تبلیغات
هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران
غم حسین(علیه السلام) عین عبادت است
قالب وبلاگ
نویسندگان
صفحات جانبی

مسلمان شدن ظاهری عمر و ابوبکر

آیا در محاصره شعب ابی طالب أبوبكر و عمر شركت داشتند ؟


درباره أوّلین كسى كه اسلام آورد بین مردم مشهور شده است كه على علیه السّلام هیچ چیزى را شریك خداوند قرار نداد ، و چنین نبود كه بعد از شرك اسلام آورده باشد ، بلكه در تمام افعال تابع و پیرو پیامبر صلّى الله علیه و آله بود . بر همین شیوه به سنّ بلوغ رسید ، آنگاه خداوند تعالى بخاطر پیروى از پیامبر صلّى الله علیه و آله او را معصوم نمود ،و راهنمائى وتوفیق داد (1) . على بن أبى طالب أوّلین مسلمان بود ، و او همان است كه مى گوید : من بنده خدا و برادر رسول خدا و صدّیق اكبر مى باشم ، بعد از من این جمله را كسى نمى گوید مگر آنكه دروغگو و افترا زننده باشد ، هفت سال قبل از این كه مردم نماز بخوانند من همراه رسول خدا صلّى الله علیه و آله نماز خواندم (2) . و بعضى از حسدورزان گفته اند : خدیجه أوّلین مسلمان وأوّلین مخلوقى است كه به پیامبر صلّى الله علیه و آله ایمان آورد (3) .

لكن صحیح آن است كه خدیجه أوّلین زنى بود كه به پیامبر صلّى الله علیه و آله ایمان آورد و لیكن بعد از على علیه السّلام ، و على علیه السّلام أوّلین نفر از مردم بود كه به پیامبر صلّى الله علیه و آله ایمان آورد ، و همین مطلب از سلمان و أبوذر و خبّاب و جابر و أبوسعید خدرى و زید بن أرقم نقل شده است . و ابن اسحاق زهرى این مطلب را ملتزم شده (4) و همین مطلب را عدّه اى از أوّلین اصحاب قبل از روزگار حكومت بنى امیّه تأیید و تأكید كرده اند(5)

 اولین مسلمان

پیامبر أكرم صلّى الله علیه و آله فرمود : أوّلین شما كه در كنار حوض بر من وارد مى شود ، و أوّلین شما از نظر اسلام آوردن علىّ بن أبى طالب است (6) . و بنى امیّه از دیرباز براین بودند تا خدیجه صلّى الله علیه و آله را بر أمیرالمؤمنین علیه السّلام مقدّم نمایند ، نه بخاطر دوستى با خدیجه ، بلكه بخاطر مخفى نگه داشتن فضائل أمیر المؤمنین علیه السّلام بود ، چون دشمنان محمّد و آل محمّد علیهم السّلام در واقع آنها بودند .

سپس برآن شدند تا أبوبكر را بر على علیه السّلام مقدّم نمایند ، لكن نتوانستند نتیجه مطلوب را بدست آورند ، زیرا دانشمندان اعلام كردند كه ابوبكر سالها بعد از بعثت پیامبر صلّى الله علیه و آله (7) یعنى بعد از اسلام آوردن پنجاه مرد اسلام آورد (8) و مطابق با روایت واقدى دقیقاً بعد از اسراء و معراج پیامبر صلّى الله علیه و آله كه یك سال و نیم قبل از هجرت بود ، اتّفاق افتاد (9) یعنى أبوبكر زمانى اسلام آورد كه سنّ مبارك على علیه السّلام 21 سال بود ، و این واقعه یك سال و نیم قبل از هجرت بوقوع پیوست (10) و پیامبر صلّى الله علیه و آله فرمود : این على علیه السّلام أوّلین نفر است كه به من ایمان آورد ، و مرا تصدیق نمود ، و همراه من نماز خواند (11) . و مطلبى كه مورد اهتمام تمام حكومت هاى جهان مى باشد این است كه : حكّام و سلاطین خود را از كسانى قرار دهند كه در هر موردى نفر أوّل باشند ، و چون در مطلب فوق جستجو نماییم و در پى بدست آوردن مصداق هائى از آن شویم ، به درستى آن پى مى بریم ، واقعاً چنین نیست ؟ زید بن الخطّاب برادر عمر بن الخطّاب است ، كه قبل از او اسلام آورد ، لكن در تاریخ و حدیث و تفسیر بجز موارد اندكى از او نامى نبرده اند ، در حالى كه برادرش عمر در روایات بسیار و بى شمارى ذكر شده است ، و أبوبكر بخاطر نصیحت كاهنى در شام كه به وى خبر خروج پیامبر صلّى الله علیه و آله را داد و امر به پیروى از او نمود اسلام آورد (12) و در روز وفات پیامبر صلّى الله علیه و آله أبوبكر از فرمان وى در همراهى با لشكر اسامه سرباز زد ، و با عمر و همراهان او در اینكه به رسول خدا صلّى الله علیه و آله مى گفتند او هذیان مى گوید یعنى او دیوانه و مجنون است شركت كرد . و خلافت رسول خدا صلّى الله علیه و آله را غصب نمود و فرمان داد به زور وارد خانه فاطمه سلام الله علیها شوند ، و استخوان او را شكست ،..........

 آنگاه فاطمه سلام الله علیها به او فرمود : به خدا سوگند بعد از هر نمازى كه مى خوانم بر تو نفرین مى كنم (13)

و بى گمان چنین گناهان بزرگى ، تنها از دشمن پیامبر سر مى زند ، نه از كسى كه همراه و مصاحب او در غار بوده است . و درباره اسلام آوردن او ، أبوالقاسم كوفى مى گوید : أبوبكر هفت سال بعد از بعثت اسلام ظاهری آورد (14) . و مسعودى مى گوید : بسیارى از مردم بر این عقیده هستند كه على علیه السّلام شریكى براى خدا قائل نشده است ، بلكه همواره در تمام افعال به پیامبر صلّى الله علیه و آله اقتداء مى نمود و از او پیروى مى كرد و بر همین شیوه به سنّ بلوغ رسید ، و خداوند تعالى او را عصمت داد ، و بر تبعیّت از پیامبر خود مؤیّد و موفّق نمود ... و گروهى دیگر بر آن هستند كه أوّلین ایمان آورنده على مى باشد ، و رسول خدا صلّى الله علیه و آله در سنّ تكلیف ، او را به دین دعوت نمود ، و دلیل این مدّعى ظاهر آیه : وَ أنْذِرْ عَشیرَتَكَ اْلأَقْرَبینَ (15) مى باشد ، كه خداوند به رسول خود فرمان مى دهد تا خاندان نزدیك خود را به دین دعوت نماید ، و چون على علیه السّلام نزدیك ترین و اطاعت كننده ترین مردم به رسول خدا بود از او شروع كرد (16) . و سیوطى مى گوید : على أوّلین نفرى است كه اسلام آورد ، و عدّه اى نیز بر همین مطلب نقل اجماع نموده اند (17)

در روایات آمده است كه على علیه السّلام هفت سال پیش از دیگران نماز خواند ، و این روایات با روایت دیگرى كه تصریح بر این دارد كه او سه سال پیش از دیگران نماز خواند منافاتى ندارد ، زیرا او سه سال بعد از بعثت و چهار سال قبل از آن در نماز خواندن بر دیگران سبقت داشت كه مجموع این دو ، هفت سال مى شود . امام سجّاد علیه السّلام فرمود : على علیه السّلام به خداى تبارك و تعالى و رسول او صلّى الله علیه و آله ایمان آورد ، و برتمام مردم به ایمان به خدا و رسولش و به خواندن نماز ، سه سال سبقت گرفت (18) .

أبوجعفر اسكافى مى گوید : رسول خدا در سال قحطى و گرسنگى على علیه السّلام را كه هشت سال بیشتر نداشت نزد خویش آورد ، و هفت سال در كنار پیامبر صلّى الله علیه و آله زندگى كرد ، و هنگامى كه جبرئیل علیه السّلام خبر رسالت پیامبر صلّى الله علیه و آله را آورد على علیه السّلام به سنّ بلوغ رسیده بود و عقل و ادراكى كامل داشت ، و از روى دقّت نظر و فكر اسلام آورد ، در سخنان او چنین آمده كه او هفت سال قبل از دیگران نماز خواند و مقصود او از هفت سال ، سالهائى مى باشد كه قبل از بعثت به پیامبر صلّى الله علیه و آله ملحق شده بود ، و در آن زمان نه دعوتى بود و نه رسالتى ، و پیامبر صلّى الله علیه و آله تنها خدا را بر اساس دین حنیف حضرت ابراهیم علیه السّلام عبادت مى كرد ، و على علیه السّلام نیز از او پیروى مى نمود ، و چون به دوران بلوغ قدم گذاشت و رسول خدا به پیامبرى مبعوث شد على علیه السّلام را به اسلام دعوت نمود،اونیزنه از جهت تقلید بلكه از روى تحقیق و معرفت اسلام آورد (19) .

  کسانی که قبل از ابوبکر اسلام آوردند

 و أوّلین مسلمانان : جعفر و همسر او أسماء بنت عمیس و عقیل (20)و عبیدة بن الحارث (21) مى باشند ، سپس زید ابن حارثه (22) . و مصعب بن عمیر (23) و بلال و زبیر بن العوام و خالد بن سعید بن العاص و همسر او امینة بنت خلف بن أسعد (24) و حاطب بن عمرو بن عبد شمس بن عبدود (25) و عتبة بن غزوان (26) و عبیدة بن الحارث بن المطلب (27) و أبوحذیفه مهشم بن عتبة بن ربیعة (28) و عتبة بن مسعود برادر عبدالله بن مسعود (29) و خالد و عامر و ایاس فرزندان بكیر بن عبد یالیل (30) و ارقم بن ارقم (31) و أبوذر، جندب بن جناده (32) و عمّار بن یاسر عنسى (33) و پدر و مادر او و خبّاب بن الأرت (34) و عبدالله بن جحش و برادرش أبومحمّد بن جحش (35) و عبدالله بن مسعود (36)و خنیس بن حذافة بن قیس (37) و عمرو بن عنبسة سلمى (38) و عامر بن ربیعة عنزى (39) و حاطب بن الحرث بن معمر و همسر او فاطمه بنت المجلل (40) و سائب بن عثمان بن مظعون (41) و مطلب بن ازهر بن عبد عوف و همسر او رملة بنت أبى عوف بن صبیرة (42) و أوّلین شهید در اسلام ، سمیّه مادر عمّار بود ، كه او را به دو شتر بستند و قلب او را با حربه اى شكافتند ، و همسرش یاسر را كشتند (43) و همگى این افراد قبل از أبوبكر اسلام آوردند (44)

و أبوبكر و عمر بعد از گذشتن ده سال از بعثت پیامبر صلّى الله علیه و آله اسلام ظاهری آوردند و هنگامى كه بنى هاشم در محاصره شدید اقتصادى و اجتماعى بودند ، آن دو ، در صف كافران بسر مى بردند .

شكنجه و آزار مسلمانان توسط ابوبکر و عمر

أبوبكر و عمر كسانى نبودند كه مانند سایر مسلمانان شكنجه دیده باشند ، بلكه عمر بن الخطّاب ، قبل از اسلام آوردن ظاهری ، خود مسلمانان را شكنجه مى نمود ، و در آزار رساندن به زنان مسلمان از مهارت خاصّى برخوردار بود . عمر بن الخطّاب در دوران جاهلیّت همواره با زنان مسلمان ستیزه جوئى مى كرد ، و شكنجه دادن زنان مؤمن ضعیفى را كه یاورى در دفاع از خویش نمى یافتند ، به عهده داشت.


روزى أبوبكر به عمر برخورد نمود ، در حالى كه وى كنیز مسلمان بنى مؤمّل (۴۵) را شكنجه مى داد تا دست از اسلام بردارد ، عمر در آنزمان مشرك بود و او را مى زد و چون خسته شد گفت : من از تو معذرت مى خواهم فقط بخاطر خستگى رهایت كردم (۴۶)

و عمر از وضعیّت خود قبل از مسلمان شدن چنین پرده بر مى دارد : از اسلام دورى مى جستم و در جاهلیّت از شراب جدا نمى شدم و شراب را بسیار دوست داشتم و مایه سرور و نشاط من بود (۴۷) . (البته وی بعد از اسلام ظاهری نیز از شراب خوردن دست بر نداشت. و حتی تا آخرین لحظه مرگ شراب می نوشید.)

امّ عبدالله ، دختر حشمة از روش عمر در زمان جاهلیّت چنین مى گوید : از او بلاء و اذیّت و خشونت به ما مى رسید (۴۸) . و از كارهاى دیگر او در این میدان كه نشانگر سر دسته بودن او در طومار شكنجه گران مسلمانان مى باشد این است كه ، چون « حتنه » مسلمان شد بسویش حمله برد و او را بشدّت لگدكوب كرد ، و چنان ضربه اى به صورت خواهر مسلمانش زد كه چهره او غرق در خون شد (۴۹)


-----------------------------------------
اسناد:


[1]
ـ مروج الذّهب 276 ج 2 .

 [2] ـ تاریخ ابن أثیر ، 57 ج 2 .

[3] ـ ألسّیرة النّبویّه ، دحلان ، ألأوائل ، الطّبرانى 80 ، ألسّیرة الحلبیّه 267 ج 1 .

[4] ـ عیون الأثرج1مناقب خوارزمى ج18،ألسّیرة الحلبیّه ج1حلیة الأولیاءج1ألسّیرة النّبویّة،دحلان 91 ج 1،تاریخ بغداد 232 ج 4 ،تهذیب تاریخ دمشق ج 3 ، ألكامل ، ابن أثیر ، 57 ج 2 .مجمع الزّوائد ج 9

[5] ـ ألمستدرك الحاكم 136 ج 3 ، ألأوائل 195 ج 1 ، حیاة الصّحابة ، 514 و 515 ج 2

[6] ـ مستدرك حاكم 136 ج 3 ، ألإصابه 28 ج 3 .

[7] ـ ألسّیرة الحلبیّه 273 ج 1 .

[8] ـ ألبدایة و النّهایة 28 ج 3 ، تاریخ طبرى 60 ج 2 .

 [9] ـ مجمع الزّوائد 76 ج 1 .

[10] ـ مجمع الزّوائد 76 ج 1 ، به نقل از طبرانى در ألكبیر .

[11] ـ شرح نهج البلاغه ، ابن أبى الحدید 225 ج 13 ، تاریخ بغداد 224 ج 4 .

[12] ـ ألبدایة و النّهایة 30 و 29 ج 3 ، ألسّیرة النّبویّه ، ابن كثیر439 ج 1 .

[13] ـ ألبدایة و النّهایة ، 73 ج 8 ، عیون الأثر 281 ج 2 ، لسان المیزان 189 ج 8 ، در شرح حال علویان ، تاریخ یعقوبى 137 ج 2 ، ألإمامة و السّیاسة ، ابن قتیبة 20 ج 2 ، چاپ مؤسّسه حلبى مصر ، و به كتاب هل اغتیل النّبى محمّد صلّى الله علیه و آله مراجعه شود .

[14] ـ ألإستغاثه 31 ج 2 .

[15] ـ سوره شعراء ، آیه 214 .

[16] ـ مروج الذّهب ، مسعودى 276 ج 2 .

 [17] ـ تاریخ الخلفاء ، سیوطى 185 ، ألمستدرك حاكم 111 ج 3 ، حیلة الأولیاء 66 ج 1 ، تاریخ الخطیب بغدادى 2 ج 81 ، ألسّیرة الحلبیّة 268 ج 1 . [18] ـ ألكافى ، كلینى 339 ج 8 ـ ألمستدرك ، حاكم 111 ج 3 ، ذخائر العقبى 60 ، صفیّن ، نصربن مزاحم 100 ، ألرّیاض النّضرة 158 ج 2 ، كتاب ألغدیر 221 و 240 ج 3

[19] ـ شرح نهج البلاغه ابن أبى الحدید ، 248 ج 13 .

[20] ـ عیون الأثر 124 ج 1 ـ 128 سیر أعلام النّبلاء 144 ج 1 .

[21] ـ تاریخ یعقوبى 27 ج 2 .

[22] ـ سیر أعلام النبلاء 144 ج 1 ـ ابن اسحاق مى گوید : او بعد از على بن ابى طالب اسلام آورد.

[23] ـ تاریخ یعقوبى 232 ج 2 .

[24] ـ عیون الأثر 129 ج 1 ألكامل ، ابن أثیر ، 60 ج 2 ، تاریخ یعقوبى 23 ج 2 .

[25] ـ عیون الأثر 129 ج 1 .

[26] ـ تاریخ یعقوبى 22 ج 2 .

[27] ـ سیر أعلام النّبلاء 144 ج 1 .

[28] ـ عیون الأثر 129 ج 1 .

[29] ـ عیون الأثر 129 ج 1 .

[30] ـ عیون الأثر 130 ج 1 .

[31] ـ عیون الأثر 127 ج 1 ، ألبدء و التّاریخ 146 ج 4 ، سیر أعلام النّبلاء 144 ج 1 .

[32] ـ عیون الأثر 129 ج 1 ، سیر أعلام النّبلاء 145 ج 1 .

[33] ـ عیون الأثر 130 ج 1 ، سیر أعلام النّبلاء 145 ج 1 .

 [34] ـ عیون الأثر 127 ج 1 ، سیر أعلام النّبلاء 144 ج 1 .

[35] ـ ألبدء و التّاریخ ، ألمقدسى 146 ج 4 ، سیر أعلام النّبلاء 144 ج 1 .

 [36] ـ عیون الأثر 1 ج 1 ـ سیر أعلام النّبلاء 144 ج 1 .

[37] ـ عیون الأثر 127 ج 1 .

[38] ـ نفحات الأزهار 133 ج 1 ، عیون الأثر 129 ج 1 .

[39] ـ عیون الأثر 127 ج 1 .

[40] ـ عیون الأثر 127 ج 1 .

[41] ـ عیون الأثر 128 ج 1 ، سیر أعلام النّبلاء 144 ج 1 .

[42] ـ عیون الأثر 128 ج 1 .

[43] ـ أسباب نزول الایات ، واحدى

[44] ـ شرح نهج البلاغه ، ابن أبى الحدید 224 ج 13 ، چاپ ألعثمانیّه ألغدیر 241 ج 3 .

[۴۵] ـ گروهى از بنى كعب بودند .

[۴۶] ـ سیره ابن دحلان 339 ج 1 ، سیره ابن هشام 211 ج 1 ، ألسّیرة الحلبیّه ، 300 ج 1 ، ألمحبر 184 ، سیره ابن كثیر 493 ج 1 .

[۴۷]ـ سیره ابن دحلان 371 ج 1 .

[۴۸] ـ عبقریّة عمر ، ألعقّاد ، 32 .

[۴۹] ـ طبقات ابن سعد 191 ج 2 .

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


روایات/احادیث/معجزات/مداحی/سخنرانی
/تصاویر/اشعار اهل بیت علیهم السلام

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آخرین مطالب

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

در زندگی هر یك از ما گاهی بر سر دو راهی قرار می گیریم و بعد از مشورت با دیگرانم و زدن تمامی درها اگر نتوانستیم راه خودمان را انتخاب كنیم به استخاره روی می اوریم و از خداوند طلب خیر میكنیم .

ابتدا نیت نمایید سپس روی استخاره بگیر کلیک فرمایید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوه ‎ للّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. ‎ اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین