب را وسیله آرامش و سكون قرار داده، همچنین زنان آرام بخش و تسكین دهنده مى باشند.

36- قالَ (علیه السلام):ما مِنْ عَبْد زارَ قَبْرَ مُؤْمِن، فَقَرَأ عَلَیْهِ «إنّا أنْزَلْناهُ فى لَیْلَهِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، إلاّ غَفَرَ اللهُ لَهُ وَلِصاحِبِ الْقَبْرِ.([10])
فرمود: هر بنده اى از بندگان خداوند بر قبر مؤمنى جهت زیارت حضور یابد و هفت مرتبه سوره مباركه ـ إنّا أنزلناه ـ را بخواند، خداوند متعال گناهان او و صاحب قبر را مورد بخشش و آمرزش قرار مى دهد.

37- قالَ (علیه السلام): الاْخُ الاْكْبَرُ بِمَنْزِلَهِ الاْبِ.([11])
فرمود: برادر بزرگ جانشین و جایگزین پدر خواهد بود.

38- قالَ (علیه السلام): انَّما تَغْضَبُ للهِِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَلا تَغْضَبْ لَهُ بِأكْثَرَ مِمّا غَضِبَ عَلى نَفْسِهِ.([12])
فرمود: چنانچه در موردى خواستى غضب كنى و براى خدا برخورد نمائى، پس متوجّه باش كه غضب و خشم خود را در جهت و محدوده رضایت و خوشنودى خداوند، اِعمال كن.

39- قالَ (علیه السلام): خَیْرُ الاْعْمالِ الْحَرْثُ، تَزْرَعُهُ، فَیَأكُلُ مِنْهُ الْبِرُّ وَ الْفاجِرُ، أمَّا الْبِرُّ فَما أكَلَ مِنْ شَیْىء إسْتَغْفَرَ لَكَ، وَ أمَّا الْفاجِرُ فَما أكَلَ مِنْهُ مِنْ شَیْىء لَعَنَهُ، وَ یَأكُلُ مِنهُ الْبَهائِمُ وَ الطَّیْرُ.([13])
فرمود: بهترین كارها، شغل كشاورزى است، چون كه در نتیجه كشت و تلاش، همه انسان هاى خوب و بد از آن استفاده مى كنند.
امّا استفاده خوبان سبب آمرزش گناهان مى باشد، ولى استفاده افراد فاسد و فاسق موجب لعن ایشان خواهد شد، همچنین تمام پرنده ها و چرندگان از تلاش و نتیجه كشت بهره مند خواهند شد.

40- قالَ (علیه السلام): مَنْ تَرَكَ السَّعْیَ فى حَوائِجِهِ یَوْمَ عاشُوراء، قَضَى اللهُ لَهُ حَوائجَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَهِ، وَ قَرَّتْ بِنا فِى الْجِنانِ عَیْنُهُ.([14])
فرمود: هركس روز عاشوراى امام حسین (علیه السلام)، دنبال كسب و كار نرود (و مشغول عزادارى و حزن و اندوه گردد)، خداوند متعال خواسته ها و حوائج دنیا و آخرت او را برآورده مى نماید; و در بهشت چشمش به دیدار ما - اهل بیت - روشن مى گردد.

منابع:

[1] - مستدرك الوسائل: ج 10، ص 250، ح 38. [2] - مستدرك الوسائل: ج 10، ص 359، ح 2. [3] - مستدرك الوسائل: ج 3، ص 25، ح 4. [4] - تهذیب الأحكام: ج 2، ص 242، ح 957. [5] - وسائل الشّیعه: ج 4، ص 43، ح 4469. [6] - وسائل الشّیعه: ج 21، ص 460، ح 27580. [7] - وسائل الشّیعه: ج 1، ص 467، ح 1238. [8] - بحارالأنوار: ج 2، ص 30، ح 13. [9] - الدّرّه الباهره: ص 38، س 3، بحار: ج 75، ص 354، ح 10. [10] - جامع الأخبار ص 59، بحارالأنوار: ج 91، ص 47، ح 2. [11] - أمالى شیخ صدوق ص 68، بحارالأنوار: ج 91، ص 47، ضمن ح 2. [12] - علل الشّرایع: ص 198، ح 21. [13] - بصائرالدّرجات: جزء 6، ص 308، باب 8، ح 5. [14] - وسائل الشّیعه: ج 21، ص 540، ح 27807. [15] - بحارالأنوار: ج 78، ص 183، ح 35، ثواب الأعمال: ص 175. [16] - محاسن برقى: ص 422، ح 208. [17] - الدّرّه الباهره: ص 37، س 13، بحار: ج 75، ص 354، س 5. [18] - وسائل الشّیعه: ج 21، ص 561، ح 27873. [19] - مستدرك الوسائل: ج 2، ص 155، ح 30. [20] - مصادقه الإخوان شیخ صدوق: ص 52، ح 1. [21] - وسائل الشّیعه: ج 25، ص 183، ح 31693. [22] - مستدرك الوسائل: ج 15، ص 358، ح 8. [23] - جامع أحادیث الشّیعه: ج 1، ص 171، ح 234، بحار: ج 65، ص 167، ح 24. [24] - وسائل الشّیعه: ج 14، ص 502، ح 19693. [25] - وسائل الشّیعه: ج 16، ص 63، ح 20990. [26] - أمالى شیخ صدوق: ص 233، ح 17.[1] - بحارالأنوار: ج 4، ص 97، ح 3. [2] - مستدرك الوسائل: ج 6، ص 49، ح 6. [3] - أمالى شیخ طوسى: ص 82، مستدرك الوسائل: ج 6، ص 188، ح 1. [4] - وسائل الشّیعه: ج 6، ص 497، ح 6533. [5] - اصول كافى: ج 2، ص 160، ح 4، وسائل الشّیعه: ج 16، ص 372، ح 6. [6] - إعلام الورى: ج 2، ص 70، بصائرالدّرجات: جزء 8، ص 308، ح 5. [7] - بحارالأنوار: ج 75، ص 334، ح 1، مستدرك الوسائل: ج 9، ص 37، ح 10138. [8] - مستدرك الوسائل: ج 9، ص 16، ح 10073 [9] - وسائل الشّیعه: ج 3، ص 91، ح 22040. [10] - من لا یحضره الفقیه: ج 1، ص 115، ح 541، وسائل الشیعه: ج 3، ص 227، ح 3479. [11] - وسائل الشّیعه: ج 20، ص 283، ح 25636. [12] - عیون أخبارالرّضا(علیه السلام): ج 1، ص 292، ح 44. [13] - الكافى: ج 5، ص 260، ح 5. [14] - عیون أخبارالرّضا(علیه السلام): ج 1، ص 299، ح 57.

 




[ چهارشنبه 4 شهریور 1394 ] [ 09:00 ] [ خادمین هیئت ]
در روز پنجشنبه سال 148 ه‌ امام رضا علیه السلام در مدینه طیبه به دنیا آمد. 
(اعلام الوری: ج 20، ص 40. جلاء العیون: ص 544. فیض العلام: ص 90. بحار الانوار: ج 49، ص 10)
در ولادت آن حضرت 11 ذی الحجه و 11 ربیع الاول نیز ذكر شده است. 
(فیض العلام: ص 119. بحار الانوار: ج 49، ص 304)
پدر آن حضرت موسی بن جعفر علیه السلام، و مادرشان ام البنین نجمه سلام الله علیها
(اعلام الوری: ج 2، ص 40. بحار الانوار: ج 49، ص 10. ارشاد: ج 2، ص 246) 
است. نام مباركشان علی است، و كنیه آن حضرت ابوالحسن است، و كنیه خاصشان ابوعلی است. 
(بحار الانوار: ج 49، ص 10)
القاب حضرت سراج الله، نور الهدی، قرة عین المؤمنین، مكیدة الملحدین، كفو الملك، كافی الخلق، رب السریر، رئاب التدبیر (به معنای مصلح)، فاضل، صابر، وفی، صدیق، رضی. 
(بحار الانوار: ج 49، ص 10)
هنگامی كه آن حضرت به دنیا آمد پدرشان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام دستور دادند فرزندشان را بیاورند. 
آن حضرت را در پارچه سفیدی پیچیده و به خدمت پدر بردند. آن حضرت در گوش راست حضرت رضا علیه السلام اذان و در گوش چپ آن حضرت اقامه فرمود، و آب فرات به كام مبارك آن حضرت ریخت و سپس او را به مادر مكرمه‌اش نجمه سلام الله علیها برگردانیدند. 
(بحار الانوار: ج 49، ص 9)



[ سه شنبه 3 شهریور 1394 ] [ 10:25 ] [ خادمین هیئت ]
همیشه از حرمت بوی سیب می آید

صدای بال ملائک، عجیب می آید!

سلام! ضامن آهو، دل شکسته ی من -

به پای بوس نگاهت، غریب می آید

نگاه زخمیِ تو تا بقیع بارانی ست

مگر ز سمت مدینه، طبیب می آید؟!

به پای در دلتان ای غریبه ی تنها

علی ز سمت نجف عنقریب می آید

طلای گنبد تو وعده گاه کفترهاست

کبوتر دل من، بی شکیب می آید

برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد

چرا که ناله ی «امّن یُجیب» می آید

چشم در تاثیر زیبایی از ابرو كمترست

مستی ابروی یار از گیسوی او كمترست

اصل زیبایی ست این كه پلك در بالای چشم -

شك كند در صحن، از امثال جارو كمترست

یا به وقت بیخودی زائر به دور مرقدت

حس كند كه از خودش هشتاد كیلو كمترست

بارها در تنگ آغوش ضریحت دیده ام -

فاصله بین من و روح من از مو كمترست

با حساب دنیوی در این حرم سر خم نكن

چون بهای چار زانو از دو زانو كمترست

بس كه با نیّت نخوردی زود باور می كنی

آب سقاخانه از یك مشت دارو كمترست

از خودت بگذر به ترفندی كه در این بارگاه

عارف بالله هم گاهی از آهو كمترست

شاعر: مهدی رحیمی


آمدم ای شاه، پناهم بده

خط امانی ز گناهم بده

ای حَرمَت ملجأ درماندگان

دور مران از در و راهم بده

ای گل بی خار گلستان عشق

قرب مکانی چو گیاهم بده

لایق وصل تو که من نیستم

اِذن، به یک لحظه نگاهم بده

ای که حَریمت به مَثَل کهرباست

شوق و سبک خیزی کاهم بده

تا که ز عشق تو گدازم چو شمع

گرمی جان سوز به آهم بده

لشگر شیطان به کمین من ست

بی کسم ای، شاه پناهم بده

از صف مژگان نگهی کن به من

با نظری، یار و سپاهم بده

در شب اول که به قبرم نهند

نور بدان شام سیاهم بده

ای که عطا بخش همه عالمی

جمله ی حاجات مرا هم بده
شاعر: حبیب الله چایچیان


كسی به مُلك دلم حكم رهبری دارد

كه حُسن سروری و بنده پروری دارد

ز كودكی به تو عاشق شدم كه معروف ست:

زخرد سالی اگر، مرد جوهری دارد

نه من! كه هر كه تو را دید، از لطافت حُسن

بر آستان كریمانه ات سری دارد

توئی كه بارگهت از جهات گوناگون

ز باغ جنت و فردوس برتری دارد

هر آن كه اسم مرا با تو برد، باخود گفت:

فلان گدا چه نكو یار و دلبری دارد

بهشت با همه ی وسعتش به رسم ادب

به صحن كوچكت از آسمان دری دارد

دلی چو نام تو را برد، گونه ای ترشد

"حسین" در دل خود كیمیاگری دارد

برای آینه های ضریح تو، خورشید

هزار شمع به دستان هر پری دارد

پراز جلال و شكوه ست بارگاه حسین

ولی امام رضا لطف دیگری دارد

 شاعر: علی شاه نظری




[ سه شنبه 3 شهریور 1394 ] [ 02:00 ] [ خادمین هیئت ]
 1 - نامه حضرت مسلم به امام حسین علیه السلام 
در این روز از سال 60 هجری حضرت مسلم علیه السلام 27 روز قبل از شهادتش نامه‌ای برای امام حسین علیه السلام‌نوشت و به آن حضرت خبر داد كه 18000 نفر با او بیعت كرده‌اند. 
(نفس المهموم: ص 84. وقایع المشهور: ص 213)



[ یکشنبه 1 شهریور 1394 ] [ 10:06 ] [ خادمین هیئت ]

خاتون شهر آینه هایی بزرگوار

زهرای شهر یثرب مایی بزرگوار

چشم مَلک ندیده دمی سایه ی تو را

بانک اشعار اهل بیت (ع)

ناموس بارگاه خدایی بزرگوار

این قوم را به راه حقیقت کشانده ای

موسای بی عباو عصایی بزرگوار

بر شانه های باد، جحاز تو حمل شد

فرمانروای مُلک صبایی بزرگوار

گم کرده ایم کعبه ی حاجات و آمدیم

نزد شما که قبله نمایی بزرگوار

من گریه می کنم که نگاهی کنی مرا

آری همیشه عقده گشایی بزرگوار

باران رحمت ازلی سهم مان شده

بی شک دلیل فیض، شمایی بزرگوار

بانوی مهربان کدامین قبیله ای؟

امشب بگو که اهل کجایی بزرگوار

خُلقت شبیه پیر کریم عشیره است

الحق ز نسل شیر خدایی بزرگوار

فهمیدم از شلوغی صحن و سرایتان

هر لحظه مأمن فقرایی بزرگوار

فرقی نمی کند چقدر نذر می کنند!؟

باب المراد شاه و گدایی بزرگوار

اینجا مریض ها همگی خضر می شوند

سر چشمه ی حیات و بقایی بزرگوار

از لحن گریه کردن زوّار واضح است

در قم، بقیع اهل بکایی بزرگوار

یادت نمی رود چه قراری گذاشتیم؟

محشر دم بهشت بیایی بزرگوار

 

شاعر: وحید قاسمی




[ شنبه 24 مرداد 1394 ] [ 20:18 ] [ خادمین هیئت ]

حضرت معصومه علیها السلام در اول سال ۱۷۳ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود.1

پدرش امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و مادرش حضرت نجمه بود که به علت پاکی و طهارت نفس به او طاهره می گفتند.حضرت معصومه در ۲۸ سالگی و در روز دوازدهم ربیع الثانی سال ۲۰۱ هجری قمری در قم به شهادت رسید که امروز بارگاه ملکوتی و مرقد مطهرش همچون خورشیدی در قلب شهرستان قم می درخشد و همواره فیض بخش و نورافشان دلها و جانهای تشنه معارف حقانی است.
آن حضرت در واقع بتول دوم و جلوه ای از وجود حضرت زهرا سلام الله علیها بود.در طهارت نفس امتیازی خاص و بسیار والاداشت که امام هشتم برادر تنی آن حضرت او را (که نامش فاطمه بود) معصومه خواند.فرمود: «من زار المعصومة بقم کمن زارنی» : (کسی که حضرت معصومه علیها سلام را در قم زیارت کند مانند آن است که مرا زیارت کرده است).
مقام علم و عرفان او در مرحله ای است که در فرازی از زیارتنامه غیر معروف او چنین می خوانیم: «السلام علیک یا فاطمه بنت موسی بن جعفر و حجته و امینه» ‍:  (سلام بر تو ای فاطمه دختر موسی بن جعفر و حجت و امین از جانب موسی بن جعفر).و باز می خوانیم: «السلام علیک ایتها الطاهرة الحمیدة البرة الرشیدة التقیة الرضیة المرضیة»: (سلام بر تو ای بانو پسندیده نیک سرشت، ای بانوی رشد یافته، پاک طینت، پاک روش، شایسته و پسندیده).بدین لحاظ و مقامات عالی معنوی آن بانوست که حضرت رضا علیه السلام در فرازی از زیارتنامه معروفش به ما آموخته که در کنار مرقدش خطاب به او بگوییم: «یا فاطمه اشفعی لی فی الجنة فان لک عندالله شانا من الشان».

(ای فاطمه! در بهشت از من شفاعت کن چرا که تو در پیشگاه خداوند دارای مقامی بس ارجمند و والا هستی).امام صادق علیه السلام سالها قبل از ولادت حضرت معصومه علیها سلام  در توصیف قم سخن گفته و آن مکان را حرم خاندان رسالت خوانده بود. آنگاه فرمود: به زودی بانویی از فرزندانم به سوی آن کوچ کند که نامش فاطمه دختر موسی بن جعفر است و با شفاعت او همه شیعیانم وارد بهشت می شوند.

 
خاندان عصمت پیامبر در انتظار آن بودند که این دختر ممتاز چشم به این جهان بگشاید تا قلب و روی آنان را به دیدار خود روشن و منور گرداند. آغاز ماه ذیقعده برای حضرت رضا علیه السلام و دودمان نبوت و آل علی علیه السلام پیام آور شادی مخصوص و پایان بخش انتظاری عمیق و شور آفرین بود زیرا حضرت نجمه فرزندی جز حضرت رضا علیه السلام نداشت و مدتها پس از حضرت رضا نیز دارای فرزندی نشده بود.

از آنجا که سال ولادت حضرت رضا علیه السلام یعنی سال ۱۴۸ هجری قمری و سال ولادت حضرت معصومه علیها سلام سال ۱۷۳ و بین این دو ولادت بیست و پنج سال فاصله بود و از طرفی امام صادق علیه السلام ولادت چنان دختری را مژده داده بود، از این رو خاندان پیامبر بیصبرانه در انتظار طلوع خورشید وجود حضرت معصومه علیها سلام بودند.

هنگامی که وی چشم به جهان گشود براستی که آنروز برای اهل بیت عصمت بخصوص امام هشتم و حضرت نجمه سلام الله علیه روز شادی و سرور وصف ناپذیر و از ایام الله بود زیرا اختری از آسمان ولایت و امامت طلوع کرده بود که قلبها را جلا و شفا می داد و چشمها را روشن می کرد و به کانون مقدس اهل بیت علیهم السلام گرمی و صفا می بخشید

این سوال که پیامبر اسلام با آنکه چند فرزند دختر داشت چرا حضرت زهرا را بیشتر دوست می داشت و به او بیشتر اعتبار می داد. سوالی است که درباره حضرت معصومه علیها سلام نیز صادق است که چرا حضرت موسی بن جعفر علیه السلام با داشتن دختران بسیار به حضرت معصومه علیها سلام توجه می کرد و در میان آنها این دختر به آن همه مقامات نایل شد. پاسخش این است که در آیات قرآن و گفتار پیامبر و امامان به طور مکرر معیار, داشتن علم، تقوا و جهاد و سایر ارزشهای والای انسانی است
براستی که حضرت معصومه علیها سلام همچون جده اش حضرت زهرا سلام الله علیه در معیارهای ارزشی اسلام یکه تاز عرصه ها و در علم و کمالات و قداست گوی سبقت را از دیگران ربوده بود. وی تافته ای ملکوتی و جدا بافته و ساختار وجودی او از دیگران ممتاز بود.همان گونه که پیامبر (ص) در شان حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود:‌ «فداها ابوها» : (پدرش به فدایش باد)، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نیز در شان حضرت معصومه علیها سلام فرمود: «فداها ابوها»حضرت معصومه علیها سلام همنام حضرت فاطمه زهراست دراین نام رازها نهفته است. یکی از رازها این بود که در علم و عمل از رقبای خود پیشی گرفته و دیگر این که از ورود شیعیان به آتش دوزخ جلوگیری می نماید.

همچنین از نظر کمالات علمی و عملی بی نظیر است دیگر این که گرچه مرقد مطهرش آشکار است و همانند مرقد مطهر حضرت زهرا سلام الله علیها مخفی نیست ولی مطابق مکاشفه ای که برای بعضی از اولیای خدا روى داده امام باقر یا  امام  صادق علیهم السلام فرمودند: «کسی که مرقد حضرت معصومه علیها سلام را زیارت کند به همان مقصودی نایل خواهد شد که از زیارت قبر حضرت زهرا سلام الله علیها نایل می شود. از دیگر مشابهت های حضرت معصومه علیها سلام به حضرت زهرا فداکاری ایشان در راه اثبات ولایت بود زیرا حضرت معصومه علیها سلام نیز آن چنان تلاش کرد که جان خود را فدا نمود و به شهادت رسید.

یعنی حضرت معصومه علیها سلام نیز با کاروانی از حجاز به سوی خراسان برای دیدار چهره عظیم ولایتمداران عصر یعنی برادرش حضرت رضا علیه السلام حرکت کرده تا یار و یاور او باشد ولی در مسیر هنگامی که به سرزمین ساوه رسید دشمنان خاندان نبوت در یک جنگ نابرابر بستگان و برادرش را به شهادت رساندند و با ریختن زهر در غذایش او را مسموم ساختند که بیمار شد و به قم آمد و پس از شانزده روز سکونت در قم به شهادت رسید

 
همان گونه که حضرت زهرا سلام الله علیها با استدلالهای متین و استوار، حقانیت ولایت حضرت علی علیه السلام را تبیین می کرد، حضرت معصومه علیها سلام نیز چنین بود. روایاتی که از آن حضرت نقل شده غالباً درباره امامت و ولایت علی علیه السلام است که با اثبات ولایت او ولایت امـامـان معصوم نیز ثابت می شود.

برای نمونه حضرت معصومه با چند واسطه از حضرت زهرا نقل می کنند که فرمود: پیامبر در شب معراج به بهشت رفت و بر روی پرده ای در قصر بهشت دید که چنین نوشته شده: «لااله الا الله محمدا رسوله علی ولی القوم» : (معبودی جز خدای یکتا و بی همتا نیست محمد رسول خدا و علی ولی و رهبر مردم است) و بر روی پرده درگاه قصر دیگری نوشته شده است: «شیعت علی هم الفائزون» (شیعیان علی رستگارند).نیز با چند واسطه از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمود:‌«الا من مات علی حب آل محمد مات شهیدا»: آگاه باشید! کسی که با حب آل محمد از دنیا برود شهید از دنیا رفته است).

یکی از روایات او که با چند واسطه به حضرت زهرا سلام الله علیها می رسد این است که:‌حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: آیا سخن رسول خدا را فراموش کرده اید که در روز عید غدیر خم فرمود: هر کس من مولا و رهبر اویم علی هم مولا و رهبر او است و نیز به علی فرمود:‌ نسبت تو به من همانند نسبت هارون برادر موسی به موسی (ع) است.به این ترتیب می بینیم حضرت معصومه علیها سلام عالمه محدثه آل طه بود و قدم به جای پای حضرت زهرا سلام الله علیها گذاشت و همچون او در عرصه  جهاد و تلاش برای اثبات حق کوشید تا جایی که جانش را فدای ولایت نمود و شهد شهادت نوشید.

چند حدیث منقول از حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

حدثنى فَاطِمَةُ وَ زَیْنَبُ وَ أمَّ کُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَى بْنِ جَعْفَر قُلْنَ:… عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّه عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ وَ رَضِىَ عَنْهَا قَالَتْ : «أنَسِیتُمْ قَوْلَ رَسُولِ اللّه صلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّم یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ، مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْزِ لَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسى؟!»

فاطمه معصومه (س) این روایت را از دختر امام صادق(ع) نقل مى کند که سلسله سندش در نهایت به فاطمه زهرا(س) مى رسد.فاطمه زهرا(س)، دختر بزرگوار رسول اکرم (ص) فرمود: « آیا فرمایش رسول خدا(ص) را در روز غدیر خم فراموش کرده اید که فرمود: هر کس من مولاى اویم، على مولاى اوست، و (آیافراموش کرده اید) دیگر فرمایش آن حضرت را که فرمود: تو براى من همانند هارون براى موسى هستى؟!»


… عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ موسَى بْن جَعْفَر (ع)… عَنْ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّه عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ ، قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ : «ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ ماتَ شَهِیداً.

فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روایتى نقل مى کند که سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا(س)مى رسد که آن حضرت مى فرماید: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: «آگاه باشید! هرکس با محبّت آل محمّد بمیرد، شهید از دنیا رفته است.»

1:بحارالانوار ج 48.ص288 -303




[ شنبه 24 مرداد 1394 ] [ 12:21 ] [ خادمین هیئت ]
امام جعفر صادق(ع) :بار خدایا! من این جان ها و این پیكرها را به تو مى سپارم تا در آن روز تشنگى از حوض «كوثر» سیرابشان كنى. امام جعفر صادق(ع) در مناجات خود بعد از نماز ـ گفت: اى كسى كه ما را به كرامت خود ویژه گردانیدى و به ما وعده شفاعت [نمودن] دادى... من و برادران من و زائران قبر پدرم حسین بن على(ع)، را بیامرز... بار خدایا! دشمنان ما از رفتن اینان به زیارت خرده گرفتند، اما این خرده گیری ها، على رغم میل دشمنان، آنان را از برخاستن و آمدن سوى ما باز نداشت. پس، این چهره هاى آفتاب سوخته را و این گونه هایى را كه بر قبر پدرم ابى عبد اللّه [حسین ]به خاك مالیده مى شود و این چشمهایى را كه از سر دلسوزى براى ما اشكهایشان سرازیر مى گردد و این دلهایى را كه در غم مصیبت ما بیتاب و سوزان است و این ناله و شیون هایى را كه براى ما مى شود، مشمول رحمت خویش بفرما. بار خدایا! من این جانها و این پیكرها را به تو مى سپارم تا در آن روز تشنگى از حوض [كوثر ]سیرابشان كنى.

متن حدیث: الإمامُ الصّادقُ(ع) فی مُناجاتِهِ بَعدَ صَلاتِه : یا مَن خَصَّنا بِالكَرامَةِ ، و وَعَدَنا الشَّفاعَةَ ··· اِغفرْ لی و لإِخوانی و زُوّارِ قَبرِ أبِیَ الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ صَلَواتُ اللّه ِ عَلَیهِما ··· اَللّهُمَّ ، إنَّ أعداءَنا عابُوا عَلَیهِم خُروجَهُم فَلَم یَنهَهُم ذلكَ عَنِ النُّهوضِ و الشُّخوصِ إلَینا خِلافا عَلَیهِم ، فَارحَمْ تِلكَ الوُجوهَ الّتی غَیَّرَتها الشَّمسُ ، وَ ارحَمْ تِلكَ الخُدودَ الّتی تَقَلَّبُ عَلى قَبرِ أبی عَبدِ اللّه ِ علیه السلام ، وَ ارحَمْ تِلكَ الأعیُنَ الّتی جَرَت دُموعُها رَحمَةً لَنا ، وَ ارحَمْ تِلكَ القُلوبَ الّتی جَزِعَت وَ احتَرَقَت لَنا ، وَ ارحَمْ تِلكَ الصَّرخَةَ الّتی كانَت لَنا . اَللّهُمَّ إنّی أستَودِعُكَ تِلكَ الأنفُسَ و تِلكَ الأبدانَ حَتّى تَروِیَهُم مِنَ الحَوضِ یَومَ العَطَشِ.(1)


پی نوشت ها: 1_(بحارالانوار، جلد30،صفحه 8)





[ سه شنبه 20 مرداد 1394 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]
دیده ی اهل و عیالش ز غمش دریا بود
 
که دگر موقع پرپر زدن مولا بود

 گوشه ی بستر خود یاد گذشته می کرد

 چه قدر روضه دم رفتن او بر پا بود

 خانه و آتش و دود و دو دست بسته

 این همه خاطره ارث علی و زهرا بود

 اشک می ریخت وَ از غربت حیدر می سوخت 

از غم میخ در و پهلوی مادر می سوخت

 یاد می کرد از آن لحظه که جان بر لب بود 

پا برهنه دل شب پشت سر مرکب بود

طاقتش طاق شد و بال و پرش می لرزید

 تا که می خورد زمین دشمن او می خندید

 لحظه لحظه که دگر وقت جدایی می شد

 رنگ و بوی سخنش کرببلایی می شد 

آه از آن روز که جان از تن خواهر می رفت

 سنگ ها بال زنان سوی برادر می رفت

 آسمانها و زمین داشت به هم می پیچید

 سمت گودال کسی دست به خنجر می رفت

 ساعتی بعد که آتش به حرم بر پا شد

 همه سرها به روی نیزه ی لشکر می رفت 

خیمه تاراج شد و هر طرفی دست به دست 

داد و بیداد که گهواره ی اصغر می رفت



[ دوشنبه 19 مرداد 1394 ] [ 14:00 ] [ خادمین هیئت ]
یه مدینه، یه بقیعه، یه امامه ولی حرم نداره 
سینه زنها، کسی نیست تا، روی قبرش یه دونه شمع بذاره 
غریب آقام ( 3) آقام امام صادق
***** 
دل بیتاب، دیگه شد آب، که تو آفتاب نه سایبونی داره
نه یه خادم، نه یه زائر، نه کنارش یه روضه خونی داره 
غریب آقام (3) آقام امام صادق 
***** 
فدا اشکت، فدا آهت، فدا قبرت آقا فدای صبرت 
یعنی می شه، بیاد اون روز، که ببینم می ریزم آب رو قبرت 
غریب آقام ( 3) آقام امام صادق 
***** 
مرد خسته، دل شکسته، دست بسته شبیه جدش حیدر 
می برندش، نیمه ی شب، به زیر لب میگه مادر مادر 
غریب آقام ( 3) آقام امام صادق 
***** 
دل مضطر، آتیش در، اشک دختر دوباره تو مدینه
زنده کرده، یاد مادر، یاد بابا یاد شکسته سینه 
غریب آقام ( 3) آقام امام صادق
*****



[ دوشنبه 19 مرداد 1394 ] [ 13:10 ] [ خادمین هیئت ]
حضرت صادق مگر فرزند پیغمبر نبود

یا مگر ریحانه ی صدیقه ی اطهر نبود


با چه تقصیر و گنه بر خانه اش آتش زدند

اجر نشر دانش او شعله ی آذر نبود

اجر و پاداش رسول و عترت مظلوم او 

در دل شب حمله بر باب اله اکبر نبود 

نیمه شب کز خانه می بردند صاحب خانه را 

بر روی دوشش عبا عمامه اش بر سر نبود 

از برای بردن مولا کس از ابن ربیع

سنگدل تر، بی حیاتر، بلکه ظالم تر نبود 

او پیاده می دوید و این به اسب خود سوار

گوئیا در سینه ی تنگش نفس دیگر نبود 

دیدن بابا در آن حالت پسر را می کشد

خوب شد همراه بابا موسی جعفر نبود 

از شرار زهر مثل شمع سوزان آب شد 

غیر تصویری بجا ز آن نازنین پیکر نبود 

پاره پاره قلبش از انگور زهر آلوده شد

از بنی العباس جز این شیعه را باور نبود 

بعد عمری سوختن بر قلب او 

آتش زدند این ستم باله روا بر آل پیغمبر نبود

« میثم » دآن روزی که شد آن پیکر پاکیزه دفن 

محشر شهر مدینه کمتر از محشر نبود



[ دوشنبه 19 مرداد 1394 ] [ 13:00 ] [ خادمین هیئت ]
یابن الحسن به مجمع اهل نظر ببین

وز مرحمت به جانب ما یک نظر ببین


از درد انتظار تو جانها به لب رسید

در اجتماع منتظِر ای منتظَر ببین

در بزم ما که مجلس ترحیم جد توست

صاحب عزا بیا و به ما بیشتر ببین 

در سینه های سوخته طوفان غم نگر 

بر چهره های غمزده اشک بصر ببین

روز شهادت صادق آل علی بود

اندر مدینه بگذر و حال پدر ببین 

از تاب درد ، تاب و توان رفته از کفش 

وز سوز زهر ، جان و تنش پر شرر ببین

منصور را ز ماتم او شادمان نگر 

پور ورا ز داغ پدر خونجگر ببین 

یا صادق الائمه ز شور و عزای خویش 

در عالم تشیع شوری دگر ببین 

رفتی چو در بهشت به دیدار مادرت

او را ز داغ خویش خمیده کمر ببین

گفتی که او شهید شد از ضربت غلاف 

اینک به دست و بازوی او این اثر ببین

از دوری بقیع « مؤید » فسرده است

ای مهربان پدر تو به حال پسر ببین




[ دوشنبه 19 مرداد 1394 ] [ 12:45 ] [ خادمین هیئت ]

اگرقیام حسین(ع)قیام اکبر بود قیام علمی توخودقیام دیگر بود

هیئت بیت العباس علیه السلام

شهادت مظلومانه حضرت مولا امام صادق علیه السلام

ظهر شهادت

زمان برگزاری :سه شنبه94/05/20 ساعت: 11:00 صبح

محل برگزاری:تهران.راآهن ،جوادیه،خیابان قالیشویی،بنبست چهارم ،حسینیه بیت العباس (علیه السلام)






[ دوشنبه 19 مرداد 1394 ] [ 12:41 ] [ خادمین هیئت ]

نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفایده)
كنیه: ابو عبداللّه
لقب: صادق
نام پدر: حضرت محمد بن على (ع)
نام مادر: مادرایشان ام فروه دختره قاسم بن محمدبن ابی بکر نبوده که در....

اینجا برای شما توضیح دادیم كلیلك كنید

 
تاریخ ولادت: یكشنبه 17 ربیع الاول ، سال 83 هجرى
مكان ولادت: مدینه
مدت عمر : 65 سال
علت شهادت: مسمومیت
قاتل : منصور دوانیقى (خلیفه عباسى (
زمان شهادت: یكشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى
مدفن مطهر: قبرستان بقیع ( مدینه)

زندگی امام جعفر صادق (ع)
امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الاول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدینه دیده به جهان گشود. اما بنا به گفته شیخ مفید و كلینى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. لكن ابن طلحه روایت نخست را صحیح ‏تر مى‏داند و ابن خشاب نیز در این باره گوید: چنان كه ذراع براى ما نقل كرده، روایت نخست، سال 80 هجرى، صحیح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روایتى نیمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با این حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 یا 65 سال گفت كه از این مقدار 12 سال و چند روزى و یا 15 سال با جدش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و 19 سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زیسته است كه همین مدت، دوران خلافت وامامت آن حضرت بشمار مى‏آیدو نیز بقیه مدتى است كه سلطنت هشام بن عبد الملك، و خلافت ولید بن یزید بن عبد الملك ویزید بن ولید عبد الملك،ملقب به ناقص،ابراهیم بن ولیدو مروان بن محمد ادامه داشته است.

فضایل امام جعفر صادق (ع)
مناقب آن حضرت بسیار است كه به اقتصار از آنها یاد مى‏كنیم.فضایل امام صادق(ع) بیش از آن است كه بتوان ذكر كرد. جمله ای از مالك بن انس امام مشهور اهل سنت است كه: «بهتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نكرده است.» از ابوحنیفه نیز این جمله مشهور است كه گفت: «ما رأیت افقه من جعفر بن محمد» یعنی: «از جعفر بن محمد، فقیه تر ندیدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنویم ضریس می گوید: امام صادق در این آیة شریفة: كل شیء هالك الا وجهه، یعنی: «هر چیز فانی است جز وجه خدای متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذی یوتی الله منهم» یعنی «ماییم آیینه ای كه خداوندازآن آیینه شناخته می شود.» بنابراین امام صادق (ع) فرموده است او آیینه ذات حق تعالی است.
شیخ مفید در ارشاد مى‏نویسد: علومى كه از آن حضرت نقل كرده‏ اند به اندازه ‏اى است كه ره توشه كاروانیان شد و نامش در همه جا انتشار یافت. دانشمندان در بین ائمه (ع) بیشترین نقل ها را از امام صادق(ع) روایت كرده ‏اند. هیچ یك از اهل آثار و راویان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره برده ‏اند از دیگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راویان موثق آن حضرت را جمع كرده ‏اند كه شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقیده و گفتار، به چهار هزار نفر مى‏رسد.
بیشترین حجم روایات،احادیثی است كه ازامام صادق(ع)نقل شده است، اهمیت معارف منقول ازجعفر بن محمد (ص) به میزانی است كه شیعه به ایشان منسوب شده است: “شیعه جعفری”. كمتر مسئله دینی (اْعم از اعتقادی، اخلاقی و فقهی) بدون رجوع به قول امام صادق(ع)قابل حل است. كثرت روایات منقول از امام صادق (ع) به دو دلیل است:
یكی اینكه از دیگر ائمه عمر بیشتری نصیب ایشان شد و ایشان با شصت و پنج سال عمر شیخ الائمه محسوب می شود (148 – 83 هجری) ، و دیگری كه به مراتب مهمتر از اولی است، شرائط زمانی خاص حیات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امویان، انتقال قدرت از امویان به عباسیان و آغاز خلافت عباسیان است. امام با حسن استفاده از این فترت و ضعف قدرت سیاسی به بسط و اشاعه معارف دینی همت می گمارد. گسترش زائد الوصف سرزمین اسلامی و مواجهه اسلام و تشیع با افكار، ادیان، مذاهب و عقاید گوناگون اقتضای جهادی فرهنگی داشت و امام صادق (ع) به بهترین وجهی به تبیین، تقویت و تعمیق “هویت مذهبی تشیع” پرداخت. از عصر جعفری است كه شیعه در عرصه های گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسیر و… صاحب هویت مستقل می شود. عظمت علمی امام صادق (ع) در حدی است كه ائمه مذاهب دیگر اسلامی از قبیل ابوحنیفه و مالك خود را نیازمند به استفاده از جلسه درس او می یابند. مناظرات عالمانه او با ارباب دیگر ادیان و عقاید نشانی از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهمیت این جهاد فرهنگی امام صادق (ع) كمتر از قیام خونین سید الشهداء (ع) نیست.

امام وفقه اسلامی:
فقه شیعه امامیه كه به فقه جعفری مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زیرا قسمت عمده احكام فقه اسلامی بر طبق مذهب شیعه امامیه از آن حضرت است و آن اندازه كه از آن حضرت نقل شده است از هیچ یك از (ائمه) اهل بیت علیهم السلام نقل نگردیده است. اصحاب حدیث اسامی راویان ثقه كه از او روایت كرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.
درنیمه اول قرن دوم هجری فقهای طراز اولی مانند ابوحنیفه و امام مالك بن انس و اوزاعی و محدثان بزرگی مانند سفیان شوری و شعبه بن الحجاج وسلیمان بن مهران اعمش ظهور كردند. در این دوره است كه فقه اسلامی به معنی امروزی آن تولدیافته و روبه رشد نهاده است. و نیز آن دوره عصر شكوفایی حدیث و ظهور مسائل و مباحث كلامی مهم در بصره و كوفه بوده است.
حضرت صادق (ع) در این دوره در محیط مدینه كه محل ظهور تابعین ومحدثان و راویان و فقهای بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعیان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ی آن عصر بودند بلكه او تنها از یك طریق كه اعلاء و اوثق طرق بود نقل می كردو آن همان از طریق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علی بن الحسین (ع) و او از پدرش حسین بن علی (ع) و او از پدرش علی بن ابیطالب(ع)واوهم ازحضرت رسول(ص)بود و این ائمه بزرگوار در مواردی كه روایتی از آباء طاهرین خود نداشته باشند خود منبع فیاض مستقیم احكام الهی هستند

آثار امام صادق (ع(:
غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، كتابت مستقیم خود ایشان نیست و غالبا املای امام (ع) یا بازنوشت بعدی مجالس ایشان است. بعضی از آثار نیز منصوب است و قطعی الصدور نیست.
-1 از آثار مكتوب امام صادق (ع)رساله به عبدالله نجاشی(غیرازنجاشی رجالی) است. نجاشی صاحب رجال معتقد است كه تنها تصنیفی كه امام به دست خود نوشته اند همین اثر است.
-2رساله ای كه شیخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روایت كرده است شامل مباحث فقه و كلام .
3-كتاب معروف به توحید مفضل، در مباحث خداشناسی و رد دهریه كه املاء امام (ع) و كتاب مفضل بن عمر جعفی است.
-4 كتاب الاهلیلجه كه آن نیز روایت مفضل بن عمر است و همانند توحید مفضل در خداشناسی و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.
-5 مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه كه منسوب به امام صادق (ع) و بعضی از محققان شیعه از جمله مجلسی،‌ صاحب وسایل )حرعاملی) و صاحب ریاض العلما، صدور آن را از ناحیه حضرت رد كرده اند.
-6 رساله ای از امام(ع)خطاب به اصحاب كه كلینی دراول روضه كافی به سندش از اسماعیل بن جابر ابی عبدالله نقل كرده است.
-7 رساله ای در باب غنائم و وجوب خمس كه در تحف العقول مندرج است.
-8 بعضی رسائل كه جابربن حیان كوفی از امام (ع) نقل كرده است.
-9كلمات القصار كه بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند كه تماما در تحف العقول آمده است.
-10 چندین فقره از وصایای حضرت خطاب به فرزندش امام موسی كاظم (ع) سفیان شوری،‌ عبدالله بن جندب، ابی جعفر نعمان احول، عنوان بصری،‌ كه در حلیه الاولیاء و تحف العقول ثبت گردیده اس

ولادت امام و نامگذاری :
امام جعفر صادق، امام ششم شیعیان، در هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه متولد گردید. كنیه ایشان ابو عبدالله و لقبشان صادق می باشد. پدر ارجمندشان امام باقر(ع) است. رسول خدا سالها قبل ولادت آن حضرت را خبر داده و فرموده بود نام او را صادق بگذارید، زیرا از فرزندان او كسی است كه همنام اوست، اما دروغ می گوید «جعفر كذّاب».

دوران قبل از امامت :
در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیتهای پدر خویش در نشر معارف دینی و تربیت شاگردان وفا دار و با بصیرت بود. امام باقر(ع) در مناسبتهای مختلف به امامت و ولایت فرزندش جعفر صادق (ع)تصریح فرموده و شیعیان را پس از خودش به پیروی از او فرا می خواند. لذا احادیث، زیادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق(ع) نقل شده است.
امام صادق(ع) در سال 114 هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن 31 سالگی به امامت رسید. دوران امامتش مصادف بود با اواخر حكومت امویان كه در سال 132 به عمر آن پایان داده شد و اوایل حكومت عباسیان.

اوضاع جامعه در آغاز امامت حضرت :
در آغاز امامت حضرت افرادی از شیعیان و حتی بستگان حضرت حاضر به قبول امامت ایشان نبودند، لذا حضرت از راههای گوناگونی كوشیدند آنها را به قبول راه صحیح وادار سازند و دراین زمینه به اذن خداوند معجزاتی نیز انجام دادند.
دوران امام جعفر صادق در میان دیگر دورانهای ائمه اطهار، دورانی منحصر به فرد بود و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در زمان هیچ یك از امامان وجود نداشته است و این به دلیل ضعف بنی امیه و قدرت گرفتن بنی عباس بود.
این دو سلسله مدتها در حال مبارزه با یكدیگر بودند كه این مبارزه در سال 129 هجری وارد مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید.
این كشمكش ها و مشكلات سبب شد كه توجه بنی امیه و بنی عباس كمتر به امامان وفعالیتشان باشد،ازاین رواین دوران، دوران آرامش نسبی امام صادق(ع)و شیعیان وفرصت بسیارخوبی برای فعالیت علمی وفرهنگی آنان به شمارمیرفت

جنبش فرهنگی در دوران امامت حضرت :
عصر آن حضرت همچنین عصر جنبش فرهنگی و فكری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا(ص) دیگر چنین فرصتی پیش نیامده بود تا معارف اصیل اسلامی ترویج گردد، بخصوص كه قانون منع حدیث و فشار حُكّام اموی باعث تشدید این وضع شده بود. لذا خلأ بزرگی در جامعه آنروز كه تشنة هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می خورد.
امام صادق(ع) با توجه به فرصت مناسب سیاسی و نیاز شدید جامعه، دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش را گرفت و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلف علمی و نقلی شاگردان بزرگی تربیت كرد. شاگردانی چون: هشام بن حكم، مفضل بن عمر كوفی جعفی، محمد بن مسلم ثقفی، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، جابر بن حیان و . . . . تعداد شاگردان امام را تا چهار هزار نفر نوشته اند.
ابوحنیفه رئیس یكی از چهار فرقه اهل سنت مدتی شاگرد ایشان بود و خودش به این موضوع افتخار كرده است.
امام از فرصت های گوناگونی برای دفاع از دین و حقانیت تشیع و نشر معارف صحیح اسلام استفاده می برد. مناظرات زیادی نیز در همین موضوعات میان ایشان و سران فرقه های گوناگون انجام پذیرفت كه طی آنها با استدلال های متین و استوار، پوچی عقاید آنها و برتری اسلام ثابت می شد.
همچنین در حوزه فقه و احكام نیز توسط ایشان فعالیت زیادی صورت گرفت، به صورتی كه شاهراههای جدیدی در این بستر گشوده شد كه تاكنون نیز به راه خود ادامه داده است.
بدین ترتیب، شرایطی مناسب پیش آمد و معارف اسلامی بیش از هر وقت دیگر از طریق الهی خود منتشر گشت، به صورتی كه بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه ها از امام صادق(ع) نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری و فقه تشیع به نام فقه جعفری خوانده می شود.

 




[ دوشنبه 19 مرداد 1394 ] [ 09:43 ] [ خادمین هیئت ]

در سال 252 یا 255 ه‍ (40) حضرت ابوالقاسم عبد العظیم حسنى فرزند عبد الله بن على بن حسن بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب (علیهم السلام ) وفات یافته است (41). ایشان از مشاهیر علما و از ثقات و فضلاى محدثین است كه در زهد و ورع زبانزد خاص و عام بوده و از امام جواد و امام هادى (علیهم السلام ) روایت نقل كرده است (42). كتاب خطب امیر المؤ منین (علیه السلام ) و كتاب الیوم و اللیله از آثار آن بزرگوار است (43). جلالت و عظمت شاءن آن بزرگوار از عرضه عقایدش خدمت امام زمانش ‍ حضرت هادى (علیه السلام ) و تاءیید آن حضرت درباره آنها به وضوح پیداست .

ایشان به طور ناشناس وارد رى شد و از ترس بنى عباس در ساربانان در خانه یكى از شیعیان زندگى مى كرد(44). تا هنگام وفات كسى متوجه نشد آن بزرگوار كیست ، تا اینكه بعد از وفات خواستند آن بزرگوار را غسل دهند نوشته اى در لباس او یافتند كه نسب شریف خود را در آن نوشته بود. مرقد مطهرش در شهر رى مشهور است .

پدر آن حضرت عبد الله مشهور به «عبد الله قافه» است . «قافه» نام مكانى بود كه جناب عبد الله از طرف پدر بزرگش جناب حسن بن زید حاكم آنجا بود.

همسر حضرت عبد العظیم ، خدیجه دختر قاسم بن حسن بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب (علیهم السلام ) است (45). بعضى امامزاده قاسم شمال تهران را پدر خدیجه همسر حضرت عبد العظیم مى دانند(46).

دختر آن حضرت سلمى است كه حضرت عبد العظیم (علیه السلام ) او را به عقد محمد بن ابراهیم بن ابراهیم بن حسن بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب (علیهم السلام ) در آورده و ثمره این ازدواج سه پسر به نامهاى عبد الله و حسن و احمد بود(47).


40- مراقد المعارف : ج 2 ص 52. مستدركات علم رجال الحدیث : ج 2 ص 424 426.

41- مستدرك سفینه البحار: ج 6 ص 66. وقایع الشهور: ص 201.

42- سیل الرشاد الى اصحاب الامام الجواد (علیه السلام ): ص 157. مراقد المعارف : ج 2 ص 54.

43- سیل الرشاد الى اصحاب الامام الجواد (علیه السلام ): ص 157. مراقد المعارف : ج 2 ص 54.

44- سیل الرشاد الى اصحاب الامام الجواد (علیه السلام ): ص 157. مراقد المعارف : ج 2 ص 54.

45- ریاحین الشریعه : ج 4 ص 197.

46- ریاحین الشریعه : ج 4 ص 197، ج 5 ص 106.

47- ریاحین الشریعه : ج 4 ص 332.




[ شنبه 10 مرداد 1394 ] [ 00:52 ] [ خادمین هیئت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 38 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


روایات/احادیث/معجزات/مداحی/سخنرانی
/تصاویر/اشعار اهل بیت علیهم السلام

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

در زندگی هر یك از ما گاهی بر سر دو راهی قرار می گیریم و بعد از مشورت با دیگرانم و زدن تمامی درها اگر نتوانستیم راه خودمان را انتخاب كنیم به استخاره روی می اوریم و از خداوند طلب خیر میكنیم .

ابتدا نیت نمایید سپس روی استخاره بگیر کلیک فرمایید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوه ‎ للّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. ‎ اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین