تبلیغات
هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران
غم حسین(علیه السلام) عین عبادت است
قالب وبلاگ
نویسندگان
صفحات جانبی

با فرار رسیدن شهادت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و امام حسن مجتبی علیه السلام کم کم طبل پایان 2ماه عزاداری زده میشود. بدون مقدمه ‍؛ در عصر حاضر عامه مردم معتقدند پیامبر به مرگ طبیعی از دنیا رفته اند ولی اگر در روایات و اتفاقات گذشته عمیق شویم متوجه میشویم که پیامبر و علی بن ابی طالب و فرزندان او تا امام حسن عسکری علیه السلام همگی شهید شده اند. حال معلوم نیست چرا در حال حاضر چرا خیلی مصر هستند که اینطور وانمود کنند که پیامبر اکرم به مرگ طبیعی از دنیا رفته اند. در این مطلب به روایات و اسنادی که نشان میدهد آن دو ملعونه باعث شهادت رسول الله بوده اند می پردازم. هر چند در این دو مصیبت بزرگ عایشه ملعونه نقش داشته است ولی به جهاتی فقط به جریان شهادت رسول الله صلی الله علیه و آله می پردازیم:


وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِینَ. (آل عمران ایه 144)

محمد [ص‏] فقط فرستاده خداست‏؛ و پیش از او، فرستادگان دیگرى نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمى‏گردید؟ [و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیّت و کفر بازگشت خواهید نمود؟] و هر کس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمى‏زند؛ و خداوند بزودى شاکران [و استقامت‏کنندگان‏] را پاداش خواهد داد.


کتابهای سیره و حدیث مرگ رسول خدا بوسیله سم را تایید کرده اند و آن را با احادیث متواتر ذکر کرده اند از جمله:

ابن سعد میگوید در روایتی آمده است: پیامبر ص مسموم درگذشت و شصت و سه ساله بود. این قول ابن عبده است.


(المجدد فی الانساب. محمد بن محمد علوی ص6)

شیخ مفید میگوید: او در مدینه روز دوشنبه دوشب باقیمانده از ماه صفر در سال هم هجری درگذشت درحالیکه شصت و سه سال داشت. (المقنعه شیخ مفید ص456 و منتهی المطلب حلی ج2ص887)

علامه حلی شهادت رسول خدا را به وسیله سم ذکر میکند.


(منتهی المطلب حلی ج2 ص887)

در کتاب جامع الرواه آمده است: پیامبر ص در مدینه مسموم درگذشت.


(جامع الرواه محمد علی اردبیلی ج2ص463)

شیخ طوسی میگوید: رسول خدا دو شب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری مسموم درگذشت.


(تهذیب الاحکام ج6ص1 و بحار الانوار ج22ص514)

بیهقی از عبدالله بن مسعود روایت کرده است که وی گفت: اگر 9 بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده اشت برایم محبوبتر است از اینکه یکبار قسم بخورم که او کشته نشده است به جهت اینکه خداوند او را پیامبر شهید قرار داده است.


(السیره النبویه ابن کثیر دمشقی ج4ص449)

حاکم نیشابور کشته شدن رسول خدا را تایید کرده است. آنجا که میگوید: شعبی گفته است: بخدا قسم رسول خدا و ابوبکر با سم کشته شدند و عمر و عثمان و علی بن ابیطالب با شمشیر کشته شدند و حسن بن علی با سم و حسین بن علی با شمشیر کشته شد.


(المستدرک. ج3ص60)

ابن مسعود کشته شدن پیامبر با سم زن یهودی خیبر را تکذیب کرده اما خود او تایید و تاکید می کند که پیامبر صلی الله علیه و اله در سنه 11 هجری کشته شده است. (توجه کنید)


(السیره نبویه ابن کثیر ج4ص449 و البدایه و النهایه ج6ص317و322)

رسول خدا ص فرمود: هیچ پیامبری یا وصی او نیست مگر آنکه شهید میشود. (بصائر الدرجات ص148و بحارالانوار ج17ص405و ج40ص13) و همچنین فرمودند: هیچ کس از ما (اهل بیت) نیست مگر آنکه مسموم یا مقتول خواهد بود.


(کفایه الاثر-خراز قمی ص 162 و وسائل الشیعه ج14ص2 و بحارالانوار ج45ص1 و من لایحضره الفقیه ج4ص17 )

پس شهادت حضرت رسول توسط سم قطعی است. ولی چه کسی و در چه زمانی ایشان را به شهادت رسانده اند ؟؟؟


زمان شهادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله


ظاهرا بیشترین فاصله ای را که بین فرمان حمله به شام به رهبری اسامه و شهادت حضرت رسول بیان شده است دو هفته است. (المغازی واقدی ج1ص126) به دلیل زیاد بودن روایات در این زمینه بنده به بیان مصادر کفایت میکنم: الطبقات الکبری ابن سعد جلد دوم و سیره ابن هشام و انساب الاشراف جلد اول و عیون الاثر جلد دوم.

در تمامی این مصادر فاصله 12 الی 14 روز فاصله بین دستور حمله به شام و شهادت بیان شده است. شهادت ایشان در سال 11 هجری و در سن شصت و سه سالگی بوده است.

اولا:از آنجایی که حضرت رسول ص همانطور که گفتم از شهادت قریب الوقوع خودشان در غدیر خبر داده بودند.

ثانیا:فاصله زمانی زیادی بین غدیر و دستور حمله به شام به رهبری اسامه نبوده است.

ثالثا: سرزمین شام در فاصله دوری از مدینه قرار داشت.

رابعا: در غدیر علی علیه السلام به عنوان جانشین معرفی شده بود.

ابوبکر و عمر و دیگران اطرافیان از پیوستن به سپاه اسامه سر باز زدند تا بتوانند به طور سری به گونه ای که رسوا نشوند از دست پیامبر ص خلاص شوند و نقشه های شوم خود را در بعد از شهادت حضرت اجرا کنند.


عایشه و اطرافیان او قاتل حضرت رسول صلی الله علیه و اله


روایت شده است: پس بیهوش شد و چون به هوش آمد زنها به او دارو خوراندند در حالی که او روزه دار بود. (الطبقات الکبری ج2ص235)

در دو روایت بخاری و مسلم از عایشه آمده است: ما به رسول خدا در هنگام بیماری اش دارو دادیم پس شروع کرد به اشاره کردن به ما که به من دارو ندهید.

گفتیم: (مسئله ای نیست) هر بیماری از دارو متنفر است. در بعضی روایات اینچنین آمده: (اهمیتی ندهید) کراهیت مریض از دواست!

اندکی بعد پیامبر فرمود: هرکس در خانه است در برابر چشم من باید دارو بخورد بجز عمویم عباس که در کنار شما حضور نداشت.


(سنن البخاری ج7ص17 و ج8ص40 و سنن مسلم ج7ص 24و194 - تاریخ طبری ج2ص438 – بخاری گفته است: این روایت را همچنین ابن ابی زناد از هشام از پدرش از عایشه روایت کرده است: السیرة النبویة ابن کثیر دمشقی 4/449 – مسند احمد 6/35)

اولا: مگر اطاعت حضرت رسول در هر حالی طبق نص قرآن واجب نشده است ؟ مگر قرآن نفرموده: که پیامبر ص از روی هوی و هوس سخن نمیگوید ؟ پس چرا وقتی حضرت خواستند که به او دارو (سم) را ندهند عایشه اطاعت نکرد و بلکه خلاف دستور حضرت عمل کرد ؟ انگار عایشه نیز مانند عمر خیال کرده بود که پیامبر ص نعوذبالله هذیان میگوید !!! آیا رسول خدا ص فایده دارو را نمی دانست و آنها میدانستند ؟ و آیا پیامبر مصلحت خود را تشخیص نمیداد و آنها تشخیص میدادند ؟

ثانیا: جمله آخر حضرت (همه اهل خانه در برابر چشم من از این دارو بخورند) اشاره به این دارد حضرت میدانستند که آن دارو نبوده است بلکه سم بوده است که میخواستند توسط آن حضرت را بکشند. لهذا منظور حضرت اینچنین بوده است: اگر دارو بوده است از آن بخورید!!! ولی خودشان میدانستند که دارو نبود و از آن نخوردند.

در الطب النبوی ابن جوزی ج1ص66 میگوید: به او دوا خوراندند در حالیکه بیهوش بود و چون به هوش آمد فرمود: چه کسی با من چنین کرد. این کار زنهائی است که از آنجا آمده اند و با دست به سوی حبشه اشاره کرد. و در روایات صحیح آمده که عایشه و حفصه حبشی بودند.

این یک افشاگری از سوی رسول خداست که او را به روشی که زنان حبشیه به شوهرانشان سم میخوراندند مسموم کرده اند. سم حبشه نیز معروف و مشهور بوده است و بعضی از حبشیها متخصص در سحر و شعبده و انواع سم بوده اند.

عبدالصمد بن بشیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آنحضرت فرمود: میدانید پیامبر ص درگذشت یا کشته شد همانطور که خدا میفرماید: (اگر او درگذرد یا کشته شود به جاهلیت باز میگردید.) او قبل از مرگ مسموم شد. آن دو زن (عایشه و حفصه) به او سم نوشاندند. (تفسیرالعیاشی ج1ص200 و بحارالانوار ج22ص516 وج28ص21) و در روایت دیگر آمده است: عایشه و حفصه به او سم نوشاندند.


(بحارالانوار ج22ص516)

در روایت بحارالانوار آمده است که هر چهار نفر (ابوبکر، عمر، عایشه و حفصه) بر مسموم نمودن آن حضرت همدست شده بودند. (بحارالانوار 22/239 و 246)

و علامه مجلسی میگوید: احتمال داردکه هر دو سم در شهادت پیامبر مؤثر بوده اند.( بحارالانوار ج22ص516 )

منظور علامه از دو سم یکی سم خیبر است و دیگری سمی که در روزهای آخر حیاتش به او نوشاندند. سران رژیم غاصب (ابوبکر و عمر و دخترانشان و...) برای اینکه اسم آنها به عنوان قاتلین حضرت رسول در جامعه پخش نشود به دست و پا افتادند و صحنه را غبار آلود کردند و گفتند: درست است که رسول خدا مسموم شده اما این اثر سم خیبر در سال هفتم هجری بوده است که اینک او را از پای درآورده است!!!

البته هیچ عاقلی چنین بهانه واهی را نمی پذیرد زیرا رسول خدا در سال 11 هجری کشته شده و حادثه خیبر در سال هفتم اتفاق افتاده است !!! از آن گذشته رسول خدا ص از مسمومیت طعام خیبر توسط جبرئیل آگاه شد و از آن نخورد. عایشه نیز از آن واقعه عبرت گرفت وخوردن سم را به اختیار خود پیامبر نگذاشت بلکه به زور آن را به حضرت خوراند. پس قطعا شهادت حضرت به خاطر آخرین سم که توسط عایشه به او خورانده شد و حضرت به خاطر ضعف نتوانستند مقاومت کنند و به شهادت رسیدند.




طبقه بندی: ماه صفر و وقایع، عایشه که بود،
[ شنبه 6 آذر 1395 ] [ 01:16 ] [ خادمین هیئت ]
عایشه ام المومنین نیست !

منحرفین از خط ولایت مولا علی علیه السلام معتقدند که تمامی زنان پیامبر صلی الله علیه و اله حتی عایشه لقب "ام المومنین" را دارند. و برای ادعای خویش آیه ذیل را مطرح می کنند:
النَّبِیُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُم.
یعنی: " پیامبر، نسبت به مؤمنان از خودشان اولى و سزاوارتر است، و همسرانش [در حرمت ازدواج به منزله] مادران آنانند." (احزاب/6)
ایشان لقب "ام المومنین" را نوعی افتخار برای زنهای پیامبر صلی الله علیه و اله محسوب می کنند. ولی طبق آیاتقرآن ما معتقدیم که ام المومنین به تنهایی فضیلتی نیست بلکه زنان رسول خدافقط اگر تقوی پیشه کنند و از خدا بترسند دارای ارزش و مقام می باشند. وبه همین جهت است که قرآن می فرماید: یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً.
یعنی: "اى همسران پیامبر! شما اگر پرهیزكارى پیشه كنید [از نظر منزلت و موقعیت] مانند هیچ یك از زنان نیستید، پس در گفتار خود، نرمى و طنّازى نداشته باشید تا كسى كه بیمار دل استطمع كند، و سخن پسندیده و شایسته گویید.." (احزاب/32)
همچنین قرآن می فرماید: یَانِسَاءَ النَّبىِِّ مَن یَأْتِ مِنكُنَّ بِفَحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ یُضَعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَینِْ وَ كاَنَ ذَالِكَ عَلىَ اللَّهِ یَسِیرًا
اى همسران پیامبر! هركس از شما كاربسیار زشت آشكارى مرتكب شود [قطعاً پیوند همسرى با پیامبر به او مصونیّت نمىدهد، بلكه] عذاب براى او دو چندان خواهد شد، و این [كار] بر خداآسان است. (آیه:30)
پس ام المومنین تنها به این معناست که رابطه بین مسلمانان و زنان پیامبر مانند رابطه مادر و فرزند می باشد. یعنی همانطور که فرزند نمی تواند بامادر خویش ازدواج کند، مسلمانان نیزبعد از شهادت پیامبر صلی الله علیه و اله نمی توانند با زنان ایشان ازدواج کنند. و به همین دلیل است که قرآن می فرماید:
وَ مَا كاَنَ لَكُمْ أَن تُؤْذُواْ رَسُولَ اللَّهِ وَ لَا أَن تَنكِحُواْ أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَالِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِیمًا
یعنی: "و شما را نسزد [و جایز نباشد] كه پیامبر خدا را آزار دهید. و بر شما هرگز جایز نیست كه پس از او با همسرانش ازدواج كنید كه این [كار] نزد خدا بزرگ است." (آیه:53)
و اما عایشه چون جزء زنان پیامبر صلی الله علیه و اله بوده لقب "ام المونین" را داشته است. ولی این لقب تاآخر عمر برای او باقی نماند! زیرا پیامبر صلی الله علیه و اله حق طلاق زنان خویش را به امیرالمومنین علیه السلام و جانشینان به حق ایشان داده بودند.
قال النبی صلی الله علیه و اله: یا اباالحسن انّ الشرف باق لهنّ (شرف الامّهات) ما دمن لله علی الطاعة فأیّتهنّ عصت الله بعدی بالخروج علیک فأطلق لها فی الأزواج و أسقطها من شرف أمومة المومنین.
یعنی: پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به مولا علی علیه السلام فرمودند: ای اباالحسن همانا شرف "ام المومنین" برای زنان من باقی است تا زمانیکه اطاعت خدا را کنند. پس هرکدام از آنها که خدا را به واسطه خروج بر تو عصیان کرد، او را طلاق بده و از شرافت ام المومنین بودن ساقط کن.(1)
این وظیفه بعد از امیرالمومنین به امام حسن علیه السلام و بعد به امام حسین علیه السلام منتقل شد. و امام حسینعلیه السلام عایشه را طلاق دادند.
شیخ حر عاملی در کتاب اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات از کتاب اثبات الوصیة نوشته مسعودی (از علمای اهل سنت) نقل می کند که: پس از کاری که عایشه کرد (مقصودش جلوگیری حسین علیه السلام از دفن حسن بن علی در جوار جدش رسول خدا است) حسین علیه السلام طلاقش را برایش فرستاد. و رسول خدا صلی الله علیه و اله طلاق همسرانش را بعد از خودش به امیرالمومنین علیه السلام و امیرالمومنین به امام حسن علیه السلام و امام حسن علیه السلام بهاباعبدالله الحسین علیه السلام داده بود. و رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: بعضی از زنهای من در روز رستاخیز مرا نخواهند دید و او زنی است که اوصیاء بعد از من طلاقش خواهند داد.(2)
ناگفته پیداست که وقتی می گوییم امام حسین علیه السلام عایشه را طلاق دادند، به این معناست که او دیگر جزء زنهای پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله محسوبنمی شود. و بنابراین لقب "ام المومنین" از عایشه برداشته شده و مانند زنهای معمولی دیگر می باشد.
اسناد:
(1) سفینة البحار 2/93 و 9/277 ، المناقب ابن شهر آشوب 1/331، الدرجات الرفیعة علی خان 303، شرح اصول الکافی المازندرانی 6/368، البحار الانوار علامه مجلسی 27/292 و 48/335 و 71/265 و 108/293 و 110/101 از کافی و بصائر الدرجات. و کتاب کمال الدین و تمام النعمة شیخصدوق.
(2) اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات3/135 فصل 72 حدیث 903.



طبقه بندی: عایشه که بود،
[ چهارشنبه 11 بهمن 1391 ] [ 02:00 ] [ خادمین هیئت ]

سئوال حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام از ام الفاسقین عایشه ملعونة.( تذكرة الخواص: ص 69

این متن نامهاى كه امام علی علیه السلام پیش از جنگ جمل در نزدیكى بصره به طلحه و زبیر و عائشه نوشته
ترجمه:«تو اى عائشه!
تو با سر پیچى از دستور خدا و پیامبرش از خانهات بیرون آمدى؟-1
 بدنبال كارى كه تو موظف بانجامش نیستى و بعهدهات واگذار نشده است؟-2
آنگاه ادعا میكنى كه میخواهى جامعه مسلمین را اصلاح كنى!؟ -3
بمن جواب بده كه زنان را با فرماندهى سپاه و رزم آورى با مردان چكار؟-4
 با جنگ انداختن میان اهل قبله (مسلمانان) و ریختن خون بناحق؟!-5
6- تو علاوه بر این ادعاى خونخواهى عثمان را دارى، این به تو چه ربطى دارد؟ عثمان از قبیله بنى امیه است و تو از قبیله تیمى؟
 7- وانگهى تو همانى كه دیروز در میان انبوه اصحاب پیامبر (ص) میگفتى: نعثل را بكشید خدا او را بكشد، او كافر شده است، و اكنون بخونخواهى او برخاستهاى؟

بنابر این از خدا بترس و بخانه ات بر گرد، و حجاب بر خویشتن فرو آویز،و السلام».

 

متن عربی:فی كتاب لأمیر المؤمنین علیه السلام كتبه لمّا قارب البصرة إلى طلحة و الزبیر و عائشة: «و أنت یا عائشة فإنّك خرجت من بیتك عاصیة للَّه و لرسوله تطلبین أمراً كان عنك موضوعاً، ثمّ تزعمین أنّك تریدین الإصلاح بین المسلمین، فخبّرینی ما للنساء وقود الجیوش و البروز للرجال، و الوقوع بین أهل القبلة و سفك الدماء المحرّمة؟ ثمّ إنّك طلبت على زعمك دم عثمان، و ما أنت و ذاك؟ عثمان رجل من بنی أُمیّة و أنت من تیم، ثمّ بالأمس تقولین فی ملأ من أصحاب رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و سلم: اقتلوا نعثلًا قتله اللَّه فقد كفر، ثمّ تطلبین الیوم بدمه؟ فاتّقی اللَّه و ارجعی إلى بیتك، و اسبلی علیك سترك، و السلام


طبقه بندی: عایشه که بود،
[ دوشنبه 18 دی 1391 ] [ 11:24 ] [ خادمین هیئت ]

قال النبی صلی الله علیه و اله: یا اباالحسن انّ الشرف باق لهنّ (شرف الامّهات) ما دمن لله علی الطاعة فأیّتهنّ عصت الله بعدی بالخروج علیک فأطلق لها فی الأزواج و أسقطها من شرف أمومة المومنین.

یعنی: پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به مولا علی علیه السلام فرمودند: ای اباالحسن همانا شرف "ام المومنین" برای زنان من باقی است تا
زمانیکه اطاعت خدا را کنند. پس هرکدام از آنها که خدا را به واسطه خروج بر تو عصیان کرد، او را طلاق بده و از شرافت ام المومنین بودن ساقط کن.


سفینة البحار 2/93 و 9/277 ، المناقب ابن شهر آشوب 1/331، الدرجات الرفیعة علی خان 303، شرح اصول الکافی المازندرانی 6/368، البحار الانوار علامه مجلسی 27/292 و 48/335 و 71/265 و 108/293 و 110/101 از کافی و بصائر الدرجات. و کتاب کمال الدین و تمام النعمة شیخ صدوق
.




طبقه بندی: عایشه که بود،
[ دوشنبه 27 آذر 1391 ] [ 02:00 ] [ خادمین هیئت ]

در اثبات فحشای عایشه روایت معروف امام حسن مجتبی علیه السلام است خطاب به عایشه: فقالت عائشة : یا أبا محمد ما مثل فقد جدك إلا یوم فقد أبوك ، فقال لها الحسن : نسیت نبشك فی بیتك لیلا بغیر قبس بحدیدة ،حتى ضربت الحدیدة كفك فصارت جرحا إلى الآن فأخرجت جردا أخضر فیه ما جمعته من خیانة حتى أخذت منه أربعین دینارا عددا لا تعلمین لهاوزنا ففرقتیها فی مبغضی علی صلوات الله علیه من تیم وعدی ، وقد تشفیت بقتله ، فقالت : قد كان ذلك.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ترجمه فارسی :
عایشه ( به دروغ ) گفت : ای ابامحمد ! هیچ روزی مانند روز وفات جدت نبود الا روز وفات پدرت ! امام حسن علیه السلام فرمودند :
فراموش کردی که در شبی با آهن زمین خانه ات را کندی و آهن به دستت خورد و تا الان نیز زخمی است ، و پارچه ای سبز را بیرون آوردی که در آن پولی بود که " از خیانت " جمع نموده بودی و چهل دینار از آن را برداشتی که وزنشان را نمی دانستی ، وآنها را بین مبغضین علی صلوات الله علیه از قبیله تیم و عدی توزیع نمودی و دل خود رابه خاطر قتل او خنک کردی ؟ عایشه گفت همینطور بود !
مشارق أنوار الیقین - الحافظ رجب البرسی - ص 129




طبقه بندی: عایشه که بود،
[ یکشنبه 26 آذر 1391 ] [ 02:00 ] [ خادمین هیئت ]

علی بن ابراهیم رحمه الله در تفسیر خود میفرماید: بر عائشه حد اقامه می کنند.(یعنی وقتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کنندیکی از کسانی را که از قبر بیرون می آورند و او رابه جزای اعمال خود می رسانند و بر او حد اقامه می کنند, عایشه است).
زیرا که طلحه به عائشه علاقه داشت و وقتی که خواست به سوی بصره حرکت کند. طلحه به عائشه گفت: جایز نیست زنی بدون محارم خود از شهر خارج شود.

پس عائشه خودش را به ازدواج طلحه در آورد!!! 
 تفسیر علی بن ابراهیم ج۲ص۳۷۵ و بحار الانوار ج۲۲ص۲۳۰




طبقه بندی: عایشه که بود،
[ شنبه 25 آذر 1391 ] [ 02:00 ] [ خادمین هیئت ]


11ذیحجه افشای سر ولایت توسط عایشه و حفصه

در این روز در سال دهم هجری در حجه الوداع پیامبر ص به عایشه سری را بیان فرمود و به تذکر داد که اگر این سر را با کسی بازگو کنی، لعنت خدا و ملائکه و مردم بر تو باد.

عایشه بلافاصله آن سر را به حفصه گفت و هر کدام آن سر را به پدارانشان بازگو کردند، و ابوبکر هم عمر در جریان قرار داد. کار به جایی رسید که آن 4 زن و مرد تصمیم گرفتند پیامبر را مسموم کنند.

جبرئیل پیامبر(صلی الله علیه و آله) را با خبر کرد و آن حضرت آنها را از توطئه و افشای سر خبر داد.سپس حفصه را طلاق دادند،ولی بعدأ به اصرار بعضی رجوع فرمودند و آیات سوره تحریم نازل شد.به قولی افشای سر در 12 این ماه واقع شده است.

این دو زن چه کرده بودند که خداوند در سوره تحریم آنها را به زن نوح و لوط تشبیه نموده است.




طبقه بندی: ماه ذیحجه واقعه ها، عایشه که بود،
[ سه شنبه 23 شهریور 1395 ] [ 00:10 ] [ خادمین هیئت ]
 

اذیت کردن پیامبر توسط عایشه

در این پست برای شما از معتبرترین كتب خود جماعت مخالفین نشان می دهیم كه عایشه ای كه این جماعت او را ام المومنین می نامند پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم را اذیت می كند.

این مطلب در كتاب صحیح مسلم - چاپ دار طیبة - جلد ۲ - كتاب الطلاق - باب فی الایلاء و اعتزال النساء - صفحه ۶۸۱ - حدیث ۱۴۷۹ موجود می باشد.

تصویر زیر صفحه ۶۸۱ و حدیث ۱۴۷۹ و جلد ۲ كتاب صحیح مسلم می باشد.

( توجه : برای دیدن تصویر در اندازه واقعی روی آن كلیك نمایید )

ترجمه متون مشخص شده :عمر می گوید رفتم نزد عایشه و گفتم ای دختر ابوبكر آیا كار تو به جایی رسیده است كه پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم را اذیت می كنی؟ پس عایشه به عمر گفت : ای پسر خطاب برو كه به تو ربطی ندارد. برو دخترت را ببین كه چه كار كرده است. عمر می گوید رفتم نزد حفصه دخترم ، و به او گفتم : حفصه كار تو به اینجا رسیده كه پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم را اذیت می كنی؟ به خدا قسم خودت هم می دانی كه پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم تو را اصلا دوست ندارد و اگر من نبودم پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم تو را طلاق می داد.

نتیجه : ۱ ـ از این حدیث به اعتراف خود عمر بن خطاب ثابت شد كه هم عایشه و هم حفصه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را اذیت كرده اند.

۲ ـ طبق آیه قرآن كریم ( سوره احزاب آیه ۵۷ / ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الآخرة و اعد لهم عذاب مهینا / همانا هر كس كه خدا و رسولش را اذیت می كند خداوند هم در این دنیا و هم در آخرت او را لعنت می كند و برای او آتشی خار كننده آماده كرده است. ) پس ثابت شد كه عایشه و حفصه هر دو اهل آتش هستند و خداوند آنها را لعنت كرده است ، پس هر دوی آنها اهل آتش هستند و ملعون در این دنیا و آخرت.

۳ ـ آیا با وجود این حدیث و قرآن كریم ، باز هم عایشه ام المومنین می باشد؟ آیا او با اذیت كردن رسول خدا كافر نمی باشد؟

اهل تسنن لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت كنید




طبقه بندی: عایشه که بود،
[ سه شنبه 18 مهر 1391 ] [ 17:16 ] [ خادمین هیئت ]

تنفر پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله از عایشه و حفصه

رسول اکرم صلی الله علیه و اله با اینکه پیامبر رحمت و مهربانی بودند و اخلاق حسنه و زیبای ایشان موجب اسلام آوردن بسیاری از کفار شد, ولی همانطور که خداوند می فرماید:
"
محمد(صلى اللَّه علیه و آله و سلم)فرستاده خداست و یاران و همراهانش بر كافران بسیار قویدل و سخت و با یكدیگر بسیار مشفق و مهربانند." (فتح/29)
ایشان به کفار و دشمنان خدا و کسانی که خدا و رسول را اذیت می کنندهیچگونه مهر و محبتی ندارند بلکه آنها را به دستورخدا لعن ونفرین میکنند: 
"
قطعاً آنان كه خداوپیامبرش را مى‏آزارند،خدا در دنیا و آخرت لعنتشان مى‏كند، و براى آنان عذابى خوار كننده آماده كرده است‏." (احزاب/57)
عایشه وحفصه نیز طبق روایات واحادیث فراوانی که درکتب فریقین وجوددارد, از جمله کسانی بودندکه پیامبر اکرم صلی الله علیه واله از ایشان متنفربودند.

خشم پیامبر اکرم بر عایشه و حفصه

حفصه و عایشه علیه رسول خدا و برای آزار او اتفاق کرده بودند. (1) و ایه نازل شد که "اگر شما [همسران پیامبر]ازكارخودتوبه كنید[به نفع شماست‏، زیرا] دلهایتان از حق منحرف گشته‏؛ و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید،[كارى از پیش نخواهیدبرد]زیراخداوندیاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح‏، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند" (2)

عایشه و حفصه آنقدر رسول خدا را آزار می دادندکه تمام آنروز را خشمگین سپری میکرد. (3)

عمربن خطاب به دخترش حفصه گفت:تو میدانی که رسول خداتو رادوست ندارد.(4)

اینکه بخاری به این مساله اعتراف میکند بیانگر آنست که خبر آزار رساندن آن دو به پیامبر میان مردم شایع و متواتر شده بود.

همچنین عایشه و حفصه در زمان بیماری رسول خدا صلی الله علیه و اله با او مخالفت کرده و هر کدام خواستندتاپدرخودرابرای امامت نماز جماعت دعوت کنند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به آن دو فرمودند: شما چون زنان فتنه گر اطراف یوسف علیه السلام هستید. (5)

و نیز روزی پیغمبر خد با علی قدم زنان گفتگو می کرد و سخنان پنهانی آن دو مدتی به طول انجامید. عایشه که بی خبربه دنبالشان افتاده بود.خودرا غفلتاً درمیان آن دو انداخت و گفت:چه موضوع مهمی است که شما دو نفر را تا به این حد به خود مشغول داشته و مدت زمانی وقت گرفته است؟

میگویندرسولخداصلی الله علیه واله ازاین برخوردناگهانی عایشه درآن روزسخت خشمگین شده است.(6)

آرزوی مرگ عایشه توسط رسول اکرم صلی الله علیه و اله

عایشه میگوید: رسول خدا آرزومند مرگ من بود و میگفت: دوست داشتم تا زنده هستم پیش بیاید که بر تو نماز بخوانم و تو را دفن کنم. (7)

در روایتی دیگر عایشه میگوید: رسول خدا صلی الله علیه و اله بر من وارد شد در حالی که سر درد داشت و من نیز ازسر درد شکایت کردم و گفتم:ای وای سرم. پیامبر اکرم فرمودند:بلکه به خدا این من هستم که باید بگویم ای وای سرم.سپس فرمود:چه می شدای عایشه اگرقبل ازمن می مردی و من کارهای تو را به عهده می گرفتم و بر تو نماز می گذاشتم و تو را دفن می کردم. (8)

فتنه اینجاست !!!

در صحیح بخاری آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و اله به منزل عایشه اشاره کردند و فرمودند: فتنه اینجاست فتنه اینجاست. از اینجا شاخ شیطان بیرون می آید. (9)

و درصحیح مسلم آمده است که پیامبراکرم صلی الله علیه واله ازمنزل عایشه خارج شدندوفرمودند:رأس کفر اینجاست. از اینجا شاخ شیطان بیرون می آید. (10)

همچنین احمد بن حنبل آورده است که روزی رسول خدا صلی الله علیه و اله به عایشه فرمودند: آیا شیطانت تو راتسخیرکرده است؟!(11)البته معلوم است که این جمله رسول اکرم صلی الله علیه واله استفهام حقیقی نمی باشد بلکه استفهام توبیخی است.

طلاق عایشه و حفصه

بخاری دوری جستن پیامبر صلی الله علیه واله از زنانش یعنی طلاق عایشه و حفصه را ذکر کرده است.(12)

مسلم نزول آیه: "امیداست که اگر پیامبر شما را طلاق داد خدا به جای شما زنانی بهتر از شمابه اوبدهدکه همه با مقام تسلیم و ایمان باشند"را درباره این حادثه تاییدکرده است. (13)

حاکم نیشابوری نیزگفته است:پیامبر ص عایشه وحفصه راطلاق داد امادوباره رجوع فرمود.(14)

این از چیزهایی است که بداخلاقی ناسازگاری و عدم محبت این دو را نسبت به پیامبر می رساند و نیز مبین خشم رسول خدا صلی الله علیه و اله نسبت به آن دو چون همسران نوح و لوط هستند.

اسناد:
(1) صحیح بخاری ج۶ص۶۹
(2)
سوره تحریم ایه ۴ و ۵- تفسیر الثعلبی ذیل همین ایه وتفسیر ابن کثیر ج۴ص۶۳۴ وصحیح بخاری ج۳ص۱۶۳.

(3) صحیح بخاری ج۶ص۶۹ و طبقات ابن سعد ج۸ص۵۶

(4) صحیح مسلم ج۴ص۱۸۸

(5) تاریخ الطبری 2/439 و سیره ابن هشام 4/301

(6) صحیح ترمذی 2/200, تاریخ خطیب 7/402, و کنزالعمال 6/159 و 399 – اسدالغابة 4/27

(7) الطبقات ابن سعد ج۲ص۲۰۶

(8) السیرة النبویة ابن کثیر دمشقی 4/446 و البدایة و النهایة ابن کثیر 5/244

(9) صحیح بخاری ج2ص125 باب ما جاء فی بیوت أزواج النبی من كتاب الجهاد والسیر

(10) صحیح مسلم ج2 ص503 کتاب الفتن و اشراط الساعة

(11) مسند احمد حنبل6/221

(12) صحیح بخاری ج۶ص۷۰

(13) مسلم ج۴ص۱۸۸

(14) المستدرک ج۴ص۱۶

(13) مسلم ج۴ص۱۸۸

(14) المستدرک ج۴ص۱۶




طبقه بندی: عایشه که بود،
[ چهارشنبه 12 مهر 1391 ] [ 09:25 ] [ خادمین هیئت ]

سوء ظن عایشه به پیامبر اکرم و تعقیب های شبانه

عایشه روحاً زنی جاه طلب, تند خو و بسیار حسود بود. عایشه به پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله آنقدر سوء ظن داشت که ایشان به او فرمودند: "چنین گمان بردی که خداوند و پیامبرش بر تو ستم روا می دارند." و همچنین حسادت بی حد و حصر عایشه به جایی رسید که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمودند: " وای بر او (عایشه) اگر از دستش می آمد چه ها که می کرد."

این درحالیست که روایات مامیفرمایندکه:إِنَّ الْحَسَدَ لَیَأْكُلُ الْإِیمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَب (بحارالانوار 70/238)

یعنی: حسادت ایمان را میخورد همانطور که آتش هیزم را میخورد ! با توجه به این روایت آیا میتوان گفت که عائشه ایمان داشته است ؟

روایات:

عایشه می گوید شبی که نوبت من بود تا رسول خدا صلی الله علیه و اله در خانه من باشد. عبا را از دوش خود برداشت و به گوشه ای گذاشت, کفش هایش را در آورد و کنار بستر نزدیک پایش نهاد. آنگاه گوشه جامه خود را روی خود کشید و دراز شد و زمانی به همین حال باقی ماند به اندازه ای که گمان برد من به خواب رفته ام. پس از جای خود برخاست و آهسته و آرام عبای خود را برداشت. و بی صدا کفش هایش را پوشید و سپس در را باز کرد و بیرون شد و آرام و بی صدا آن را پیش کرد.

من بی تأمل از جای برخاستم و لباسم را پوشیدم, روسری خود را بسر کرده عبا را بر آن کشیدم و شتابان از خانه بیرون آمده به تعقیبش پرداختم و پی او را تا گورستان بقیع گرفتم!

رسول خدا صلی الله علیه و اله در آنجا بایستاد و توققش به طول انجامید آنگاه دیدم که سه نوبت دست ها را به آسمان بلند کرد. پس از آن برگشت, من هم بازگشتم. او شتاب کرد, من هم شتاب نمودم. به سرعت قدم هایش بیفزود, من نیز چنان کردم. در آخر بدوید, من هم بدویدم. و سرانجام جلوتر از او به خانه وارد شدم و فقط این اندازه وقت داشتم که خود را به رختخواب افکنده دراز شدم که وارد شد. من که در آن حال به تندی نفس می زدم. رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: 

-
عایشه! چرا اینطور تند نفس می زنی!
-
چیزی نیست ای رسول خدا !
-
خودت خواهی گفت, یا خدای دانای به اسرار مرا بیاگاهاند؟
-
پدر و مادرم بفدایت, موضوع چنین و چنان است. 
-
پس آن سیاهی که پیش روی خود می دیدم تو بودی؟!
-
آری
-
چنین گمان بردی که خداوند و پیامبرش بر تو ستم روا می دارند. (1(

همچنین گفته است: شبی رسول خدا از نزد من خارج شد, غیرت و حسادتم بجوش آمد و سخت منقلب و ناراحت شدم. چون آن حضرت باز آمد و حال مرا دید علت را دریافت و فرمود: عایشه ! تو را چه می شود, باز هم حسادت کرده ناراحت شدی ؟!
گفتم: آخر چرا همچون منی, بر چون توئی حسادت نورزد!

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمودند: باز هم که گرفتار شیطانت شده ای ! (2)

و نیز گفته است: چون پاسی از شب گذشت, رسول خدا برخاست و بیرون شد. گمان بردم که پیش یکی از همسرانش می رود. پس برخاستم و آهسته و آرام به تعقیبش پرداختم تا به گورستان رسید. آنجا بایستاد و خطاب به مومنانی که بخواب ابدی فرورفته بودند گفت: درود بر شما گروه مومنان باد ! 
ناگهان برگشت ومرادر ی خود دید و فرمود: وای بر او (عایشه) اگر از دستش می آمد چه ها که می کرد.(3)

اسناد:

(1) مسند احمد 6/221 به روایت قیس بن مخرمه بن المطلب
(2)
مسند احمد 6/115 به روایت عروه بن زبیر
(3)
مسند احمد 6/76 و 111 بنا به روایت قاسم. و همچنین مسند طیالسی حدیث 1429




طبقه بندی: عایشه که بود،
[ سه شنبه 11 مهر 1391 ] [ 10:21 ] [ خادمین هیئت ]
عایشه از دیدگاه مولا علی علیه السلام

مولا علی علیه السلام گوشه ای از دشمنی و کینه عایشه را نسبت 

به خود ضمن یکی از سخنرانی هایش چنین بیان داشته است:

"... اما او (عایشه) خوی زنان دیده عقل و خردش را سخت فروبسته و 

شراره های کینه و دشمنی با من در دلش چون کوره آهنگران زبانه 

میکشد.

 اگر از او می خواستند تا آنچه را که با من کرده

 است به شخص دیگری روا دارد, هرگز به زیر بار نمی رفت و 

نمی پذیرفت و امام به سخن خود درباره عایشه چنین پایان داد:

 با این همه احترامش چون گذشته محفوظ است و داوری کارهای او با

 خداست.

 اوهر که را بخواهدمی بخشد, وآن را که اراده فرماید عذاب کند."

(خطبه 155 نهج البلاغه)



طبقه بندی: عایشه که بود،
[ دوشنبه 10 مهر 1391 ] [ 15:57 ] [ خادمین هیئت ]
 

واقیعات تاریخی درمورد عایشه(لعنه الله علیها ومن والاها(

قبل ازهرموضوعی لازم است درپاسخ آنهایی که میگویند اوزن پیغمبراست لعن و سب وحرف بدو.... به اونگویید به دوطریق جواب دهیم:

اولا_ همسری او باپیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) به هیچ وجه برطبق آیات وروایات (که درادامه میاوریم) برای ما قابل قبول نیست.همانگونه که عمر وابابکر وعثمان ومعاویه و... راصحابی وخلفاء رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) نمیدانیم ولی برای دیگر همسران پاک پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)مثل بزرگوارانی همچون بی بی خدیجه(علیهاسلام) وبی بی ام سلمه وام ابراهیم ماریه و....وهمچنین اصحابی چون جناب سلمان اباذر مقداد عمار و.... احترام زیادی قائل هستیم. این وهابیت واهل سنت هستند که میگویند به همه زنها وخلفاءوصحابه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نباید لعن وتوهین کرد.آری زمان خود امیرالمومنین علی(علیه السلام) اکثریت مردم اینهارا،به عنوان زن وخلیفه وصحابی پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) قبول کرده بودند حال امیرالمومنین (علیه السلام) با این مردم که اکثرهم لایشعرون ولایعلمون ولایفهمون که بعداز پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)مرتد شدند چه کند جز صبرومدارا؟ این مردمی که فریب این گروه منافق طاغوت راخوردند ،خودشان هم اینگونه میخواهندو آن حضرت هم میداننداین منافقان هیچ کدام چنین نیستندواین خدعه ونیرنگی است که بعداز چهارده قرن هنوزهم خیل کثیری حتی ازاطرافیان و بزرگان مارا هم فریب دادند.

دوما_ رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) درزمان حیاتش عایشه ،حفصه وسودة را به خاطراینکه اخلاقشان زشت بودطلاق دادولی با اینکه آنهارا دوست نداشت به خاطر حکمت الهی مجبورشدبه آنها رجوع کند(به خاطراینکه این طلاق ها باعث تصور العیاذ بالله جنون آن حضرت میشد باتوجه به اینکه آن حضرت دارای خلق عظیم واسوه حسنه بودند)و برطبق حکمت الهی بر او واجب بود هیچ یک همسرانش را زمان حیاتش طلاق ندهدوبعد از مرگ آن حضرت جایز بود.وآن حضرت درزمان حیاتشان امر طلاق همسرانشان را به امیرالمومنین(علیه السلام) سپرد که حضرت اورا درهنگام جمل طلاق داد وامام حسن وامام حسین (علیهما السلام) نیز طلاقش دادند. حتی عمربن خطاب به آن اعتراف کرد.پس ما هرچه میگوییم به دختر ابابکر است نه به همسر پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) وام المومنین.در ضمن این موضوع در پیامبران گذشته چون زنان نوح لوط وصالح نیز بوده است.

1.... مردم دوست داشتن که با بزرگان وزعماء به وسیله رابطه سببی خویشاوند شوند زمانی که رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) در حجاز به عنوان پیامبر ورهبر امت ظهور کرد خیلی هابرای ازدواج دخترانشان با آن حضرت به سوی وی آمدند (جهت ترفیع شان آنها وقبیله شان به سبب این ازدواج)وبه تبع اخلاق نبوی ورسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) هرگز درخواست شان را رد نکردازآن جمله حیله گرانی چون ابابکر وعمر واباسفیان و..بودندبه گمان خلافت وحکومت در نسل آنها وقرار دادن جاسوس در بیت نبی(صلی الله علیه وآله وسلم) واز این راه چه کارها که نکردند

2.... چون ابابکر وپدرش از بردگان آفریقایی حبشه و سیاه زنگی بودند (نامش قبل اسلام عَتیق یعنی آزادشده از بردگی بودونام برادرانش عُتیق ومعتق بود.ودر قبیله بنی تیم آزادشدند)عایشه نیز بسیار زشت وسیاه بود(مثل سرخپوستان آفریقایی نام او حمیراء یعنی سرخ پوست بود) در چهره اش اثر آبله (مرض جدری به حدی زیاد بود که حجاب باعث شد چهره اش را بپوشاند که خلاص شود ورسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم)از نگاه کردن به او رنج میکشید (تحمل میکرد)در ضمن هنگام ازدواجش با آن حضرت بیوه بود.

3.... او وحفصه در بیماری رسول الله به آن حضرت سم دادند وشهادت آن حضرت در اثر آن سم بود و نه در اثر زن یهودی خیبری و...

4.... رسول الله را اذیت کرده وبه ایشان توهین میکردو در شهادت حضرت زهرا(علیها سلام ) وحضرت محسن(علیه السلام) شادی میکرد ودر شهادت حضرت علی جشن گرفت سجده شکر کرد وبدن امام حسن (علیه السلام) را تیر باران کرد وبا امام حسین (علیه السلام) یک بار در بصره جنگ جمل جنگید ودیگر بار در تشییع امام حسن(علیه السلام )وآن حضرت راباتیر زخمی کرد ومیخواست به شهادت برساند.

5.... عایشه = فاحشه مبینه....در آیه یانساء النبی من یات منکن بفاحشة مبینة یضاعف لها العذاب ضعفین (احزاب/30)ای زنان پیامبرهرکس ازشما مرتکب فحشاء ظاهرگرددعذاب او دوچندان میشود .امام صادق(علیه السلام ) فرمودند فاحشه مبینه یعنی کسیکه در جمل مقابل امیرالمومنین(علیه السلام) ایستاد. خوب معنای فاحشه معلوم است یعنی چه.....

6... وقتی که مولابه شهادت رسیدزنهای پیغمبربه خدمت امام مجتبی(علیه السلام) رسیدندعایشه گفت ای ابامحمد هیچ روزی مثل فقدان جدت نیست مگر روز فقدان پدر بزرگوارت.امام مجتبی (علیه السلام) فرمود:آیافراموش کردی آن شبی راکه درتاریکی با آهن مشغول کندن کف اتاقت شدی به طوری که آهن به دست تو آسیب رساند وزخم شد واثر آن هنوز بر دست تو میباشدو پارچه سبزی که پول هایی که از خیانت کردنت جمع کرده بودی درآن گذاشته بودی را از زمین خارج کردی تا اینکه چهل دینار برداشتی در حالیکه وزن آنهارا هم نمی دانستی ودر بین دشمنان علی(علیه السلام)ازقبیله تیم وعدی پخش کردی وتو از قتل مولا خوشحال شدی وتشفی کردی ..وعایشه گفت اینطور است که میفرمایید.

7... عایشه وقتی که ابراهیم پسر رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) به دنیا آمد به ماریه قبطیه تهمت زنا زد با پسر عمویش را زد وگفت این فرزند آن حضرت نیست تا اینکه قیافه شناس آوردندوتاییدکردفرزندآن حضرت است آیه نازل شد و در روایات آمده امام زمان(عج) اورا ازقبر بیرون میکشد و به این دلیل و همچنین زنای او(مانندرابطه اش باطلحه که درجنگ جمل علنی کرد) اوراحد شرعی میزند

8... عایشه بچه دار نمیشد پسر خواهرش را به فرزندی تحته تربیت گرفت که عبدالله بن زبیر بود که به عایشه ام عبدالله میگفتند و عبدالله از بانیان جنگ جمل بودوچه جنایاتی به عنوان خلیفه آل زبیرکرد ودیگر خواهر زاده های او محمد بن اشعث بود قاتل مسلم بن عقیل(علیه السلام) وازجنایت کاران کربلا بود وخواهر این محمد جعده بود قاتل امام حسن(علیه السلام) یعنی خواهران عایشه اسما بود زن زبیر وام فروه زن اشعث که ازقاتلین امام علی (علیه السلام)بود.

9... عایشه چه روایات ودروغهایی را به پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نسبت داده که اهل تسنن در کتابهایشان آورده اند مثلا به مردها میگفت شیر خواهرم ویا دختر خواهرم را بخورید به من محرم میشوید وروایاتی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در مورد رقص و غنا وآوازخوانی به نقل از او در کتب اهل سنت است و حرفهایی که آدم شرم دارد آنهارا نقل کند مثلا نوشته اند اوبرهنه شد وبه مردی غسل کردن یاد بدهد و چه حرفهای زشت دیگری ....

10... عایشه یکی از هفت در های جهنم است ویکی از هشت نفری است که امام صادق(علیه السلام) بعد از هرنماز اورالعن میکردند.واگر مذکر بود هر آینه عمر بود واگر عمرمونث بود عایشه بود چون در میان نرها عمر ودر میان ماده ها عایشه حرف اول را در دشمنی خداو محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) وآل محمد(علیهم السلام) می زنند.


طبقه بندی: عایشه که بود،
[ یکشنبه 2 مهر 1391 ] [ 17:24 ] [ خادمین هیئت ]

عایشه : آتش دوزخ بر من واجب است !!!

ابن عبدربه در عقدالفرید بازگو می کند: پس از جنگ جمل روزی ام اوفی عبدیه که از قبیله عبدالقیس بود. و از قبیله وی صدها مرد با شهرت, مانند حکیم بن جبله را لشکر عائشه کشته بودند. به نزد عایشه رفت, و گفت: ای مادر مومنان, درباره مادری که فرزند خردسال خویش را به قتل برساند, چه می گویی؟

عایشه گفت: آتش دوزخ بر او لازم است !

پرسید: درباره مادری که از فرزندان بزرگسال خود, بیست هزار نفر را به خاک و خون بکشاند, چه می گویی ؟!

عایشه فریاد برآورد: این دشمن خدا را بیرون کنید! (العقدالفرید 2/455)

وقتی در نظر عایشه مادری که فرزند خردسالش را به قتل برساند جایگاه او آتش دوزخ است, به طریق اولی مادری که بیست هزار نفر از فرزندان خود را بکشد جایگاه ابدی او آتش سوزان جهنم می باشد !


طبقه بندی: عایشه که بود،
[ یکشنبه 2 مهر 1391 ] [ 09:53 ] [ خادمین هیئت ]
 

اجتهادات ام المومنین عایشه

براستی هر انسان مسلمانی در وهله اول که این روایت را می خواند در بزرگترین کتاب اهل سنت صحیح مسلم به دیدگان خود شک می کند و نمی تواند انچه را که خوانده تصدیق نماید . ولی این حقیقت تلخ و دردناک است که ساحت مقدس رسول اکرم را آلوده می سازد که به ارزشهای اخلاقی و انسانی ، تا آخرین حد ، بی اهمیت و بی بند و بار است و از دین خدا احکامی می سازد که دیوانگان رابه خنده می اندازد وهیچ عقل و ذوق و وجدان ومروت و حیاو ایمانی آن رانمی پذیرد

از عایشه نقل شد که گفت : سهله دختر سهیل که همسر ابوحذیفه از قبیله بنی عامر است نزد رسول خدا آمد و گفت : ای رسول خدا ! سالم را میدیدم که بسیار در منزل ما رفت و آمد می کرد،و ماهم بیش ازیک خانه نداشتیم.شمادرباره او چه نظر می دهید ؟ رسول خدا گفت : او را شیر بده!!

سهله گفت : چگونه او را شیر بدهم در حالی که مردی بزرگ است و محاسن دارد؟!

باز هم پیامبر گفت : به او شیر بده !!!

عایشه ام المومنین به این حدیث عمل کرده و هر کس از مردان را که می خواست بر او وارد شوند ، دستور می داد به خواهرش ام کلثوم دختر ابوبکر و دختران برادرش که به او شیر دهند !!!! ولی دیگر همسران رسول خدا از این کار سر باز زدند و به هیچ وجه اجازه ندادند بدان صورت کسی بر آنان وارد شود.

صحیح مسلم ج 2 ص1078

آیا یک نفر مومن اجازه می دهد که همسرش سینهای خود را در آورد و در دهان مرد بالغی گذارد که از آن شیر بخورد سپس مادر او گردد ؟!

تازه این مرد باید اقلا پنج بار شیر بخورد آن هم به حد سیر شدن چون این حکم فقهی از خود عایشه در کتاب صحیح مسلم ج 2 ص 1075 آمده است که برای رضایی شدن و محرم شدن از یک زن باید پنج بار به حد سیر شدن شیر بخورد.

چگونه می توان تصور کرد ، پیامبری که بر ما حرام کرده است دست زدن و مصافحه کردن با زن نامحرم ، اکنون اجازه می دهد که سینهای آن زن نامحرم را بمکیم ؟! آنهم پنج بار به حد سیر خوردن از شیر به عنوان یک وعده غذایی ؟!! چنین حدیثی مانند بسیاری دیگر از احادیث دیگر که از رسول خدا این بزرگمردی که حیاء و غیرت را از ستونهای ایمان به حساب می آورد نقل می کنند دروغی است بزرگ که اعمال خود را در پشت آن پنهان کنند .

شاید به همین دلایل بود مردم را مشتاق می کرد که برای دیدار با عایشه بشتابند و او را وصف و مدح کنند و تعظیم نمایند و به درجه ای بالا ببرند که بزرگان اصحاب ، به آن مقام قائل نیامدند و اعلام کنند نزد عایشه نصفی از دین وجود دارد ؟!!!

اما برای این که ثابت کنیم این حدیث از رسول اکرم دروغ است و هواهای نفسانی این زن باعث شده است این حدیث گفته شود به تامل در این روایت شما را فرا می خوانیم .

عایشه نقل می کند : روزی رسول خدا بر من وارد شد که یک نفر نزد من نشسته بود ، بسیار بر پیامبر گران آمد وآثار خشم و غضب را در سیمایش مشاهده کردم . به حضرت عرض کردم : این برادر من از رضاعت است . عایشه گوید حضرت فرمود : در مورد برادرانتان از رضاعت خیلی دقت کنید ، زیرا رضاعت تنها از گرسنگی است .

صحیح مسلم ج 2 1078

شاید عایشه در زمان حیات پیامبر اکرم نیز اجتهاد می کرده و شیر دادن به مردان بزرگ را صحیح می دانسته است و با این روایت می توان ثابت کرد که در زمان پیامبر این عمل را مباح و جایز می دانسته ولی پیامبر با او موافقت نکرده و خشمناک شده و با عصابانیت با او سخن گفته و ادامه داده رضاعیت تنها از راه گرسنگی است یعنی رضایت ممکن نیست فقط برای کودکانی که از راه شیر زندگی می کنند و غذاهای دیگر برای سیر کردن خود نمی توانند استفاده کنند و قطعا چنین انسانی دارای سن بسیار کم و غیر ممیز می باشد نه انسان بزرگی که محاسن داشته باشد . بجای خوردن شیر ازسینه زن نامحرم مردم چیزی دیگه کوفت کنه ومشخصاازاین روایت رضاعت برای انسانها ممیزوبزرگ باطل و حرام است که میتوانند از راه دیگری به غیر از شیر خوردن سیرشوند.

در پایان توجه شما را به این نکته جلب می کنم که فرق بسیاری است بین کسی که اسلام آورده است و کسی که ایمان به اسلام آورده است .

لطفاً عادلانه قضاوت کنید




طبقه بندی: عایشه که بود،
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 16:21 ] [ خادمین هیئت ]

طلحه و عایشه و…( نظر سوء طلحه به مادر اهل سنت)!!!!

وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَسَْلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ذَالِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ مَا کاَنَ لَکُمْ أَن

تُؤْذُواْ رَسُولَ اللَّهِ وَ لَا أَن تَنکِحُواْ أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَالِکُمْ کَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِیمًا

یعنی: و زمانى که ازهمسرانش متاعى خواستید از پشت پرده و حجابى از آنان بخواهید، که این

براى قلب شماوقلب‏هاى آنان پاکیزه‏تراست.وشمارا نسزد [و جایز نباشد] که پیامبر خدا را آزار دهید.

و بر شما هرگز جایز نیست که پس از او با همسرانش ازدواج کنید که این [کار]نزدخدابزرگ است.

(سوره احزاب آیه۵۳)

در تفاسیر اهل سنت از جمله تفسیر ابن کثیر و تفسیر قرطبی و تفسیر آلوسی آمده است که:

این آیه درباره طلحة بن عبیدالله نازل شده.

آن کسی که پیامبر رابه وسلیه گفته هایش آزار و اذیت می داده است و چنین می گفت: اگر پیامبر

بمیرد دختر عمویم عائشه را به ازدواج خود در می آورم. این خبر به رسول گرامی اسلام رسید. و

حضرت از این گفته و قسم طلحه ناراحت شدند و اذیت گردیدند. (۱)

همچنین جویبر از ابن عباس نقل می کند: در زمان پیامبر صلی الله علیه واله مردی (طلحه) به نزد

یکی از زوجات رسول خدا (عائشه) آمده که پسر عموی او بود و با او گفتگو کرد.

پیامبر صلی الله علیه و اله به آن مرد چنین فرمود: از این پس چنین کاری را نکن. آن مرد گفت: ای

رسول خدا! او دختر عموی من است.

و هیچ منکری در میان گفتگوی ما نبود نه من با او…داشتم و نه او با من… .

حضرت فرمودند: می دانم ولی هیچ کس غیرتمندتر از خدا نیست و بعد از او از من کسی دیگر

غیرتمندتر نیست. بعد از مدتی که از آن جریان گذشت.

آن مرد گفت: پیامبر مرا با صحبت کردن با دختر عمویم منع می کند. قسم میخورم که بعد از مرگ او

(پیامبر) با ایشان (عائشه) ازدواج خواهم کرد.

وبه همین خاطر خداوندآیه ۵۳ سوره احزاب مبنی برمنع ازدواج باهمسران پیامبر ص را نازل کرد.(۲)

طلحه در حالی با این کلام خویش موجبات اذیت و آزار پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله را فراهم کرد

که قران کریم درباره اذیت کنندگان خدا و رسول اینگونه می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ

لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِینا. یعنی: آنها که خدا و پیامبرش را ایذاء مى‏کنند

خداوندآنهاراازرحمت خوددردنیاوآخرت دور مى‏سازد،وبراى آنان عذاب خوار کننده‏اى آماده کرده

است. (احزاب/۵۷)

عدم پشیمانی طلحه حتی بعد از نزول آیه تحریم ازدواج زنان پیامبر!

وقتی طلحه کلام رسول الله را شنید این چنین گفت: محمد ازدواج با زنانش را بر ما حرام می کند.

در حالی که زنان ما را به ازدواج خود در می آورد. اگر خداوند جان او را بستاند قسم می خورم میان

پاهای زنانش بدویم هم چنان که او میان پاهای زنان ما دوید…(یعنی زوجاتش را بعد از مرگ او به

همسری خود در می آوریم.) (۳)

علی بن ابراهیم رحمه الله درتفسیرخودذیل این آیه شریفه میفرماید:برعائشه حداقامه میکنند

یعنی وقتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهورکنندیکی ازکسانی را که از

قبر بیرون می آورند و او را به جزای اعمال خود می رسانند و بر او حد اقامه می کنند,

عایشه است

زیرا که طلحه به عائشه علاقه داشت و وقتی که خواست به سوی بصره حرکت کند. طلحه به

عائشه گفت: جایز نیست زنی بدون محارم خود از شهر خارج شود. پس عائشه خودش را به

ازدواج طلحه در آورد !!! (۴)

اسناد:

(۱) خیراشرقت الروح مستبضره: لمیاءحماده ص۴۰، تفسیر ابن عباس سوره احزاب ص۳۵۶، تفسیر سمرقندی ج۳ص۶۶، تفسیر فخر رازی ج۱۳، زادالمسیر ج۶ص۵۳، نسخه خطی تفسیر قران کریم تالیف ابوبکر عتیق سورآبادی قرن ۶ ص ۳۵۰،تفسیر القرآن العظیم ابن کثیر ج۳٫

(۲) الدر المنثور جلال الدین سیوطی ج۵ص۱۷۹ – لباب النقول سیوطی ص۱۷۹ و ص ۱۶۳ و فتح القدیر شوکانی ج۵۴ص۳۰۰ – تفسیر آلوسی ج۲۲ص۷۴

(۳) ابن ابی الحدید سنی مذهب در شرح نهج البلاغه خود ج۹ص۳۲۳ در روایتی اشاره به این کلام طلحه می کند. مصادر شیعی: بحار الانوار ج۱۷ ص۱۵ – ج۲۲ص۱۷۲. تفسیر قمی ج۲ص۱۹۴ – تفسیر فیض کاشانی ج۲ص۹۸۱ – نورالثقلین ج۴ص۷۹۶ – اربعین ص۱۳۰ – شرح نهج البلاغه ج۹ص۹۴

(۴) تفسیر صافی فیض کاشانی ج۷ و تفسیر علی بن ابراهیم ج۲ص۳۷۵ و بحار الانوار ج۲۲ص۲۳۰- و کتاب تطبیقات متفرقه للتفسیر و التاویل و کتاب عائشه بنت ابی بکر چاپ مرکز المصطفی و کتاب تفسیر نورالثقلین ج۵ص۳۷۵ و دیگر کتب تاریخی و دیگر کتب تاریخی و روایی ومعتبر به این موضوع مهم پرداخته اند.




طبقه بندی: عایشه که بود،
[ پنجشنبه 30 شهریور 1391 ] [ 16:17 ] [ خادمین هیئت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ


روایات/احادیث/معجزات/مداحی/سخنرانی
/تصاویر/اشعار اهل بیت علیهم السلام

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آخرین مطالب

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

در زندگی هر یك از ما گاهی بر سر دو راهی قرار می گیریم و بعد از مشورت با دیگرانم و زدن تمامی درها اگر نتوانستیم راه خودمان را انتخاب كنیم به استخاره روی می اوریم و از خداوند طلب خیر میكنیم .

ابتدا نیت نمایید سپس روی استخاره بگیر کلیک فرمایید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوه ‎ للّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. ‎ اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین