تبلیغات
هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران
غم حسین(علیه السلام) عین عبادت است
قالب وبلاگ
نویسندگان
صفحات جانبی
22 ذی الحجة
شهادت جناب میثم تمار (رحمة الله علیه)

در این روز در سال 60 هـ میثم تمار به دلیل وفاداری به امام حسین علیه السلام به دست ابن زیاد لعنة الله علیه به دار آویخته شد و به شهادت رسید.
اعلام الوری:ج1 ص343. قلائد النحور:ج ذی الحجة،ص416. منتخب التواریخ:ص131. مراقد المعارف:ج2ص340. وقایع الشهور:ص240.
تاریخ شهادت میثم 19 ذی الحجه و روز عاشورا نیز نقل شده است.
مستدرک سفینة البحار: ج5 ص 214.


میثم بن یحیی اسدی که به خاطر خرما فروشی به تمار معروف بود یکی از یاران نزدیک امام علی (علیه السلام) بود و از آن حضرت به اندازه استعداد خویش، دانش و معرفت فرا گرفت و بر رازهای نهان و اخبار غیبی اطلاع یافت. یوسف بن عمران روایت می کند که میثم تمار به من گفت: روزی حضرت علی (علیه السلام) مرا خواست و فرمود:«چگونه خواهد بود حال تو آن زمان که فرومایه بنی امیه(عبیدالله بن زیاد) تو را بخواند و بخواهد از من برائت جویی؟»عرض کردم من از شما برائت نمی جویم. امام فرمود «به خدا سوگند او در آن حال تو را به صلیب می کشد»گفتم صبر پیشه می کنم و این کار بر من بسیار اندک است. امام فرمود«در آن حال در بهشت با من خواهی بود»میثم هر روز سراغ درختی که امام علی (علیه السلام) نشانی اش را داده بود و چوبه دارش بود می رفت و آن جا را آب و جارو می کرد و به نماز می ایستاد.
با آمدن عبید الله به کوفه و شهادت مسلم بن عقیل، میثم تمار را به کوفه و نزد عبیدالله بردند از او خواستند
ازامام علی (علیه السلام) برائت جوید و او را دشنام دهد اما میثم از این کار امتناع کرد. او را به همان درخت بستند، اما میثم همچنان از فضایل امام علی (علیه السلام) و اهل بیت (علیهم السلام) برای مردم سخن می گفت.او سه روز تمام بر بالای دار مقاومت کرد و تا توان داست از نیکی های امام علی (علیه السلام) و اهل بیت (علیهم السلام) و ستم کاری های یزید بن معاویه و عبیدالله برای مردم سخن گفت. در روز چهارم دست ها و پاهایش را قطع کردند و زبانش را از کام بیرون کشیدند و بر بدن شریفش نیزه زدند و به همان حال که امام علی (علیه السلام) پیشگویی کرده بود به شهادت رسید.



طبقه بندی: ماه ذیحجه واقعه ها،
[ سه شنبه 14 مهر 1394 ] [ 00:30 ] [ خادمین هیئت ]


مولا حضرت امام هادی النقی (علیه السلام)

 

امام هادی (علیه‌السلام) پیشوای دهم شیعیان است. نام آن بزرگوار، علی و معروف‌ترین القابش، نقی و هادی است. آن معصوم را با کنیه «ابوالحسن» می‌شناسند.
البته در اصطلاح راویان شیعه، ایشان به «ابوالحسن ثالث» شهرت دارند؛ زیرا پیش از ایشان، کینه امام هفتم و امام هشتم (علیهما‌السلام) نیز «ابوالحسن» بود.[1] پدر آن بزرگمرد، پیشوای نهم شیعیان، حضرت امام جواد (علیه‌السلام) و مادرش زنی با فضیلت و باتقوا، به نام «سمانه» بود.

حضرت هادی (علیه‌السلام) در سال 220 هـ.ق، پس از شهادت پدر گرامیش، خلعت امامت پوشید. خلفای عباسی زمان امام: آن حضرت در طول حیات خویش، حکومت هفت خلیفه عباسی را تحمل کرد که عبارتند از: "مأمون"، "معتصم"، "واثق"، "متوکل"، "منتصر"، "مستعین" و "معتز". در میان این افراد، حکومت "مأمون"، پیش از امامت آن جناب، خاتمه یافت.[2] از این هفت نفر، رفتار "واثق" و "منتصر" با علویان سخت نبود و آنان تا حدودی در رفاه بودند.[3] "منتصر" که از تباه‌کاری‌های پدرش به ستوه آمده بود، وی را در حال مستی بر قتل رساند و به حکومت رسید.
او در طول حکومت شش ماهه خویش، رفتاری مناسب با شیعیان و علویان داشت.[4] به جز این دو نفر، بقیه تا می‌توانستند، شیعیان را می‌آزردند و با آنان بدرفتاری می‌کردند. اینان بر اهل بیت (علیهم‌السلام) نیز که انسان‌هایی والامقام و گرانمایه بودند، سخت می‌گرفتند. خاندان عباسی، همواره حیله‌ها و نقشه‌های گوناگونی را برای خاندان نبوت و امامت در نظر داشتند.
علت بدرفتاری‌های عباسیان با معصومان (علیهم‌السلام) این بود که آنان، چون خورشیدی بودند که می‌درخشیدند و همه را به خود جلب می‌کردند.
سپس می‌کوشیدند تا پیروان خود را هدایت کنند و از نادرستی‌ها باز دارند. همین امور سبب می‌شد که هدایت یافتگان، عملکرد نادرست و رفتار نامطلوب خلفا و اطرافیانشان را بشناسند و از آنان انتقاد کنند و این امر، نتیجه‌ای جز روگردانی مردم از ظالمان عباسی در پی نداشت.
"عباسیان" برای کم‌فروغ کردن جلوه اهل بیت (علیهم‌السلام) سعی می‌کردند، از افراد دیگری تبلیغ کنند تا مبادا کسی به سوی امامان معصوم گرایش یابد. برای مثال، "متوکل" با نقل خواب‌های ساختگی، مردم را به پیروی از "محمدبن ادریس شافعی"، تشویق می‌کرد.[5] همچنین این ستمگران، امامان را در منطقه‌ای نزدیک خود و زیرنظر خود محدود می‌کردند و اجازه نشر معارف اسلام را به ایشان نمی‌دادند. "متوکل عباسی" در سال 243 هـ.ق امام را محترمانه از "مدینه" به "سامرا" تبعید کرد.
ایشان بعدها در "سامرا" فرمودند: «مرا به اجبار از "مدینه" به "سامرا" آوردند».[6] علت این احترام، آن بود که مأموران حکومتی نتوانستند هیچ بهانه‌ای برای آزار ایشان به دست آورند. سپس آن گرامی در منزلی در کنار اردوگاه نظامی "متوکل"، جای گرفت. مزدوران عباسی، در ابتدای ورود، آن حضرت را به محله گدایان بردند و در آنجا سکنی دادند و سپس به منزل دیگری بردند.
مقصود آنان از این حرکت، تحقیر آن والا مقام بود.[7] خیرخواهی امام؛ حتی بر دشمنان: "متوکل" و دیگر خلفای ستمگر عباسی، همواره در ظاهر خود را دوستدار امام جلوه دادند تا مردم را بفریبد، ولی هیچ گاه از آزار ایشان، دست برنداشتند.
آنان، چنان رعب و وحشت را حکمفرما کرده بودند که مردم جرأت بهره‌گیری از ایشان را نداشتند. خلفای غاصب عباسی، در حالی به اهل بیت (علیهم‌السلام) و پیروانشان، سخت می‌گرفتند که ایشان همواره خیرخواه دیگران بودند.
آنان حتی با دشمنانشان با انسانیت برخورد می‌کردند؛ ولی متأسفانه جز بدی چیزی نمی‌دیدند. برای مثال، متوکل عباسی، بر اثر دملی که در بدنش ایجاد شده بود، سخت بیمار شد؛ چنان که در شرف مرگ بود مادرش نذر کرده بود اگر او بهبود یافت، مقدار زیادی پول، از دارایی خود، نزد ابوالحسن، علی بن محمد بفرستد.
"فتح بن خاقان"، وزیر و منشی متوکل، به وی گفت: «ای کاش! نزد این مرد (امام هادی (علیه‌السلام) ) می‌فرستادی. او راه معالجه را می‌داند». "متوکل"، شخصی را نزد حضرت فرستاد. او دارویی تجویز کرد، که حال "متوکل" خوب شد. مژده بهبودی او را به مادرش دادند؛ وی ده‌هزار دینار نزد حضرت فرستاد و مهر خود را بر آن کیسه زد. در مقابل، وقتی متوکل، بهبود یافت و جریان هدیه مادرش را شنید، به دربان خود، سعید گفت: «شبانه به او حمله کن و هر چه پول و اسلحه نزدش بود، بردار و پیش من بیاور». دربان شبانه به منزل ابوالحسن (علیه‌السلام) رفت.
آن حضرت در حالی که لباس و کلاه پشمی داشت، بر سجاده‌ای حصیری نماز می‌خواند. دربان، همه جا را گشت، ولی تنها چیزی که یافت، کیسه‌ای پول با مهر مادر متوکل و یک شمشیر ساده در غلاف بود.
او آنها را نزد "متوکل" برد. "متوکل"، مادرش را طلبید و ماجرا را پرسید. مادرش ماجرا را گفت و "متوکل" آن اموال را بازگرداند.[8] تمجید اهل تسنن از امام: اگر شیعیان و علاقه‌مندان به آن حضرت، از ایشان تعریف و تمجید کنند، ممکن است مقبول نیفتد، ولی نقل سخنان دیگران درباره ایشان شنیدنی است.
اینجا فقط به چند مورد اشاره می‌کنیم: الف) "خیرالدین زرکلی" می‌گوید: «"علی"، ملقب به "هادی"، ... یکی از پرهیزگاران نیکوکار است.»[9] ب) "ابن حجر هیثمی" می‌آورد: «ابوالحسن، در علم و سخاوت، وارث پدرش بود.»[10] ج) "ابن کثیر" درباره ایشان می‌گوید: «او عابدی وارسته و زاهدی بی‌همتا بود.»[11] سیره عملی و اخلاقی حضرت: درباره عبادت آن جناب آورده‌اند که بسیار عبادت می‌‌کرد.
آن حضرت با آنکه از گناهان دور بود، شبانگاه این گونه با خدا مناجات می‌کرد: «بارالها! گناهکاری بر تو وارد شده و تهیدستی به تو روی آورده است. تلاشش را بی‌نتیجه مگردان و او را مورد عنایت و رحمت خویش قرار ده.»[12] شخصی به نام "اسحاق جلاب" درباره سخاوت آن جناب چنین می‌گوید: من برای ابوالحسن،گوسفندان زیادی خریدم. وی مرا خواست و از اصطبل منزلش به جای وسیعی برد که من آنجا را نمی‌شناختم. سپس دستور داد تا تمامی آن گوسفندان را میان فقرا تقسیم کنم.[13] درباره حلم و بردباری و بخشش آن جناب آورده‌اند که "بریحه عباسی"، حاکم مدینه، یکی از عاملان تبعید امام به سامرا بود.
"بریحه" هنگام تبعید امام، ایشان را همراهی کرد و در میان راه به امام گفت: «اگر نزد "متوکل" از من شکایت کنی، تمامی درختان شما را در مدینه آتش می‌زنم و خدمتکاران شما را می‌کشم.» امام فرمود: «شکایت تو را نزد خدا بردم و بر غیر خدا، عرضه نخواهم داشت». "بریحه" با شنیدن سخن امام، به پای امام افتاد و با گریه و زاری از امام (علیه‌السلام) تقاضای عفو و بخشش کرد.
آن‌گاه امام فرمود: «تو را بخشیدم»[14] فعالیت‌ها: از کارهای مهم امام هادی (علیه‌السلام) که امامان قبل از ایشان هم، به آن بسیار اهمیت می‌دادند، حفظ خط فکری و فرهنگی تشیع و جلوگیری از القائات مخالفان بود.
به همین دلیل، ایشان به تشکیل حوزه علمیه و تربیت شاگردان برجسته‌ای چون: "ابن سکیت اهوازی"، "عبدالعظیم حسنی"، "اسماعیل بن مهران" و.... پرداخت. همچنین امام هادی (ع) برای معرفی سیمای تابناک اسلام، جلسات متعددی را برای بحث پیرامون مسائل مختلف عقیدتی، فکری و اجتماعی برگزار می‌کرد و به سؤالات و شبهات پاسخ می‌داد.[15] شهادت حضرت: سرانجام آن حضرت در سوم رجب سال 254هـ.ق بر اثر مسمومیت به شهادت رسید.
طبق نقل برخی مورخان، "معتمد"، برادر "معتز"، به آن حضرت زهر داده است. آن حضرت پس از33 سال امامت و رهبری در سامرا به خاک سپرده شد. در تشییع پیکر پاک ایشان، بزرگان شهر حضور داشتند و جمعیتی جمع شده بود که "سامرا" در تاریخ خود، هرگز نمونه آن را ندیده بود.[16]

________________________________________
[1] . مؤسسه در راه حق، پیشوایان معصوم، ص 465،
انتشارات در راه حق، اول، قم، 1381ش. [2] .همان. [3] .همان، ص 468. [4] .همان، 476. [5] .همان، ص 468. [6] .علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 50، ص 129، سوم، بیروت، داراحیاء، التراث العربی، 1403ق. [7] .جواد محدثی، تاریخ سیاسی ائمه (ع)، اول، تهران، انتشارات مدرسه، 1377ش. [8] .داود الهامی، امامان ما (علیهم‌السلام) در گفتار اهل سنت، ص 456، مکتب اسلام، اول، بی‌جا، 1377ش. [9] .زرکلی، اعلام، ج 4، ص 323، به نقل از داود الهامی، امامان ما علیهم‌السلام در گفتار اهل سنت، ص 459. [10] .ابن حجر هیثمی، صواعق المحرقه، ص 205، به نقل از: داود الهامی، همان، ص 459 و 460. [11] .ابن‌کثیر، البدایه والنهایه، ج11، ص 15، به نقل از: اکبر دهقان، آیینه کمال، ص 192. [12] .اکبر دهقان، آینه کمال، ص 192. [13] .کلینی، کافی، ج 1، ص 498، به نقل از اکبر دهقان، آینه کمال، ص 192 و 193. [14] .مسعودی، اثبات الوصیه، ص 196، به نقل از اکبر دهقان، آینه کمال، ص 193. [15] .علی حائری و همکاران، روزشمار قمری، ص 183، اول، قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، 1381 ش. [16] .باقر شریف القرشی، حیاة الامام علی الهادی، ص 348، به نقل از: جواد محدثی، تاریخ سیاسی ائمه علیهم‌السلام، ص 231.




طبقه بندی: ماه ذیحجه واقعه ها،
[ شنبه 27 شهریور 1395 ] [ 02:23 ] [ خادمین هیئت ]

14ذیحجه روز اهدا زمین فدک از پیامبر صلی الله علیه وآله به بی بی صدیقه طاهری (سلام الله علیها) میباشد.

فدک سرزمین آباد و حاصلخیزی بود که در نزدیکی خیبر قرار داشت و پس از دژهای خیبر ، نقطه اتکای یهودیان حجاز بشمار می رفت .امروزه فاصله خیبر تا مدینه حدود 160 کیلومتر و منطقه ای است به مساحت حدوداً 50در 50 کیلومتر به نام استان "حائل" و شهر "حویطه" و "حائط" که به تأیید آیت الله مرحوم "محمدعلی عمری" رهبر شیعیان مدینه و افراد قدیمی هنوز هم فدک نامیده می شود . از آثار باقی مانده می توان "چشمه های هفت گانه فاطمه(عیون فاطمه)" – "مسجد فاطمه "- "وادی فاطمه" – " بساتین (باغهای) فاطمه" را نام برد مسجد مذکور از زمان پیامبر (ص) باقیمانده و در طول تاریخ بازسازی و ترمیم شده است.عکسهایی از این سرزمین در آخر همین مطلب برای دوستان و علاقه مندان موجود است.

بخشی از اقدامات به عمل آمده جهت تثبیت مالکیت فدک برای حضرت زهرا«علیها السلام»

 به قرار زیر است

1-نزول آیه قرآن برای به تملیک در آوردن فدک برای فاطمه‏«علیها السلام(

آیه ۲۶ سوره اسراء
 
تنظیم سند برای فدک-2
 
حضور شاهد برای اهداء سند به حضرت زهرا«علیها السلام»-3
 
اهداء فدک در حضور جمعی از مردم-4
به تصرف در آوردن فدک در زمان حیات پیامبر-5
امام باقر علیه السلام نقل فرمود: رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم پس از نزول آیه

«ذی القربی» فاطمه زهرا را طلبید و سند فدک را به اسم آن حضرت نوشت.

که پس از غصب فدک، آن را به ابوبکر نشان داد و فرمود:
حدیث
قالت: هذا کتاب رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم لی ولابنی [1]
(
این نامه را رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم برای من و فرزندانم نوشته است)


                                                                 [1}بحارالانوار، ج 21، ص 23 و اعلام الوری، ص 63 و 109

 

 آیه ۲۶ سوره اسراء

این کتب در شأن نزول این آیه به انتقال فدک از سوی پیامبرتصریح می‌کنند:

1.      حاکم حسکانی در کتاب «شواهد التنزیل» (ج۱، صص۴۳۸ و ۴۴۲)

2.      کاندهلوی در کتاب «حیاه الصحابه» (ج۲، ص۵۱۹)

3.      رازی در کتاب «الجرح و التعدیل» (ج۱، ص۲۵۷)

4.      قندوزی در کتاب ینابیع الموده (صص ۱۱۹ و ۴۳۹)

5.      خوارزمی در کتاب «مقتل الحسین» (ج۱، ص۷۰)

6.      سیوطی در تفسیر خود که از دو صحابی «ابو سعید خدری» و «عبدالله بن عباس» بخشش فدک را متذکر می‌شود. (ج۲، ص۱۵۸ و ج۵، صص۲۷۳_۲۷۴)

7.      ابن ابی حاتم در تفسیرش که «ابن تیمیه» آن را خالی از هر حدیث جعلی می‌داند.[۸]

8.      متقی هندی در کتاب «کنز العمال» (ج۲، ص۱۵۸ و ج۳، ص۷۶۷)





طبقه بندی: ماه ذیحجه واقعه ها،
[ جمعه 26 شهریور 1395 ] [ 09:02 ] [ خادمین هیئت ]

عکس های ناساوتایید شق القمر

در شب چهاردهم ذی حجّه که قرص ماه کامل بود، تعدادی از مشرکان مکه و یا به روایتی چهارده تن از اصحاب عقبه [افرادی از اهالی یثرب در عقبه منا در مکه معظمه با پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) پیمان بسته و به طوری پنهانی با او بیعت کرده بودند] از آن حضرت، درخواست معجزه کردند و به وی گفتند: هر پیامبری دارای معجزه است، معجزه شما در این شب چه می‌تواند باشد؟ (البته قابل توجه است مهمترین و اصلی‌ترین معجزه رسول اكرم قرآن است كه برای آن زمان و تمامی زمانها معجزه است.)

پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: شما از من چه معجزه‌ای می‌خواهید؟

آنان گفتند: اگر خدا با تو است و تو در نزد او قدر و منزلتی داری، از او بخواه که قرص قمر [ماه] را دو قطعه کند و آن دو را از هم جدا نماید.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) درباره پیشنهاد آنان می‌اندیشید که جبرئیل امین بر او نازل شد و عرض کرد: ای محمد! خدای سبحان به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: هر چیزی در این عالم را به فرمان تو در آوردم، هر چه از من بخواهی اجابت کنم.

آنگاه، آن حضرت سرش را به سوی آسمان بلند کرد و به ماه دستور داد که به دو نیم شود. در همان حال، ماه به دو نیمه شد و معجزه الهی به وقوع پیوست.

پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و پیروان او به سجده رفته و خدای قادر و سبحان را شکر نمودند.

آنگاه، به آن حضرت گفتند: آیا امکان دارد که دو نیمه ماه به هم بپیوندد و همانند سابق شود؟

پیامبر(صلی الله علیه و آله) اشاره‌ای به ماه کرد و دستور داد که به هم بپیوندند.

مشرکان مکّه[و یا اصحاب عقبه] بار دیگر از آن حضرت درخواست کردند که وی معجزه کرده و بالای ماه را بشکافد.

آن حضرت برای اتمام حجت بر آنان، بار دیگر اشاره به ماه کرد و فرمان داد که در بالایش شکافی پدید آید.

در همان لحظه انشقاقی پدید آمد و بالای ماه شکافته شد و معجزه "شق القمر" به وقوع پیوست.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) و پیروانش سجده شکر کرده و خدای سبحان را که چنین معجزه‌ای به پیامبرش عنایت کرد، سپاس گفتند.

آنگاه پیامبر(صلی الله علیه و آله) به ماه اشاره کرد که به حال سابقش برگردد.

مشرکان و کافران که با چشم خود شاهد این معجزه الهی بودند، به عهدشان وفا نکرده و برای ایمان آوردن به پیامبر(صلی الله علیه و آله) بهانه آوردند و گفتند: ما منتظر بازگشت مسافرانمان از شام و یمن می‌مانیم، اگر آنان نیز این معجزه را دیده باشند به تو ایمان می‌آوریم و در غیر این صورت معلوم می‌شود که بر ما سحر و جادو کردی و دشمنی ما نسبت به تو افزون می‌گردد.

به هر روی، مشرکان با این بهانه از زیر بار عهد و پیمانشان شانه خالی کرده و به آن حضرت ایمان نیاوردند و گفتند که کار محمد(صلی الله علیه و آله)، سحر و جادو بود. با این که برخی از علمای اسلامی در اصل معجزه شق القمر تشکیک کرده‌اند ولی اکثر قریب به اتفاق علما، مفسران و مورخان اسلامی، آن را تأیید کرده و شأن نزول سوره قمر(54) قرآن مجید را در همین رابطه می‌دانند.




طبقه بندی: ماه ذیحجه واقعه ها،
[ پنجشنبه 25 شهریور 1395 ] [ 00:16 ] [ خادمین هیئت ]
خروج ابراهیم بن مالک اشتر برای جنگ با ابن زیاد

هنگامی كه كوفه را جناب مختار رحمه الله از قتله سید الشهداء علیه السلام پاك كرد، در این روز ابراهیم بن مالك اشتر با 12000 یا به روایت ابن نما با كمتر از 20000 نفر برای جنگ با ابن زیاد از كوفه خارج شد و مختار به مشایعت او رفت.
 لشكر ابراهیم تا كنار نهر خازر در پنج فرسخی موصل رفت، و آن مكان را لشكرگاه كرد. عبیدالله به موصل آمد و آنجا را با سی هزار یا هشتاد هزار سواره تصرف كرد و آماده جنگ با لشكر ابراهیم شدند. 
شبی كه فردایش جنگ شروع می‏شد، خواب به چشمان ابراهیم بن مالك نیامد و این كلمات را بارها برای لشكرش تكرار كرد: «ایها الناس، شمایید انصار دین و شیعه امیرالمومنین علیه السلام، و این است عبیدالله بن مرجانه قاتل حسین بن علی علیه السلام. این است كه پسر فاطمه زهرا سلام الله علیها را از جرعه‏ای آب منع كرد در حالی كه عیالات و اطفال او فریاد «العطش» می‏زدند. او بود كه مانع شد كه پسر پیامبر صلی الله علیه و آله به جایی برود، و اطراف او را گرفتند تا با لب تشنه شهیدش كردند و عیالات او را مانند كنیزان بر شتران سوار كرده به شام بردند. به خدا قسم فرعونیان با بنی اسراییل نكردند آنچه این ملاعین با ذریه پیامبر صلی الله علیه و آله كردند». 
سپس ابراهیم دعا كرد كه خداوند نصرت و پیروزی را نصیب ما فرماید، چون ما برای خونخواهی اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله غضب كرده‏ایم. 
صبح قسمتهای مختلف لشكر و پرچم‏ها را بازدید نمود و جنگ آغاز شد. سرانجام بعد از چند روز جنگ، و فرار لشكر عبیدالله بن زیاددر روز عاشورای سال 67 ه’ عبیدالله به دست ابراهیم بن مالك اشتر نخعی به دركات جهنم شتافت و سر او را برای مختار فرستادند. 

(بحار الانوار: ج 45، ص 380 - 384. فرسان الهیجاء: ج 2، ص 235 - 238)



طبقه بندی: ماه ذیحجه واقعه ها،
[ پنجشنبه 1 مهر 1395 ] [ 00:11 ] [ خادمین هیئت ]

 نهم ذی الحجة

            1.روز عرفه

در روز عرفه (1 )زیارت امام حسین علیه السلام مستحب است ، چه اینکه خداوند ابتدا به زوار امام حسین علیه السلام نظر می کند زیرا همه حلال زاده اند ، و بعد به زوار با معرفت خویش در عرفات نظر می کند .( 2)

2.شهادت حضرت مسلم وهانی

در این روز در سال 60 هجری محمد بن کثیر و پسرش در کوفه به جرم مهمانداری و طرفداری از مسلم بن عقیل علیه السلام به شهادت رسیدنددر شب عرفه جناب مسلم بن عقیل علیه السلام به منزل طوعه رفتند.(3)

در روز عرفه سال 60 هجری که چهارشنبه بود جناب مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را در کوفه شهید کردند.(4)

خاندان حضرت مسلم

نام مبارکش مسلم و پدرش عقیل ، و مادرش عَلِیّه ، و همسر آن حضرت رقیه دختر امیرالمؤمنین علیه السلام است.( 5)

پیامبر صلی الله علیه واله فرمود : " چشم مؤمنان بر او گریان است ، و ملائکه مقرب الهی بر او درود می فرستند". امام حسین علیه السلام هنگامی که آن حضرت را به سوی کوفه فرستادند ، در قسمتی از نامه به اهل کوفه چنین فرمودند : برادرم و پسر عمویم و فرد مورد اطمینان از اهل بیتم را نزد شما فرستادم ".هنگامی که امام حسین علیه السلام خبر شهادت آن حضرت و هانی را شنید ، چندین بار فرمود: "اناللّه و انا الیه راجعون". سپس فرمود: "خیری در زندگی بعد از آنها نیست". از جمله وصایای آن حضرت به ابن سعد این بود که کسی را به نزد امام حسین علیه السلام بفرستد که آن حضرت به سوی کوفه نیاید.

شهادت و دفن بدن حضرت مسلم

در غربت و مظلومیت آن حضرت همین بس که از پشت بامها دسته های نی را آتش می زدند و بر سر آن حضرت می ریختند همچنین زمانی که چشم ابن زیاد بر آن حضرت افتاد ، زبان به جسارت امیرالمؤمنین و امام حسین علیهما السلام و عقیل گشود در بالای دارالاماره با لب تشنه سر از بدن نازنینش جدا کردند و بدنش را از بالای قصر به پایین انداختند .بعد از شهادت ریسمان به پای مبارکش بسته و در میان بازار کوفه می کشیدند سپس بدن مبارکش را به دار زده و سر مطهرش را به دمشق فرستادند .

در دفن بدن مطهر دو نظر است یکی اینکه جمعی از قبیلۀ هانی آمدند و بدنهای مطهر مسلم بن عقیل و هانی را دفن کردند.(6)

دیگر اینکه نیمه شب زوجۀ میثم تمار به همراهی چند نفر از جمله همسر هانی بن عروة ، بدنها را در کنار مسجد اعظم کوفه دفن کردند.(7)

هانی بن عروه

اما جناب هانی که پدرش عروه است ، از اصحاب پیامبر صلی الله علیه واله و از بزرگان و خواص شیعه و مخلصین در محبت امیرالمؤمنین علیه السلام بود ، و در جنگهای صفین ، جمل و نهروان در خدمت آن حضرت بود.(8)

جناب هانی بزرگ طایفۀ مذحج بود و در قبیلۀ خود دارای نفوذ فراوانی بود هنگامی که اهل کوفه عهد و پیمان خود را شکستند و بی وفایی خود را نسبت به اهل بیت علیهم السلام و مسلم بن عقیل ثابت کردند ، جناب هانی بن عروه آن حضرت را پناه دادپس از آن محمد بن اشعث خبیث جناب هانی و عده ای از شیعیان را دستگیر کرد .

بعد از شهادت مسلم بن عقیل و شکستن سر وبینی جناب هانی توسط ابن زیاد ملعون ، آن خبیث دستور داد سر جناب هانی را در بازار گوسفند فروشان از بدنش جدا کردند و با طنابی که به پای آن بزرگوار بسته بودند همراه با بدن جناب مسلم بن عقیل علیه السلام در بازار کوفه روی زمین کشیدند سپس به دار زدند ، و سپس بدن هانی همراه با بدن مسلم دفن شد.

3.روز سد ابواب

در این روز به امر پیامبر صلی الله علیه واله همۀ درهای منازل اصحاب به طرف مسجد پیامبر صلی الله علیه واله بسته شد ، جز در خانۀ امیرالمؤمنین علیه السلام که به دستور خاص الهی آن را نبستند.( 9)

عده ای ازاصحاب عرض کردندیا رسول الله ، چرا همۀ دربها را جز در خانۀ علی علیه السلام بستید؟ حضرت فرمود: من تابع وحی پروردگار هستم، و در روایتی دیگر است که پیامبر صلی الله علیه واله خطبه ای ایراد فرمود و در ضمن آن حضرت فرمود: ای مردم ، خداوند متعال به موسی و هارون امر فرمود خانه هایی بنا کنند ، و امر فرمود که جنب در آن خانه ها بیتوته نکنند و زنها داخل آنها نشوند مگر هارون و ذریه هارون علی بن ابی طالب علیه السلام برای من به منزله هارون است برای موسی پس برای احدی از زنها و جنب حلال نیست که به مسجد من داخل شود".

پیامبر صلی الله علیه واله ایستادند و فرمودند: " عده ای رضایت قلبی ندارند که علی بن ابی طالب علیه السلام در همه وقت و هر حالتی ساکن مسجد باشد ، در حالی که آنها بیرون شده اند بخدا قسم که من آنها را بیرون نکردم و علی علیه السلام را من ساکن مسجد قرار ندادم ، بلکه خداوند آنها را بیرون نموده و علی علیه السلام را ساکن مسجد قرار داده است ، و منزلت او نزد من مانند منزلت هارون نزد موسی علیه السلام است سپس در فضایل علی علیه السلام کلماتی بیان فرمودند ، تا آنجا که فرمودند: " هر کس از این موضوع ناراحت است برود آنجا و اشاره به طرف شام کردند.( 10)


1. مسار الشیعة ص 18 . توضیح المقاصد ص 30 . مصباح کفعمی ج ص 600

2.زاد المعاد ص 262 . بحار الانوار ج 97 ص 384 .

3. فیض العلام ص 113 .

4. ارشاد ج ص 66 . اعلام الوری ج ص 445 . مصباح کفعمی ج ص 600 . بحار الانوار ج 44 ص363 . مسار الشیعة ص 18 . فیض العلام ص 115 .

5.مروج الذهب ج ص 69 – 70 . مراقد المعرف ج ص 307 – 316 . منتخب التواریخ ص 292 – 293 .فرسان الهیجاء ج ص 62 ، 120 .

6. مراقد المعارف ج ص 318 . فرسان الهیجاء ج ص 106

7. وسیلة الدارین ص 209 ، از ثعلبی .

8. مراقد المعارف ج ص 318 ، 359 ، 361 . منتخب التواریخ ص 294 – 295 . فرسان الهیجاء ج ص139 – 143 . وسیلة الدارین ص 208 – 209 .

9.توضیح المقاصد ص 30 . بحار الانوار ج 97 ص 384 ، ج 95 ص 189 . مصباح کفعمی ج ص 600 .وقایع الشهور ص 226 .

10.علل الشرایع ج ص 262 . تذکرة الخواص ابن جوزی ص 46 .




طبقه بندی: ماه ذیحجه واقعه ها،
[ چهارشنبه 23 مرداد 1392 ] [ 14:24 ] [ خادمین هیئت ]
مناسبتهای هشتم ذی الحجه

1). توطعه ترور امام حسین(علیه السلام)

در این روز در سال 60 هجری به دستور یزید لعین سی نفر از شیاطین بنی امیه از شام برای دستگیری و یا کشتن امام حسین (علیه السلام) به بهانه حج وارد مکه شدند.

2). دعوت عمومی حضرت مسلم (علیه السلام) در کوفه 

در این روز در سال 60 هجری روز سه شنبه حضرت مسلم (علیه السلام) دعوت خود را برای امام حسین (علیه السلام) در کوفه آشکار کرد و از طرفی کوفیان نفاق خود را نمودار کردند.

3). حرکت امام حسین (علیه السلام) از مکه به عراق

در این روز در سال 60 هجری امام حسین (علیه السلام) از مکه متوجه عراق شدند، و این قول مشهور بین محدثین و ارباب مقاتل است. بنا بر قولی آن حضرت در روز نهم از مکه به طرف عراق حرکت فرمودند.  


طبقه بندی: ماه ذیحجه واقعه ها،
[ دوشنبه 1 آبان 1391 ] [ 13:54 ] [ خادمین هیئت ]
مناسبتهای هفتم ذی الحجه

1).شهادت امام محمد باقر(علیه السلام)

در چنین روزی مصادف با دوشنبه، در سال 114 هجری امام باقر (علیه السلام) توسط هشام بن عبدالملک مسموم و شهید شد. در شب شهادت به امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «من امشب جهان را بدرود خواهم گفت. هم اکنون پدرم علی بن الحسین(علیه السلام) را دیدم که شربتی گوارا نزد من آورد و نوشیدم و مرا به سرای جاوید و دیدار حق بشارت داد». در روایت دیگری فرمودند: ای فرزند گرامی، مگر نشنیدی که حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) از پس دیوار مرا صدا کرد: «ای محمد بیا، زود باش که ما انتظار تو را می کشیم». آن حضرت چندین روز و به قولی سه روز در حالت درد از اثر سم به سر می بردند تا به شهادت رسیدند. فردای ان روز بدن مطهر و پاک ان دریای بیکران دانش خدایی را در خاک بقیع کنار مزار امام مجتبی(علیه السلام) و امام سجاد(علیه السلام) به خاک سپردند......

2).خطبه حضرت عباس(علیه السلام) در مکه 

در این روز در سال 60 هجری یک روز قبل از خروج مولانا ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) از مکه به کربلا حضرت قمر بنی هاشم(علیه السلام) بر فراز خانه خدا رفت و خطبه ای قراء ایراد فرمودند. شروع خطبه چنین بود: حمد مخصوص پروردگاری است که این خانه را به قدوم پدرم (امیرالمومنین علیه السلام) شرافت بخشید.....

3). بردن امام کاظم(علیه السلام) به زندان بصره

در این روز امام کاظم(علیه السلام) را در حالی که در غل و زنجیر بسته بودند، به بصره بردند و مدت یکسال نزد عیسی بن جعفر بن ابی جعفر منصور محبوس کردند و سپس حضرت را به بغداد نزد فضل بن ربیع بردند و حبس کردند.......




طبقه بندی: ماه ذیحجه واقعه ها،
[ دوشنبه 1 آبان 1391 ] [ 13:46 ] [ خادمین هیئت ]

ششم ذی الحجه - مرگ منصور دوانقی (لعنة الله علیه)


ابو جعفر، منصور بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس ، پس از مرگ برادرش ابوالعباس سفّاح در ذی حجه سال 136 قمری، به خلا فت رسید.

وی، دوّمین نفری است كه از طائفه بنی عباس، به این مقام رسیده بود.

در سال های خلافت منصور رویدادهای مهمی در عالم اسلام به وقوع پیوست و این خلیفه خشن و سخت گیر، بسیاری از معاریف و صاحب نفوذان را با بهانه های واهی كشت و بر محرومان و مستضعفان ترحمی نشان نداد و با همه مردم با سنگ دلی و سختگیری بر خورد می كرد.

در آغاز خلافت وی، عمویش عبدالله بن علی،خلافتش را نپذیرفت و خود را شایسته این مقام می دانست و اقدام به شورش بزرگ كرد و بسیاری از شهرها را به تصرف خویش در آورد.منصور، ابومسلم خراسانی را با سپاهی سنگین به جنگ او فرستاد و در نبرد با او، سپا هیانش را با شكستی سخت و سنگین مواجه ساخت و آنان را به شدت سركوب كرد. ولی عبدالله بن علی ، از منصور امان خواست ومنصور نیز وی را امان داد و او مدتی در بصره بماند و سپس به دارالخلافه رفت و در آن جا ، دستگیر و زندانی گردید و پس از مدتی به دستور منصور به طرز تأسف باری، كشته شد.

هم چنین ابو مسلم خراسانی با تمام خدمات و تلا ش های بی دریغی كه برای بر پایی خلافت عباسیان كرده بود، نا جوانمردانه به دستور منصور كشته شد.

شورش راوندیان و سر پیچی عامل خراسان، به شدّت سركوب شد.

قیام های محمد بن عبدالله بن حسن مثنی و برادرش ابراهیم بن عبدالله با شكست مواجه شد و آن دو، یكی در مدینه و دیگری در بصره به شهادت رسیدند.

هم چنین بسیاری از علویان، به ویژه اولاد و احفاد امام حسن مجتبی(ع)، معروف به بنی الحسن، در سیاه چال های منصور زندانی و به طرز فجیعی كشته شدند.

منصور به خاطر سكونت راوندیه[هواداران ابومسلم خراسانی]در هاشمیه، اقامت در این شهر را به مصلحت خویش نمیدیدو همچنین به خاطر شیعیان و محبان اهل بیت(ع) در كوفه، انتقال خلافت به این شهر بزرگ اسلامی را ناخوش می دانست و بدین جهت، در صدد ساختن شهری جدید برآمد . وی در سال 145 قمری، ساختن شهر بغداد را آغاز كرد و پس از آمادگی نسبی آن ، خلافتش را بدان مكان، منتقل

نمود و از آن پس ، بغداد دارالخلافه عباسیان گردید.(1)

شایان ذكر است كه امام ششم شیعیان، حضرت جعفربن محمد، معروف به"امام جعفرصادق(ع)"در عصر سفّاح ومنصور می زیست و از منصور ، سختی های زیادی متحمل وگردید و سر انجام به دستور وی مسموم شد و در مدینه منوره به شهادت رسید .

سر انجام منصور دوانقی، پس از بیست و دو سال خلافت، در ششم ذی حجّه سال 158قمری، در بازگشت از مراسم حج، در مكانی به نام "بئر میمون "به هلاكت رسید و جنازه اش را به مكّه معظمه حمل كرده و در آنجا به خاك سپردند.

پس از آن، بنا به وصیت و سفارش منصور، پسرش مهدی عباسی به خلافت رسید.(3)

----------------------------------------------------------------

1- تاریخ ابن خلدون، ج2، ص283

2- الارشاد [ شیخ مفید] ، ص528؛كشف الغمة[علی بن عیسی اربلی]، ج2،ص374؛منتهی الآمال [ شیخ عباس قمی]، ج2 ص 149 و ص155

3-تاریخ ابن خلدون ، ج2، ص319




طبقه بندی: ماه ذیحجه واقعه ها،
[ دوشنبه 1 آبان 1391 ] [ 13:23 ] [ خادمین هیئت ]

شهادت امام باقر (علیه السلام)

« یا اباجعفر یا محمد بن علی ایها الباقر یابن رسول الله یا حجة الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله »


شهادت امام محمد باقر علیه السلام تسلیت باد

امام باقر (ع) پس از عمرى تلاش در میدان بندگى خدا و احیاى دین و ترویج‏علم و خدمات اجتماعى به جامعه اسلامى، در روز هفتم ماه ذو الحجه سال 114 (1) رحلت كرد.

در سال رحلت و شهادت آن حضرت آراى دیگرى نیز وجود دارد.دسته‏اى از مورخان سال 117 (2) و بعضى سال 118 (3) و گروه اندكى سالهاى 116 (4) و 113 (5) و 115 (6) و 111 (7) را یاد كرده‏اند، اما بیشترین منابع تاریخى سال 114 (8) را متذكر شده‏اند.

منابع روایى و تاریخى علت وفات آن حضرت را مسمومیت دانسته‏اند، مسمومیتى كه دستهاى حكومت امویان در آن دخیل بوده است. (9)

از برخى روایات استفاده مى‏شود كه مسمومیت امام باقر (ع) به وسیله زین آغشته به سم، صورت گرفته است، به گونه‏اى كه بدن آن گرامى از شدت تأثیر سم‏بسرعت متورم گردید و سبب شهادت آن حضرت شد. (10)

در این كه چه فرد یا افرادى در این ماجراى خائنانه دست داشته‏اند، نقلهاى روایى و تاریخى از اشخاص مختلفى نام برده‏اند.

بعضى از منابع، شخص هشام بن عبد الملك را عامل شهادت آن حضرت دانسته‏اند. (11)

بخشى دیگر، ابراهیم بن ولید را وسیله مسمومیت معرفى كرده‏اند. (12)

برخى از روایات نیز زید بن حسن را كه از دیر زمان كینه‏هاى عمیق نسبت به امام باقر (ع) داشت، مجرى این توطئه به شمار آورده‏اند. (13)

به طور مسلم وفات امام باقر (ع) در دوران خلافت هشام بن عبد الملك رخ داده است، (14) زیرا خلافت هشام از سال 105 تا سال 125 هجرى استمرار داشته، و آخرین سالى كه مورخان در وفات امام باقر (ع) نقل كرده‏اند 118 هجرى مى‏باشد. (15)

با این كه نقلها بظاهر مختلف است، اما با اندكى تأمل در منابع روایى و تاریخ، بعید نمى‏نماید كه همه آنها به گونه‏اى صحیح باشد زیرا عامل شهادت آن حضرت لازم نیست یك نفر باشد بلكه ممكن است افراد متعددى در شهادت امام باقر (ع) دست داشته‏اند كه هر روایت و نقل، به یكى از آنان اشاره كرده است.

با توجه به برخوردهاى خشن و قهر آمیز هشام با امام باقر (ع) و عداوت انكار ناپذیر بنى امیه با خاندان على (ع) شك نیست كه او در از میان بردن امام‏باقر (ع) ـ اما بشكلى غیر علنى ـ انگیزه‏اى قوى داشته است.

بدیهى است كه هشام براى عملى ساختن توطئه خود، از نیروهاى مورد اطمینان خویش بهره جوید، از این رو ابراهیم بن ولید (16) را كه عنصرى اموى و دشمن اهل بیت (ع) است به استخدام مى‏گیرد و او امكانات لازم را در اختیار فردى كه از اعضاى داخلى خاندان على (ع) بشمار مى‏آید و مى‏تواند در محیط زندگى امام باقر (ع) بدون مانع راه یابد و كسى مانع او نشود، قرار دهد، تا به وسیله او برنامه خائنانه هشام عملى گردد و امام به شهادت رسد.

امام باقر (ع) این چنین به شهادت رسید و به ملاقات الهى شتافت و در بقیع، كنار مرقد پدر بزرگوارش امام سجاد (ع) و عموى پدرش حسن بن على (ع) مدفون گشت. (17)



ادامه مطلب

طبقه بندی: ماه ذیحجه واقعه ها،
[ یکشنبه 20 مرداد 1392 ] [ 09:36 ] [ خادمین هیئت ]


11ذیحجه افشای سر ولایت توسط عایشه و حفصه

در این روز در سال دهم هجری در حجه الوداع پیامبر ص به عایشه سری را بیان فرمود و به تذکر داد که اگر این سر را با کسی بازگو کنی، لعنت خدا و ملائکه و مردم بر تو باد.

عایشه بلافاصله آن سر را به حفصه گفت و هر کدام آن سر را به پدارانشان بازگو کردند، و ابوبکر هم عمر در جریان قرار داد. کار به جایی رسید که آن 4 زن و مرد تصمیم گرفتند پیامبر را مسموم کنند.

جبرئیل پیامبر(صلی الله علیه و آله) را با خبر کرد و آن حضرت آنها را از توطئه و افشای سر خبر داد.سپس حفصه را طلاق دادند،ولی بعدأ به اصرار بعضی رجوع فرمودند و آیات سوره تحریم نازل شد.به قولی افشای سر در 12 این ماه واقع شده است.

این دو زن چه کرده بودند که خداوند در سوره تحریم آنها را به زن نوح و لوط تشبیه نموده است.




طبقه بندی: ماه ذیحجه واقعه ها، عایشه که بود،
[ سه شنبه 23 شهریور 1395 ] [ 00:10 ] [ خادمین هیئت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


روایات/احادیث/معجزات/مداحی/سخنرانی
/تصاویر/اشعار اهل بیت علیهم السلام

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آخرین مطالب

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

در زندگی هر یك از ما گاهی بر سر دو راهی قرار می گیریم و بعد از مشورت با دیگرانم و زدن تمامی درها اگر نتوانستیم راه خودمان را انتخاب كنیم به استخاره روی می اوریم و از خداوند طلب خیر میكنیم .

ابتدا نیت نمایید سپس روی استخاره بگیر کلیک فرمایید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوه ‎ للّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. ‎ اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین