تبلیغات
هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران
غم حسین(علیه السلام) عین عبادت است
قالب وبلاگ
نویسندگان
صفحات جانبی

با توجه به اینکه در تمامی منابع معتبر شیعه واقعه غدیر به طور کامل همراه با وقایع قبل و اتفاقات بعد از آن ذکرشده است ازذکرمنابع شیعه درزمینه سندواقعه غدیرخودداری کرده و صرفا منابع اهل سنت را ذکر کردیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به کتاب" الغدیر" علامه امینی مراجعه کنید.

   1. اخبار اصفهان: ج1ص107و235.ج2ص227.

   2. 
اخبارالدول وآثارالاول:ص102.

   3. 
أربعین الهروی:ص12.

   4. 
أرجح المطالب:ص36و56 و58 و67 و203 و338 و339 و389 و581-545 و681 .

   5. 
الارشاد: ص420.

   6. 
أسباب النزول:ص135.

   7. 
أسد الغابه:ج1ص308و367.ج2ص233.ج3ص92و93و274و307و321.ج4ص28.ج5ص6و205و208.

   8. 
الامامه و السیاسه:ج1 ص109.

   9. 
أنساب الاشراف:ج1 ص156.

  10. 
البدایه و النهایه:ج5 ص208-213و227و228-ج7ص338و344-349.

  11. 
بلاغات النساء:ص72.

  12. 
تاریخ بغداد:ج8ص290-ج7ص377-ج12ص343-ج14ص236.

  13. 
التاریخ الکبیر:ج1ص375-ج2قسم2ص194.

  14. 
تاریخ الخلفاء:ص114و158و179.

  15. 
تفسیر الثعلبی:ص78و104و181و235.

  16. 
تفسیر الطبری:ج3ص428.

  17. 
تفسیر فخر الرازی:ج3ص636.

  18. 
التمهید(باقلانی):ص171.

  19. 
الجمع بین الصحاح:ص458.

  20. 
حیاه الصحابه:ج2ص769.

  21. 
حلیه الاولیاء:ج5ص26و363-ج6ص294.

  22. 
الخصائص:ص4و49و51.

  23. 
خصائص النسائی:ص21و40و86و88و93و94و95و100و104و124.

  24. 
الخصائص(السیوطی):ص18.

  25. 
الخطط والآثار(مقریزی):ص220.

  26. 
الدر المنثور:ج2ص259و298.

  27. 
دول الاسلام(ذهبی):ج1ص20.

  28. 
ذخائرالعقبی:ص67و68.

  29. 
روضات الجنات(زمجی):ص158.

  30. 
سر العالمین(غزالی):ص16.

  31. 
سنن الترمذی:ج5ص591 .

  32. 
سنن ابن ماجه:ج1 ص43.

  33. 
سنن النسائی:ج5 ص45.

  34. 
سنن المصطفی صلی الله علیه و آله:ج1ص45.

  35. 
السیره النبویه(زینی):ج3 ص3.

  36. 
شرح نهج البلاغه(ابن أبی الحدید):ج1ص317و362-ج2ص288-ج3ص208-ج4ص221-ج9ص217.

  37. 
الشرف الموبد(نبهانی):ص58و113.

  38. 
شواهد التنزیل:ج1ص158و190.

  39. 
صحیح الترمذی:ج1ص32-ج2ص298-ج5ص633.

  40. 
صحیح مسلم:ج4ص1873.

  41. 
الصواعق المحرقه:ص25و26و73و74.

  42. 
طبقات ابن سعد:ج3ص335.

  43. 
العقد الفرید:ج5ص317.

  44. 
عمده الاخبار:ص191.

  45. 
الفصول المهمه:ص23و24و25و27و74.

  46. 
الفضائل(ابن حنبل):ج1ص45و59و77و111-ج2ص560و563و569و592و599-ج3ص27و35.

  47. 
فضائل الصحابه:ج2ص610و682.

  48. 
الکفایه:ص151.

  49. 
کفایه الطالب:ص13و17و58 و62 و153و285و286.

  50. 
کنز العمال:ج1ص48-ج6ص397-405-ج8ص60-ج12ص210-ج15ص209.

  51. 
الکوکب الدری:ج1ص39.

  52. 
مجمع الفوائد:ج9ص103-108و163.

  53. 
مختلف الحدیث(ابن قتیبه):ص52و276.

  54. 
مروج الذهب:ج2ص11.

  55. 
مستدرک الحاکم:ج3ص109و110و118و371و631.

  56. 
مسند ابن حنبل:ج1ص84و119و180-ج4ص241و281و368و370و372-ج5ص347و366و370و419-494-ج6ص476.

  57. 
مسند الطیالسی:ص111.

  58. 
مصابیح السنه:ج2ص202و275.

  59. 
معارج النبوه:ج1ص329.

  60. 
المعارف(ابن قتیبه):ص58.

  61. 
معالم الایمان(دباغ):ج2ص299.

  62. 
المعتصرمن المختصر:ج2ص301و332.

  63. 
معجم البلدان:ج2ص389.

  64. 
المعجم الصغیر:ج1ص64و71.

  65. 
المعجم الکبیر(طبرانی):ج1ص149و157و390-ج5ص196.

  66. 
مقاصد الطالب:ص11.

  67. 
مقتل الحسینعلیه السلام(خوارزمی):ص47.

  68. 
مقصد الراغب:ص39.

  69. 
المنار:ج1ص463.

  70. 
مناقب الائمه(باقلانی):ص98.

  71. 
المناقب(ابن جوزی):ص29.

  72. 
المناقب(ابن مغازلی):ص16و18و20و22و23و24و25و224و229.

  73. 
المناقب(عبدالله شافعی):ص106و107و122.

  74. 
منتخب کنز العمال:ج5ص30و32و51.

  75. 
المواقف:ج2ص611.

  76. 
موده القربی:ص50.

  77. 
نزهه الناظرین:ص39.

  78. 
النهایه(ابن الأثیر):ج4ص346.

  79. 
نهایه العقول:ص199.

  80. 
الوفیات(ابن خلکان):ج1ص60-ج2ص223.

  81. 
ینابیع الموده:ص29-40و53-55و81و120و129و134و154و155و179-187و206و234و284.

  82. 
الاصابه:ج1ص372و550-ج2ص257و382و408و509-ج3ص512-ج4ص80.

  83. 
الاستیعاب:ج2ص460.

  84. 
أشعه اللمعات فی شرح المشکاه:ج4ص89و665و676.

  85. 
تفریح الأحباب:ص31و32و307و319و367.

  86. 
التمهید و البیان(أشعری):ص237.

  87. 
الفتوح(ابن الأعثم):ج3ص121.

  88. 
التمهید البیان(أشعری):ص237.

  89. 
ثمار القلوب(ثعالبی):ص511.

  90. 
الأعتقاد(بیهقی):ص182.

  91. 
تاریخ دمشق:ج1ص370-ج2ص5و85و345-ج5ص321.

  92. 
الجمع بین الصحاح:ص458.

  93. 
الشفاء(قاضی عیاض):ج2ص41.

  94. 
أسنی المطالب:ص4و221.

  95. 
انسان العیون:ج3ص274.

  96. 
الأنوار المحمدیه:ص251.

  97. 
بلوغ الأمانی:ج1ص213.

  98. 
البیان والتعریف:ج2ص36.

  99. 
التاج الجامع:ج3ص296.

 100. 
تجهیز الجیش:ص135و292.

 101. 
ذخائرالعقبی:ص67و68.

 102. 
الحاوی للفتاوی:ج1ص79و122.

 103. 
الریاض النضره:ج2ص169و170و217و244و348.

 104. 
السیره الحلبیه:ج3ص274و283و369.

 105. 
شرح المقاصد:ج2ص219.

 106. 
فرائد السمطین:ج1ص56و64و65و67و68و69و72و75و76و77.

 107. 
العثمانیه:ص145.

 108. 
مرقاه المفاتیح:ج1ص349-ج11ص341و349.

 109. 
مصابیح السنه:ج2ص202و275.

 110. 
المورود فی شرح سنن أبی داود:ج1ص214

 




طبقه بندی: اعترافات اهل سنت،
[ سه شنبه 30 شهریور 1395 ] [ 00:00 ] [ خادمین هیئت ]
یکی از مسائل کلیدی و مهمی که بین شیعیان امیرالمومنین علی علیه السلام و جماعت مخالفین مطرح می باشد بحث توسل می باشد. مخالفین معتقددند که توسل به رسول خدا و اهل بیت علیهم السلام شرک است و جایز نیست. در حالیکه این کار سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و دستور قرآن کریم است و خود مخالفین نیز در کتبشان بر این مسئله اتفاق دارند.
از جمله کسانی که به این مسئله معترف است احمدبن حنبل رئیس فرقه حنابله می باشد که توسل به رسول خدا را جایز می داند و تصریح می کند که این مسئله نیز در قرآن کریم موجود است و شرک محسوب نمی شود.

این مطلب در کتاب الانصاف فی معرفة الراجح من الخلاف علی مذهب الامام احمد بن حنبل ، چاپ دار الکتب العلمیة بیروت لبنان ، جلد ۲ ، کتاب الصلاة ، صفحه ۴۳۰ موجود می باشد.

تصویر زیر مجلد ۲ کتاب و صفحه ۴۳۰ آن می باشد.

( توجه : برای دیدن تصویر در اندازه واقعی روی آن کلیک نمایید )

ترجمه متون مشخص شده : توسل به افراد صالح جایز می باشد و این در مذهب ما صحت دارد و گفته است مستجاب است. احمد بن حنبل به مروذی گفته است : در دعایش به رسول خدا صلی الله علیه و آله متوسل می شده است. و می گوید توسل به ایمان و طاعت و محبت و نماز و سلام و دعا و شفاعت رسول خدا می کرده است و نحوه توسل احمد بن حنبل این گونه بوده است و بندگان موظفند این گونه متوسل شوند و این در حق رسول خدا مشروع و جایز است به اجماع علما و پیامبر خدا وسیله الهی برای توسل هستند چنان که خدا در آیه قرآن می فرماید : اتقوا الله وابتغوا الیه الوسیله.

نکات این مبحث : ۱ ـ  به اعتراف خود علمای اهل تسنن ثابت شد که توسل به افراد صالح جایز می باشد و شرک محسوب نمی شود.

۲ ـ ثابت شد که احمد بن حنبل توسل به رسول خدا صلی الله علیه و آله را جایز می داند و شرایط آن را نیز بیان کرده است ، آیا احمد بن حنبل نیز مشرک و کافر است ؟؟ اگر بگویید مشرک و کافر است که اساس مذهب شما خدچه دار می شود و اعمال شما نادرست به حساب می آید ، اما اگر بگویید مومن و مسلمان بوده است پس چرا توسل را شرک می دانید ؟؟
اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفته اند و صدای ما را نمی شنوند و نمی توانند حاجتی را بر آورده کنند پس احمد بن حنبل به یک مرده توسل کرده است ؟؟ ثابت است که احمد بن حنبل می داند که رسول خدا صلی الله علیه و آله زنده هستند و می توانند حاجت بدهند و به احوال ما آگاه هستند.

۳ ـ احمد بن حنبل به اعتراف خود بیان کرد که منظور از آیه ۳۵ سوره مائده ( یا ایها الذین آمنوا التقوا الله و ابتغوا الیه الوسیلة : ای کسانی که ایمان آورده اید به سوی خدا وسیله بجویید ) بحث توسل به انبیا و اولیا و رسول خدا می باشد و وسیله توسل به خدا را نیز رسول خدا صلی الله علیه و آله بیان نمود.

۴ ـ حال اگر شیعیان به رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام توسل کنند چه اشکالی پیش می آید ؟؟ آیا فقط شیعه را مشرک و کافر می دانید ؟؟ آیا رسول خدا و اهل بیت العیاذ بالله جزء آن دسته از افراد صالحی که احمد بن حنبل می گوید نیستند ؟؟

جماعت مخالفین اهل بیت علیهم السلام لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت کنید




طبقه بندی: اعترافات اهل سنت،
[ یکشنبه 6 اسفند 1391 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]
سیوطی در تفسیر الدرالمنثور , جلد 4, ذیل آیات 154-155 سوره آل عمران روایت میکند:

عمر، روز جمعه، سوره آل عمران را خواند… وقتی به این آیه رسید، « کسانی از شما که در روز روبه رو شدن دو جمعیت با یکدیگر ( در جنگ احد )، فرار کردند، شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت…» گفت: وقتی روز احد، مشرکان را شکست دادیم، من فرار کردم تا این که از کوه بالا رفتم و همانا خود را دیدم که همانند بز کوهی، از کوه بالا میدوم!!! و مردم ندا می دادند که محمد ( صلی الله علیه وآله وسلم ) کشته شد. من گفتم: هر کس را ببینم که بگوید محمد ( صلی الله علیه وآله وسلم ) کشته شد او را میکشم!! بعد ما روی کوه جمع شدیم، پس این آیه نازل شد. « کسانی از شما که در روز روبرو شدن دو جمعیت با یکدیگر ( در جنگ احد )، فرار کردند، شیطان آنها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت…



طبقه بندی: اعترافات اهل سنت،
[ پنجشنبه 14 دی 1391 ] [ 01:00 ] [ خادمین هیئت ]

حدیث منزلت و حضرت علی ( ع ) " از كتب اهل تسنن "

 

در این پست از كتب اهل تسنن برای شما عزیزان ثابت می كنیم كه حضرت علی صلوات الله علیه در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حق ولایت و جانشینی دارند.

این مطلب در كتاب صحیح مسلم-چاپ دارالفكر-ص ۱۱۹۸-حدیث ۶۱۱۴ میباشد.

متن حدیث : حدثنا یحیى بن یحیى التمیمی وأبو جعفر محمد بن الصباح وعبید الله القواریری وسریج بن یونس كلهم عن یوسف بن الماجشون واللفظ لابن الصباح حدثنا یوسف أبو سلمة الماجشون حدثنا محمد بن المنكدر عن سعید بن المسیب عن عامر بن سعد بن أبی وقاص عن أبیه قال

 قال رسول الله صلى الله علیه وسلم لعلی أنت منی بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبی بعدی

ترجمه حدیث : روایت است از یحیی بن یحیی التمیمی  و ابو جعفر محمد بن  الصباح  و عبید الله  القواریری  و سریج بن یونس  همه آنها  از  یوسف بن ماجشون  و از بیان ابن الصباح  روایت است از  یوسف ابو سلمة الماجشون  روایت است از محمد بن المندكر از سعید بن المسیب  از عامر بن  سعد بن ابی وقاص  از پدرش گفت : ( رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند به علی بن ابی طالب صلوات الله علیه نسبت تو به من مانند نسبت هارون است به موسی اگر جز این بود بعد از من پیامبری نیست ).

نتیجه : ۱ ـ از این حدیث اثبات شد كه حضرت علی ( ع ) در زمان رسول خدا حق ولایت دارند.

۲ ـ از این حدیث ثابت شد كه حضرت علی ( ع ) جانشین بر حق پیامبر است و خلافت خلفای دیگر باطل.

۳ ـ آیا جانشین و وصی پیامبر و كسیكه در زمان حیات ایشان حق ولایت دارد امیرالمومنین علیه السلام است یا ابوبكر و عمر؟

۴ ـ هارون و موسی برادر یكدیگر می باشند و پیامبر حضرت علی ( ع ) را برادر خود می دانند.

 




طبقه بندی: اعترافات اهل سنت،
[ شنبه 8 مهر 1391 ] [ 13:26 ] [ خادمین هیئت ]


سلام دوستان عزیز ، در این پست قصد داریم از كتب خود جماعت بكری و عمری ثابت كنیم اهل بیت پیامبر حضرت زهرای اطهروحضرت علی 
صلوات الله علیه وامام حسن مجتبی صلوات الله علیه وامام حسین صلوات الله علیه میباشند

این مطلب در كتاب صحیح مسلم ، ص ۱۲۰۷ ، باب فضائل اهل بیت النبی ، حدیث ۲۴۲۴ ذكر شده است.

متن حدیث : باب فضائل أهل بیت النبی صلى الله علیه وسلم 
2424 حدثنا أبو بكر بن أبی شیبة ومحمد بن عبد الله بن نمیر واللفظ لأبی بكرقالا حدثنامحمد بن بشر عن زكریاء عن مصعب بن شیبة عن صفیة بنت شیبة قالت قالت عائشةخرج النبی صلى الله علیه وسلم غداة وعلیه مرط مرحل من شعر أسود فجاء الحسن بن علی فأدخله ثم جاء الحسین فدخل معه ثم جاءت فاطمة فأدخلها ثم جاء علی فأدخله ثم قالإنما یرید الله لیذهب عنكم الرجس أهل البیت ویطهركم تطهیرا

ترجمه حدیث : روایت است از ابوبكر بن ابی شیبة و محمد بن عبد الله بن نمیر كلمه ابی بكر گفتند روایت است از محمد بن بشر از زكریاء از مصعب بن شیبة از صفیة دختر شیبة گفتند كه عایشه گفت : ( رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم خارج شد و برای پیامبر عبای سیاهی بود و پیامبر داخل آن شدند ، پس امام حسن مجتبی صلوات الله علیه امدند پس وارد شدند سپس حسین بن علی صلوات الله علیه آمدند پس وارد شدند با امام حسن مجتبی صلوات الله علیه سپس حضرت زهرای اطهر وارد شدند سپس امیرالمومنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیه وارد شدند سپس پیامبر فرمود : ( همانا خداوند اراده كرده است تا شما اهل بیت را از هر گونه بدی و زشتی و ناپاكی پاك و مطهر گرداند)

نتیجه : ۱ ـ اهل تسنن آیا ابوبكر و عمر در كنار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و زیر كسا خوابیده بودند یا اهل بیت ایشان؟

۲ ـ آیا پیامبر ابوبكر و عمر و عثمان و عایشه را اهل بیت خود می دانند یا حضرت زهرا صلوات الله علیه و امیرالمومنین صلوات الله علیه و فرزندانشان را؟

۳ ـ با این حدیث عصمت و طهارت اهل بیت علیهم السلام نیز ثابت می شود،اهل تسنن آیا این اهل بیت بر حق پیامبر معصومند یا عمر بن الخطاب و ابوبكر و عایشه؟

خودتان عادلانه قضاوت كنید




طبقه بندی: اعترافات اهل سنت،
[ شنبه 28 مرداد 1391 ] [ 13:28 ] [ خادمین هیئت ]

پیامبر حفصه را دوست ندارد از (کتاب اهل سنت 

در این پست برای شما از كتب اهل تسنن ثابت می كنیم كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم در ازدواج با حفصه ، هیچ علاقه ای به او نداشته اند و او را دوست ندارند.

این مطلب در كتاب صحیح مسلم - چاپ دارالفكر - كتاب الطلاق - باب فی الإیلاء و الإعتزال - صفحه ۷۰۵ - حدیث ۱۴۷۹ می باشد.

تصویر زیر صفحه ۷۰۵ و حدیث ۱۴۷۹ كتاب صحیح مسلم می باشد.

متون مشخص شده : عمر می گوید نزد دختر خود رفتم ، پس به او گفتم : آیا كار تو به جایی رسیده كه پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم را اذیت می كنی؟ به خدا قسم ، می دانی كه پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم اصلاتو رادوست ندار،و اگر من نبودم رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم تو را طلاق می داد.

نتیجه : ۱ ـ در این حدیث مشخص شد كه ازدواج پیامبر با حفصه از روی علاقه و محبت نبوده است.

۲ ـ در این حدیث مشخص شد كه عمر اعتراف كرده كه پیامبر اصلا دختر او را دوست ندارد.

۳ ـ از این آیه مشخص شد كه همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حتما نباید معصوم باشند و ممكن است گناه كار باشند و این كه همسر رسول خدا هستند دلیل بر فضیلت آنها نیست




طبقه بندی: اعترافات اهل سنت،
[ شنبه 28 مرداد 1391 ] [ 13:27 ] [ خادمین هیئت ]

آرزوی عمر بن خطاب راجع به خود ( از كتب اهل تسنن )

 

در این پست به شما از كتب خود جماعت مخالفین نشان می دهیم كه عمر بن الخطاب خودش را چگونه توصیف می كند و چه آرزویی در حیات خود دارد.

این مطلب در كتاب كنز العمال - چاپ مؤسسة الرسالة - صفحه ۶۱۹ - كتاب الفضائل من قسم الافعال - باب فضائل فاروق رضی الله عنه - قسمت خوفه رضی الله عنه - حدیث ۳۵۹۱۲ موجود می باشد.

تصاویر زیر جلد كتاب و صفحه ۶۱۹ و حدیث ۳۵۹۱۲ كتاب كنز العمال می باشد.

ترجمه حدیث : از ضحاك روایت است كه گفت : عمر بن خطاب گفت : ای کاش من قوچ خانواده‌ام بودم و آن قدر مرا می‌پروراندند که چاق‌ترین قوچان می‌شدم آنگاه هرکس را دوست می داشتند به دیدارشان می‌آمد پس مقداری از مرا می پختند و مقدار دیگری را سرخ می کردند؛ سپس مرا می‌خوردند و از آن‌ها (به شکل نجاست) خارج می‌شدم و بشر نبودم.

نتیجه : ۱ ـ آیا این عمر كه خودش را همانند حیوانات توصیف می كند و خودش را لایق نمی داند شایسته جانشینی پیامبر است؟

۲ ـ آیا این عمر كه خودش را به نجاست تشبیه می كند شایسته پیروی می باشد؟

۳ ـ در این حدیث دیدیم كه عمر حتی دوست ندارد یك بشر یا یك انسان باشد ، پس با این تفاسیر باز هم باید او را جانشین پیامبر بدانیم؟

جماعت مخالف لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت كنید

 




طبقه بندی: اعترافات اهل سنت،
[ شنبه 28 مرداد 1391 ] [ 13:20 ] [ خادمین هیئت ]

بی ادبی عمر وابابکر به پیامبر از کتب اهل سنت

در این پست به شما نشان می دهیم كه عمر و ابوبكر در محضر رسول خدا به ایشان بی احترامی كردند ، و به همین دلیل كافر می باشند و مستحق دوزخ هستند.

این مطلب در كتاب صحیح بخاری - چاپ درالاحیاتراف العربی -كتاب التفسیر - باب تفسیر سوره حجرات موجود می باشد.

تصویر زیر باب تفسیر سوره حجرات می باشد.

ترجمه حدیث : روایت است از یسرة بن صفوان بن جمیل روایت است از نافع بن عمر از ابن ابی ملیكه گفت خبر دادند كه ابوبكر و عمر هلاك شدند كه صدایشان را در مقابل پیامبر بالا بردند و زمانیكه این كار را كردند آیه ۲ سوره حجرات ( لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النبی ) نازل شد.

منابع بیشتر : سنن ترمذی - چاپ دار الغرب الاسلامی - جلد ۵ - باب تفسیر القرآن - صفحه ۳۰۶ - باب ۴۹ ( باب و من سورة الحجرات ) - حدیث ۳۲۶۶

نتیجه : ۱ ـ طبق این حدیث راویان روایت كرده اند كه عمر و ابوبكر هر دو هلاك شدند پس جهنمی می باشند.

۲ ـ آیا كسی كه در حضور رسول خدا به ایشان بی احترامی می كند و صدایش را بالا می برد كافر نیست؟

۳ ـ آیا با این بی احترامی آنها به پیامبر آنها جانشین رسول خدا می باشند؟

اهل تسنن لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت كنید




طبقه بندی: اعترافات اهل سنت،
[ شنبه 28 مرداد 1391 ] [ 13:20 ] [ خادمین هیئت ]

ایستاده بول کردن عمربن خطاب

در این پست قصد داریم یكی از كارهای زشت و غیر اسلامی عمر را از كتب اهل سنت برایتان قرار دهیم.

وَحَدیثُ عُمَرَ إِنَّمَا رُوِیَ مِنْ حَدِیثِ عَبْدِ الْكَرِیمِ بْنِ أَبی الْمُخَارِقِ، عَنْ نَافِعٍ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ، عَنْ عُمَرَ قال:

- "رآنی النَّبِیُّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَأَنا أَبُولُ قَائِماً، فَقَالَ: یَا عُمَرُ، لاَ تَبُلْ قَائِماً. فَماَ بُلْتُ قَائِمَاً بَعْدُ".

حدیث بالا در كتاب سنن ترمذی و صفحه ۱۴ و حدیث ۱۲ می باشد.

ترجمه : پیامبر اكرم ( ص ) عمر بن خطاب را دیدند كه ایستاده بول می كرد پس پیامبر فرمودند ای عمر ایستاده بول نكن ، و عمر می گوید كه دیگر این كار را نمی كنم.

و سندی دیگر راجع به این مطلب

 امام مالك در كتاب الموطا جلد1صفحه 60 بیان می كند كه «عن عبداللّه بن دینار، قال:رأیت عبداللّه بن عمریبول قائماً» یعنى عبداللّه بن عمررادیدم كه ایستاده بول مى كرد.

نتیجه : برادران اهل سنت آیا كسیكه هنوز مسائل ساده اسلام را هم نمی داند و اینگونه عمل می كند آیا شایسته جانشینی پیامبر اكرم (ص)  است؟

آیا كسیكه ایستاده بول می كند شایسته جانشینی پیامبر اكرم است؟

آیا پیروی از این شخص جایز است؟

خودتان عادلانه قضاوت كنید




طبقه بندی: اعترافات اهل سنت،
[ شنبه 28 مرداد 1391 ] [ 13:09 ] [ خادمین هیئت ]

بخشش کرم حضرت علی (ع) در رکوع نماز (از کتب اهل تسنن)

در این پست برای شما از كتب خود جماعت مخالفین نشان می دهیم كه در قرآن آیاتی در شأن حضرت علی علیه السلام وجود دارد ، كه اهل تسنن منكر آن هستند ، سند زیر آیه ۵۵ سوره مباركه مائده می باشد كه در شأن حضرت علی علیه السلام نازل شده است.

این مطلب در كتاب تفسیر درالمنثور - جلد ۵ - چاپ مركز للبحوث و الدراسات العربیة و الاسلامیة - صفحه ۳۶۰ - تفسیر سوره مائده موجود می باشد.

تصویر زیر صفحه ۳۶۰ كتاب تفسیر درالمنثور می باشد.

( توجه : برای دیدن تصویر در اندازه واقعی روی آن كلیك نمایید )

 

ترجمه حدیث :پیامبر آیه ۵۵ سوره مائده را برای صحابه تلاوت فرمودند و سپس فرمودند : هر كس من مولای اویم ، علی مولای اوست ، پروردگارا من دوستم با دوستدار او و دشمنم با دشمن او.

و استخراج شده از ابو شیخ ، ابن مردویه ، و ابن عساكر  از علی بن ابی طالب گفت : این آیه  در منزل رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر ایشان نازل شد  : ( انما ولیكم الله و رسوله و الذین آمنوا ) تا آخر آیه. پس پیامبر از خانه خود خارج شد سپس وارد مسجد شدند ، و امدند و دیدند كه مردم نماز می خوانند ، پس پیامبر از آن مستمند سوال فرمودند : ( ای نیازمند ، آیا كسی چیزی به تو داده است؟ ). گفت : نه ، جز آن كسی كه در حال ركوع است ، یعنی علی بن ابی طالب علیه السلام ، كه انگشتر خود را به من داد.

نتیجه۱ ـ پس ثابت شد كه این آیه مباركه در شأن حضرت علی علیه السلام بر پیامبر نازل شده است.

۲ـ وقتی این آیه نازل شد پیامبر برای مردم قرائت فرمودند و فرمودند كه علی مولای شما است ، پس ثابت می شود از این آیه مباركه كه جانشین پیامبر حضرت علی می باشد.

۳ـ این آیه ثابت می كند كه در قرآن آیات زیادی درباره امام علی علیه سلام وجود دارد ، و شبهه ای كه برادران اهل تسنن ذكر می كنند كه آیه ای در شأن ایشان موجود نیست رد می شود.

 اهل تسنن لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت كنید

 




طبقه بندی: اعترافات اهل سنت،
[ شنبه 28 مرداد 1391 ] [ 13:08 ] [ خادمین هیئت ]

اسلام آوردن ظاهری عمر بن خطاب از کتب اهل سنت

در این پست از كتب خود جماعت مخالفین ثابت می كنیم كه عمر بن خطاب اصلا مسلمان نیست و به ظاهر می گوید كه من مسلمان شدم.

این مطلب در كتاب صحیح بخاری - چاپ دارالفكر - صفحه ۲۴۲ - كتاب المناقب - باب اسلام عمر بن خطاب - حدیث دوم موجود می باشد.

تصویر زیر صفحه ۲۴۲ و حدیث دوم كتاب صحیح بخاری می باشد.

( توجه : برای دیدن تصویر در اندازه واقعی روی آن كلیك نمایید )

ترجمه حدیث: روایت است از عبد الله بن عمر از پدر خود ( عمر ) گفت : عمر در خانه خود پنهان شده بود از شدت ترس ، عاص بن وائل سهمی آمد و لباسهایش بسیار زیبا بود و از حریر بود ، و او از بنی سهم و خلفای جاهلیت است ، و به عمر گفت : عمر چه شده است؟ عمر گفت : قوم تو به این فكر هستند كه اگر من مسلمان بشوم من را می كشند ، عاص بن وائل به عمر گفت تو برو و مسلمان شو ، من نمی گذارم كسی تو را اذیت كند و آسیبی به تو برساند ، عمر گفت : بعد از اینكه عاص بن وائل این ضمانت را به من داد من ایمان آوردم.

۱ـ از این حدیث ثابت شد كه عمر بن خطاب اصلا مسلمان نیست و خود پسر عمر این حدیث را روایت كرده است.

۲ـ عمر بعد از اینكه عاص بن وائل كه یك دشمن پیامبر می باشد به او ضمانت می دهد عمر به ظاهر مسلمان می شود.

ـ آیا عمر كه از شدت ترس در خانه پنهان شده شجاع می باشد؟3

ـ آیا این اسلام عمر كه بوسیله یك مشرك بدست می آید ارزشی دارد؟4

ـ  پس ثابت شد از این حدیث كه عمر بن خطاب كافر می باشد و مسلمان نیست.5

اهل تسنن لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت كنید

 




طبقه بندی: اعترافات اهل سنت،
[ جمعه 27 مرداد 1391 ] [ 13:01 ] [ خادمین هیئت ]

ابوبكر و عمر دروغگو و خائن هستند (از كتب اهل تسنن)

در این پست از كتب اهل تسنن برای شما ثابت می كنیم كه ایویكر و عمر به نقل از خودشان گناه كار و دروغگو و خائن هستند.

این مطلب در كتاب صحیح مسلم - چاپ دارالفكر - كتاب الجهاد والسیر - باب حكم الفیء - صفحه ۸۸۵ -حدیث ۱۷۵۷ می باشد.

تصویر زیر صفحه ۸۸۵ كتاب صحیح مسلم می باشد.

( توجه : برای دیدن تصویر در اندازه واقعی روی آن كلیك كنید )

.

ترجمه متون مشخص شده : عمر گفت نظر شما ( حضرت علی علیه السلام و عباس عموی پیامبر ) راجع به ابوبكر این است كه او را دروغگو و گناهكار و خیانتكار و خائن می دانید.

عمر می گوید كه شما ( امیرالمومنین علیه السلام ) من ( عمر ) را نیز دروغگو و گناهكار و خیانتكار و خائن می دانید.

نتیجه : ۱ ـ برادران اهل تسنن این حدیث نشان می دهد كه حضرت علی ( ع ) از ابوبكر و عمر راضی نمی باشند.

۲ ـ در این حدیث به اعتراف خود ابوبكر و عمر مشخص شد كه آنها دروغگو و خائن و گناهكار و خیانتكار هستند.

لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت كنید




طبقه بندی: اعترافات اهل سنت،
[ جمعه 27 مرداد 1391 ] [ 12:53 ] [ خادمین هیئت ]

یکی از مسائل بسیار مهم و کلیدی بین شیعیان حیدر صفدر و جماعت مخالفین این است که عمر بن الخطاب به خانه وحی هجوم نیاورده است و آن را به آتش نکشیده است. همانطور که در پستهای اخیر مشاهده نمودید با ارائه دلایل و مسانید معتبر از کتب خود مخالفین به اثبات رساندیم که عمر بن الخطاب تهدید کرده است که خانه وحی را به آتش خواهد کشید. در این پست بر آنیم تا به فضل مولای دو عالم حضرت زهرای اطهر صلوات الله علیها به اثبات برسانیم که عمر بن الخطاب خانه وحی را به آتش کشیده است. باشد که جماعت مخالفین اهل بیت علیهم السلام کمی تعقل نموده و دست از تعصب برداشته و مسیر حق را دریابند.

این مطلب در کتاب روح المعانی - چاپ دار احیاء التراث العربی ، بیروت - جلد ۳ - صفحه ۱۲۴ موجود می باشد.

تصاویر زیر مجلد کتاب و صفحه ۱۲۴ کتاب روح المعانی می باشد.

( توجه : برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک نمایید )

 

ترجمه حدیث: زمانی که مردم باابوبکر بیعت کردند وعلی بیعت نکرد، ابوبکر قنفذ را به محضر علی فرستاد وگفت: به دنبال علی برو و به او بگو خلیفه رسول خدا رااجابت کن. قنفذ نزد علی رفت و پیغام ابوبکر به حضرت رساند. علی فرمود: چه زود به پیامبر خدا دروغ بستید ومرتد شدید. به خداسوگند پیامبر، غیر ازمن کسی را به خلافت منسوب نکرد. ابوبکر برای بیعت به دنبال علی فرستاد وعلی قبول نکرد، عمر عصبانی شد و درب خانه علی را به آتش کشید و داخل خانه شد. فاطمه برابر او قرار گرفت و فریاد زد: یا ابتاه یا رسول الله عمر شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوی فاطمه زد و نیز با تازیانه به بازوی وی زد در این هنگام فریاد فاطمه برخاست یا ابتاه . علی ناگهان از جای برخواست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت به زمین کوبید وضربه ای محکم بر بینی و گردن عمر نواخت.

نکات این مبحث : ۱ ـ در این حدیث ثابت شد که عمر بن خطاب به تهدید خود عمل کرده و خانه وحی را به آتش کشیده است و از ابوبکر دستور گرفته و ابوبکر نیز شریک جرم می باشد.

۲ ـ اذیت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اذیت خداست و شخص اذیت کننده ملعون است و در آتش جهنم. سوره مبارکه احزاب آیه ی ۵۷ ( ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الآخره و اعد لهم عذابا مهینا ) آتش زدن خانه وحی اذیت حضرت زهرای اطهر است و در نتیجه اذیت رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم و طبق آیه ی شریف هر کس رسول خدا را بیازارد خدا را آزرده است و خداوند او را در هر دو دنیا لعنت می کند و برای او آتشی دردناک آماده کرده است. پس ثابت شد که عمر بن خطاب همین الان در آتش جهنم به سر می برد و ملعون در عالم است.

۳ ـ نکته بسیار مهمی که در این حدیث ثابت شد و آلوسی صاحب کتاب به آن اعتراف کرد این است که حضرت علی صلوات الله علیه وقتی عمر بن خطاب وارد خانه شد از کمربند او گرفت و او را به زمین زد و بر گردن و بینی او ضربه زد. این مطلب پاسخ شبهه ای است که جماعت مخالفین معتقدند که حضرت علی صلوات الله علیه در مقابل عمل عمر هیچ واکنشی نشان ندادند.

نکات در مورد این مبحث زیاد است و دلایل کفر عمر از این حدیث و آیات قرآن کریم بسیار است که ما به همین مقدار بسنده می کنیم. البته کفر عمر و عدم ایمان بسیار واضح و روشن است و کسی که عقل و درک داشته باشد می تواند حقیقت را بیابد.

جماعت مخالفین اهل بیت علیهم السلام لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت کنید




طبقه بندی: اعترافات اهل سنت،
[ پنجشنبه 26 مرداد 1391 ] [ 12:58 ] [ خادمین هیئت ]

ابابکر وعمر وپیروان آنها مشرک هستند(از کتب اهل سنت)

در این پست قصد داریم تا از كتب خود جماعت بكری و عمری ثابت كنیم كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم ابوبكر را مشرك خواندند.

این مطلب در كتاب ادب المفرد محمد بن اسماعیل بخاری ، كتاب الذكار ، باب فضل الدعاء ، ص ۲۴۳ ، حدیث۷۲۶ می باشد.

متن حدیث :

عن معقل بن یسار قال انطلقت مع أبی بكر الصدیق رضی الله عنه إلى النبی صلى الله علیه

وسلم فقال : ( یا أبا بكر للشرك فیكم أخفى من دبیب النمل ) فقال أبو بكر : وهل الشرك إلا من جعل

مع الله إلها آخر؟ قال النبی صلى الله علیه وسلم : ( والذی نفسی بیده للشرك أخفى من دبیب النمل .

 

وسلم فقال : ( یا أبا بكر للشرك فیكم أخفى من دبیب النمل ) .

 

روایت است از معقل بن یسار كه گفت : ابوبكر به سمت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم رفت و پیامبر صلوات الله علیه به ابوبكر گفت : ای ابوبكر قطعا شرك در تو و جماعت تو مانند حركت مورچه مخفی شده است. پس ابوبكر گفت : آیا شرك جز این است كه برای خداوند معبود دیگری قرار داد؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : به كسی كه جانم در دست اوست شرك در تو و جماعت تو مانند حركت مورچه پنهان شده است.

نتیجه : ۱ ـ  برادران اهل تسنن ، آیا كسی كه پیامبر او و جماعتش را مشرك می داند مسلمان است و جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم است؟

۲ ـ این حدیث نشان می دهد با اینكه ابوبكر مشرك است ، عمر و عثمان نیز مشرك هستند.

۳ ـ حرف ( ل ) كه در ابتدای للشرك آمده است ، به معنای قطع و یقین است.

4 ـ آیا پیروی از كسی كه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را مشرك می داند جایز است؟

لطفا تعصب را كنار گذاشته و عادلانه قضاوت كنید




طبقه بندی: اعترافات اهل سنت،
[ پنجشنبه 26 مرداد 1391 ] [ 12:56 ] [ خادمین هیئت ]


نزاع کننده در خلافت کافر است !

 

ابن مغازلی به سند متصل از ابــوذر روایت کرده که پیامبر اکرم صلی الله

 

علیه و اله فرمودند:

 

هرکه بعداز من با علــــــی علیه السلام درخلافت منازعه کند کافر است

 

مناقب ابن مغازلی ص۴۵ح۶۸- ینابیع المودة ص۹۷ - کنزالعمال ج۱ص۲۰۹ ح۱۰۴۶ - مناقب ابن شهر آشوب ح۳ص۲۱۶.

 

 در نزاع عمر و ابابکر با آقا امیر المومنین علیه السلام در رابطه با خلافت 

 

هیچ شکی  وجود ندارد. فکر نکنم که نیاز به استدلال باشد . همان بس

 

که به اعتراف بزرگان اهل سنت نزاع عمر و ابابکر با علی علیه السلام بر

 

سرخلافت به جایی کشیدکه ابوبکردستور حمله به خانه آقاامیرالمومنین

 

علیه السلام را صادر کرد و عمر به پیروی از او به خانه وحی حمله کرد و

 

این حـمـلـه باعـث کشـته شـدن حـــضـــرت زهـــــرا سلـام الله عـلیها و

 

حـــضــرت مــحــســن سـلـام الله عـلیه شـد.

 

 

برای اطلاع بیشتر در این مورد میتوانید به مصادر (اهل سنت) زیر

 

مراجعه فرمایید:

 

مصنف ابن ابی‏شیبه 8/ 572

میزان الاعتدال 2/ 490، شماره 4549

انساب الأشراف 1/ 586، ط دار معارف، قاهره

تذکره الحفاظ 3- 092، شماره 860.

سیر اعلام النبلاء 13/ 162، شماره 96.

البدایه والنهایه 11/ 65، حوادث سال 279

الامامه و السیاسه، ص 12، چاپ المکتبه التجاریه الکبری، مصر

عقد الفرید، ج 4 ص 268

تاریخ طبری، ج 3 ص 430

مروج الذهب، ج 2 ص 303.

و...




طبقه بندی: اعترافات اهل سنت،
[ پنجشنبه 29 تیر 1391 ] [ 15:20 ] [ خادمین هیئت ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ


روایات/احادیث/معجزات/مداحی/سخنرانی
/تصاویر/اشعار اهل بیت علیهم السلام

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آخرین مطالب

هیئت بیت العباس(علیه السلام)جوادیه،تهران

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

در زندگی هر یك از ما گاهی بر سر دو راهی قرار می گیریم و بعد از مشورت با دیگرانم و زدن تمامی درها اگر نتوانستیم راه خودمان را انتخاب كنیم به استخاره روی می اوریم و از خداوند طلب خیر میكنیم .

ابتدا نیت نمایید سپس روی استخاره بگیر کلیک فرمایید
اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ العَن صَنَمَی قُرَیشٍ وَ جِبتَیها وَ طاغُوتَیها وَ إِفکَیها وَ إِبنَتَیهِما اللَّذینَ خالَفا أمرَک وَ أنکَرا وَحیَک وَ جَحَدا إِنعامَک وَ عَصَیا َرسُولَک وَ قَلَّبا دینَک وَ حَرَّفا کِتابَک وَ أحبا أعداءَک وَ جَحَدا آلاءَک وَ عَطَّلا أحکامَک وَ أبطَلا فَرائِضَک وَ ألحَدا فِی آیاتِک وَ عادَیا أولیاءَک وَ والَیا أعداءَک وَ خَرَّبا بِلادَک وَ أفسَدا عِبادَک اللّهُمَّ العَنهُما وَ أتباعَهُما وَ أولیاءَهُما وَ أشیاعَهُما وَ مُحِبّیهِما فَقَد أخرَبا بَیتَ النُّبُوَّة وَ رَدَما بابَه وَ نَقَضا سَقفَهُ وَ ألحَقا سَماءَهُ بِأرضِهِ وَ عالیَهُ بِسافِلِه وِ ظاهِرَهُ بِباطِنِه وَ استَأصَلا أهلَه وَ أبادا أنصارَه وَ قَتَلا أطفالَه وَ أخلَیا مِنبَرَه مِن وَصیِّه وَ وارِثِ عِلمِه وَ جَحَدا إمامَتَهُ وَ أشرَکا بِرَبِّهِما فَعَظِّم ذَنبَهُما وَ خَلِّدهُما فی سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَر لا تُبقی وَ لا تَذَر َاللّهُمَّ العَنهُم بِعَدَدِ کُلِّ مُنکَرٍأتَوهُ وَ حَقّ ٍاَخفَوهُ وَ مِنبَرٍ عََلوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلیّ ٍآذُوهِ وَطَریدٍ آوَوهُ وَ صادِقٍ طَرَدوهُ وَ کافِرٍ نَصَرُوهُ وَ إِمامٍ َقهَرُوهُ وَ فَرضٍ غَیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقُوهُ وَ خَیرٍ بَدَّلُوهُ وَ ُکفرٍ نَصَبُوهُ وَ إرثٍ غَصَبُوهُ وَ فَیءٍ اقتَطَعُوهُ وَ سُحتٍ اَکَلُوهُ وَ خُمسٍ استَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ بَسَطُوهُ وَ نِفاقٍ أسرَوُهُ وَ غَدرٍ أضمَرُوهُ وَ ظلمٍ نَشَرُوهُ وَ وَعدٍ أخلَفُوهُ وَ أمانٍ خانُوهُ وَ عَهدٍ نَقَضُوهُ وَ حَلالٍ حَرَّمُوهُ وَ حَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَقُوهُ وَ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَ ضِلعٍ دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَ عَزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبَوه ‎ للّهُمَّ العَنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها وَ سُنَةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ نَکَسوها وَ دَعوى أبطَلُوها وَ بَیِّنَةٍأنکَرُوها وَ حیلَةٍ أحدَثُوها وَ خیانَةٍ أورَدُوها وَ عَقَبَةٍ اِرتَقُوها وَ دِبابٍ دَحرَجُوها وَ أزیافٍ لَزَمُوها وَ شَهاداتٍ کَتَمُوها وَ وَصیَّةٍ ضَیَّعُوها. ‎ اللّهُمَّ العَنهُما فی مَکنُونِ السِّر وَ ظاهِرِ العَلانیَةِ لَعناً کَثیراً أبَداً دائِمَاً دائِباً َسرمَداً لا انقِطاعَ لِأمَدِه وَ لا نَفادَ لِعَدَدِه لَعناً یَغدُو أوَّلُهُ وَ لا یَرُوحَ آخِرُهُ لَهُم وَ لِأعوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهِم وَ مُوالیهِم وَ المُسَلِّمینَ لَهُم وَ المائِلینَ إلَیهِم وَ الناهِضینَ بِاحتِجاجِهِم وَ المُقتَدینَ بِکَلامِهِم وَ المُصَدِّقینَ بِأحکامِهِم. پس چهار مرتبه بگو : اللّهُمَّ عَذِّبهُم عَذاباً یَستَغیثُ مِنهُ أهلُ النّار آمینَ رَبَّ العالَمین