تبلیغات
هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران
غم حسین(علیه السلام) عین عبادت است
قالب وبلاگ
نویسندگان
صفحات جانبی

در سال 3 ه‍ در روز جنگ احد، حضرت حمزه سید الشهداء و 69 نفر از مسلمانان به شهادت رسیدند(23).

در این جنگ مسلمانان هزار نفر بودند كه به نوشته عده اى سیصد نفر در بین راه برگشتند، و براى جنگ 700 نفر باقى ماند. كفار 3000 نفر بودند و 2000 نفر و 4000 نفر و 5000 نفر هم گفته اند. تعداد كشته هاى كفار 22 یا 23 یا 28 نفر، و تعداد شهدا 70 نفر بود(24) در این روز دندان و پیشانى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را شكستند(25).

فداكارى هاى امیر المؤ منین (علیه السلام ) در احد

در این روز بر اثر فداكاریها و شجاعتهایى كه امیر المؤ منین (علیه السلام ) در دفاع از وجود شریف خاتم الانبیاء (صلى الله علیه و آله ) و حفاظت از آن حضرت نشان داد جراحتهاى زیادى بر بدن مباركش رسید. این در حالى بود كه دیگران فرار كرده بودند، و پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود: یا على ، آیا مى شنوى كه از آسمان تو را مدح مى كنند. یكى از ملائكه به نام رضوان مى گوید: لا سیف الا ذوالفقار و لافتى الا على . امیر المؤ منین (علیه السلام ) مى فرماید: از خوشحالى گریستم و خداوند سبحان را بر این نعمت حمد كردم (26).

در این جنگ پیروزى در ابتداء از آن مسلمانان بود، ولى مقدارى كه به تعقیب دشمن رفتند و میدان خالى شد، بازگشتند و مشغول جمع غنایم شدند و اكثر نگهبانان مخالفت دستور پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نمودند و محل نگهبانى خود را رها كردند و مانند بقیه مشغول جمع غنایم شدند.

خالد بن ولید كه از سر دسته هاى كفار در این جنگ بود از همان قسمت با كفار حمله كردند

تعداد اندكى از نگهبانان دره كه نرفته بودند شهید شدند و كفار از پشت سر به مسلمانان حمله كردند. فراریان كفار هم تا این وضع را دیدند بازگشتند و حمله به مسلمین شدت گرفت . جراحتهاى فراوانى بر بدن مبارك پیامبر (صلى الله علیه و آله ) رسید و شیطان فریاد بر آورد كه محمد كشته شده است ! مسلمانان با شنیدن این ندا فرار كردند، و فقط چند نفرى از وجود مبارك پیامبر (صلى الله علیه و آله ) محافظت مى كردند كه عبارت بودند از امیر المؤ منین (علیه السلام ) و ابودجانه كه شهید شد و زنى به نام نسیبه و انس بن نضر كه تازه از مدینه رسیده بود.

ابوبكر و عمر در جنگ احد

عمر بن خطاب مى گوید: در احد با پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بیعت كرده بودیم بر اینكه كسى فرار نكند، و هر كس از ما كه فرار كند ضال و گمراه است ، و هر كس از ما كشته شود شهید است (27).

احمد بن حنبل مى گوید: ابوبكر و عمر در این جنگ فرار كردند. هنگامى كه امیر المؤ منین (علیه السلام ) در تعقیب فرارى ها بود، عمر در حالى كه اشك چشمانش را پاك مى كرد بر گشت و به امیر المؤ منین (علیه السلام ) عرض ‍ كرد: مرا ببخشید!! امیر المؤ منین (علیه السلام ) فرمود: «آیا تو نبودى كه صدا زدى : محمد كشته شده است ، به دین قبلى خود برگردید»؟!! عمر گفت : این كلام را ابوبكر گفته است ! در اینجا بود كه این آیه نازل شد: ان الذین تولوا منكم یوم التقى الجمعان انما استزلهم الشیطان (28).

امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید: در جنگ احد امیر المؤ منین (علیه السلام ) در حال دفاع از پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بودند، و دیگر اصحاب فرار مى كردند. آن حضرت همچون شیر غضبناك از قفاى گریختگان رفت و اول به عمر بن خطاب رسید كه به اتفاق عثمان و حارث بن حاطب و عده اى دیگر به سرعت فرار مى كردند. حضرت فریاد بر آورد:اى جماعت ، بیعت شكستید و پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را تنها گذاشتید و به سوى جهنم مى گریزید؟

عمر بن خطاب مى گوید: على را دیدم با شمشیر پهنى كه مرگ از آن مى چكید و چشمهایش از خشم مانند دو قدح خون بود، یا مانند دو كاسه روغنى كه آتش در او افروخته باشند مى درخشید، و فهمیدم كه اگر به ما برسد به یك حمله ما را خواهد كشت . این بود كه جلو رفتم و عرض كردم : «یا ابا الحسن ، تو را به خدا سوگند مى دهم كه دست از ما بردارى ، كه عرب را عادت است كه گاهى مى گریزد و گاهى حمله مى كندم زمانى كه حمله مى كند تلافى گریختن را مى نماید». پس آن حضرت ما را رها كرد؛ و به خدا قسم چنان ترسى از آن حضرت در دل من افتاد كه تاكنون از دلم خارج نشده است (29).

در این جنگ بر بدن مبارك امیر المؤ منین (علیه السلام ) هنگام حمایت از پیامبر (صلى الله علیه و آله ) 90 جراحت بر صورت ، سر، سینه ، شكم ، دست و پاى مبارك رسید. جبرئیل نازل شد و عرض كرد: «یا محمد، به خدا قسم این عمل على بن ابى طالب ، مواسات است». پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود: «این بدان جهت است كه من از اویم و او از من است . جبرئیل عرض كرد: و من از شما دو بزرگوارم (30)».

بانویى به نام نسیبه در جنگ احد

در این روز یكى از كسانى كه جانفشانى كرد و فرار نكرد، بلكه مانع از فرار دیگران نیز شد، بانویى به نام نسیبه دختر كعب بن مازنیه بود و به او ام عماره مى گفتند. او با شوهر و دو پسر خود در جنگ احد شركت داشتند. نسیبه مسك آبى به دوش داشت و سقایت لشكر اسلام را مى نمود. هنگامى كه موقعیت را چنان دید كه مسلمین در حال فرار هستند، مشك را به كنارى انداخت و خود را پیش روى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) سپر كرد، به گونه اى كه جراحات زیادى بر او وارد شد، كه مداواى یكى از آنها تا یك سال بعد ادامه داشت .

این زن فداكار دست به شمشیر برد، و چنان ضربه اى بر ابن حمیه كه قصد كشتن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را داشت زد كه او فرار كرد. عبد الله فرزند نسیبه خواست فرار كند كه مانع او شد و او را تشویق به جنگ و دفاع پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نمود و او قبول كرد. پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به نسیبه فرمود: بارك الله علیك یا نسیبه . در این حال پیامبر (صلى الله علیه و آله ) دید یكى از مهاجرین فرار مى كند در حالیكه سپرش را به پشتش ‍ بسته است . آن حضرت فرمودند: «اى صاحب سپر، سپرت را بیانداز و خودت به جهنم برو». سپس آن حضرت به نسیبه فرمود: «سپر او را بردار». او آن را برداشت و مشغول جنگ با مشركین شد. در این هنگام حضرت فرمود: «مقام نسیبه از مقام فلان و فلان افضل است ، چه اینكه فرار كردند(31)».

شهادت حضرت حمزه (علیه السلام )

در این روز جناب حمزه بن عبد المطلب (علیه السلام ) به شهادت رسید.

آن حضرت برادر رضاعى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بود، چون هر دو بزرگوار از زنى به نام ثویبه شیر خورده بودند(32).

آن حضرت مردى شجاع و با هیبت بود و در این جنگ به دست وحشى و به دستور هند همسر ابوسفیان كشته شد. هند به خاطر كشته شدن پدر و برادر و عمویش در جنگ بدر، ابتدا قصد نبش قبر مادر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را داشت ، ولى كفار قریش از ترس نبش قبور امواتشان مانع شدند. این بود كه او وحشى را با وعده هایى به كشتن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) یا على مرتضى (علیه السلام ) و یا حمزه تحریك كرد. وحشى گفت : «از كشتن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و پسر عمویش على (علیه السلام ) عاجزم ، ولى براى كشتن حمزه كمین مى كنم».

او در میدان جنگ با نیزه اى بر سینه و یا شكم مبارك آن حضرت زد و آن حضرت را شهید كرد. وقتى خبر به هند دادند، آن خبیث دستور داد سینه آن حضرت را بشكافد و جگر مبارك آن حضرت را بیرون آورد. وقتى خواست به جگر حمزه دندان بزند دندانهاى نحسش كارگر نشد. همچنین هند با خنجرى گوشها، بینى و... آن حضرت را جدا كرد و به گردن انداخت .

پیامبر (صلى الله علیه و آله ) هنگامى كه حمزه را با آن وضع دیدند، گریستند و عباى مبارك را روى او كشیدند كه خواهرش صفیه او را به آن حال نبیند و فرمودند: یا عم رسول الله و اسد الله و اسد رسوله ... یا فاعل الخیرات ، كاشف الكربات .... امیر المؤ منین و فاطمه زهرا (علیها السلام ) و صفیه و دیگران بر آن حضرت گریستند(33). پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بر بدن مبارك او نماز خوانده و او را در احد دفن نمودند. بعد از چهل سال كه معاویه خواست نهرى از احد عبود دهد با قبر حضرت حمزه برخورد نمود و سر بیلها به پاى حمزه رسید و فورا خون جارى شد!

حضرت رضا (علیه السلام ) به نقل از رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرمودند: «بهترین برادران من على (علیه السلام ) و بهترین عموهاى من حمزه است (34)».





[ سه شنبه 29 تیر 1395 ] [ 23:56 ] [ خادمین هیئت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


روایات/احادیث/معجزات/مداحی/سخنرانی
/تصاویر/اشعار اهل بیت علیهم السلام

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آخرین مطالب

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

در زندگی هر یك از ما گاهی بر سر دو راهی قرار می گیریم و بعد از مشورت با دیگرانم و زدن تمامی درها اگر نتوانستیم راه خودمان را انتخاب كنیم به استخاره روی می اوریم و از خداوند طلب خیر میكنیم .

ابتدا نیت نمایید سپس روی استخاره بگیر کلیک فرمایید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوه ‎ للّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. ‎ اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین