تبلیغات
هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران
غم حسین(علیه السلام) عین عبادت است
قالب وبلاگ
نویسندگان
صفحات جانبی

جهل و نادانی ابوبکر

به روایت محدثین اهل سنت، ابوبكر تفسیر بعضی آیات قرآن را كه از وی پرسیده شد، نمی‌دانست؛ مانند اَبا در فاكهة و ابّاً[1] و همچنین در مسائل فقهی؛ مانند میراث كلاله و جد و جده و حد سارق[2] دچار اشتباه شد.[3] ابوبكر می‌گفت:آنچه من می‌گویم به رأی خویش می‌گویم، اگر درست گفتم از خداست و اگر خطا گفتم از من است.

 

این در حالی است كه امام نه تنها باید اعلم مردم باشد و سخن در ست و قاطع و عاری از ابهام و شك گوید، بلكه باید عالم به جمیع احكام اسلام و آگاه به معارف و معانی و بطون قرآن باشد، در غیر این صورت چگونه می‌تواند جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله گردد؟!

 

جالب توجه این كه ابوبكر سالیان درازی در محضر پیامبر صلی الله علیه و آله زیست ولی تنها صدو چهار و به نقلی صدو چهل و دو حدیث از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل كرد كه نه مشكلی را حل می‌كرد و نه پایه‌ای را در اسلام استوار می‌ساخت.[4]

 

علامه امینی رحمه الله در الغدیر[5] افراد متعددی را بر می‌شمارد كه هر یك ده‌ها هزار و صدها هزار حدیث از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل كرده‌اند؛ به عنوان مثال حرمة بن یحیی تنها از طریق ابن وهب صد هزار حدیث نقل می‌كند و احمد بن فرات یك میلیون و پانصد هزار حدیث نوشته است كه بعد سیصد هزار حدیث را از میان آنها، در تفسیر و احكام و فراید، انتخاب كرد.

 

مروری دیگر

 

ابوبكر قرآن را به رأی خویش تفسیر می‌كرد و به آن تصریح داشت؛ چنان كه در مورد معنای كلاله چنین گفت است:

 

إنّی سأقول فیها برأی فإن یكن صواباً فمن الله، و إن یكن خطأ فمنّی و من الشیطان، والله و رسوله بریئان منه.[6]

 

جالب این است كه عمر تفسیری متفاوت با ابوبكر از كلاله داشت، بلكه به عمر چند نظر نسبت داده‌اند.[7]

 

این در حالی است كه در روایات متواتر از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده كه ایشان به هیچ وجه اجازه تفسیر به رأی نمی‌داد و می‌فرمود: جایگاه چنین كسی آتش جهنم است:

 

من قال فی القرآن برأیه فلیتبوّأ مقعده من النار[8]؛

 

من فسّر القرآن برأیه فلیتبوّأ مقعده من النار[9]؛

 

من قال فی القرآن برأیه فأصاب فقد أخطا[10].

 

خواننده محترم خود به این احادیث متواتر و سخنان ابوبكر و نظر كند!

 

 

 

[1] عبس، 31.

 

[2] درزمان ابوبكر دزدی را گرفتند و نزد ابوبكر آوردند، او به جای این كه دست راستش را قطع كند، از روی اشتباه دستورداددست چپ اورابریدند!!(الغدیر،ج7،ص 129؛الصراط المستقیم،ج2،ص 305؛بحارالانوار،ج30،ص516 506.(

 

[3] الغدیر، ج 7، ص 103 129؛سنن دارمی،ج2،ص 359،دارالكتب العلمیة؛فسیرقرطبی،ج1،ص 29.

 

[4] الغدیر، ج 7، ص 115، بعضی خواسته‌اند از قلت نقل وی دفاع كنند (ابن سعد در طبقات ر. ك: علم الحدیث، استاد شانه‌چی، ص 19) ولی این دفاع نا موفق و مردود است و نمی‌تواند پاسخی منطقی برای منتقدان او باشد؛ به راستی چرا در جواب مسائل مطرح شده در دوران حكومتش؛ مانند كلاله، حد سارق و... حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل نكرده است؛ بنابراین یا نمی‌خواسته از پیامبر (صلی الله علیه و آله) حدیث نقل كند، تا بتواند احكام الهی را طبق خواسته خویش تغییر دهد و یا علت، نادانی او بوده است و نیز این كه اصولاًَ نقل صدو چهار و یا صد و چهل و دو حدیث، با ویژگی مذكور در متن، با دو سال و چهار ماه زمامداری وی همگون نیست؛ چگونه می‌توان باور كرد ابوبكر پیش از این مقدار حدیث می‌دانسته ولی فرصت گفتن و مطرح كردن آن را نداشته است؟! بنابراین تنها راه حل همان است كه بسیاری از محققین نیز برآنند كه ابوبكر نمی‌خواسته احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) در جامعه مطرح شود و مؤید بر این گفتار آتش زدن پانصد حدیث پیامبر بزرگ اسلام (صلی الله علیه و آله) می‌باشد كه وی بر انجام آن اقدام كرده است؛ زیرا او می‌توانست برنامه‌ای برای حفظ احادیث حیات بخش پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیاده كند؛ مثلاً به بررسی و تبیین احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) بپردازد و یا افراد مطمئن و شایسته‌ای مأمور حفظ و نقل احادیث آن حضرت كند و راهی دیگر برگزیند، نه این كه شیوه معاندان را پیش گرفته و احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) را آتش زند! لابد اگر می‌ترسید آیات قرآن بد برداشت شود و یا مایه دو دستگی گردد، آنها را نیز آتش می‌زد!! به هر حال كشف واقعیت چندان بغرنج نیست، به خصوص بر اهل فكر و نظر.

 

[5] ج 7، ص 115 117.

 

[6]الغدیر، ج7، ص 105؛ سنن دارمی، ج 2، 365 و 366، داراحیاءالسنة النبویة؛ تفسیر طبری، ج 6، ص 30 بحارالانوار، ج 496 و... .

 

[7]تفسیر كبیر، فخر رازی، ج 9، ص 221؛ سنن بیهقی، ج 6، ص 225؛ بحارالانوار، ج 30، ص 513.

 

[8]سنن ترمذی، ج 5، ح 287 و 2875 و....

 

[9]عوالی اللئالی، ج 4، ص 104؛ بحارالانوار، ج 89، ص 110، ح 11 و ص 111، ح 20 و....

 

[10]سنن ابی داود، كتاب العلم، ح 3167؛ سنن ترمذی، كتاب التفسیر، ح 2876.

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


روایات/احادیث/معجزات/مداحی/سخنرانی
/تصاویر/اشعار اهل بیت علیهم السلام

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آخرین مطالب

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

در زندگی هر یك از ما گاهی بر سر دو راهی قرار می گیریم و بعد از مشورت با دیگرانم و زدن تمامی درها اگر نتوانستیم راه خودمان را انتخاب كنیم به استخاره روی می اوریم و از خداوند طلب خیر میكنیم .

ابتدا نیت نمایید سپس روی استخاره بگیر کلیک فرمایید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوه ‎ للّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. ‎ اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین