هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران
غم حسین(علیه السلام) عین عبادت است
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون راجع به وبلاگ ما




صفحات جانبی
[ پنجشنبه 15 تیر 1391 ] [ 18:40 ] [ خادمین هیئت ]

حضرت معصومه علیها السلام در اول سال ۱۷۳ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود.

پدرش امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و مادرش حضرت نجمه بود که به علت پاکی و طهارت نفس به او طاهره می گفتند.حضرت معصومه در ۲۸ سالگی و در روز دوازدهم ربیع الثانی سال ۲۰۱ هجری قمری در قم به شهادت رسید که امروز بارگاه ملکوتی و مرقد مطهرش همچون خورشیدی در قلب شهرستان قم می درخشد و همواره فیض بخش و نورافشان دلها و جانهای تشنه معارف حقانی است.
آن حضرت در واقع بتول دوم و جلوه ای از وجود حضرت زهرا سلام الله علیها بود.در طهارت نفس امتیازی خاص و بسیار والاداشت که امام هشتم برادر تنی آن حضرت او را (که نامش فاطمه بود) معصومه خواند.فرمود: «من زار المعصومة بقم کمن زارنی» : (کسی که حضرت معصومه علیها سلام را در قم زیارت کند مانند آن است که مرا زیارت کرده است).
مقام علم و عرفان او در مرحله ای است که در فرازی از زیارتنامه غیر معروف او چنین می خوانیم: «السلام علیک یا فاطمه بنت موسی بن جعفر و حجته و امینه» ‍:  (سلام بر تو ای فاطمه دختر موسی بن جعفر و حجت و امین از جانب موسی بن جعفر).و باز می خوانیم: «السلام علیک ایتها الطاهرة الحمیدة البرة الرشیدة التقیة الرضیة المرضیة»: (سلام بر تو ای بانو پسندیده نیک سرشت، ای بانوی رشد یافته، پاک طینت، پاک روش، شایسته و پسندیده).بدین لحاظ و مقامات عالی معنوی آن بانوست که حضرت رضا علیه السلام در فرازی از زیارتنامه معروفش به ما آموخته که در کنار مرقدش خطاب به او بگوییم: «یا فاطمه اشفعی لی فی الجنة فان لک عندالله شانا من الشان».

(ای فاطمه! در بهشت از من شفاعت کن چرا که تو در پیشگاه خداوند دارای مقامی بس ارجمند و والا هستی).امام صادق علیه السلام سالها قبل از ولادت حضرت معصومه علیها سلام  در توصیف قم سخن گفته و آن مکان را حرم خاندان رسالت خوانده بود. آنگاه فرمود: به زودی بانویی از فرزندانم به سوی آن کوچ کند که نامش فاطمه دختر موسی بن جعفر است و با شفاعت او همه شیعیانم وارد بهشت می شوند.

 
خاندان عصمت پیامبر در انتظار آن بودند که این دختر ممتاز چشم به این جهان بگشاید تا قلب و روی آنان را به دیدار خود روشن و منور گرداند. آغاز ماه ذیقعده برای حضرت رضا علیه السلام و دودمان نبوت و آل علی علیه السلام پیام آور شادی مخصوص و پایان بخش انتظاری عمیق و شور آفرین بود زیرا حضرت نجمه فرزندی جز حضرت رضا علیه السلام نداشت و مدتها پس از حضرت رضا نیز دارای فرزندی نشده بود.

از آنجا که سال ولادت حضرت رضا علیه السلام یعنی سال ۱۴۸ هجری قمری و سال ولادت حضرت معصومه علیها سلام سال ۱۷۳ و بین این دو ولادت بیست و پنج سال فاصله بود و از طرفی امام صادق علیه السلام ولادت چنان دختری را مژده داده بود، از این رو خاندان پیامبر بیصبرانه در انتظار طلوع خورشید وجود حضرت معصومه علیها سلام بودند.

هنگامی که وی چشم به جهان گشود براستی که آنروز برای اهل بیت عصمت بخصوص امام هشتم و حضرت نجمه سلام الله علیه روز شادی و سرور وصف ناپذیر و از ایام الله بود زیرا اختری از آسمان ولایت و امامت طلوع کرده بود که قلبها را جلا و شفا می داد و چشمها را روشن می کرد و به کانون مقدس اهل بیت علیهم السلام گرمی و صفا می بخشید

این سوال که پیامبر اسلام با آنکه چند فرزند دختر داشت چرا حضرت زهرا را بیشتر دوست می داشت و به او بیشتر اعتبار می داد. سوالی است که درباره حضرت معصومه علیها سلام نیز صادق است که چرا حضرت موسی بن جعفر علیه السلام با داشتن دختران بسیار به حضرت معصومه علیها سلام توجه می کرد و در میان آنها این دختر به آن همه مقامات نایل شد. پاسخش این است که در آیات قرآن و گفتار پیامبر و امامان به طور مکرر معیار, داشتن علم، تقوا و جهاد و سایر ارزشهای والای انسانی است
براستی که حضرت معصومه علیها سلام همچون جده اش حضرت زهرا سلام الله علیه در معیارهای ارزشی اسلام یکه تاز عرصه ها و در علم و کمالات و قداست گوی سبقت را از دیگران ربوده بود. وی تافته ای ملکوتی و جدا بافته و ساختار وجودی او از دیگران ممتاز بود.همان گونه که پیامبر (ص) در شان حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود:‌ «فداها ابوها» : (پدرش به فدایش باد)، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نیز در شان حضرت معصومه علیها سلام فرمود: «فداها ابوها»حضرت معصومه علیها سلام همنام حضرت فاطمه زهراست دراین نام رازها نهفته است. یکی از رازها این بود که در علم و عمل از رقبای خود پیشی گرفته و دیگر این که از ورود شیعیان به آتش دوزخ جلوگیری می نماید.

همچنین از نظر کمالات علمی و عملی بی نظیر است دیگر این که گرچه مرقد مطهرش آشکار است و همانند مرقد مطهر حضرت زهرا سلام الله علیها مخفی نیست ولی مطابق مکاشفه ای که برای بعضی از اولیای خدا روى داده امام باقر یا  امام  صادق علیهم السلام فرمودند: «کسی که مرقد حضرت معصومه علیها سلام را زیارت کند به همان مقصودی نایل خواهد شد که از زیارت قبر حضرت زهرا سلام الله علیها نایل می شود. از دیگر مشابهت های حضرت معصومه علیها سلام به حضرت زهرا فداکاری ایشان در راه اثبات ولایت بود زیرا حضرت معصومه علیها سلام نیز آن چنان تلاش کرد که جان خود را فدا نمود و به شهادت رسید.

یعنی حضرت معصومه علیها سلام نیز با کاروانی از حجاز به سوی خراسان برای دیدار چهره عظیم ولایتمداران عصر یعنی برادرش حضرت رضا علیه السلام حرکت کرده تا یار و یاور او باشد ولی در مسیر هنگامی که به سرزمین ساوه رسید دشمنان خاندان نبوت در یک جنگ نابرابر بستگان و برادرش را به شهادت رساندند و با ریختن زهر در غذایش او را مسموم ساختند که بیمار شد و به قم آمد و پس از شانزده روز سکونت در قم به شهادت رسید

 
همان گونه که حضرت زهرا سلام الله علیها با استدلالهای متین و استوار، حقانیت ولایت حضرت علی علیه السلام را تبیین می کرد، حضرت معصومه علیها سلام نیز چنین بود. روایاتی که از آن حضرت نقل شده غالباً درباره امامت و ولایت علی علیه السلام است که با اثبات ولایت او ولایت امـامـان معصوم نیز ثابت می شود.

برای نمونه حضرت معصومه با چند واسطه از حضرت زهرا نقل می کنند که فرمود: پیامبر در شب معراج به بهشت رفت و بر روی پرده ای در قصر بهشت دید که چنین نوشته شده: «لااله الا الله محمدا رسوله علی ولی القوم» : (معبودی جز خدای یکتا و بی همتا نیست محمد رسول خدا و علی ولی و رهبر مردم است) و بر روی پرده درگاه قصر دیگری نوشته شده است: «شیعت علی هم الفائزون» (شیعیان علی رستگارند).نیز با چند واسطه از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمود:‌«الا من مات علی حب آل محمد مات شهیدا»: آگاه باشید! کسی که با حب آل محمد از دنیا برود شهید از دنیا رفته است).

یکی از روایات او که با چند واسطه به حضرت زهرا سلام الله علیها می رسد این است که:‌حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: آیا سخن رسول خدا را فراموش کرده اید که در روز عید غدیر خم فرمود: هر کس من مولا و رهبر اویم علی هم مولا و رهبر او است و نیز به علی فرمود:‌ نسبت تو به من همانند نسبت هارون برادر موسی به موسی (ع) است.به این ترتیب می بینیم حضرت معصومه علیها سلام عالمه محدثه آل طه بود و قدم به جای پای حضرت زهرا سلام الله علیها گذاشت و همچون او در عرصه  جهاد و تلاش برای اثبات حق کوشید تا جایی که جانش را فدای ولایت نمود و شهد شهادت نوشید.

 
شخصیت های بزرگ دین ارج و منزلت بسیار والایی برای حضرت معصومه علیها سلام  قائل بودند و هستند و او را با حضرت زهرا سلام الله علیها مقایسه می کنند:
حضرت امام خمینی (قدس سره) در قصیده ای که شامل ۴۴ بیت است او را با حضرت زهرای اطهر مقایسه کرده در بخشی از آن می گوید:
دختر چون این دو در مشیمه قدرت

نــامد و نایـد دگــر هماره مــقدر
آن یک امواج علــم را شده مبــدا

ویـن یک افواج حلم را شده مصدر
آن یــک درعالـــم جلالـت کـعبه

وین یک در ملک کبریایـی مشــعر
لم یلـــدم بستـه لـب و گرنه بگفتم

دخــت خدایـند این دو نــور مطهر
آن یــک خـاک مدینـه کـرد مزین

صفــحه قم را نمود این یـک انــور
خاک قم ایـن کرد از شـرافـت جنت

آب مــدینه نـمـوده آن یک کــوثر
مرجع کل حضرت آیت الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی (قدس سره)مکرر کنار مرقد مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها  می آمد و در آنجا با تضرع و تواضع خاص آن حضرت را واسطه قرار می داد و به مناجات می پرداخت.

چند حدیث منقول از حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

حدثنى فَاطِمَةُ وَ زَیْنَبُ وَ أمَّ کُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَى بْنِ جَعْفَر قُلْنَ:… عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّه عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ وَ رَضِىَ عَنْهَا قَالَتْ : «أنَسِیتُمْ قَوْلَ رَسُولِ اللّه صلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّم یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ، مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْزِ لَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسى؟!»

فاطمه معصومه (س) این روایت را از دختر امام صادق(ع) نقل مى کند که سلسله سندش در نهایت به فاطمه زهرا(س) مى رسد.فاطمه زهرا(س)، دختر بزرگوار رسول اکرم (ص) فرمود: « آیا فرمایش رسول خدا(ص) را در روز غدیر خم فراموش کرده اید که فرمود: هر کس من مولاى اویم، على مولاى اوست، و (آیافراموش کرده اید) دیگر فرمایش آن حضرت را که فرمود: تو براى من همانند هارون براى موسى هستى؟!»


… عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ موسَى بْن جَعْفَر (ع)… عَنْ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّه عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ ، قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ : «ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ ماتَ شَهِیداً.

فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روایتى نقل مى کند که سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا(س)مى رسد که آن حضرت مى فرماید: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: «آگاه باشید! هرکس با محبّت آل محمّد بمیرد، شهید از دنیا رفته است.»




[ چهارشنبه 5 شهریور 1393 ] [ 12:21 ] [ خادمین هیئت ]
تو ای حبیبه حق جلوه از خدا داری كه سوی خویش همه چشم ماسوی داری به چرخ حشمت و اجلال بیشتر از مهر به پیش دیده اهل صفا ضیا داری تو آشنا نشوی گر چه به كسی از قدر ولیك در همه عالم تو آشنا داری به زایرین حریم خود ای ستوده خصال نظر ز راه محبت جدا جدا داری به یك نگاه مس قلب ما طلا سازی تویی كه با نظر خویش كیمیا داری به هر كه می نگرم جانب تو روی آرد تو خود نظر مگر از لطف سوی ما داری از آن كه دختر موسی ابن جعفری بخدا كنند مدح تو گر تا به حشر جا داری
ظهور نور پر بكت بی بی حضرت معصومه سلام الله علیها مبارك

تو ای حبیبه حق جلوه از خدا داری

كه سوی خویش همه چشم ماسوی داری


به چرخ حشمت و اجلال بیشتر از مهر

به پیش دیده اهل صفا ضیا داری

تو آشنا نشوی گر چه به كسی از قدر

ولیك در همه عالم تو آشنا داری

به زایرین حریم خود ای ستوده خصال

نظر ز راه محبت جدا جدا داری

به یك نگاه مس قلب ما طلا سازی

تویی كه با نظر خویش كیمیا داری

به هر كه می نگرم جانب تو روی آرد

تو خود نظر مگر از لطف سوی ما داری

از آن كه دختر موسی ابن جعفری بخدا

كنند مدح تو گر تا به حشر جا داری



[ چهارشنبه 5 شهریور 1393 ] [ 11:29 ] [ خادمین هیئت ]
درجه امیرالمؤمنین على (علیه السلام ) از این بالاتر است 

یوسف بن ابى سعید گفت : من روزى خدمت امام صادق (علیه السلام ) رسیدم حضرت به من گفت : چون روز قیامت شود خداوند تبارك و تعالى خلائق را در آن روز گرد آورد، اولین كسى كه او را فرا بخوانند حضرت نوح (علیه السلام ) است ، پس از او سؤ ال شود آیا تبلیغ نمودى ؟ نوح مى گوید: آرى . به او گفته مى شود شاهد بر گفتارت كیست ؟ نوح (علیه السلام ) مى گوید: محمد بن عبدالله صلى الله علیه و آله و سلم پس ‍ نوح (علیه السلام ) از مكان خود بر مى خیزد و به نزد محمد صلى الله علیه و آله و سلم مى آید و او بر روى تلى از مشك به همراه على (علیه السلام ) قرار دارد، نوح (علیه السلام ) به محمد صلى الله علیه و آله و سلم مى گوید: اى محمد خداوند از من سؤ ال نموده كه آیا نمودى ؟ گفتم : آرى . گفت : گواه تو كیست ؟ گفتم : محمد صلى الله علیه و آله و سلم . پس ‍ حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم مى گوید: اى جعفر و اى حمزه بروید و شهادت دهید كه او تبلیغ خود را كرده است . پس حضرت صادق ع فرمود: جعفر و اى حمزه بروید و شهادت دهید كه او تبلیغ خود را كرده است . پس حضرت صادق (علیه السلام ) فرمود: جعفر و حمزه دو نفر گواهى هستند كه از براى تبلیغ پیامبران گواهى مى دهند، یوسف مى گوید: من عرض كردم فدایت شوم . پس امیرالمؤمنین على (علیه السلام ) در آن موقع كجاست ؟ حضرت فرمود: درجه و منزلت على(علیه السلام) از این بالاتر است .
==============================
روضه كافى ، ص 267.


[ دوشنبه 3 شهریور 1393 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]
السلام علیك یا جعفربن محمد الصادق علیه السلام

سلام من به مدینه به غربت صادق / سلام من به بقیع و به تربت صادق
سلام من به مدینه به آستان بقیع / سلام من به بقیع و کبوتران بقیع 


هــیــئــت بــیــــت الــــــــــعــبـــاس ( تهران ، جوادیه)

شام شــهــادت مــولــانــا امــام صـــــادق علیه السلام

زمان : جمعه 93/5/31 راس ساعت 21:00

محل برگزاری : تهران،راه آهن جوادیه،خیبان قالیشویی.روبروی مسجد همتیه بن بست چهارم



[ پنجشنبه 30 مرداد 1393 ] [ 12:48 ] [ خادمین هیئت ]

در سال 3 ه‍ در روز جنگ احد، حضرت حمزه سید الشهداء و 69 نفر از مسلمانان به شهادت رسیدند(23).

در این جنگ مسلمانان هزار نفر بودند كه به نوشته عده اى سیصد نفر در بین راه برگشتند، و براى جنگ 700 نفر باقى ماند. كفار 3000 نفر بودند و 2000 نفر و 4000 نفر و 5000 نفر هم گفته اند. تعداد كشته هاى كفار 22 یا 23 یا 28 نفر، و تعداد شهدا 70 نفر بود(24) در این روز دندان و پیشانى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را شكستند(25).

فداكارى هاى امیر المؤ منین (علیه السلام ) در احد

در این روز بر اثر فداكاریها و شجاعتهایى كه امیر المؤ منین (علیه السلام ) در دفاع از وجود شریف خاتم الانبیاء (صلى الله علیه و آله ) و حفاظت از آن حضرت نشان داد جراحتهاى زیادى بر بدن مباركش رسید. این در حالى بود كه دیگران فرار كرده بودند، و پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود: یا على ، آیا مى شنوى كه از آسمان تو را مدح مى كنند. یكى از ملائكه به نام رضوان مى گوید: لا سیف الا ذوالفقار و لافتى الا على . امیر المؤ منین (علیه السلام ) مى فرماید: از خوشحالى گریستم و خداوند سبحان را بر این نعمت حمد كردم (26).

در این جنگ پیروزى در ابتداء از آن مسلمانان بود، ولى مقدارى كه به تعقیب دشمن رفتند و میدان خالى شد، بازگشتند و مشغول جمع غنایم شدند و اكثر نگهبانان مخالفت دستور پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نمودند و محل نگهبانى خود را رها كردند و مانند بقیه مشغول جمع غنایم شدند.

خالد بن ولید كه از سر دسته هاى كفار در این جنگ بود از همان قسمت با كفار حمله كردند

تعداد اندكى از نگهبانان دره كه نرفته بودند شهید شدند و كفار از پشت سر به مسلمانان حمله كردند. فراریان كفار هم تا این وضع را دیدند بازگشتند و حمله به مسلمین شدت گرفت . جراحتهاى فراوانى بر بدن مبارك پیامبر (صلى الله علیه و آله ) رسید و شیطان فریاد بر آورد كه محمد كشته شده است ! مسلمانان با شنیدن این ندا فرار كردند، و فقط چند نفرى از وجود مبارك پیامبر (صلى الله علیه و آله ) محافظت مى كردند كه عبارت بودند از امیر المؤ منین (علیه السلام ) و ابودجانه كه شهید شد و زنى به نام نسیبه و انس بن نضر كه تازه از مدینه رسیده بود.

ابوبكر و عمر در جنگ احد

عمر بن خطاب مى گوید: در احد با پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بیعت كرده بودیم بر اینكه كسى فرار نكند، و هر كس از ما كه فرار كند ضال و گمراه است ، و هر كس از ما كشته شود شهید است (27).

احمد بن حنبل مى گوید: ابوبكر و عمر در این جنگ فرار كردند. هنگامى كه امیر المؤ منین (علیه السلام ) در تعقیب فرارى ها بود، عمر در حالى كه اشك چشمانش را پاك مى كرد بر گشت و به امیر المؤ منین (علیه السلام ) عرض ‍ كرد: مرا ببخشید!! امیر المؤ منین (علیه السلام ) فرمود: «آیا تو نبودى كه صدا زدى : محمد كشته شده است ، به دین قبلى خود برگردید»؟!! عمر گفت : این كلام را ابوبكر گفته است ! در اینجا بود كه این آیه نازل شد: ان الذین تولوا منكم یوم التقى الجمعان انما استزلهم الشیطان (28).

امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید: در جنگ احد امیر المؤ منین (علیه السلام ) در حال دفاع از پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بودند، و دیگر اصحاب فرار مى كردند. آن حضرت همچون شیر غضبناك از قفاى گریختگان رفت و اول به عمر بن خطاب رسید كه به اتفاق عثمان و حارث بن حاطب و عده اى دیگر به سرعت فرار مى كردند. حضرت فریاد بر آورد:اى جماعت ، بیعت شكستید و پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را تنها گذاشتید و به سوى جهنم مى گریزید؟

عمر بن خطاب مى گوید: على را دیدم با شمشیر پهنى كه مرگ از آن مى چكید و چشمهایش از خشم مانند دو قدح خون بود، یا مانند دو كاسه روغنى كه آتش در او افروخته باشند مى درخشید، و فهمیدم كه اگر به ما برسد به یك حمله ما را خواهد كشت . این بود كه جلو رفتم و عرض كردم : «یا ابا الحسن ، تو را به خدا سوگند مى دهم كه دست از ما بردارى ، كه عرب را عادت است كه گاهى مى گریزد و گاهى حمله مى كندم زمانى كه حمله مى كند تلافى گریختن را مى نماید». پس آن حضرت ما را رها كرد؛ و به خدا قسم چنان ترسى از آن حضرت در دل من افتاد كه تاكنون از دلم خارج نشده است (29).

در این جنگ بر بدن مبارك امیر المؤ منین (علیه السلام ) هنگام حمایت از پیامبر (صلى الله علیه و آله ) 90 جراحت بر صورت ، سر، سینه ، شكم ، دست و پاى مبارك رسید. جبرئیل نازل شد و عرض كرد: «یا محمد، به خدا قسم این عمل على بن ابى طالب ، مواسات است». پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود: «این بدان جهت است كه من از اویم و او از من است . جبرئیل عرض كرد: و من از شما دو بزرگوارم (30)».

بانویى به نام نسیبه در جنگ احد

در این روز یكى از كسانى كه جانفشانى كرد و فرار نكرد، بلكه مانع از فرار دیگران نیز شد، بانویى به نام نسیبه دختر كعب بن مازنیه بود و به او ام عماره مى گفتند. او با شوهر و دو پسر خود در جنگ احد شركت داشتند. نسیبه مسك آبى به دوش داشت و سقایت لشكر اسلام را مى نمود. هنگامى كه موقعیت را چنان دید كه مسلمین در حال فرار هستند، مشك را به كنارى انداخت و خود را پیش روى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) سپر كرد، به گونه اى كه جراحات زیادى بر او وارد شد، كه مداواى یكى از آنها تا یك سال بعد ادامه داشت .

این زن فداكار دست به شمشیر برد، و چنان ضربه اى بر ابن حمیه كه قصد كشتن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را داشت زد كه او فرار كرد. عبد الله فرزند نسیبه خواست فرار كند كه مانع او شد و او را تشویق به جنگ و دفاع پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نمود و او قبول كرد. پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به نسیبه فرمود: بارك الله علیك یا نسیبه . در این حال پیامبر (صلى الله علیه و آله ) دید یكى از مهاجرین فرار مى كند در حالیكه سپرش را به پشتش ‍ بسته است . آن حضرت فرمودند: «اى صاحب سپر، سپرت را بیانداز و خودت به جهنم برو». سپس آن حضرت به نسیبه فرمود: «سپر او را بردار». او آن را برداشت و مشغول جنگ با مشركین شد. در این هنگام حضرت فرمود: «مقام نسیبه از مقام فلان و فلان افضل است ، چه اینكه فرار كردند(31)».

شهادت حضرت حمزه (علیه السلام )

در این روز جناب حمزه بن عبد المطلب (علیه السلام ) به شهادت رسید.

آن حضرت برادر رضاعى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بود، چون هر دو بزرگوار از زنى به نام ثویبه شیر خورده بودند(32).

آن حضرت مردى شجاع و با هیبت بود و در این جنگ به دست وحشى و به دستور هند همسر ابوسفیان كشته شد. هند به خاطر كشته شدن پدر و برادر و عمویش در جنگ بدر، ابتدا قصد نبش قبر مادر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را داشت ، ولى كفار قریش از ترس نبش قبور امواتشان مانع شدند. این بود كه او وحشى را با وعده هایى به كشتن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) یا على مرتضى (علیه السلام ) و یا حمزه تحریك كرد. وحشى گفت : «از كشتن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و پسر عمویش على (علیه السلام ) عاجزم ، ولى براى كشتن حمزه كمین مى كنم».

او در میدان جنگ با نیزه اى بر سینه و یا شكم مبارك آن حضرت زد و آن حضرت را شهید كرد. وقتى خبر به هند دادند، آن خبیث دستور داد سینه آن حضرت را بشكافد و جگر مبارك آن حضرت را بیرون آورد. وقتى خواست به جگر حمزه دندان بزند دندانهاى نحسش كارگر نشد. همچنین هند با خنجرى گوشها، بینى و... آن حضرت را جدا كرد و به گردن انداخت .

پیامبر (صلى الله علیه و آله ) هنگامى كه حمزه را با آن وضع دیدند، گریستند و عباى مبارك را روى او كشیدند كه خواهرش صفیه او را به آن حال نبیند و فرمودند: یا عم رسول الله و اسد الله و اسد رسوله ... یا فاعل الخیرات ، كاشف الكربات .... امیر المؤ منین و فاطمه زهرا (علیها السلام ) و صفیه و دیگران بر آن حضرت گریستند(33). پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بر بدن مبارك او نماز خوانده و او را در احد دفن نمودند. بعد از چهل سال كه معاویه خواست نهرى از احد عبود دهد با قبر حضرت حمزه برخورد نمود و سر بیلها به پاى حمزه رسید و فورا خون جارى شد!

حضرت رضا (علیه السلام ) به نقل از رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرمودند: «بهترین برادران من على (علیه السلام ) و بهترین عموهاى من حمزه است (34)».




[ سه شنبه 21 مرداد 1393 ] [ 00:56 ] [ خادمین هیئت ]

در سال 252 یا 255 ه‍ (40) حضرت ابوالقاسم عبد العظیم حسنى فرزند عبد الله بن على بن حسن بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب (علیهم السلام ) وفات یافته است (41). ایشان از مشاهیر علما و از ثقات و فضلاى محدثین است كه در زهد و ورع زبانزد خاص و عام بوده و از امام جواد و امام هادى (علیهم السلام ) روایت نقل كرده است (42). كتاب خطب امیر المؤ منین (علیه السلام ) و كتاب الیوم و اللیله از آثار آن بزرگوار است (43). جلالت و عظمت شاءن آن بزرگوار از عرضه عقایدش خدمت امام زمانش ‍ حضرت هادى (علیه السلام ) و تاءیید آن حضرت درباره آنها به وضوح پیداست .

ایشان به طور ناشناس وارد رى شد و از ترس بنى عباس در ساربانان در خانه یكى از شیعیان زندگى مى كرد(44). تا هنگام وفات كسى متوجه نشد آن بزرگوار كیست ، تا اینكه بعد از وفات خواستند آن بزرگوار را غسل دهند نوشته اى در لباس او یافتند كه نسب شریف خود را در آن نوشته بود. مرقد مطهرش در شهر رى مشهور است .

پدر آن حضرت عبد الله مشهور به «عبد الله قافه» است . «قافه» نام مكانى بود كه جناب عبد الله از طرف پدر بزرگش جناب حسن بن زید حاكم آنجا بود.

همسر حضرت عبد العظیم ، خدیجه دختر قاسم بن حسن بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب (علیهم السلام ) است (45). بعضى امامزاده قاسم شمال تهران را پدر خدیجه همسر حضرت عبد العظیم مى دانند(46).

دختر آن حضرت سلمى است كه حضرت عبد العظیم (علیه السلام ) او را به عقد محمد بن ابراهیم بن ابراهیم بن حسن بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب (علیهم السلام ) در آورده و ثمره این ازدواج سه پسر به نامهاى عبد الله و حسن و احمد بود(47).


40- مراقد المعارف : ج 2 ص 52. مستدركات علم رجال الحدیث : ج 2 ص 424 426.

41- مستدرك سفینه البحار: ج 6 ص 66. وقایع الشهور: ص 201.

42- سیل الرشاد الى اصحاب الامام الجواد (علیه السلام ): ص 157. مراقد المعارف : ج 2 ص 54.

43- سیل الرشاد الى اصحاب الامام الجواد (علیه السلام ): ص 157. مراقد المعارف : ج 2 ص 54.

44- سیل الرشاد الى اصحاب الامام الجواد (علیه السلام ): ص 157. مراقد المعارف : ج 2 ص 54.

45- ریاحین الشریعه : ج 4 ص 197.

46- ریاحین الشریعه : ج 4 ص 197، ج 5 ص 106.

47- ریاحین الشریعه : ج 4 ص 332.




[ سه شنبه 21 مرداد 1393 ] [ 00:52 ] [ خادمین هیئت ]

مرگ عبدالملک بن مروان

در سال ۸۶ هجری عبدالملک بن مروان سفاک بخیل ، در دمشق به هلاکت رسید ( ۱)، و بعضی ۱۵ شوال را ذکر کرده اند.(۲) این در حالی بود که در ۲۱ سال و ۶ ماه خلافت را غصب کرده بود . او پیش از سلطنت پیوسته ملازمت مسجد را داشت و تلاوت قرآن می نمود و او را حمامة المسجد می گفتند! وقتی خبر سلطنت به او رسید قرآن را بر هم نهاد و گفت: ” سلام علیک هذا فراق بینی و بینک ” : ” خداحافظ ، این آغاز جدایی بین من و توست “!!

بیماری او که سخت شد طبیب گفت: اگر آب بخورد می میرد. ولی تشنگی بر او غالب شد و از پسرش ولید آب طلبید . او گفت: اگر آب بیاشامی خواهی مرد مرد! عبدالملک به دخترش التماس کرد که آب بدهد ، اما ولید پسرش مانع شد . عبدالملک گفت: بگذاربه من آب بدهند ، و گرنه تو را از ولیعهدی خلع می کنم ، ولید اجازه داد و عبدالملک آب خورد و مُرد.

از بزرگترین جنایات او به شهادت رساندن امام زین العابدین علیه السلام و مسلط کردن حجاج ثقفی بر شیعیان امبرالمؤمنین علیه السلام بود.(۳ .)

۱.تتمة المنتهی: ص ۱۰۵ . فیض العلام: ص ۷۳ . مستدرک سقینة البحار: ج ۵ ص ۲۱۶ . قلائد النحور: ج شوال ، ص ۹۴ .

۲. قلائد النحور: ج شوال ، ص ۹۴ .

۳. منتهی الآمال : ج ۲ ص ۳۹ . تتمة المنتهی : ص ۱۰۶




[ دوشنبه 20 مرداد 1393 ] [ 01:32 ] [ خادمین هیئت ]
 

در این روز در سال ۱۳۴۴ هجری قبور ائمه بقیع علیهم السلام و نیز قبر حضرت حمزه در اُحد به دست وهابیون تخریب شد.(۱)

علت و انگیزه تخریب این قبور مطهر در کتب مختلفی که بر رد عقائد ضاله وهابیت تألیف شده ، بیان گردیده است .

آنان اضافه بر قبور مطهر ائمه معصومین علیهم السلام ، دیگر قبور را هم تخریب نمودند که عبارتند از: قبر منسوب به فاطمه زهرا علیها السلام ، قبر مطهر فاطمه بنت اسد علیهما السلام مادر امیرالمؤمنین علیه السلام ، قبر مطهر حضرت ام النبین علیها السلام ، قبر ابراهیم پسر پیامبر صلی الله علیه واله ، قبر اسماعیل فرزند حضرت صادق علیه السلام ، قبر دختران پیامبر صلی الله علیه واله ، قبر حلیمه سعدیه مرضعۀ پیامبر صلی الله علیه واله و قبور شهدای زمان پیامبر صلی الله علیه واله.

وهابیان در سال ۱۳۴۳ در مکه گنبدهای قبر حضرت عبدالمطلب ، ابی طالب ، خدیجه ، و زادگاه پیامبر صلی الله علیه واله و فاطمه زهرا علیها السلام را با خاک یکسان کردند . در جده نیز قبر حوا و دیگر قبور را تخریب کردند.

در مدینه گنبد نبوی را به توپ بستند ، ولی از ترس مسلمانان قبر شریف را تخریب نکردند. در شوال ۱۳۴۳ با تخریب قبور مطهر ائمه بقیع علیهم السلام اشیاء نفیس و با ارزش آن قبور مطهر را به یغما بردند.

قبر حضرت حمزه علیه السلام و شهدای احد را با خاک یکسان کردند ، و گنبد و مرقد حضرت عبدالله و آمنه پدر و مادر پیامبر صلی الله علیه واله ، قبر اسماعیل پسر حضرت صادق علیه السلام و دیگر قبور را هم خراب کردند.

در همان سال به کربلای معلی حمله کردند ، و ضریح مطهر را کندند و جواهرات و اشیاء نفیس حرم مطهر را که اکثراً از هدایای سلاطین و بسیار ارزشمند و گرانبها بود ، غارت کردند و قریب به ۷۰۰۰ نفر از علما ، فضلا و سادات و مردم را کشتند. سپس به سمت نجف رفتند که موفق به غارت نشدند و شکست خورده برگشتند.(۲)


. مستدرک سفینة البحار: ج ۶ ص ۶۵ – ۶۶ .

۲. کشف الارتیاب : ص ۷۷ . شهداء الفضیلة ( علامه امینی ) : ص ۳۸۸





[ دوشنبه 13 مرداد 1393 ] [ 11:20 ] [ خادمین هیئت ]
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

و استمع یوم یناد المناد من مکان قریب یوم یسمعون الصیحة بالحق ذلک یوم الخروج (سوره مباركه ق آیه شریفه 42)

یعنی: بشنو روزی را که گوینده ائی از جای نزدیکی صدا زند . روزی که صدای بحق را می شنوند . آن روز ، روز قیامت است !!

امام جعفر صادق (ع) فرمود : گوینده ، اسم حضرت قائم (عج) و پدرش را می برد ، و این صدا صدای آسمانی است ، و آن در روز قیام حضرت قائم علیه السلام است .

منبع :
بحارالانوار جلد 25 ص 274



[ یکشنبه 29 تیر 1393 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]

صیحه آسمانی

 

1-از نشانه های حتمی ظهور حضرت حجت ـ که درود خداوند بر او باد و جان همه جهانیان فدای خاک قدومش باد ـ صیحه آسمانی است. بر اساس روایاتی که در باره آخرالزمان و نشانه های ظهور وارد شده است، یکی از حوادث سال ظهور حضرت مهدی علیه السلام شنیده شدن صدایی آسمانی است که قریب الوقوع بودن ظهور حضرت را اعلام می کند و همه مردم جهان این ندا را با زبان خودشان می شنوند. همچنین از برخی روایات در این باره چنین بر می آید که این حادثه شگفت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان رخ می دهد.
امام باقر علیه السلام می‌فرمایند:
"مردم شرق و غرب به اختلاف می گرایند. اهل قبله (مسلمانان) نیز دچار اختلاف می‌شوند. مردم از ناامنی به شدّت رنج می‌برند و این چنین روزگار سپری می‌شود تا منادی آسمانی ندا سردهد. چون بانگ آسمانی را شنیدید بشتابید."

( غیبت نعمانی ص 139) 
زراره از امام صادق علیه السلام روایت می کند كه حضرت فرمود: 
"ندامی‌كند منادی به اسم قائم علیه السلام"گفت:"پرسیدم خاص است یا عام؟"
فرمود:"عام است، می‌شنوند هر قومی به زبان خود."

روایت شده از امیرالمؤمنین علیه السلام كه فرمود:
"منادی ندا می‌كند از آسمان كه: ای گروه مردم! امیر شما فلان است و این،‌ آن مهدی است كه پر می كند زمین را از عدل و داد،چنانچه پرشده ازظلم و ستم."
در روایات همچنین آمده است كه دو ندا مردم را به خود جلب می‌كند كه نشانه‌ای از قیام مظهر عدل خدا بر بسیط خاك است. یكی ندایی از آسمان كه جبرائیل آن را سر می‌دهد و دیگری ندایی از زمین كه شیطان صاحب آن ندا می‌باشد، كه گویا این ندای دوم همان خروج سفیانی شیطان صفت از منطقه شام و سوریه است. امام باقر علیه السلام در فرازی از یك روایت در بیان علائم و كیفیت ظهور چنین می فرمایند:
"به ناچاراین دو صیحه پیش از قیام قائم (عج) شنیده خواهد شد؛ یكی از آسمان كه صدای جبرئیل امین است و دیگری از زمین كه صدای شیطان لعین است."

واكنش مردم:

امام صادق علیه السلام حالت و واكنش مردم را در قبال صیحه چنین ترسیم

می فرمایند: 
"هنگامی كه بانگ آسمانی را بشنوند، مانند كسی كه بر سرش مرغ نشسته باشد، خشكشان می‌زند. تمامی دشمنان خدا در برابر صیحه آسمانی خاضع و منقاد می‌شوند. اگر در خبری هم دچار شكّ و تردید باشند در مورد صیحه آسمانی هیچ تردیدی نخواهند داشت، كه با نام پدر و نام اجداد طاهرین او (حضرت مهدی علیه السلام) ندا داده خواهد شد."

(غیبت نعمانی، ص136)


صیحه آسمانی چه می گوید؟
رسول اکرم صلّی الله علیه و آله می فرمایند: "به هنگام خروج قائم عج منادی آسمان بانگ می زند: هان ای مردمان! خداوند مهلت ستمگران را پایان بخشید و بهترین امّت محمد صلّی الله علیه و آله را به پیشوایی و سرپرستی شما برگزید، خود را در مکّه به او برسانید"

(بحار الانوار ، ج 52 ص304)
امام باقر علیه السّلام در این باره می فرمایند: "منادی آسمانی در اوّل صبح بانگ بر می آورد: ای مردمان ! آگاه باشید که حق با علی و شیعیان اوست. شیطان که نفرین خدا بر او باد، در آخر همان روز بانگ بر می آورد: حق با سفیانی و پیروان اوست."

( بحار الانوار ج52 ص206)

زمان وقوع صیحه
در روایت بلند بالایی که ابن عقده از امام باقر علیه السّلام نقل می کند ندای آسمانی جز در ماه رمضان نخواهد بود که ماه رمضان ماه خدا است و آن بانگ جبرئیل است که به سوی حق فرا می خواند... ندای آسمانی در ماه رمضان، در شب جمعه، شب بیست و سوم رمضان است. هرگز در مورد آن دچار شکّ و تردید نشوید و گوش فرا دهید، و اطاعت کنید. و در پایان روز صدای ابلیس لعین بلند می شود که می گوید: فلانی مظلوم کشته شد. این بانگ نا بهنگام گروهی را به شک می اندازد و گروه کثیری با شکّ و تردید وارد آتش می شوند. نشانه بانگ جبرئیل این است که به نام قائم عج و نام پدرش ندا می کند. دختران پرده نشین نیزبا شنیدن آن خوشحال می شوند و پدران و برادرانشان را تشویق می کنند که خروج کنند."

(بحار الانوار: علامه مجلسی، ج52 ص230و 234و 290و 348و 354




طبقه بندی: اخبار و احادیث مهم آخرالزمان،
[ یکشنبه 29 تیر 1393 ] [ 00:22 ] [ خادمین هیئت ]

امام المتقین امیرالمومنین علیه السلام در شب بیست و یکم ماه رمضان مقارن طلوع فجر به شهادت رسید

در حالی که از سن مبارک حضرتش ۶۳ سال گذشته بود۱. در بیستم ماه رمضان اثرات سم در پاهای مبارک امیرالمومنین علیه السلام ظاهر شد و پاهای مبارک ورم کرد ۲. در شب بیست و یکم اثر زهر بر بدن مبارک امیرالمومنین علیه السلام بسیار شد. حضرت فرزندان و اهل بیت خود ر ا جمع کرد و با آنها وداع نمود و وصیتهای خود را فرمود. در آن شب هرچه خوردنی و آشامیدنی آوردند تناول نفرمود و لبهای مبارکش به ذکر خدا حرکت میکرد و مانند مروارید عرق از پیشانی نازنینش میریخت و با دست مبارک خود آنرا برطرف مینمود

به امام مجتبی علیه السلام فرمود: تو را به برادرت حسین علیه السلام وصیت میکنم. به فرزندان دیگر که از فاطمه زهرا سلام الله علیها نبودند فرمود: شما را وصیت میکنم به اطاعت از حسن و حسین. سپس فرمودند: خداوند شما را صبر نیکو کرامت فرماید. امشب از میان شما میروم و به حبیب خود محمد مصطفی صلی الله علیه و آله ملحق میشومچنانکه مرا وعده داده است. صدای گریه از اهل بیت بلند شد. آنگاه دستوراتی در مورد غسل, کفن, نماز و محل دفن به امام مجتبی علیه السلام فرمودند و با امام حسین علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها کلماتی از کربلاء فرمودند

بعد از وداع با همگان دست و پای مبارک را به طرف قبله کشیدند و فرمودند: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله , و چشمان مبارک را بستند و بهشت را به قدوم خویش مبارک فرمودند

صدای شیون و گریه از خانه آن حضرت بلند شد. اهل کوفه که با خبر شدند صدای شیون و ناله از تمتمی شهر برخواست مانند روزی که پیامبر صلی الله علیه وآله از دنیا رفتند. در آن شب آفاق آسمان متغیر گشت و زمین لرزید و صدای تسبیح و تقدیس فرشتگان از هوا شنیده شد

سپس مشغول غسل آن حضرت شدند. بعد از غسل و کفن, امام حسن و امام حسین علیهما السلام پشت سر تابوت را همانطور که حضرت فرموده بودند برداشته , جلوی تابوت خودش حرکت میکرد تا در مکانی فرود آمد

بعد از نماز بر آن حضرت توسط امام مجتبی علیه السلام مقداری از زیر تابوت را کندند و قبری آماده یافتند که داخل آن لوحی مسی و سفالی بود و بر آن نوشته شده بود: بسم الله الرحمن الرحیم, این قبری است که نوح پیامبر برای بنده صالح خدا علی بن ابی طالب حفر نموده است. بدن مطهر آن حضرت را دفن نمودند و حسب وصیت آن حضرت قبر مطهرش را مخفی نمودند تا در زمان هارون بر همگان معلوم شد

فرزندان آن حضرت از همسران مختلف ۲۸ دختر و پسرند۳. پنج نفر آنها اولاد حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها هستند که عبارتند از امام حسن امام حسین و حضرت زینب کبری و ام کلثوم وحضرت محسن علیهم السلام که در دوران حمل در شش ماهگی توسط جمعی حرامی به رهبری عمر بن خطاب(لعنت الله علیهم اجمعین) در ماجرای هجوم به خانه امیرالمومنین علیه السلام به شهادت رسید. حضرت عباس عللیه السلام و جعفر و عثمان و عبدالله در کربلا به شهادت رسیدند که مادرشان ام البنین است. بقیه اولاد حضرت از همسران دیگر هستند

وقتی خبر شهادت امیرالمومنین علیه السلام به چنان خوشحال شد که بی اختیار شعری خواند و سپس گفت: چه کسی علی را کشت؟ جواب دادند: ابن ملجم. گفت: خاک بر دهانش مباد (کنایه از این که خوب کاری کرد)۴

در شب بیست و یک ماه رمضان حضرت عیسی بن مریم علیه السلام به آسمان برده شد۵ و در همین شب حضرت موسی بن عمران و یوشع بن نون علیهما السلام رحلت نمودند۶




[ شنبه 28 تیر 1393 ] [ 13:28 ] [ خادمین هیئت ]

اللهم العن قتلة امیرالمومنین(علیه السلام)

پرده برداشتن ازدروغ های تاریخ در باره قتل امیرالمومنین

ابن ملجم مسلمان بود یا یهودی ،ردپای عمر بن خطاب وبنی امیه در قتل امیرالمومنین علی(علیه السلام)

خیلی ها در مورد کشتن حضرت علی (علیه السلام) سعی کردند ازجمله ابابکر ،عمر،عثمان وخالدبن ولید(لعنةالله علیهم) ولی موفق نشدند.

اما اشقی الاشقیاء ابن ملجم (لعنةالله علیه) در 19ماه رمضان در محراب مسجدکوفه در حالیکه مولا در حال نماز بودن به سر مبارک آن حضرت با شمشیر ضربتی وارد ساخته که آن حضرت در اثر آن در روز 21 رمضان به شهادت رسیدند. حال ما در این نوشتار در مورد ترور آن حضرت مختصری بررسی میکنیم .

اولین مطلب در مورد دروغ وکذب بودن این داستان پردازی تاریخی است که سه نفر ازخوارج در کنار خانه کعبه هم قسم شدند زعماء مسلمین را که باعث فتنه وجنگ شدند یعنی امیرالمومنین (علیه السلام)و معاویه و عمروعاص(لعنةالله علیهما) رابه قتل برساند.که معاویه مجروح شد وعمروعاص کس دیگری رابه نماز فرستاد وکشته شد.

این مطلب از دروغ های بنی امیه و خدعه های عمروعاص بود که آن زمان شایعه کردندوهدفشان انکارومحوکردن اشتراک معاویه وعمروعاص در قتل امیرالمومنین(علیه السلام) بود ونیز ترس از عکس العمل اصحاب آن حضرت در خونخواهی وانتقام گیری داشتند لذا این روایت دروغین را ساختند والا چطور میشود آن دو کشته نمی شوند وفقط امیرالمومنین(علیه السلام) به شهادت میرسد!!! وابن ملجم هیچ اشاره ای به اجتماع سه نفره شان نمیکند!!!!

در حالیکه صحیح این است که:

بعد از آنکه درجنگ صفین با خدعه حکمیت عمروعاص ،معاویه جان سالم به در برد وبعداز گذشت مدتی از آن امیرالمومنین (علیه السلام) برای بیرون کردن معاویه ازشام قصد جنگ با اوراکردو مردم عراق را به این کار تشویق کرد و لشکر وسلاح وامکانات لازم را فراهم کرد(همانگونه که بعد از شهادت آن حضرت امام حسن_علیه السلام_ به جنگ معاویه رفت)

معاویه برای فرار از جنگ با آن حضرت که این بار دیگر شکست میخورد فکر ترور آن حضرت را کردند لذا اموال زیادی جهت این کار به کوفه برای بعضی ازاصحاب امیرالمؤمنین(علیه السلام)که ایمان ضعیفی داشتندجهت تطمیع آنان فرستادومعاویه می گفت من بعداز جنگ صفین با علی علیه السلام بدون لشگر ومهمات جنگیدم.عمروعاص زمانیکه حاکم مصر شد ومحمد بن ابی بکر رابه شهادت رساندابن ملجم در لشکراو بودپس از اودرخواست کرد امیرالمومنین(علیه السلام) رادر حال نماز در مسجد کوفه به قتل رساند ابن ملجم با این پیشنهاد موافقت کرد ومال کثیری از او در یافت کرد. به کوفه آمد وبر قبیله بنی مراد وارد شد وآنها از سخنان وحرکات واعمال او برای امیرالمومنین(علیه السلام) از سوی این غریبه احساس خطر کردند اورا گرفتند ونزدآن حضرت آوردند وماجرا را برای مولا نقل کردند ومولا ازاو سئوال هایی کرد ومتوجه شد این همان قاتل اوست ولی اورا به خاطر جرمی که مرتکب نشده آزاد کرد وبعد ابن ملجم از سوی عمروعاص خودش را به اشعث معرفی کرد اشعث اورا همراه شبیب بن بجر به خانهء فاحشه کوفه قطامه برد آن زن به آنها شراب دادخوردند ولباس حریر که برمرد حرام است برتن آنها کردو ابن ملجم صدهزار درهم که عمروعاص به او داده بود را به قطامه داد وتا صبح کناراو بود وقطام مهریه عقدش راقتل امیرالمومنین علیه السلام قرار داد وابن ملجم صبح با شبیب و وردان به سرپرستی اشعث اقدام به قتل امیرالمومنین (علیه السلام) کردند . اشعث قبل از این مولا را تهدید به مرگ کرده بودوهمچنین امام صادق (علیه السلام) فرمودند:همانا اشعث در قتل امیرالمومنین(علیه السلام) شریک است ودخترش جعده به امام حسن (علیه السلام) سمّ داد وپسرش محمد در قتل امام حسین(علیه السلام) شریک بود.

دروغ دیگر ((ابن ملجم که بود))

اینکه در مورد ابن ملجم دروغ ساختند که او از خوارج بود خیلی اهل عبادات وقرآن ونمازو ....بود

بدانید که ابن ملجم اصلا اهل کوفه نبود ونه ازخوارج ودرهیچ جنگ جمل وصفین و نهروان حضور نداشت و اولین بار که در کوفه آمد مهمان قبیله بنی مراد بود ونه اینکه مرادی باشدو قبیله بنی مراد اورا نزد مولا آوردند ومولا به او گفت بنشین . مدتی در چهره او نگریست و بعد فرمود از توسئوال هایی می پرسم پاسخ بده واز او قسم گرفت وبعد پرسید آیا تو در بین کودکان گدایی نمی کردی ودر بین آنها به پستی نبودی که هر وقت میامدی تورا میدیدند میگفتند پسر زن سگ چران آمد؟

جواب داد: آری به خدا.

آیا بر مردی (خضرنبی) نگذشتی ودر تو نظر کرد وبه تو گفت یا اشقی الاخرین چه کسی ناقه ثمود را پی کرد(سربرید)؟ جواب داد: آری.

مولا پرسید: آیا مادرت به تو نگفت به تو بار دار شد در زمانیکه حائضه بود؟ پس او را چیز اندکی میدانست. جواب داد : آری آن را به من گفت . اگر تو چیزی را کتمان میکردی منهم این منزلت را پنهان میکردم. پس مولا به اوفرمود بایست . پس ایستاد سپس فرمودند: شنیدم از رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)فرمود همانا قاتل تو شبه یهود است بلکه یهودی است.

امام به ابن ملجم فرمودند: نمی بینم تورا مگر از بدترین خلایق خداوند.

وابن ملجم از فرزندان کشنده وذبح کنند شتر صالح در قوم ثمود بود.

توجه کنیداصلا آن ملعون قبل از این با مولا ملاقاتی نداشتند و این حرفها تمام این عبادات ظاهری که از او نشان دادند دروغی وکذب بنی امیه است که متخصص در دروغ پردازی بودند.

ابن ملجم یهودی زاده ولدزنا وازنیروهای بنی امیه واهل مصروفاسق فاجر کافر دنیا پرست بود.

عمر و ابن ملجم(لعنة الله علیهما)

در زمانیکه عمار یاسر وعده ای امثال او گفتند: اگر عمر بمیرد ما با علی (علیه السلام) بیعت میکنیم. عمر تهدید کردوگفت : همانا بیعت با ابابکر خطایی بود که خداوند مسلمین را از شرآن نگهداشت واگر دوباره خواست تکرارشود آن شخص را بکشید.

همچنین عمر به دشمنان اهل بیت از امویین و اعراب و منافقان مدینه سرزمین هایی را بخشید بدین جهت که امام علی (علیه السلام) واولادش هرگز به خلافت نرسند واو عمروعاص را به مصر فرستاد و دستور داد ابن ملجم را معلم کودکان مصر قرار دهد .

رسول خدا در مورد عمروعاص ومعاویه فرمودند:آن دو هرگز برحق جمع نمیشوند وهرگاه آن دو را کنار هم دیدید آن دورا ازهم جدا کنید. وجای تعجب نیست که عمر بن خطاب آن دو را دردو ولایت کنار هم مصر وشام حاکم کرد ومخالفت رسول خدا را کرد تا آنها با همکاری هم فتنه ها اعمال شیطانی کنند بزرگان دین را بکشند وبه انحراف بکشند.

ترجمه و اقتباس از کتاب صحابه قتلوا انبیاء و اوصیا / نوشته : دکتر نجاح طایی




[ پنجشنبه 26 تیر 1393 ] [ 00:19 ] [ خادمین هیئت ]

در ۱۹ ماه رمضان سال ۴۰ هجری در نماز صبح در مسجد کوفه با شمشیری مسموم به دست ناپاک ابن ملجم منافق بر فرق مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام ضربت وارد شد.

در ۱۳ ماه رمضان سال ۴۰ هجری حضرت مولی الموحدین علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از فارق شدن از جنگ نهروان از شهادت خود خبر دادند. (۱) در آن روز حضرت بر فراز منبر بعد از بیان کلماتی دُرربار در حقایق اسلام ، در آخر بیانات شریف خود ، به فرزندشان امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: تا امروز چند روز از ماه مبارک رمضان می گذرد؟ امام مجتبی علیه السلام فرمود: ۱۳ روز گذشته است. از امام حسین علیه السلام پرسیدند: چند روز باقی مانده است ؟ امام حسین علیه السلام فرمود: ۱۷ روز باقی مانده است. در این هنگام امیرالمؤمنین علیه السلام دست به محاسن مبارک گرفتند و فرمودند: نزدیک است این موی من به خون سرم خضاب شود .

درشب ۱۶ ماه رمضان سال ۴۰ هجری امیرالمؤمنین علیه السلام در خواب پیامبر صلی الله علیه واله را دیدند ، و آن حضرت به نزدیک شدن ملاقاتشان در بهشت به امیرالمؤمنین علیه السلام بشارت دادند ، و امیرالمؤمنین علیه السلام به دخترشان ام کلثوم علیها السلام خبر دادند. (۲)

در شب نوزدهم امیرالمؤمنین علیه السلام روزه را در منزل ام کلثوم علیها السلام افطار نمودند.( ۳)

در شب ۱۹ ماه رمضان سال ۴۰ هجری وردان و شبیب که با ابن ملجم در شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام همراه بودند ، در حین درگیری کشته شدند.(۴.)

در سال چهلم گروهی از خوارج در مکه جمع شدند و بر کشتگان نهروان گریستند. سه نفر از آنان با هم پیمان بستند که در یک شب امیرالمؤمنین علیه السلام و عمروعاص و معاویه را بکشند.

ابن ملجم کشتن امیرالمؤمنین علیه السلام را بر عهده گرفت و وارد کوفه شد و با کمک قطام بنت اخضر که ابن ملجم قصد ازدواج با او را داشت ، و با همدستی شبیب بن بجره و وردان بن مجاله تصمیم خود را عملی کرد .

در صبح روز نوزدهم بعد از اذان صبح ، امیرالمؤمنین علیه السلام وارد مسجد شد و صدای نازنین ایشان به یا ایها الناس ، الصلاة بلند شد .

سپس آن حضرت مشغول نماز شد. هنگامی که در رکعت اول سر از سجده برداشت شبیب بر آن حضرت حمله ور شد ، ولی شمشیرش خطا کرد. بلافاصله ابن ملجم لعنة الله علیه حمله کرد و شمشیر او فرق مبارک آن حضرت را شکافت و محاسن شریفش به خون فرق مبارکش خضاب شد ، و صدای مبارکش بلند شد: بِسمِ اللهِ وَ بِاللّهِ وَ عَلی مِلَّةِ رَسولِ الله ، فُزتُ وَ رَبَّ الکَعبَةِ.

صدای جبرئیل بلند شد :

تَهَدَّمَت وَاللهِ اَرکانُ الهُدی وَ انطَمَسَت اَعلامُ التُّقی وَانفَصَمَت العُروَةُ الوُثقی ، قُتِلَ ابنُ عَمَّ المُصطَفی ، قُتِلَ الوَصیُّ المُجتَبی ، قُتِلَ عَلیٌ المُرتَضی ، قَتَلَهُ اَشقَی الاَشقیاء“.

۱.الوقایع و الحوادث: ج ۱ ص ۱۳۹ . مستدرک سفینة البحار: ج ۵ ص ۲۱۳ .

۲. ارشاد: ج ۲ ص ۱۵ . الوقایع . الحوادث: ج ۱ ص ۲۴۲ .

۳.الوقایع و الحوادث: ج ۱ ص ۲۴۲ .

۴. نفائح العلام: ص ۴۱.




[ چهارشنبه 25 تیر 1393 ] [ 00:32 ] [ خادمین هیئت ]

معراج پیامبر صلی الله علیه و اله پنج سال بعد از بعثت در چنین روزی واقع شده (۱)

، وآیۀ سُبحانَ الَّذی أسری بِعَبدِهِ لَیلاً مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ اِلَی المَسجِدِ الأقصی“(۲) ، در این باره نازل شده است . معراج پیامبر صلی الله علیه واله در ۲۱ رمضان نیز نقل شده است.(۳)

معراج از جمله ضروریات اسلام است( ۴)، و از آیات کریمه و احادیث متواتره ثابت شده است که خداوند متعال حضرت رسول صلی الله علیه واله را در یک شب از مکه معظمه تا مسجد الاقصی و از آنجا به آسمانها تا سدرة المنتهی و عرش اعلی برد ، و عجایب آفرینش آسمانها را به حضرت نمایاند و رازهای نهانی و معارف نامتناهی را به آن حضرت القا فرمود و آن حضرت در بیت المعمور تحت عرش به عبادت حق تعالی قیام فرمود و با انبیاء علیهم السلام ملاقات نمود و داخل بهشت شد و منازل بهشت و احوال کسانی که در عذاب بودند را مشاهده فرمود.

احادیث متواتر دلالت دارد که عروج آن حضرت به بدن بوده و نه به روح ، و در بیداری بوده نه در خواب. (۵)

اقوال دیگر در تعیین روز معراج چنین است: ۱۷ ماه رمضان سال ۱۲ قبل از هجرت ، ۱۷ ربیع الاول قبل از هجرت ، ۱۷ رجب قبل از هجرت ، ۱۷ ماه رمضان ۵ سال قبل از بعثت ، ۲۷ ماه رمضان ، ۲۱ ماه رمضان.

دربارۀ مکانی که آغاز حرکت پیامبر صلی الله علیه واله به سوی معراج بوده نیز چند قول است: از منزل خدیجه علیها السلام ، منزل ام هانی خواهر امیر المؤمنین علیه السلام ، از شعب ابی طالب علیه السلام.(۶)

امام صادق علیه السلام فرمودند: حقتعالی حضرت رسول صلی الله علیه واله را صد و بیست و چهار مرتبه به آسمان برد ، و در هر مرتبه به آن حضرت دربارۀ ولایت و امامت امیرالمؤمنین علیه السلام و دیگر ائمه طاهرین علیهم السلام زیاده از سایر فرایض تأکید و توصیه نمود.(۷)

.منتخب التواریخ : ص ۵۲ . الوقایع و الحوادث : ج ۱ ص ۱۹۴ . توضیح المقاصد: ص ۲۴ . العدد القویة : ص ۲۳۴ . مصباح کفعمی : ج ۲ ص ۵۹۹ . بحار الانوار : ج ۱۸ ص ۳۸۰ ، ج ۹۷ ص ۱۶۸ .

۲. سورۀ اسراء : آیۀ ۱

۳. توضیح المقاصد : ص ۲۴ . العدد القویة: ص ۲۳۴ . مصباح کفعمی : ج ۲ ص ۵۹۹ . بحار الانوار: ج ۹۷ ص ۱۶۸ ، ج ۹۵ ص ۱۹۶ .

۴.حق الیقین : ص ۳۰ . منتهی الآمال : ج ۱ ص ۵۱ .

۵.بحار الانوار: ج ۱۸ ص ۲۸۹ . حق الیقین: ص ۳۰ .

۶. بحار الانوار: ج ۱۸ ص ۳۰۲ – ۳۱۹ .

۷. بحار الانوار: ج ۱۸ ص ۳۰۲ – ۳۱۹ . حق الیقین: ص ۳۰




[ دوشنبه 23 تیر 1393 ] [ 11:27 ] [ خادمین هیئت ]

در شب ۱۷ رمضان در سال ۵۸ هجری در مدینه ، عایشه دختر ابوبکر به دست معاویه کشته شد ، و به سزای اعمالش رسید.(۱۳) دو قول دیگر در این باره ۲۹ رجب و آخر ذی الحجه است .

پیامبر صلی الله علیه واله دوست داشت تا زنده است مرگ و دفن عایشه را ببیند. (۱۴)

ابن ابی الحدید می گوید: اگر خلیفۀ دوم به جای علی علیه السلام بود هر آینه عایشه را قطعه قطعه می کرد.(۱۵)

معاویه چون می خواست برای پسرش یزید از مردم بیعت بگیرد ، عایشه انکار آن کرد و معاویه را تهدید کرد و گفت: برادرم محمد را کشتی ، و برای یزید بیعت می گیری؟ معاویه ترسید که مبادا او ایجاد فتنه کند . لذا در خانۀ خود چاهی کند و آن را پر از آهک کرد و فرشی قیمتی بر روی آن پهن نمود و تختی بر آن نهاد و عایشه را وقت نماز عشا به خانۀ خود خواند . وقتی عایشه وارد شد ، معاویه او را به نشستن بر آن تخت تعارف کرد . همین که روی آن نشست ، فرو رفت و به چاه افتاد و هلاک شد . معاویه در چاه چندین نیزۀ مسموم تعبیه کرده بود و هنگامی که عایشه در چاه افتاد فوراً کار او ساخته شد.

عایشه در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه واله با آن حضرت رفتار نامناسبی داشت؟ با امیرالمؤمنین علیه السلام و حضرت صدیقه علیها السلام و همسران پیامبر رفتارهای زشت و کینه توزانه ای روا داشت ؟ واقعۀ جمل و کشته شدن حدود بیست هزار نفر از مسلمین به خاطر فتنۀ او از کارهای معروف اوست.(۱۶)

وقتی حضرت زهرا علیها السلام به شهادت رسید ، همسران رسول خدا صلی الله علیه واله برای سر سلامتی امیرالمؤمنین آمدند جز عایشه که اظهار مریضی کرد و سخنی گفت که دلالت بر خوشحالی او داشت.(۱۷)

از مشخص ترین نشانه های بغض و کینه او نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام این بود که غلامش را عبدالرحمن نام نهاد و گفت: این نام گذاری را به خاطر محبتم به قاتل علی بن ابی طالب یعنی عبدالرحمن بن ملجم انجام دادم.(۱۸)

۳. فیض العلام: ص ۳۶ . نفائح العلام: ص ۲۷۵ . مستدرک سفینة البحار : ج ۵ ص ۲۱۴ – ۲۱۵ ( سال ۵۸ و ۶۸ هجری

۱۴.سبعة من السلف: ص ۲۶۸.

۱۵. شرح ابن ابی الحدید: ج ۱۷ ص ۲۵۴ .

۱۶. مسند احمد ، صحیح بخاری ، صحیح نسائی ، السیرة الحلبیه ، صحیح مسلم باب الغیرة من کتاب العشرة.

۱۷. شرح ابن ابی الحدید: ج ۹ ص ۱۹۸ . ریاحین الشریعة : ج ۲ ص ۳۵۷ .

۱۸. ریاحین الشریعة: ج ۲ ص ۳۵۷ . سفینة البحار: ج ۳ ص ۷۴۱ . بحار النوار : ج ۲۸ ص ۱۹۴ ، ج ۳۲ ص ۳۴۱ .




[ دوشنبه 23 تیر 1393 ] [ 00:31 ] [ خادمین هیئت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 36 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


روایات/احادیث/معجزات/مداحی/سخنرانی
/تصاویر/اشعار اهل بیت علیهم السلام

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

در زندگی هر یك از ما گاهی بر سر دو راهی قرار می گیریم و بعد از مشورت با دیگرانم و زدن تمامی درها اگر نتوانستیم راه خودمان را انتخاب كنیم به استخاره روی می اوریم و از خداوند طلب خیر میكنیم .

ابتدا نیت نمایید سپس روی استخاره بگیر کلیک فرمایید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوه ‎ للّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. ‎ اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین